روش‌های نوین تدریس:

2-13-1- تعریف روش:

روش در مقابل واژه‌ی لاتینی «متد» به کار می‌رود و واژه‌ی متد در فرهنگ فارسی «معین» و فرهنگ انگلیسی به فارسی «آریانپور» به: روش، شیوه، راه، طریقه، طرز، اسلوب معنی شده است. به‌طورکلی «راه انجام دادن هر کاری» را روش گویند. روش تدریس نیز عبارت از راه منظم، باقاعده و منطقی برای ارائه درس است. روش تدریس، شیوه یا راهی است که مدرس را به هدف درس یعنی یادگیری و آموزش دادن مطالب به شاگردان می‌رساند (علوی  1384، 23).

 

 

 

2-14-تقسیم‌بندی روش تدریس:

روش‌های تدریس به دودسته کلی تقسیم مسی شوند، روش‌هایی که درگذشته بسیار دور به کار می‌رفته‌اند، روش‌های تاریخی و روش‌هایی که متکی بر یافته‌های روان‌شناسی و علوم تربیتی جدید می‌باشند، روش‌های نوین نامیده می‌شوند (موسوی  1391، 179).

1 ـ روش‌های تاریخی 2 ـ روش‌های نوین

اصطلاح تدریس، اگرچه در متون علوم تربیتی مفهومی آشنا به نظر می‌رسد، اکثر معلمان و مجریان برنامه‌های درسی بامعنی و ماهیت درست آن آشنایی دارند. برداشت‌های مختلف معلمان از مفهوم تدریس می‌تواند در نگرش آنان نسبت به دانش آموزان و نحوه‌ی کار کردن با آن‌ها تأثیر مثبت یا منفی بر جای گذارد. برداشت چندگانه از مفهوم تدریس می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از مهم‌ترین آن‌ها ضعف دانش‌پایه و اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از دیدگاه‌های مختلف تربیتی است. گاهی آشفتگی و اغتشاش در درک مفاهیم تربیتی به حدی است که بسیاری از کارشناسان، معلمان و دانشجویان این رشته مفاهیمی چون پرورش، آموزش، تدریس و حرفه‌آموزی را یکی تصور می‌کنند و به‌جای هم به کار می‌برند. این مفاهیم اگرچه ممکن است در برخی جهات وجوه مشترک و درهم‌تنیده داشته باشند، اصولاً مفاهیم مستقلی هستند و معنای خاص خود رادارند (صفوی  1370، 239).

پرورش یا تربیت «جریانی است منظم و مستمر که هدف آن هدایت رشد جسمانی، شناختی، اخلاقی و اجتماعی یا به‌طورکلی رشد همه‌جانبه شخصیت دانش آموزان در جهت کسب و درک معارف بشری و هنجارهای موردپذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعداد آنان است» (سیف  1379، 28). براساس چنین تعریفی پرورش یک نظام است، نظامی که کارکرد اساسی‌اش شکوفا کردن استعداد و تربیت شهروندانی است که هنجارهای موردپذیرش جامعه را کسب کنند و متعهد به ارزش‌های آن باشند. حتی بسیاری از صاحب‌نظران تربیتی کارکردی فراتر از کارکرد ذکرشده برای پرورش قائل‌اند و معتقدند که القای ارزش‌ها و سنت‌ها و اخلاقیات پذیرفته‌شده جامعه به افراد یکی از قدیمی‌ترین دیدگاه پرورشی است، به‌جای چنین کارکردی، نظام تربیتی باید رشد مهارت‌های شناختی از قبیل تفکر انتقادی، تحلیل ارزش‌ها و مهارت‌های گروهی را در کانون کارکردهای خود قرار دهد تا زمینه‌ی مردم‌سالاری در جامعه فراهم شود. میلر[1] (1983) و گروهی دیگر نیز بر این باورند که نظام تربیتی باید عامل تغییر و تحول اجتماعی باشد. فریر[2] (1972) مطرح می‌کند که تحلیل مفاهیم و کارکردهای ذکرشده نشان می‌دهد که به‌هیچ‌وجه نمی‌توان مفهوم «پرورش» را با مفاهیمی چون آموزش، تدریس و یا حرفه‌آموزی یکی دانست. پرورش مفهومی کلی است که می‌تواند سایر مفاهیم را در درون خود جای دهد. مفهوم آموزش برخلاف پرورش یک نظام نیست، بلکه آموزش فعالیتی است هدف‌دار و از پیش طراحی‌شده، که هدفش فراهم کردن فرصت‌ها و موقعیت‌هایی است که امر یادگیری را در درون یک نظام پرورشی تسهیل کند و سرعت بخشد. بنابراین آموزش وسیله‌ای است برای پرورش، نه خود پرورش. آموزش یک فعالیت مشخص و دقیق طراحی‌شده است؛ پس هدف‌های آن دقیق‌تر و مشخص‌تر و زودرس‌تر از هدف‌های پرورشی است. آموزش ممکن است با حضور معلم و یا بدون حضور معلم از طریق فیلم، رادیو، تلویزیون و سایر رسانه‌ها صورت گیرد.

