شکل های جور واجور واکنشای هیجانی:

واکنشای هیجانی از دو دیدگاه زیستی و شناختی قابل بررسیه. دیدگاه زیستی معمولا روی چند هیجان اصلی تاکید داره که دست کم دو یا سه و بیشترین حد ده تا هستن . نانسی استین بر 4 هیجان شادی ، غم، خشم و ترس تاکید داره، چون این هیجانا عکس العمل به فعالیتای اساسی، چون موفقیت، شکست، جلوگیری و  بلاتکلیفی  رو مشخص می کنن. ایزارد[1]، ده هیجان رو طبق نظریه هیجانای جدا خود معرفی می کنه که شامل خشم ، ترس، اندوه، شادی، نفرت، تعجب، شرم، گناه، علاقه و حقارته. دیدگاه شناختی قاطعانه تاکید داره که آدما خیلی بیشتر از دو یا ده هیجان که دیدگاه زیستی معرفی می کنه، تجربه می کنن . نظریه پردازان شناختی می گن البته درسته که تعداد محدودی مدار عصبی، جلوهای صورت ، واکنشای بدنی(مثل واکنشای جنگ و فرار) هست، اما چند هیجان جور واجور می تونن از یه عکس العمل زیستی ایجاد شن. مثلا یه جواب فیزیولوژیکی، مثل بالا رفتن تند  فشار خون، می تونه مبنای زیستی خشم و حسادت یا رشک باشه. از طرفی چون در این دیدگاه موقعیتا رو میشه بسیار متفاوت تعبیر کرد و از اون جایی که هیجانا از ترکیب آزمایش شناختی، زبون ، علم شخصی، گذشته، جامعه پذیری و انتظارات فرهنگی به وجود میاد، آدما تعداد زیادی هیجان رو تجربه می کنن(ریو، ترجمه سید محمدی،1385).

[1] Ezard,k

مطلب مشابه :