تعریف معنویت

معنویت یه معنی مهمه که تعریف اون مشکله. میلر و توسن[1](1999) معنویت رو یه جور ویژگی تعریف می کنن که از روی اجبار مذهب رو در بطن خود نداره و از سه بخش تشکیل می شه: عمل (دعا، مراقبه و چیزای دیگه ای به جز اینا ) عقاید (اخلاقی ارزشی، خدایی عروج) و تجربه فردی(وست،2004، ترجمه شهیدی و شیر افکن،1383).

کلمه معنویت از کلمه لاتین spritulityبه معنی جون زندگی میاد. روح ممکنه به نیروی سر زندگی زندگی تعریف شه که با مظاهری از جون ، قدرت، جربزه ارایه می شه. هم اینکه معنویت به عنوان گنجایش و تمایل تعریف می شه که ذاتی بوده و در همه آدما بی همتاه . این تمایل الهی فرد رو به طرف علم، عشق، معنی، صلح، امید، عروج یا تعالی،  اتکال، رحمانیت، خوبی و کمال هدایت می کنه. معنویت از دید بعضی وقتا های مختلفی بررسی می شه. دیدگاه های کلی معنویت شامل روانی، مذهبی و فرافردیه. کوئینگ[2] و همکارانش فکر می کنند معنویت یعنی جستجو و مطالبه شخصی جهت درک و فهم جواب سوالاتی درباره زندگی، معنا و رابطه با نیروی عالی، که ممکنه باعث رشد آیینای مذهبی و رشد جامعه بشه یا نشه(موریرا[3]. کوئینگ2006).

در خیلی از تحقیقات عادی در ادبیات تحقیق معنویت رو با به کار گیری یه یا دو عنصر از عناصر شناخت و درک هدف، حس پیوند با خود، بقیه و طبیعت یا خدا و در آخر باور به جوهری بزرگ تر و والاتر، توضیح می کنن(هاسد[4]، 2000).

فعالیتا یا مناسکی که به زندگی افراد معنا و ارزش می بخشه. پایین بنای خیلی از این تحقیقات، این فرضیه س که فعالیتای ذاتی و داخلی بشر تلاشی واسه درک معنی خود ، دنیای دور و برش و برقرار کردن رابطه با اینه (اوریلی[5]، 2004).

مطلب مشابه :  بافرینگ، اجزای تامپونی بدن و سهم هر کدوم از اونا در کنترلPH:

عامل های معنویت

عامل های تعالی الهی، عبارتند از حسن پیوند: باور به این که فرد بخشی از جامعه بزرگ بشریه و موندگاری و هماهنگی زندگی نقش لازم داره. جهان شمولی:  باور به وجود همراه با وحدت زندگی. تحقق دعا:  احساس لذت و خوشحالی در نتیجه رویارویی شخصی با یه حقیقت متعالیه و جنبه های دیگری هستن که نیاز به جستجو بیشتری دارن. تحمل تناقضات: توانایی زندگی کردن با ناپایداریا و تناقضات در زندگی شخصی و تفکر درباره کارها با ملاک (هم این و هم اون به جای یا این یا اون ). نبود قضاوت: توانایی پذیرش بقیه همونجوریکه هستن و حساسیت نسبت به نیازها و دردای بقیه. وجود سپاسگذاری، که حس داخلی حیرت زدگی و سپاس به خاطر همه خصلتای مشترک و منحصر به فرد در زندگی خوده(پیدمنت، 1999).

تحقیق الکینز[6] و همکاران (1988) طبق 4 پیش فرض بنا شده: 1) چیزی با عنوان بعد الهی هست. 2) معنویت یه اتفاق انسانیه و به شکل توانایی و ظرفیت در همه مردم هست. 3) معنویت هم معنی با مذهبی بودن نیس.4) معنویت قابل تعریف تشریح و اندازه گیریه. اونا در تلاش واسه شناخت گسترده تر معنویت، ادبیات مربوط به معنویت رو مطالعه کرده و از بررسی اجزای تشکیل دهنده معنویت به این نتیجه رسیدن که معنویت شامل نه ویژگی اساسیه. در واقع اونا اتفاق معنویت رو دارای یه ساختار چند بعدی می دونن که شامل نه بخش کلی می شه: 1) بعد روحانی یا فرامادی که به عنوان خدای مشخص فرد، خود بالاتر یا بعد فرامادی تجربه می شه. 2) معنا و هدف در زندگی : به این معنا که فضای خالی  وجودی رو میشه با زندگی با معنی پر کرد. 3)داشتن رسالت در زندگی: فرد الهی یه جور احساس وظیفه و تعهد داره. 4)تقدس زندگی : فرد الهی می تونه تجربه هایی مثل حیرت و اعجاب تشویق و حیرت زدگی و رو حتی در موقعیتای غیر مذهبی هم داشته باشه. و دیگه اینکه سراسر زندگی مقدسه.

مطلب مشابه :  تبدیل M به W در لوگوی مک دونالد به مناسبت روز جهانی زن

5) اهمیت ندادن به ارزشای مادی: رضایت پایانی رو نه در مادیات بلکه در مسائل الهی و روحی میشه یافت. 6) نوع دوستی که به معنی تحت تاثیر درد و رنج بقیه قرار گرفتن. 7 )ایده آلیسم یا آرزو گرایی: فرد جهانی بهتر رو تو ذهن به تصویر میکشه و تمایل داره که این آرزو رو برآورده سازه. 8) باخبر شدن از تراژدیک درد مصیبت و مرگ یه تیکه از زندگی هستن و به اون رنگ و روح می بخشن. 9) ثمرات معنویت ک الهی بودن واقعی موجب تغییر همه جنبه های بودن و چگونگی زیستن می شه(وست،2004، ترجمه شهیدی و همکاران، 1383).

[1] Miller,T

[2] Koeing,A

[3] Moreira,A

[4] Hased,C.S

[5] Oreili,M.L

[6] Alkins,D.N