با تصویر سازی ، کارگردان فیلم آینده زندگی خود باشین. مطمئنا تصویر سازی قوی ترین وسیله خلق کننده ایست که خدا در وجود آدم به ودیعه نهادهه. در این مقاله به بررسی مفصل تصویر سازی ذهتی خواهیم پرداخت.

پیشنهاد ما به شما همراه دوست داشتنی سایت خودباور اینه که جهت استفاده هر چی بهتر از این مطلب، مقالات “آشنایی با دنیای درون“، “راز قدرت درون آدم“، “گوشه ای از قدرت ذهن ناهشیار“، “به چه دلیل اندیشه خلاقه؟” ، “محل تولید انرژی در بدن کجاست؟“، “چیجوری با ذهن انرژی بوجود بیاریم“، “به چه دلیل تبدیل بهش چیزی که تو ذهن دارین میشین؟“، “تنها عده معدودی اندیشه درستی دارن!“، “نقش اندیشه در قانون جذب چیه؟“، “شما وارث قدرت هستین!” و “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!” رو هم بخونین. در ادامه می تونین خلاصه مقاله “قدرت فوق العاده اندیشه متمرکز!“رو مشاهده کنین.

خلاصه
اثرات تولید شده از ناحیه الکتریسیته شامل گرما، نور، نیرو و موسیقی بستگی به مکانیزمی داره که الکتریسیته بهش منظمه.
شرایط و تجربایی که با اونا رو به رو میشیم نتیجه عمل و عمل دوطرفه ذهن فردی در عالم هستیه.
با تغییر دادن مغز، مکانیزمی که از روش اون کائنات شکل میگیره، شرایط می تونه تغییر کنه.
شرایط می تونه با فرایندی که اونو فکر کردن می گیم تغییر کنه. اندیشه سلولای مغزی رو تولید می کنه و این سلولا به اندیشه در عالم هستی عکس العمل نشون میدن.
قدرت تمرکز بزرگترین دستاوردیه که میشه اونو گرفت. این وژگی روشن هر مرد یا زن موفقه.
تمرکز رو میشه با تمرین کردن در این سیستم بالا برد.
تمرین خیلی با اهمیته چون به ما امکان میده که اندیشه های خود رو کنترل کنیم و چون فکر دلیل و شرایط معلوله، با کنترل کردن دلیل میشه معلول رو کنترل نمود.

آرزو سازی ، تصویر سازی ، تحقق
هر کدوم از ما امکان انتخاب داریم که یا به اراده آدم با همه محدودیتها و سوء برداشتهایش متکی شیم یا به امکانات بی انتهایی از روش ذهن ناهشیار دست پیدا کنیم . اما واسه استفاده از قدرت مطلق که ذهن ناهشیاره باید با ذهن هشیار وارد عمل شیم. روشی واسه استفاده آگاهانه از این قدرت مطلق تصویر سازی و تجسمه. تصویر سازی مراحل ایجاد تصاویر ذهنیه که به کمک انگارها و قالبهای آینده صورت خارجی پیدا می کنه. این تصویر رو شفاف و قشنگ کنین و از با شکوه کردن اون بیمی به خود راه ندین. به خاطر داشته باشین کسی جز خود شما نمیتونه محدودیتی رو بر شما مجبور کنه. شما واسه چیزایی که که بهش احتیاج دارین با هیچ محدودیتی رو به رو نیستین. واسه اینکه چیزی رو صورت خارجی بدین اول باید اونو تو ذهن خود تجسم کنین.
تلاش کنین تصویری که در ذهنتون می سازید شفاف، روشن و دقیق باشه. اینطور کم کم چیزی که رو می خواید به خود نزدیکتر می کنین. می تونین بهش کسی که می خواین تبدیل شید. این واقعیت روانی دیگه ایه که خوب شناخته شده، اما متأسفانه تنها خوندن این مطلب نتیجه ای رو حاصل نمی کنه، حتی به شما کمک نمی کنه که اونو تصویر سازی کنین. چه رسد که بخواهید بهش تحقق
ببخشین. باید در این مورد کار و تلاش کنین.
قدم اول آرزو سازیه شما بذر رو می کارید اما قبل از کاشتن بذر می خواین بدونین چه برداشت می کنین. این مهم ترین قدمه چون این برنامه ایه که طبق اون می خواین سازندگی کنین. برنامه شما باید محکم و دائمی باشه. مهندس آرشتیکت وقتی یک ساختمون سی طبقه رو برنامه ریزی می کنه، همه جزئیات و خطوط کار رو از قبل طراحی می کنه. مهندسی که میخواد پل بسازه، باید از قبل استواری میلیونها قطعه ای رو که کنار هم قرار میده سبک سنگین کنه. این افراد قبل اینکه دست به کار شوتد نتیجه رو تو ذهن خود می بینن. شمام چیزی که رو می خواین باید در ذهنتون تصویر سازی کنین. اگه مطمئن نیستین، همه روزه به صندلی خود برگردین و اونقدر تمرین کنین تا به خواسته خود برسین. در شروع تصویر محو و کمرنگه، اما کم کم شکل پیدا می کنه. بعد جزئیاتش مشخص می شه، کم کم نقشه ها مشخص می شن، تا چیزی که رو می خواین صورت بیرونی پیدا کنه. اینطور آینده خود رو میسازید.
بعد نوبت به مراحل تصویر سازی می رسه. باید بتونین تصویر رو به روشنی ببینین. باید جزئیات اونو ببینین و به این نتیجه برسین که چیجوری می خواین بهش تحقق بخشید. اندیشه منتهی به عمل می شه، عمل روش ها رو مشخص می کنه، روش ها دوستان رو جفت و جور میارن و دوستان شرایط رو شکل میدن.
و آخرسر به مرحله تحقق می رسیم. عالم هستی قبل اینکه صورت واقع به خود بگیره، یک اندیشه بود. توجه داشته باشین همون ذهنی که عالم رو ساخت در افراد هم عمل می کنه. از دید نوع و کیفیت فرقی وجود نداره. تنها فرق بر سر درجه س.