مفهوم تدریس به آن قسمت از فعالیت‌های آموزشی که با حضور معلم در کلاس درس اتفاق می‌افتد اطلاق می‌شود. تدریس بخشی از آموزش است و همچون آموزش یک سلسله فعالیت‌های منظم، هدف‌دار و از پیش تعیین‌شده را در برمی‌گیرد و هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری از سوی معلم است. به آن قسمت از فعالیت‌های آموزشی که به‌وسیله‌ی رسانه‌ها و بدون حضور و تعامل معلم با دانش‌آموزان صورت می‌گیرد به ‌هیچ‌وجه تدریس گفته نمی‌شود؛ بنابراین آموزش معنایی عام‌تر از تدریس دارد. به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت هر تدریسی آموزش است، ولی هر آموزشی ممکن است تدریس نباشد.

چهار ویژگی خاص در تعریف تدریس وجود دارد که عبارت‌اند از: الف(وجود تعامل بین معلم و دانش آموزان ب) فعالیت براساس اهداف معین و از پیش تعیین‌شده ج) طراحی منظم با توجه به موقعیت و امکانات د) ایجاد فرصت و تسهیل یادگیری. (شعبانی  1382، 9). تعریف تدریس: «تدریس عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد، براساس طراحی منظم و هدف‌دار معلم، برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد. تدریس مفاهیم مختلف مانند نگرش‌ها، گرایش‌ها، باورها، عادت‌ها و شیوه‌های رفتار و به‌طورکلی انواع تغییراتی را که می‌خواهیم در شاگردان ایجاد کنیم، دربر می‌گیرد» (میرزا محمدی  1383، 17).

 

 

2-15- روش‌های نوین تدریس:

2-15-1- روش کنفرانس (گــــرد هم‌آیی)

این روش با روش سخنرانی تفاوت دارد زیرا درروش سخنرانی، معلم مسئول دادن اطلاعات به دانش آموزان است. درحالی‌که در این روش اطلاعات توسط دانش آموزان جمع‌آوری و ارائه می‌گردد. این روش می‌تواند مشخص کند که دانش آموزان تا چه اندازه می‌دانند. این روش یک موقعیت فعال برای یادگیری به وجود می‌آورد. نقش معلم در کنفرانس صرفاً هدایت و اداره کردن جلسه و جلوگیری از مباحثاتی است که منجر به انحراف از موضوع کنفرانس و روال منطقی آن شود. این روش برای کلیه دروس و سنین مختلف کاربرد دارد(مرعشی  1387، 1).

 2-15-2- روش شاگرد ـ استادی

قدمت این روش به زمانی که انسان مسئولیت آموزش دهی انسان‌های دیگر را چه از طریق غیررسمی و چه از طریق رسمی به عهده گرفت، می‌رسد؛ و قدمت آن به صدر اسلام برمی‌گردد مسجد نخستین موسسه‌ای بود که چنین دستگاهی را برای تعلیم و تربیت مسلمان‌ها به‌کاربرده است. از روش‌های تعلیمی که درروش شاگرد ـ استادی حائز اهمیت است، روش حلقه یا مجلس است، که پیامبر عظیم‌الشان اسلام از این روش به مردم آن زمان آموزش می‌داد. همه افراد در کودکی دوست دارند نقشی غیر از نقش واقعی خود بازی کنند، روش شاگرد ـ استادی به این نقش خیالی، جامه عمل می‌پوشاند. در این روش به دانش آموزان اجازه داده می‌شود که نقش معلم را ایفا کنند. هدف اساسی این روش آن است که شاگرد، معلم گردد و از این طریق تجارب تازه و ارزشمندی به دست آورد. در این روش، در صورت فقدان معلمان متخصص، تعداد زیادی از دانش آموزان مهارت خاص را آموخته‌اند و می‌توان از آن‌ها استفاده کرد (مرعشی  1387، 2).

