25 آثار و فواید مسئولیت‌پذیری

بر اساس دیدگاه « کلز » (روان‌شناس)، مسئولیت‌پذیری آثار مثبت بسیاری دارد که عبارت‌اند از: توانایی برخورد با شرایط دشوار و انتخاب تصمیمات درست، احساس رضایت درونی، پرورش انضباط درونی، کسب اعتماد به نفس و رشد تفکر و افزایش قدرت شناختی، سازگاری بیش‌تر با خانواده و محیط زندگی و مورد توجه خانواده، گروه و جامعه قرار گرفتن، برخورداری از یک توان بالا برای انجام درست و به موقع کارها و ایجاد روحیه‌ی نشاط، شادابی و صرفه جویی در هزینه‌های گزافی که در مؤسسات اصلاح رفتار، بازداشت‌ها و صرف بازپروری افراد می‌شود و … (حسینی‌راد، 1392).

همچنین برخی از پیامدهای مسئولیت‌پذیری عبارت‌اند از: شناسایی و شکوفایی استعدادها، ایجاد انگیزه‌ی بیشتر برای پذیرش مسئولیت بیشتر، ایجاد انگیزه‌ی مبارزه جویی و سخت کوشی، ایجاد تعهد و پشتکار نسبت به انجام دادن کار، فراهم شدن زمینه توانمندی در سایر مهارت‌ های زندگی، رشد فکری و رشد شخصیت، افزایش عزت نفس، پذیرش اشتباه، انجام دادن درست کارها، و تشویق دیگران به مسئولیت‌پذیری (ویتو، 2003).

2-26 مسئولیت پذیری از طریق الگو گرفتن کودکان از والدین

بشر از آغاز زندگی و بیش از هر چیز با این روش رشد می کند و شکوفا می شود و همیشه وجود الگوها و سرمشق های بزرگ در زندگی انسان ها وسیله ی مؤثری برای تربیت و پرورش روحی   انسان ها بوده است. به همین دلیل، پیامبران و رهبران معصوم مهم ترین و بیشترین نقش هدایتی و تربیتی را با کردارشان نشان می دادند. واضح است که ارائه الگوی عملی و عینی، موجب تأثیرگذاری و برانگیختگی روانی هم سو با ابعاد شخصیتی الگو می شود. تأثیر عمیق و جدی الگو، مبتنی بر روحیه ی تقلید و همانندسازی در آدمی است. آدمی از هنگام تولد و آغاز زندگی به همراه یک سری غرایز پا به این عالم می گذارد که از جمله ی آن، غریزه تقلید است. کودک می تواند به کمک این غریزه همانند مربیان خود – از جمله پدر و مادر – برادر و خواهر خود- سخن بگوید و رفتار نماید و خصلت های اخلاقی را بیاموزد (عاشوری لنگرودی، 1388).

مطلب مشابه :  چطور بهترین زندگی را بسازیم

یادگیری مسئولیت‌پذیری در نهاد خانواده شکل می‌گیرد. بدین معنا که آموزش مسئولیت‌پذیری از سنین اولیه کودکی آغاز می‌شود. وقتی در موضوعی که بر کودک اثرگذار است از او نظر خواهی کنیم و به او اجازه دهیم عقیده‌اش را در مورد آن بیان کند، کودک در مورد آن موضوع احساس مسئولیت می‌کند. کودک زمانی مسئول به شمار می‌آید که با در نظر گرفتن نیازهای خود و دیگران و هدف ‌هایش عمل کند و بهترین روش در این مورد الگوبرداری از والدین است (درسیتان، 1389).

به طور مثال والدینی که خواسته‌ های خود را اولویت‌بندی می‌کنند و بر اساس اولویت‌ هایشان برنامه‌ریزی مالی می‌نمایند، سپس کودکان را با صمیمت و قاطعیت از تصمیم‌گیری خود مطلع کرده و در مواقع لزوم نظر آن‌ها را پرسیده و مورد ارزیابی قرار می‌دهند، کودکانشان نیز همین الگو را فرا می‌گیرند و به اولویت ‌های خود و دیگران توجه نشان می‌دهند در خانواده چنانچه والدین خود الگوهایی مسئولیت‌پذیر برای فرزندانشان باشند، انتظارات آنها واضح و روشن باشد، مسئولیت ‌های جزئی را به کودکان بسپارند و آنها را بابت انجام وظایفشان مورد تشویق قرار دهند می‌توانند مسئولیت‌پذیری کودکان را افزایش دهند(همان منبع).

والدین غیرمسئول نمی‌توانند مسئولیت را به فرزندان خویش بیاموزند. آنها برای کودکان خود الگوی بی مسئولیتی محسوب می‌شوند هنگامی که والدین با اشتیاق، تعهد و قاطعیتی معقول به وظایف خویش عمل می‌کنند، کودکان خود را با این منش وفق می‌دهند. حتی وقتی کودکان مشاهده می‌کنند والدینشان وظایفی را اجرا می‌کنند که انجام آنها دشوار است مسئولیت‌پذیری را بهتر می‌آموزند. کودکان با مشاهده‌ی طرز رفتار پدر و مادر با یکدیگر نیز مسئولیت‌پذیری را فرا می‌گیرند. چنانچه والدین در قبال هم احساس مسئولیت کنند و روشی آزادانه، صادقانه و صریح در خانواده حکم فرما باشد فرزندان آسان تر عهده‌دار مسئولیت می‌شوند (کلمز و بین، ترجمه علی‌پور، 1387).

مطلب مشابه :  روش های آسون برای تقویت خلاقیت

از آنجا که یکی از راه های اکتساب رفتارهای اجتماعی در کودکان نیز، از جمله مسئولیت پذیر بودن، سخاوت، بخشندگی، بلندنظری و نوع دوستی و غیره ، همانندسازی با الگوها و تقلید از رفتارهای آن ها ست. آشکار است که مربی باید بکوشد تا برای آن ها نمونه و الگوی خوبی باشند    (مفیدی، 1389).

کودکان، زمان بسیاری را برای مشاهده رفتار والدین و الگوبرداری از آن صرف می کنند.     مسئولیت پذیری، زمانی برای والدین اهمیتی ویژه پیدا می کند که آنان مستقیمأ با کودکان رویارو می شوند. زیرا کودکان در این  واکنش های متقابل نکات بسیاری را در مورد مسئولیت فرا          می گیرند. کودکان وقتی مشاهده کنند که والدین شان وظایفی را اجرا می کنند که انجام آن ها دشوار یا ناخوشایند است، مسئولیت پذیری را می آموزند. کودکان با مشاهده طرز رفتار پدر و مادر با یکدیگر، مسئولیت پذیری را یاد می گیرند (کلمز، ترجمه علی پور، 1387).

چنانچه والدین در قبال هم احساس مسئولیت کنند و روشی آزادانه، صادقانه و صریح در خانواده حکمفرما باشد، فرزندان آنان بسیار آسان تر عهده دار مسئولیت می شوند. کوکانی که مشاهده می کنند والدین شان تعارض ها را به شیوه ای مسالمت آمیز حل می کنند، همان رفتار را الگوی خویش قرار می دهند. والدینی که سایرین را مسبب مشکلات خویش می دانند، متزلزل اند، فراموش کاراند، بازیچه دیگران قرار می گیرند، و از سایرین می خواهند که به جای ایشان تصمیم بگیرند، برای کودکان خویش الگوی بی مسئولیتی محسوب می شوند. به هیچ روی نمی توان مسئولیت را به کودکانی که والدین شان غیرمسئولانه عمل می کنند، آموخت (همان منبع).