تعاریف سلامت سازمانی                                  

سلامت سازمانی به یه سری از خصایص تقریباٌ پردوام اشاره می کنه و به معنی دووم و باقی موندن سازمان در محیط خود، موافقت با اون و پیشرفت وگسترش توانمندی های سازمان واسه موافقت بیشتر با شرایط حاکم بر فعالیتای سازمانه (جاهد، 1384). از نظر لایدن و کلینگل[1] (2000) سلامت سازمانی یه معنی تقریباً تازه ایه و شامل توانایی سازمان واسه انجام وظایف خود به طور موثر که خود موجب رشد و بهبود سازمان میشه تعریف می شه. البته معنی سلامت سازمانی در شروع واسه فهم وجود تعاملهای میان کارکنان سازمان کلا ایجاد شده (هوی و ولفوک[2]، 1993). ولی بعداً پیشرفت سافتهه و به شکل گسترده درباره کل سازمان مطرح شده. پارسونز در تعریف یه سازمان سالم میگه: “همه ی سیستم های اجتماعی واسه باقی موندن و پیشرفت، باید خود رو با محیط دور و بر برابری بدن، منابع مربوط رو واسه گرفتن مقاصد خود بسیج کنن، فعالیت های خود رو هماهنگ و همسان کنن، و در کارکنان خود ایجاد انگیزه کنه. در این صورت سلامت اونا تضمین می شه” (هوی و میسکل، 2013). هم اینکه سلامت سازمانی نشونه ای از کار در شرایط سالم و درباره به بیشترین حد رسوندن سلامتی و رفاه کارکنانه. سلامت سازمانی کل نگر، کامل و استراتژیکه (براتون و گلد[3]، 2003).

واسه اینکه سازمانی بتونه به باقی موندن خود ادامه دهد باید کارای مفیدی رو انجام دهد. هدف های عمومی که به وسیله طراحان سازمان تعیین شده، باید باعث تولید محصول یا خدماتی شه که واسه اعضای اون سازمان یا سازمان های دیگه یا عموم جامعه به درد بخور باشه که از ویژگیای اثربخشیه. اینم بگیم تاثیر رو یکی از مهم ترین ویژگی های سازمانهای سالم می دانند. تاثیر طبق درجه کسب هدف تعریف شده. یه سازمان وقتی موثر بوده که یافته های قابل مشاهده فعالیت های اون با اهداف سازمانی برابر بوده یا از اون بیشتر باشه (هوی، 2005). تاثیر سازمانی عبارت از میزانیه که یه سازمان با به کار گیری منابع خاص و بدون هدر دادن منابع خود و بدون فرسوده کردن غیرضروری اعضا و جامعه خود، اهدافش رو در واقع تاثیر  برآورده می کنه (تیبودآس[4]، 1996).

مطلب مشابه :  تاج محل از بروشروهای گردشگری هند حذف شد

سازمانی که پیوسته غیر اثربخشه، شایدً از سلامت برخوردار نیس. در کل سلامت سازمانی، به طور ضمنی، بر حاصل جمع انجام کار موثر دلالت میکنه، سازمانی که با پایین آوردن هزینه ها یا با سرعت عمل، در کوتاه مدت به طور موثر عمل می کنه، ممکنه به روحیه و رضایت کارکنان آسیب بزنه. مثال سنتی اون رسیدن به کارایی از راه کم کردن هزینه س که در درازمدت به نارضایتی کارکنان و ترک کار منتهی می شه (علاقه بند، 1385). هوی و میسکل (2013) فکر می کنند که هر سازمانی واسه اینکه اثر داشته باشه، قبل از هر چیز باید بتونه در شرایط بحرانی علاوه بر برابری و صلح با محیط متغیر و مقابله با هر مشکلی، بهترین منابع خود رو به کار گیری کرده و با نیروهای تهدید کننده خارجی به طور موفقیت آمیز برخورد کنه و نیروی اونا رو در جهت هدف اصلی سازمان هدایت کنه و همیشه با حفظ توانایی ها و پایداری خود، اون رو رشد و پیشرفت دهد و به تعبیری دیگه، از سلامت سازمانی برخوردار باشه.

سلامت سازمان چارچوبی جهت معنی سازی جو عمومی سازمان هم هست. معنی سلامتی مثبت توجه رو به شرایطی جلب می کنه که رشد و پیشرفت سازمان رو آسون کردن کرده و یا موجب جست و خیز سازمان می شه. سلامت سازمانی به وضعی بالاتر از تاثیر کوتاه مدت سازمان دلالت داشته و به مجموعه از خصایص سازمانی تقریباً پردوام اشاره می کنه. یه سازمان سالم به این معنا نه فقط در محیط خود پایداری می کنه بلکه در دراز مدت میتونه به اندازه کافی با محیط خود موافق شده و توانایی های لازم رو واسه باقی موندن خود پیوسته بسازه و گسترش دهد (الوانی، 1379). در آخر سازمانهای سالم و موثر از کارکنان خود تعهد زیاد و رفتار مناسب رو توقع دارن و شاخص های اصلی در این جور سازمانها که به حفظ و نگهداری نظام ارزشی اشاره داره، شامل وفاداری و توجه به فعالیتهای سازمان، حس هویت مشترک با سازمان و انگیزه های فرد واسه کارکردن می باشه (دیجوی[5]، 2007). تو یه جمع بندی میشه گفت سلامت سازمانی سازه ای کامل و فراگیره که به بهتر شدن کیفیت تعاملات اجزای سازمان در سطوح فردی، گروهی، سازمانی و محیطی می پردازه و در آخر به سازواری سازمان با محیط و ایجاد تغییرات جهت دار و مطلوب در سازمان و محیط منجر می شه.

مطلب مشابه :  بهترین زمان سفر به تاهیتی، تیکه‌ای از بهشت روی زمین در پولینزیای فرانسه

[1]. lynde and Klingle

[2]. Woolfolk

[3]. Bratton  & Gold

[4]. Thibodeaux

[5]. Dejoy