از دست ندین : 5 راه ساده واسه جذب پول و ثروت از روش قانون جذب

تصویر سازی ، مهم ترین قدم واسه تحقق هدف!
تصویر سازی ، مهم ترین قدم واسه تحقق هدف!

تصویر سازی و تجسم خلاق
تصویرسازی فرایند متفاوتی از دیدنه. دیدن موضوعی فیزیکیه و پس با دنیای عینی سروکار داره. چیزی رو در دنیای بیرون در نظر میگیره. اما تصویر سازی محصول تجسم و تصوره، یک پدیده ذهنیه. این یکی با دنیای درون در رابطه س.

آرشیتکت ساختمون خود رو تصویر سازی و مجسم می کنه. اون این ساختمون رو آنطور که میخواد می بینه. اندیشه اون قالبی رو در نظر میگیره که آخرش تجسم پیدا می کنه. پنداره اون روی کاغذ شکل میگیره. واسه این تشکیل از مواد لازم استفاده می شه و آخرسر ساختمون کامل می شه.
مخترع هم ایده خود رو دقیقاً همینطوری تصویر سازی می کنه. مثلا نیکولا تسلا، یکی از بزرگترین مخترعین همه دورانا، همیشه قبل اینکه به ایده خود شکل بده اونو در ذهنش مجسم می کرد. اون هیچوقت شکلی رو خلق نمی کرد. که بعداً اشکالات اون ا اصلاح کنه. اون اول ایده خود رو در ذهنش تصویر سازی می کرد، اونو به عنوان یک تصویر ذهنی حفظ می کرد، کارکرد اونو می دید و بعد اقدام به بازسازی اون می کرد. اون در جایی می نویسه:

من این توانایی رو دارم که بدون اینکه دست به چیزی بزنم، مفهومی رو صورت خارجی ببخشم. وقتی به این نتیجه رسیدم که دیگه اشکالی در کار نیس، محصول ذهن خودمو صورت خارجی می بخشم. بدون استثنا چیزی که رو تو ذهن مجسم کردم کار می کنه. در بیست سال گذشته حتی یک استثناء وجود نداشته.