2-15-3- روش چند حسـی (مختلط)

استفاده از این روش مستلزم به کار گرفتن همه حواس است و جریان یادگیری از طریق تمام حواس صورت می‌گیرد. از طریق کاربست این روش می‌توان، مطالب و مهارت‌ها را درک کرد، ارتباط مؤثرتری برقرار کرد، مهارت‌ها و مطالب را از یک موقعیت به موقعیت دیگر تعمیم داد. در یادگیری روش چند حسی به‌طورکلی از همه حواس استفاده می‌شود، به‌بیان‌دیگر، یادگیری بصری که 75% از مجموع یادگیری ما از طریق دیدن است، یادگیری سمعی که 13% از مجموع یادگیری ما از طریق شنیدن است، لمس کردن، که 6% از مجموع یادگیری ما از طریق لمس کردن است، چشیدن که 3% از مجموع یادگیری ما از طریق چشیدن است و بوییدن که 3% از مجموع یادگیری از طریق بوییدن است.

مطلب مشابه :  اعضای هیات علمی و نقش آنان

2-15-4- روش حل مسئلـه

این روش یکی از روش‌های فعال تدریس است. اگر نظام آموزشی بخواهد توانایی حل مسئله را به دانش آموزان یاد دهد، البته مسئله به معنی مشکل و معضل نیست، به‌بیان‌دیگر مسئله موضوعی نیست که برای ما مشکل ایجاد کند، بلکه رسیدن به هدف در هر اقدامی، به‌نوعی حل مسئله است، (خورشیدی و همکاران  1379، 150) در این روش آموزش در بستر پژوهش انجام می‌شود و منجر به یادگیری اصیل و عمیق و پایدار در دانش آموزان می‌شود. در این روش ابتدا معلم باید مسئله را مشخص، سپس به جمع‌آوری اطلاعات توسط دانش آموزان پرداخته شود و بعد از جمع‌آوری اطلاعات براساس اطلاعات جمع‌آوری‌شده دانش آموزان فرضیه‌سازی و درنهایت فرضیه‌ها را آزمون و نتیجه‌گیری شود. اگر روش حل مسئله درست انجام شود می‌تواند منجر به بارش یا طوفان فکری گردد. یعنی اگر معلم روش تدریس حل مسئله را به‌درستی انجام دهد، دانش آموزان می‌کوشند تا برای حل مسئله با استفاده از تمام افکار و اندیشه‌هایی که دارند، در کلاس راه‌حلی بیابند و آن را ارائه دهند. به‌بیان‌دیگر اگر معلم درروش تدریس حل مسئله به‌درستی عمل کند، منجر به روش تدریس بارش مغزی نیز می‌شود. به‌طورکلی اگر نظام آموزش و پرویش بخواهد در جهت تقویت زمینه‌های بالقوه خلاقیت نقش مهمی ایفا کند همانا کاربست روش‌های تدریس حل مسئله و بارش فکری در کلاس درس توسط معلمان است (بخشی  1391، 2).

2-15-5- روش پروژه‌ای

 روش تدریس پروژه‌ای به دانش آموزان امکان می‌دهد تا قدرت مدیریت، برنامه‌ریزی و خودکنترلی را در خودشان ارتقاء بخشند. در این روش دانش آموزان می‌توانند با توجه به علاقه‌ی خود موضوعی انتخاب و به‌طور فعالانه در به نتیجه رساندن آن موضوع شرکت نمایند. بر این اساس در این روش دانش آموزان یاد می‌گیرند که چگونه به‌طور منظم و مرحله‌ای کاری را درس انجام دهند و این روش باعث تقویت اعتمادبه‌نفس در دانش آموزان می‌شود زیرا بین آن‌ها و معلم رابطه صحیح آموزشی برقرار است و درنهایت این روش باعث تقویت همکاری، احساس مسئولیت، انضباط کاری صبر و تحمل در انجام امور و تحمل عقاید دیگران و مهارت‌های اساسی پژوهش در دانش آموزان می‌شود(ترکمندی  1388، 1).

