دانلود پایان نامه

مولین بیان می داره که واژه بازاریابی ورزشی واسه اولین بار در امریکا و در سال 1987 مورد به کار گیری قرار گرفته(61).

اولین تعریف از بازاریابی ورزشی به کسلر[1] (1979) برمیگرده که عنوان می داره: بازاریابی ورزشی فعالیتای مصرف کنندگان، اجناس صنعتی و بازاریابان خدمات رو که به طور خیلی از ورزش به عنوان یه محرک واسه گسترش اجناس و یا خدمات خود از راه حمایتای ورزشی، به کار گیری می کنن، توضیح می ده.

این تعریف دارای محدودیت هاییه چون موارد دنباله رو خوب پوشش نمی ده :

  • بازاریابی ورزشی، بازاریابی برنامه های ورزشی، تیما، وقایع و ورزشکاران مختلفه.
  • بازاریابی ورزشی، بازاریابی جنسا و خدمات ورزشیه(29).

بازاریابی ورزشی، کاربرد خاص اصول و پروسه های بازاریابی در رابطه با اجناس ورزشی و واسه اجناس غیر ورزشی از راه ارائه حمایتای مالی در میدون ورزشه. معنی بازاریابی ورزشی، به کار گیری اختصاصی اصول و فرایندهای بازاریابی واسه اجناس ورزشی و واسه اجناس غیرورزشی در بین مرتبطین با  ورزشه. واسه حصول موفقیت در بازاریابی ورزشی فرد باید صنعت ورزش و به کار گیری خاص ی قوانین و پروسه های بازاریابی در مفاهیم ورزش رو درک کنه(65).

«پیتز» و« استاتلار» (1996)، بازاریابی ورزشی رو تحت پروسه: « طراحی و اجرای فعالیت هایی واسه «تولید»، «قیمت گذاری»، «گسترش» و «پخش»  فرآورده های ورزشی، جهت تأمین نیازها یا تمایلات مشتریان و رسیدن به اهداف شرکت»، تعریف می کنن(2).

بازاریابی ورزشی پروسه طراحی و اجرای فعالیتایی واسه اجناس، قیمت، ارتقا، بهبود و پخش خدمات یا اجناس ورزشی واسه برآوردن نیازای مورد نظر مشتریان و رسیدن به اهداف سازمانای ورزشیه(10). بازاریابی ورزشی یعنی : به کار گیری متغیرهای آمیخته بازاریابی در جهت رابطه بین منافع مصرف کنندگان اجناس و خدمات ورزشی و ساپورت کنندگان سازمانای ورزشی(55).

مطلب مشابه :  تلقین تلقین تلقین !!! همه چیز درباره تلقین

رهیافتای جور واجور در تعریف بازاریابی ورزشی روی سه زمینه اصلی تمرکز دارن :

1- بازاریابی یه سازمان از راه ارتباطات اون با ورزش- معمولاً از راه ساپورت کنندگان ورزشی

2- بازاریابی وقایع و رویدادهای ورزشی

3- بازاریابی اجناس و خدمات ورزشی

– Kesler