اگه بتونین هشیارانه این راه رو طی کنین، به ایمان و باور می رسین، به همون گفته ویلیام بلیک می رسین که روزی می گفت: “چیزی که حالا به اثبات رسید، زمانی تنها یک تصور بود”. اینگونهه که به اعتماد به نفس می رسین، اعتماد به نفسی که موندگاری و جربزه رو داره. قدرت تمرکز رو در خود ایجاد می کنین، می تونین همه اندیشه های زائد رو از ذهن بزدایید و تنها اندیشه ای رو حفظ کنین که
می خواین.
روشنی و وضوح با تکرار دیدن تصویر تو ذهن ساخته میشه. هر دیدن بیشتر تصویر رو روشن تر از تصویر قبلی نشون میده. هرچه تصویر ذهنی روشن تر باشه، تحقق بیرونی اون تصویر مشخص تر و روشن تر می شه. قبل اینکه بتونین چیزی رو در دنیای بیرون تحقق بخشید، باید بتونین اونو در دنیای درون ببینین. وقتی مواد لازم رو داشتین، می تونین هر چیزی رو بسازین. در آخر تلاش کنین مواد شما از کیفیت مرغوب برخوردار باشه. به این موضوع فکر کنین. شما دارای بیشتر از 5 میلیون کارگر ذهنی هستین، همه اونا آماده ان و فعال هستن.
اسم اینا رو سلولای مغزی گذاشته ان. سوای اینا، به همین تعداد نیروی ذخیره دارین که اگه احتیاج داشتین بی معطلی در خدمت شما قرار می گیرن. پس قدرت شما در فکر کردن تقریباً نامحدوده و معنی این حرف اینه که قدرت شما در ساختن هم ً نامحدوده. جدا از اینکه این میلیونا کارگر ذهنی، شما دارای میلیاردها کارگر ذهنی در بدن خود هستین که هر کدوم اونا از هوش و فراستی دارن و می تونن روی هر پیامی که براشون می فرستید اقدام کنن.
این کار طبق همون قانونی صورت میگیره که هر شکلی از زندگی می تونه چیزی که رو واسه رشد زور داره به خود جلب کنه. درخت کاج، بوته رز و گیاهان دیگه، هر کدوم واسه اینکه بتونن در بهترین شکل خود ظاهر شن، به موادی احتیاج دارن. همه اینا از روش قانون جذب صورت میگیره. این مطمئن ترین راهیه که چیزی که رو واسه رشد و برتری خود می خواین به دست بیارین.

از دست ندین : قانون جذب معشوق و قانون جذب عشق؛ جواب به تموم سوالات!
تصویر ذهنی رو بسازین، تصویرتان رو روشن کنین، از آن شکلی کامل بسازین. عرضه از درخواست پیروی می کنه و شما در شرایطی قرار می گیرین که کار درست انجام بدین. خیلیا هستن که این قدرت شگفت انگیز رو درک می کنن و می کوشند که سلامتی و بقیه شرایط رو بشناسن اما موفق نمی شن. به نظر می رسه که نمی تونن این قانون رو به اجرا بذارن. مشکل در همه موارد اینه که اونا با بیرون از خود کار می کنن. اونا خواهان پول، قدرت، سلامتی و زیادی هستن اما متوجه نیستن که اینا معلولایی هستن که تنها وقتی دلیل یافت می شه وجود خارجی پیدا می کنن ساختار کار عالی و کامله.اینو “استاد معمار” که هم کاراش بی کم و کم کرده درست کرده. اما متأسفانه بعضی وقتا عمل کننده که ما هستیم از تجربه و کارایی بهره نداریم. عزم راسخ و عمل و اقدام بر این عیب غلبه می کنه.
اونایی که هیچ توجهی به دنیای بیرون ندارن، اونایی که دنبال حقیقت می گردن و خواهان درایت و فراست هستن، به این نتیجه می رسن که تنها با عمل و رفتار شجاعانه می تونن کاری صورت دهند. دنبال ایده آل باشین، به شرایط بیرونی بهایی ندین. دنیای درون رو قشنگ کنین. اینطور دنیای بیرون به تأسی از چیزی که در درون ایجاد کردین شکل می گیره.
مثلا مردی رو در نظر بگیرین که مدیون و بدهکاره. اون پیوسته به بدهی خود توجه می کنه، روی اون متمرکز می شه و چون اندیشه ها دلیل هستن، نتیجه اون می شه که اون نه تنها بدهکاری رو بیشتر به خود می چسبوند، بلکه بدهی اش بیشتر می شه. اون قانون بزرگ جذب رو به کار میندازه و نتیجه ای که الزامیه به دست میاد. اگه به ضایعه و از دست دادن توجه کنین، بیشتر ضایعه پیدا می کنین و بیشتر از دست می دید. با این حساب اصل درست کدامه؟ روی اون چیزایی تمرکز کنین که می خواین. بهش چیزایی که نمی خواین کاری نداشته باشی . د به سرشاری زیادی فکر کنین. قانون زیادی رو در زندگی خود به اجرا
بذارین. شرایطی رو که قانون زیادی ایجاد می کنه در نظر مجسم کنین.

مطلب مشابه :  حذف انرژی های منفی در سه سوت !!!

از دست ندین : افراد موفق در شرایط سخت چه می کنن؟
اینطور چیزی که می خواین تجلی خارجی پیدا می کنه. اگه به فقر و تنگدستی فکر کنین، فقر و تنگدستی نصیبتان می شه و اگه به سرشاری و ثروت و تنعم فکر کنین، همینا رو نصیب می برین.
قبول این مطلب واسه خیلیا سخته. ما بیشتر از حد مشتاق هستیم، ما اضطراب، ترس و پریشونی رو به نمایش می ذاریم، می خوایم کاری صورت دهیم، می خوایم کمک کنیم.