2-15-6- شیوه سخنرانی

معلم به‌طور شفاهی اطلاعات و مفاهیم را، در عرض مدتی که ممکن است از چند دقیقه تا یک ساعت یا بیشتر طول بکشد، در کلاس ارائه می‌دهد. در سخنرانی می‌توان معلم را با عنوان پیام‌دهنده و دانش‌آموز را به‌عنوان پیام گیرنده تصور کرد. از این نظر سخنرانی شیوه‌ای است یک‌سویه، برای انتقال اطلاعات، که معمولاً فراگیر در آن نقش غیرفعالی دارد. محتوای سخنرانی را معلم قبل از ورود به کلاس تعیین می‌کند. روش سخنرانی دارای معایب و محاسنی است، مزایای آن: 1. برنامه‌ریزی نمودن روش سخنرانی آسان و هزینه آن نسبت به سایر روش‌ها اندک است؛ 2. می‌توان فراگیران را دورهم جمع نمود و روی یک موضوع یا نکته متمرکز شد؛3. می‌توان مقدار زیادی از مواد و مطالب آموزشی را در مدت کوتاهی ارائه نمود؛ 4. می‌توان به‌آسانی برنامه زمان‌بندی‌شده یا زمان صرف شده روی موضوعات را کنترل کرد؛ 5. یک روش آشنا برای فراگیران است و با آن راحت خواهند بود؛ 6. می‌توان این روش را برای گروه‌های بزرگ تا جایی که سخنران دیده و صدایش شنیده شود، استفاده کرد؛ 7. می‌توان از این روش هنگامی‌که امکانات فیزیکی محدود است استفاده کرد. محدودیت‌های روش سخنرانی: 1. فراگیران اغلب غیرفعال هستند؛2. اجرای سخنرانی اثربخش مشکل است؛ 3. اگر از سخنرانی به مدت خیلی طولانی بدون مشارکت فراگیران استفاده شود آموزش خسته‌کننده و کسالت‌آور می‌شود؛ 5. هنگام سخنرانی مشکل است قضاوت نمود که فراگیران در حال آموختن و یادگیری هستند یا نه؛ 6. بیشترین فراگیری و به خاطر سپاری فراگیران زمانی است که به‌طور فعال در فرآیند آموختن درگیر هستند؛ 7. به مهارت‌های کلامی کافی نیاز دارد؛ 8. ارتباط یک‌طرفه است (ریچاردسون[3]  2008، 24-13).

 

 

2-15-7- شیوه بازگویی

 شیوه‌ای است که معلم بکار می‌برد تا فراگیر را در به یاد سپردن اشعار، قواعد، فرمول‌ها، تعاریف و اصطلاحات تشویق کند. در بازگویی معمولاً معلم از دانش‌آموز انتظار دارد که موضوع به یاد سپرده را کلمه به کلمه بیان کند. شیوه بازگویی مطالب، باآنکه اغلب در کلاس‌ها مورداستفاده قرار می‌گیرد، ولی متأسفانه ضرورتاً دلالت بر تحقق یادگیری نمی‌کند. کاربرد این شیوه تنها نشان می‌دهد که دانش‌آموز مطالب موردنظر را به یاد سپرده است. گاهی هدف معلم اساساً این است که دانش‌آموز موضوعی را به خاطر بسپارد تا برای درک مفهوم خاصی از آن را بکار برد، در این روش صورت بکار گرفتن این شیوه ممکن است مفید باشد(بخشی 1391، 3).

