اضطراب بیمارستانی در کودکان

در طول چار دهه گذشته، پژوهشای بالبی[1]، راتر[2]، اسکیپپر[3]، ملامد[4] و بقیه به ما در فهم اضطراب وابسته به بیمارستان کمک زیادی کرده.  مثلا، پریشونی هیجانی، در جدایی از والدین و قرارگرفتن در محیط ناشناس بیمارستان، روی کودکان 6 ماهه تا 4 ساله بیشترین اثر رو داره، اما در کودکان بزرگتر هم مشاهده می شه. اضطراب والدین بر اضطراب کودکان بستری در بیمارستان اضافه می کنه. از طرف دیگه، جفت و جور آوردن اطلاعات و حمایتای هیجانی واسه والدین و نظاره کردن کودکان در حال بازی در جوی آروم در تنظیمات بیمارستانی اضطراب کودکان بستری در بیمارستان رو کم می کنه. ابعاد معینی از اضطراب وابسته به بیمارستان کمتر روشن شدن. موضوعات مورد مطالعه قرار گرفته در این مورد عبارتند از دوره های عادی اضطراب زمان کودکی وابسته به بیمارستان و هم اضطراب والدین؛ مریضی و روش های درمانی به طور کامل بررسی نشده ان.

طراحی بیمارستان و روش های اون کم کم به مفاهیم اضطراب زمان کودکی اضافه می شن. بخشای مدرن و عادی کودکان به اتاقای همراه واسه والدین، آماده سازی واسه روش ها، برنامه های بازی سازماندهی شده بیمارستانی، و شرکت فعال والدین در مراقبتای بیمارستانی مجهز می شن. مستندات در مورد اثر این تغییرات به دو دلیل مهم هستن. اول اینکهً، پذیرش بالینی تاثیر این تغییرات در این دوره از بررسیا و تغییر مداخلات جدید جلوگیری می کنه. دوم اینکهً، دفاع در مقابل تهدیدات اجرایی واسه برنامه های ساپورت هیجانی بدون اثبات تاثیر سخت هستن (فوسون، مارتین، هالی، 1990).

فوسون، مارتین، و هالی[5] (1990) در مطالعه ای سه پیش فرض مربوط به اضطراب رو در کودکان بیمارستانی در سنین کمون مورد بررسی قرار دادن: 1) کاهش اضطراب در بین بستری شدن در بیمارستان، 2) اضطراب یکی با علائم، روش ها و اضطراب والدین، و 3) اضطرابی که به دنبال بازیای هدایتی با لوازم واقعی پزشکی و هم وسائل مثل سازی شده پزشکی کم میشه. یافته های اونا فرضیه های اول و دوم رو با معنی آزمایش کرد، اما فرضیه سوم اونا مبنی بر اینکه اضطراب به دنبال بازیای هدایتی کاهش پیدا می کنه از دید آماری با معنی نبود. اینجوری که  اضطراب کودکان و والدین همراه اونا در طول چار روز اول به طور پیشرونده ای کاهش پیدا میکرد. با اینکه سطوح متوسط اضطراب کودکان بعد از 30 دقیقه در جلسه بازی درمانی با وسایل پزشکی بیشتر از بازی با وسایل ساختگی کم شد اما این فرق از دید آماری با معنی بود. وقتی علائم و روش های پزشکی پایین نظر قرار گرفتن، بازم رابطه معناداری میان اضطراب کودکان و اضطراب والدین اونا برقرار بود. اینجوری اونا افزایش تسهیلات بالینی در ساپورت هیجانی والدین موقع پذیرش و بستری شدن کودکان اونا رو پیشنهاد کردن. اونا ادعا کردن که در هر رویدادی، هر دو بازیای پزشکی و مداخلات ساختگی ً رابطه اضطراب کودک با علائم، روش ها و اضطراب والدین رو قطع می کنه. این واقعیت که اضطراب در طول زمان بستری کم میشه شناسایی هر گونه کاهش رو به عنوان تابعی از مداخلات بسیار مشکل می کنه. اونا بیان داشتن که در هر مطالعه آینده در مورد بازی درمانی با مصالح پزشکی و به شکل هدایت شده، مداخلات باید از پیش تعریف شن، اندازه روبرو شدن باید زیاد شه و بازه میان جلسات بازی و ارزیابیای پیگیری باید کوتاه شه، تا شانس پیدا کردن هر گونه تاثیری زیاد شه .

مطلب مشابه :  مدیریّت علمه یا هنر ؟

 

[1] .Bowlby

[2] .Rutter

[3] .Skipper

[4] .Melamed

[5] .Fosson, Martib, & Haley