ما مثل کودکی هستیم که بذری کاشته و بعد هر 15 دقیقه یک بار به سراغ باغچه میره، خاکا رو کنار می زنه تا ببینه بذرش روییدهه! و البته این بذر رویشی نداره.

نیروی اندیشه مهم ترین وسیله و وسیله کسب دانشه و اگه روی هر چیزی متمرکز شه، مسئله رو حل می کنه. چیزی در فرادست قدرت درک آدم قرار نداره. اما واسه اینکه نیروی اندیشه رو به کار بگیرین و از آن به سود خود استفاده کنین، به کار احتیاج دارین.

به کار بردن اصل
چند سؤال از خود بکنین و بعد منتظر بمونین تا جوابا به شما برسن. خود درونتون یا ضمیرتان رو احساس می کنین؟ این ضمیر رو قاطعیت می بخشین یا به دنبال اکثریت می رید؟ به خاطر داشته باشین که اکثریت همیشه پیرو هستن و راهنمایی می شن. اونا هیچوقت رهبری نمی کنن. این اکثریت بودن که با چنگ و دندان با دمکراسی، با کامپیوتر و گوشی موبایل جنگیدن.

واسه انجام دادن تمرینات این قسمت:
دوستتون رو مجسم کنین، اونو دقیقاً به همون شکلی ببینین که قبلاً بود. اتاق و مبلمون اتاق رو ببینین، حالا به چهره دوستتون نگاه کنین.
گفت و گوی با اونو به خاطر بیارین.
حالا درباره موضوعی که مورد علاقه هر دو شما هست صحبت کنین. بیینید که حالتش تغییر می کنه، اونو ببینین که تبسم می کنه.
براش ماجرایی رو تعریف کنین، ببینین که چشمانش برق می زنه و هیجانی بر اون غالب می شه. می تونین همه این کارا رو بکنین؟ اگه می تونین از قوه تخیل و تجسم خوبی برخوردارید و پیشرفت زیادی می کنین.
«این روزا تصویر محیط زندگی آدم رو محاصره کرده و در فعالیتای اجتماعی اون نقش اساسی رو رو دوش داره.

همونجوریکه کلام و نوشته از عناصر ارتباطی آدما با یکدیگره، تصویر هم با ویژگیای منحصر به فرد خود، بدون محدود کردن زمانی و مکانی نقش مهمتر و عام تری رو در ارتباطات انسانی داراه.

این روزا تصویرگران به ظریف ترین نکات محیط زندگانی خود توجه دارن که شاید از دید خیلی از محققان و اندیشمندان علوم نظری به دور مونده باشه. تصویرگر با بوجود آوردن تصاویر آموزشی و علمی آگاهی مردم رو از دنیای دور و بر خود زیاد می کنه.

تصویرگر پایبند تلاش میکنه آثاری رو بوجود بیاره که همیشه با خلاقیت و نوآوری و استفاده از روشای نوین اجرایی و از حیث تکنیک هم غنی باشه.

رسیدن به جامعه سالم و بی آلایش که در اون فرما و رنگها بیان کننده آلام جامعه س .»

تکنیکای تصویرسازی

«تکنیک مهارت تصویرگر در اجراهای مختلفه که از روش اون تصویرگر اقدام به خلق آثار کرده که این در مورد موضوع و محتوای اون مشخص می شه. موضوعات جور واجور، تکنیکای جور واجور اجرایی رو هم می خواد.»

«تکنیک دقیقاً با فکر طراح در ارتباطه. تصویرگری که به تکنیکای زیادی مسلطه

مثل مترجمیه که به زبانای جور واجور جهانی آشناه. سبک یک پدیده ذهنی در مورد زاویه دید فردیه در صورتی که تکنیک با چگونگی اجرا و کیفیت مواد همراهه.

تکنیک اجرایی و قدرت دست تصویرگر موضوعیه که همیشه همه صاحب نظران مسایل هنری بهش اتفاق نظر دارن

و در نگاه اول قبل از اونکه فکر و ایده در تصویر مشاهده شه اول کیفیت اجرایی و زیبایی تکنیک استفاده شده رخ نمایی می کنه.اگه در تصویرگری تکنیک ضعیفی به کار برده شه فکر و هدف تصویرگر به سختی می تونه به مخاطب انتقال یابد،

چون که تصویر فوق پایه های لرزانی داره که هر چقدر فکر و ایده قوی به دنبال اون باشه قدرت عرضه و خودنمایی اون از بین میره. »

ما تا به حال موارد زیادی راجبه هدف گذاری و نحوه رسیدن به هدف ، مطرح کردیم و در مورد اینکه چیجوری عملکردمون رو بهتر کنیم و افزایش دهیم تا بهتر، راحت تر و سریع تر به اهدافمان برسیم هم زیاد صحبت کردیم، اما این بار می خوایم کمی ریشه ای تر به قضیه هدف گذاری و رسیدن بهش بدیم، اینکه چیجوری با تصویرسازی به اهداف خود برسیم.