 2-15-8 – شیوه پرسش و پاسخ

شیوه پرسش و پاسخ شیوه‌ای است که معلم به‌وسیله آن فراگیر را به تفکر درباره مفهومی جدید یا بیان مطالبی فراگرفته شده تشویق می‌کند. معلم، وقتی‌که می‌خواهد مفهوم دقیقی را در کلاس مطرح نماید یا توجه فراگیران را به موضوعی جلب کند شیوه پرسش و پاسخ را به کار می‌برد و نیز بدین‌وسیله فراگیر را تشویق می‌کند تا اطلاع خود را درباره موضوعی بیان کند ممکن است برای مرور کردن مطالبی که قبلاً تدریس شده‌اند مفید باشد، یا وسیله خوبی برای ارزشیابی میزان درک فراگیر از مفهوم موردنظر باشد(شعبانی  1371، 294).

2-15-9- شیوه تمرینی

معلم معمولاً به‌وسیله تمرین، فراگیر را به تکرار مطلب یا کاربرد آن تشویق می‌کند تا فراگیر در موضوع موردنظر تبحر لازم را کسب کند. مثلاً معلم انگلیسی از فراگیر می‌خواهد که با تکرار شفاهی اصطلاحات، تلفظ صحیح آن‌ها را فراگیرد، یا بعد از یافتن طرز ساختن جملات شرطی، پنج جمله شرطی بسازد. ممکن است معلم ریاضی، پس از درس دادن مفهوم مشتق و طرز مشتق‌گیری از توابع، از دانش آموزان بخواهد که ده مسئله در رابطه با این موضوع حل کنند. در تمام موارد بالا معلم، با استفاده از شیوه تمرینی، دانش آموزان را به تکرار یا کاربرد مفاهیم موردنظر تشویق می‌کند(بخشی  1391، 2).

2-15-10- شیوه بحثی

در شیوه بحثی، دانش آموزان فعالانه در یادگیری شرکت می‌کنند و مفهوم موردنظر را از یکدیگر می‌آموزند. در این شیوه معلم را می‌توان به‌عنوان محرک، شروع‌کننده بحث و راهنما تصور کرد. معلم طوری سؤال یا مسئله را مطرح می‌کند که دانش آموزان را به پاسخگویی یا حل مسئله تشویق کند. این شیوه در دو مورد زیر، کاربرد خاصی دارد: ۱- وقتی‌که معلم می‌خواهد مفهوم جدیدی را به فراگیران بیاموزد (مانند موقعیت بالا) و انتظار دارد که همه آن‌ها مفهوم را به شکلی واحد دریابند در این صورت معلم سعی می‌کند که بحث را به جهتی بکشاند که شکل صحیح مفهوم از آن نتیجه‌گیری شود. ۲- هدف معلم این است که ذهن دانش‌آموز را به تکاپو و جستجو وادارد. در این صورت معلم مسئله‌ای را عنوان می‌کند که تا دانش آموزان راه‌حل آن را پیشنهاد کنند. در این موقعیت معلم سعی می‌کند که موضوع بحث را به‌دلخواه خودکنترل نکند تا راه‌حلی را که خود در نظر دارد به کلاس تحمیل نکرده باشد (ترکمندی  1388، 1).

مطلب مشابه :  ورود به دنیای ذهن و خلاقیت

2-15-11- شیوه نمایشی

در این شیوه معلم معمولاً، برای فهماندن مطلبی خاص به فراگیران، از وسایل و اشیاء گوناگون استفاده می‌کند. درصورتی‌که معلم نتواند برای فهماندن مطلب درسی آزمایش انجام دهد، شیوه نمایشی می‌تواند شیوه خوبی برای روشن‌تر کردن مفهوم برای فراگیران باشد.

2-15-12-  شیـوه آزمایشـی (روش اجرا کردن یا یادگیری به‌وسیله عمل)