دکتر «ماکسول مالتز» یک جراح پلاستیک که این روزا جراح زیبایی نامیده می شه، تحقیقات زیادی روی بیماران خود انجام داد و حاصل اونو در کتابی با عنوان «روانشناسی تصویر ذهنی» نشون داد.

به باور اون، ذهن ما طبق تصاویری که در مجموعه خود داره عمل می کنه (این روزا درستی نظریهش به اثبات رسیده) یا یعنی ما طبق تصاویر ذهنی که داریم دست به عمل می زنیم یعنی رفتار، گفتار، کارکرد، احساسات و پنداره ما و همه موارد دیگه نشئت گرفته از تصاویر ذهنی مائه.

وضوح و روشنی
چیجوری با تصویرسازی به هدف خود برسیم

چون ذهن ما طبق تصاویر ذهنی عمل می کنه پس اگه تصاویر ذهنی ما ضعیف باشه، کارکرد ما هم ضعیف هستش، اگه تصاویر ذهنی ما مبهم باشه، به یافته های مبهمی هم، دست پیدا می کنیم و طبیعیه که اگه این تصاویر ذهنی به شکل روشن، روشن و شفاف باشن ما به یافته های بسیار عالی دست پیدا می کنیم و به همین دلیله که استادان بخش موفقیت فکر می کنن که باید اهداف و خواستهامون روشن باشه.

من هم با این قضیه موافقم اما چیزیکه با اون موافق نیستم اینه که این تصاویر لزومی نباید از همون اول روشن باشه، افراد زیادی فقط به خاطر این که در اول دقیقا نمی دونن چه میخوان و یا تصویر واضحی از اهداف خود ندارن، هدفشون رو آزاد می کنن.

وقتی به رستورانی می رید از روی منو، غذای مورد علاقه تون رو انتخاب و سفارش می دین، اما اگه از همون اول بدونین چه غذایی می خواین بخورین که دیگه به منو نگاه نمی کنین، (مگه به قیمت اون!) هدف گذاری هم تقریبا مثل سفارش از روی منو غذاه، چون ما دقیقا نمی دونیم چه خواستی داریم بخاطر این از بین اهداف زیاد و در موردای جور واجور، یک یا چند مورد رو انتخاب می کنیم یعنی هدف گذاری می کنیم.

تصویرسازی
چیجوری با تصویرسازی به هدف خود برسیم

زمانی که هدف خود رو انتخاب می کنیم، شاید هیچ تصویر روشن و درستی از هدف خود نداشته باشیم، ما میدونیم هدفمون خوب و به صلاح مائه، بهش علاقه داریم اما ممکنه تصاویر خیلی از آن هدف تو ذهن خود نداشته باشی که هم طبیعیه.

حالا وظیفه ما اینه که تا میتونیم ذهن خود رو با پیدا کردن تصاویر خوب، مثبت و در رابطه بهش هدف تغذیه کنیم یا حتی با تخیل و فکر کردن، تصویرسازی کنیم.

در اول تصاویر تو ذهن ما کم، ضعیف و مبهم ان اما بعد از یه مدت، وقتی ذهنمون رو از تصاویر مثبت تغذیه می کنیم یا یعنی بعد از یه مدت که تصویرسازی می کنیم، تصاویر ذهن ما که در اول مبهم بودن روشن می شن، حالا اینجاست که ذهن ناخودآگاه ما طبق این تصاویر، کارکرد بهتری از خود نشون داده و یافته های روشن، روشن و شفافی رو به وجود میاره.

۴ روش واسه ساختن تصاویر ذهنی قوی
کلا تصویرسازی از ۴ بخش تشکیل شده که هر کدوم باعث تقویت تصاویر ذهنی و از طرفی وضوح، روشنی و شفافیت اونا می شه.

۱- تکرار
چیجوری با تصویرسازی به هدف خود برسیم

اولین بخش تصویرسازی، تکرار و تناوبه، یعنی هر چقدر تعداد دفعاتی که تصویرسازی می کنین بیشتر باشه به همون میزان تصاویری که در ذهنتون ساخته می شه، روشن تر، روشن تر و قوی تر هستن.

وقتی هرماه یک بار تصویرسازی کنین نتیجه کمتری می گیرین تا وقتی که هفته ای یک بار تصویرسازی کنین و مطمئنا اگه روزانه اونو انجام بدین نتایجی که می گیرین، ده ها برابر بهتر و قوی تر هستش.

حتی اگه می تونین درزمان شبونه روز چندین بار به تصویرسازی بدین و با هدفتون زندگی کنین.

۲- مدت
چیجوری با تصویرسازی به هدف خود برسیم

دومین بخش تصویرسازی، مدت اینه، یعنی هرچقدر مدت تصویرسازی تون بیشتر باشه به همون میزان نتیجه بهتری می گیرین.

اگه روزی یک بار تصویرسازی می کنین، اینکه ۵ دقیقه اونو انجام بدین یا ۱۵ دقیقه فرق داره. هر چقدر زمان بیشتری بهش اختصاص بدین روی نتایجتان تاثیر مثبت و بیشتری میذاره.

۳- وضوح و روشنی
چیجوری با تصویرسازی به هدف خود برسیم

سومین بخش تصویرسازی ، وضوح و روشنیه، وقتی هدف جدیدی انتخاب می کنیم، تصویر و یا تجسم ما از هدف معمولا مبهمه، به همین خاطره که می گم لزومی نداره از همون اول اهدفتان روشن باشه، چون در بیشتر مواقع اینجور اتفاقی نمی افته.

اما باید بدونین واسه اینکه هدفتون محقق شه لازمه این وضوح و روشنی رو درزمان راه به وجود بیارین و این خودبه خود اتفاق نمی افته بلکه وظیفه مائه که اونو به وجود آوریم و البته هر چقدر زودتر این اتفاق بیفته زودتر هم به نتیجه می رسیم.

چیجوری باید وضوح و روشنی رو به وجود بیاریم؟

باید تا می تونین راجبه هدفتون بنویسین، راجبه جزئیات اون، نتیجه ای که می خواین به دست بیارین و بعد اونو مورد بررسی قرار بدین، تصاویر مربوط بهش رو پیدا کنین و بارها بهش عکسا و جزئیات اونا توجه کنین، حتی لازمه در مورد اهدافتون ، بارها با خودتون صحبت کنین و به خودتون بگید که چه می خواین، هر بار که این کار رو انجام می دین خواسته تون بیشتر تو ذهن ناخودآگاهتان ثبت می شه.

مطلب مشابه :  روش‌های بصری برای بازنمایی، سازمان‌دهی و درک اطلاعات

وقتی یک قتلی اتفاق میفته، در اول همه چیز مبهم و مبهمه اما کارآگاهان به دنبال سرنخایی می گردن و بعد از اینکه پیدا کردن اون قدر اونا رو دنبال می کنن که در آخر به قاتل می رسن و تصویر روشن می شه.

حالا ما به جای قاتل به دنبال مدرک و سرنخ واسه اهدافمان می گردیم و هر چقدر هدف و خواسته هامون روشن باشن به همون میزان امکان رسیدن بهش زیاد می شه.

۴- احساسات

چهارمین بخش تصویرسازی، احساساته، این بخش مهمترین قسمت تصویرسازیه، اگه در سه قسمت قبلی عالی عمل کرده باشین یعنی تونسته اید یک تصویر روشن از خواسته تون رو به وجود بیارین، اما چیزی که باعث می شه به طرف هدف تون کشیده شید و هدفتون هم به طرف شما بیاد، احساساته، واقعا احساسات ما و اهدافمان رو به هم پیوند میده.

احساسات باعث به وجود اومدن ارتعاش می شه و ارتعاش هم قانون جذب رو در مورد اهداف مون فعال می کنه.

پس هر چقدر که تصاویر شما دارای احساس باشه و هرچقدر که این احساسات قوی تر باشه به همون میزان احتمال محقق شدن اهداف تون بیشتر می شه.

نکته پایانی
تصویرسازی خلاق و مربوط به هدف مثل کاشتن دانه سیبی در مورد، تا مدتا به دانه تون آب می دین ولی حتی نمی دونین در چه مرحله ایه اما کم کم سر از خاک بیرون آورده و باعث تعجب می شه، بعد از گذشت یه مدت رشد کرده و به یک درخت بزرگ تبدیل می شه و در آخر میوه های اونو مشاهده می کنین. این مراحل احتیاج به اطمینان و مراقبت داره.

تصویرسازی هم همینطوره، لازمه هر روز اونو انجام بدین، بعد از یه مدت نشونه کوچیکی رو می بینین اما اگه صبور باشین و به این مراحل اطمینان کنین، در آخر میوه اون یعنی هدف تون که محقق می شه رو می بینین.