آزمایش فعالیتی است که در جریان آن فراگیران با به کار بردن وسایل و مواد بخصوصی درباره مفهومی خاص عملاً تجربه کسب می‌کنند. آزمایش معمولاً در آزمایشگاه انجام می‌گیرد، اما نداشتن آزمایشگاه مجهز یا وسایل مناسب در مدرسه نباید دلیلی برای انجام ندادن آزمایش در کلاس وسایل بسیار ساده‌ای لازم است که معلم و حتی دانش‌آموز می‌تواند به‌آسانی آن‌ها را تهیه کند. آزمایش، گاهی به‌منظور آشنا کردن دانش آموزان با جنبه‌های عملی یک مفهوم، مورداستفاده قرار می‌گیرد. برای این کار معلم دستور عمل انجام آزمایش را در اختیار فراگیران می‌گذارد و انتظار دارد که دانش آموزان با استفاده از دستور کار سرانجام به نتیجه یکسانی برسند. در موارد دیگر آزمایش به‌منظور فراهم آوردن محیطی مناسب برای حل مسئله تلقی می‌شود. در این صورت معلم جهت کلی فعالیت را مشخص می‌کند و فراگیران را بر آن می‌دارد تا در اجرای آزمایش به‌طور مستقل تصمیم‌گیری و نتیجه‌گیری کنند. آزمایش برای تدریس مفاهیم علوم تجربی به‌ویژه فیزیک، بسیار لازم است و بدون آن دانش‌آموز نمی‌تواند مفاهیم موردنظر را به‌درستی فراگیرد (خنیفر  1381، 166).

2-15-13- شیوه گردش علمی

گردش علمی به دانش آموزان امکان می‌دهد که از طریق مشاهده طبیعت، وقایع، فعالیت‌ها، اشیاء و مردم تجزیه علمی به دست آورد. در گردش علمی دانش آموزان با مشاهده واقعیت‌ها می‌توانند مفاهیمی را که در کلاس موردبحث قرار می‌گیرد، بهتر در ذهن خود بپرورانند و معلم می‌تواند با استفاده از این شیوه کنجکاوی فراگیران را درباره موضوعی خاص برانگیزد. در بعضی موارد، می‌توان از گردش علمی برای جمع‌آوری اطلاعات لازم برای انجام گرفتن آزمایش، یا یک پروژه، بهره گرفت. مثلاً اگر هدف درس (شناختن کانی‌های دارای ارزش اقتصادی) باشد می‌توان دانش آموزان را به چند معدن برد تا کانی‌های مختلف را جمع‌آوری کنند و آن‌ها را در کلاس، بعد از آزمایش‌های لازم، بشناسند(ترکمندی  1388، 2).

2-15-14- استفاده از منابع دیداری و شنیداری :

استفاده از منابع دیداری و شنیداری در تدریس را در حقیقت نمی‌توان شیوه مستقل و مجزا دانست. معلم در هرگونه تدریسی می‌تواند از وسایل دیداری و شنیداری کمک بگیرد. گاهی می‌توان در تدریس از وسایلی نظیر رادیو، تلویزیون و ضبط و پخش صوت، نمودار و نقشه استفاده کرد. مثلاً معلم در هنگام سخنرانی ممکن است از عکس استفاده کند، یا برای نمایش دادن یک رابطه علمی از نمودار کمک بگیرد. در مواردی که معلم می‌خواهد یک موضوع اجتماعی را تدریس کند، ممکن است بحث رادیویی مناسبی را که روی نوار ضبط‌شده است برای فراگیران پخش کند. به‌طورکلی کاربرد صحیح منابع دیداری و شنیداری برای برانگیختن کنجکاوی دانش آموزان و تشویق آن‌ها به فراگیران بسیار مؤثر است(فهیم  1391، 3).

2-15-15- الگوی کاوشگری به شیوه حقوقی

این الگو برای کمک به دانش آموزان در بررسی مسائل اجتماعی از قبل عدالت، برابری، فقر، قدرت، تقویت رشد عمومی و اجتماعی آن‌ها برای توجیه و حل این‌گونه مسائل به شیوه مذاکره است. در این الگو معلم آغازگر، کنترل‌کننده جو برای ایجاد یک فضای مثبت کاری و عقلی، باز و پویا است و به فراگیران تفهیم می‌کند که یکدیگر را مستقیم ارزیابی ننمایند و به عقاید و نظرات همدیگر احترام بگذارند. این الگو بیشتر برای دوره‌های دبیرستان و دانشگاه کاربرد دارد و درنهایت باعث تقویت روحیه همدلی، قضاوت منطقی در خصوص مسائل اجتماعی تحلیل مناسب مسائل روز و تقویت کار دسته‌جمعی در دانش آموزان می‌شود. مثال: فرض کنید بعضی از دانش آموزان با سهمیه‌ای شدن کنکور سرا سری مخالف هستند، معلم از طریق شرکت سهامی فکر با دانش‌آموزان به بررسی این مهم می‌پردازد و درنهایت به کمک خود دانش آموزان آن‌ها را قانع می‌نماید(فهیم  1391، 3).

2-15-16- الگوی آموختن کنترل خود

هدف این الگو ایجاد تغییر رفتار مناسب در دانش آموزان است. مثال: دانش‌آموزی که در امتحان دچار اضطراب می‌شود یا از درس ریاضی می‌ترسد، به او می‌آموزد که چگونه رفتار خود را تغییر داده و موجب کاهش این اضطراب و ترس در خود شود. در این الگو معلم حامی دانش آموزان است و یک فضای مثبت ایجاد می‌کند تا آن‌ها به اصلاح رفتار خود بپردازند. این الگو در سنین مختلف و همه دوره‌های تحصیلی کاربرد دارد و درنهایت دانش آموزان را قادر به توصیف، توضیح، پیش‌بینی، کنترل و تغییر رفتار خود می‌نماید. به‌طورکلی معلم از طریق این الگو می‌تواند تغییرات مطلوب را در رفتار دانش آموزان ایجاد نماید(ترکمندی 1388، 3).

2-15-17- الگوی ایفای نقش

هدف این الگو، رشد همدلی با دیگران و بررسی مسائل و واقعیت‌ها و ارزش‌های اجتماعی در عمل است. این الگو می‌تواند باب افتتاح گفتگو درباره‌ی ارزش‌ها و چگونگی اثر آن‌ها در زندگی روزانه باشد. در این الگو معلم مسئول شروع و هدایت دانش آموزان است. به‌نحوی‌که آن‌ها را قادر به تحلیل رفتار، ارزش‌های فردی، همدلی، حل مسائل میان فردی، نقش ارزش‌ها در مسائل اجتماعی و آسودگی در ابراز عقاید نماید. این الگو در همه برنامه‌های آموزشی و پرورشی و سنین مختلف کاربرد دارد. به‌طورکلی این الگو باعث افزایش فهم دانش آموزان در بهبود و گسترش ارزش‌های اجتماعی می‌شود. برای مثال: معلم می‌تواند از طریق این الگو مسائل خوب و بد اجتماعی و یا رفتارهای خوب و بد را توسط دانش آموزان به نمایش بگذارد و سپس در مورد آن به کمک فراگیران به بحث و ارزشیابی بپردازد. بدین ترتیب معلم از طریق عمل (نمایش) به بررسی مسائل اجتماعی، رفتاری و ارزشیابی آن توسط دانش آموزان می‌پردازد(مرعشی  1387، 4).

 

 

2-16- روش کارگاهی

روش تدریس کارگاهی یکی از روش‌های مؤثر یاددهی و یادگیری است که در بیشتر موارد با روش سخنرانی، سمینار، کنفرانس و سمپوزیوم یکسان بکار برده می‌شود. برای درک بهتر روش کارگاهی ابتدا به مفاهیم ذکرشده می‌پردازیم و سپس روش کارگاهی را شرح می‌دهیم. روش سخنــــرانی قبلاً تشریح شده و در اینجا از شرح آن خودداری می‌نماییم(ترکمندی  1388، 2).

2-16-1- سمینار

عده‌ای صاحب‌نظر هستند، که دورهم جمع شده و تبادل‌نظر می‌کنند. (البته تعداد افراد در سمینار محدود باشد، حداکثر 100 نفر که به گروه‌های کوچک 10 الی 15 نفری تقسیم می‌شود و تبادل‌نظر می‌کنند و درنهایت کل گروه‌ها به تبادل‌نظر می‌پردازند)

2-16-2- کنفرانس

محققی به نظریه‌ای رسیده است، آن را برای دیگران مطرح می‌کند.

2-16-3- سمپوزیوم

ترکمندی (1388، 3) بیان کرده است سمپوزیوم مانند سمینار است و تنها تفاوت آن با سمینار در این است که افرادی که در سمپوزیوم شرکت می‌کنند سطح آگاهی‌شان از دیگران برتر وتخصصی‌تر است (در سطح بالاتری از سمینار قرار دارد).

1- Mylr

2- Freire

[3] – Richardson