یکی از سوالاتی که معمولا از خود می پرسیم اینه که در آینده موفق میشیم ؟ این سوال از همون زمان کودکی و نوجوونی به بعد اونقدر به روشای جور واجور و به وسیله افراد جور واجور، مطرح می شه که کم کم به ذهن ناخودآگاه ما نفوذ کرده و به جایی می رسه که حتی بدون اینکه متوجه باشیم به یکی از نگرانیای بزرگ زندگی ما تبدیل می شه.

راهی هست که بتونیم آینده مون رو پیش بینی کنیم، چیجوری می شه فهمید که در آینده موفق میشیم یا نه، در مقاله این هفته از مدیر هدف می خوایم به این موضوع بدیم.

مهمترین کشف بشر
شاید به جرئت بشه گفت مهمترین کشف بشر، باخبر شدن از قدرت ذهنه. به چه دلیل این کشف اینقدر مهمه؟
چون ما از روش قدرت ذهنمونه که میتونیم دنیای بیرونمان رو بسازیم و ذهن ما خیلی تحت تاثیر افکارمانه یعنی به هر چیز به شکل متمرکز فکر کنیم، اون فکر قوی تر شده و ذهن ما رو تحت تاثیر خود قرار میده و در آخر ذهن ما هم دنیای بیرون ما رو می سازه یا یعنی آینده ما رو خلق می کنه.

در آینده موفق میشیم ؟

پس با در نظر گرفتن همین نکته بسیار مهم میشه پیش بینی کرد که در آینده موفق میشیم یا نه.

آینده ما از روش ذهن ما ساخته می شه و ذهن ما خیلی تحت تاثیر افکار مائه، پس اگه افکار مناسب رو برگزینیم، آینده مناسب رو ساختیم

تحقیق بسیار مهم
طبق تحقیقی که انجام شد از هزار فرد موفق پرسیدند که اونا در بیشتر موارد به چی فکر می کنن؟ و جواب اونا این بود که به آینده فکر می کنن، به اینکه به کجا میخوان برن و چه کارا و کارایی می تونن بکنن تا به مقصد خود برسن.
از طرفی هم مشخص شد افراد ناموفق یا کمتر موفقا بیشتر به زمان حال فکر می کنن و به مسائل و مشکلاتی که درگیر اون هستن و بیشتر به مواردی فکر می کنن که واسه تغییر دادن اونا هیچ کاری از عهده اونا ساخته نیس و از موضع نگرانی هم به این مسئله نگاه می کنن.

در آینده موفق میشیم ؟

نتیجه اینکه اگه این افراد بتونن جهت افکارشون رو تغییر بدن و به جای دقق شدن روی مسائل و مشکلاتی که درگیر اون هستن به خواستها و آینده ای موفق فکر کنن و روی اون تمرکز کنن، به ویژه اگه نسبت به این افکار حس خوبی هم داشته باشن یعنی از موضع قدرت و اطمینان بهش نگاه کنن، اون وقت کم کم ذهنشون تحت تاثیر این افکار قرار گرفته و شرایطی رو به وجود میاره و از طرفی توانمندیای متناسب با این افکار رو آزاد می کنه که باعث خلق این آینده موفق می شه.

آینده و موفقیت
شخصی به نام دکتر ادوارد بنفیلد، استاد دانشگاه هاروارد، سالها روی این موضوع تحقیق می کرد که مهمترین عامل تعیین کننده موفقیت شخصی و مالی افراد در زندگی چیه.

اون بعد از ۵۰ سال تحقیق و تحقیق در این باره به این نتیجه رسید که اون عامل مهم و لازم داشتن «چشم انداز بلندمدت» است. از نظر ایشان چشم انداز بلندمدت یعنی اینکه بتونیم از چند سال قبل به آینده فکر کنیم.

پس یکی از مواردی که به کمک اون میشه فهمید در آینده موفق میشیم یا نه، اینه که ما داری چشم انداز هستیم؟ به چند سال بعدمون فکر می کنیم؟

آینده و موفقیت می تونه با هم دیگه تلاقی پیدا کنن در صورتیکه اگه ما الان به اونا جهت بدیم، اگه ما الان به فکر اون باشیم، اگه ما الان چشم اندازمان رو تعریف کنیم، اینطوری میتونیم آینده مون رو پیش بینی کنیم.

آینده ای موفق واسه خود بوجود بیارین
پس یکی از کارایی که میتونیم انجام بدیم تا مطمئن شیم در آینده موفق میشیم یا نه اینه که هر چی زودتر واسه خود چشم انداز بلندمدت تعریف کنیم، به این صورت که یک جای آروم واسه خود پیدا کنین، هرچه تکنولوژی مکنولوژی دم دستتونه رو کنار بذارین، دفتر و قلم کنارتون باشه. گوشی سایلنت، اینترنت، تلویزیون و ماهواره رو هم خاموش کنین.
میدونم سخته ولی مجبوریم!

در آینده موفق میشیم ؟

حالا کمی خودتون رو آروم کنین، لطفا منطقتان رو کنار بذارین و فرض کنین این یک بازیه تا نسبت بهش مقاومت نداشته باشین، حالا کمی خیال پردازی کنین و بذارین ذهنتون شروع به خلق آینده کنه، بعد به این فکر کنین که شرایط طبق دلخواه شما جلو رفته و همه چیز بر وفق مراد شما بوده و الان توی این ۵ سال به همه خواسته هاتون رسیدین، حالا به این سوالات جواب بدین:

– این خواستها چه چیزایی بودن؟
– به کجا رسیدین؟
– چه موفقیتایی به دست آورده اید؟
– چه کسائی در زندگی شما بودن؟
– چه قدر پیشرفت کردین؟
– کار و کاسبی خودتون رو داشتین؟
– کسب و کارتون چی بود؟
– درآمدتان چقدر بود؟
– چند تا ملک و خونه داشتین؟

هرچقدر سوالات بهتر و روشن تری بپرسید چشم اندازتان شفاف تر می شه، نکته بسیار مهم اینه که به آینده ای فکر کنین که دوست دارین داشته باشین نه آینده ای که ممکنه داشته باشین، چون شما الان و با شرایط فعلی شاید فکر می کنین با این امکانات و تواناییایی که من دارم احتمال رسیدن به خواستم بسیار کمه و شاید حتی غیرممکن باشه.

اما باید بدونین ذهن ما دارای کارکرد سیبرنتیکه که می تونه ما رو به مقصد و خواسته خود برسونه، حتی اگه الان احساس کنیم اینجور شرایطی وجود نداره.

و دومین دلیل که باید به آینده ای که می خواین فکر کنین نه آینده ای که می تونین داشته باشین، اینه که بزرگترین مانع در سر راه رسیدن به خواستها، ترسه و ترسا هم به خاطر افکار یا باورهای محدودکننده ما شکل می گیرن ولی قرار نیس این باورهای محدودکننده تا ابد وجود داشته باشن، بلکه وقتی اونا رو از بین ببریم، مشکلات هم ورداشته می شن، اون وقت احتمال رسیدن به خواسته دلخواهمون خیلی راحت تر شدنیه.

پس در جواب به این سوال که در آینده موفق میشیم یا نه باید بگم این به شما بستگی داره، اگه امروز چشم انداز فردا رو مشخص کنین، اگه افکار خود رو از مسائل به روی خواستها متمرکز کنین، آینده ای که می خواین محقق می شه.

در آینده موفق میشیم ؟
به جای اینکه رویاها و خواسته هاتون رو اونقدر کوچیک کنین که قابل رسیدن به نظر برسن، شروع کنین باورهای محدودکننده تون رو از بین ببرین تا توانایی هاتون آزاد شده و به سطح رویاهایتان برسه.

در آینده موفق میشیم ؟

اگه باورهای محدودکننده تون رو از بین نبرین، جواب به این سوال که در آینده موفق میشیم ؟ خیلی راحته و جواب اینه به احتمال خیلی زیاد نه، احتمال موفقیت تون کمه.

چون باورهای محدودکننده تون همونطور که از اسمش نشونه شما رو محدود می کنن و این محدود کردن تا آخر عمرتون با شما همراه هستش و اجازه پیشرفت رو به شما نمیده مگه اینکه شروع کنین به شکستن و از بین بردن اونا، اون وقت جواب به این سوال که در آینده موفق میشیم ، بازم خیلی راحته، موفقیت و پیشرفت شما به اندازه ای هستش که مرزهای محدودکننده تون رو به عقب هول دادین یعنی به همون اندازه جواب بلهه.

نکته پایانی
جواب این سوال که در آینده موفق میشیم یا نه به خودمون بستگی داره، باورهای ما مهمترین قوانین ذهنی ما هستن و میزان پیشرفت و یا نبود پیشرفت ما رو تعیین می کنن تا زمانیکه این باورهای محدودکننده رو از بین نبریم موفقیت و پیشرفت ما تا مرز همین باورهای محدودکننده مونه اما اگه اونا رو از بین ببریم، مرزهای محدودکننده رو واسه پیشرفت و موفقیت خود از بین ورداشته ایم، پس آینده ای موفق انتظارمان رو میکشه.