جایگاه آموزش صلح در جهان معاصر

آموزش صلح در جهان ما،جایگاه نازلی دارد.در کشورهای جهان سوم، موانع زیادی مانند ضعف ساختارهای سیاسی، اختلاف های داخلی ، ایدئولوژی های افراطی و تمامیت خواه باعث نادیده گرفتن برنامه های درسی صلح محور شده است(راشد[1]،2005:25). در کشورهای غربی تجربه کاذب و خوش بینی مفرط در مورد صلح60ساله(بعد از سال1945)و نوعی اندیشه سیاسی که”دولت های لیبرال به جنگ دولت های لیبرال نمی روند”،سبب کم توجهی به گسترش برنامه های درسی صلح محور در مقایسه با سایر برنامه های درسی مانند ریاضی و علوم شده است . با مطالعه دقیق ردپای جنگ ها به خوبی می توان فهمید که اینک آثار آن ها به حدود جغرافیایی خاصی محدود نمی شود و گستره شوم جنگ در هر نقطه از جهان به کشورهای دیگر سرایت می کند.

بعد از جنگ دوم جهانی ، آن چنان که به نظر می رسد ، تب منازعه های خونین فروکش نکرده است. الوین تافلر در کتاب”جنگ و ضدجنگ” درباره آثار مخرب جنگ ها نوشته است:”در2340 هفته ای که از1945 تا 1990گذشته ، در کره زمین تنها سه هفته جنگی وجود نداشته است. بنایراین ، سال های 1945 تاکنون را عصر”پس از جنگ نامیدن”، به معنای آمیختن تراژدی یا طنز است”(تافلر و تافلر[2]، 2001: 14-13 ).

به رغم آنکه موضوع آموزش صلح به اندازه­ی آموزش ریاضیات ، فیزیک و شیمی اهمیت دارد، نظام­های برنامه­ریزی درسی در کشورهای جهان به ندرت برنامه درسی مستقلی با عنوان برنامه­ی درسی صلح­محور تدوین و اجرا کرده­اند. هم­اکنون موضوع صلح و امنیت بیشتر در قالب برنامه­ی درسی مطالعات اجتماعی یا تاریخی و به صورت­های پراکنده و ناکافی ارائه می­شود. امروزه حداقل آموزش­هایی نیز که درمورد حقوق و وظایف شهروندی ، درک حقوق بشر و احترام به دموکراسی در مدارس ارائه می­شود ، به شیوه­ی سنتی و انتقال یک­طرفه­ی اطلاعات است ؛ به این سبب ، برنامه درسی اغلب مبتنی بر گفتگو، نقد و استدلال نیست. برای نمونه”آموزش دموکراسی به یادگیری دانش منجر نمی­شود ؛ بلکه باید آن­را از راههای دیگری ترویج کرد. مثلا باید کودکان را وارد بحث­هایی کرد که اهمیت روزمره دارند و آن­ها را واداشت استدلال­های خود را عرضه کنند و نظریات دیگران گوش فرا بسپارند و در تصمیمات جمعی درمورد موضوعاتی که برچگونگی اوضاع مدرسه تاثیر می­گذارد ، شرکت جویند.”(بیتهام،1384:148).

مطلب مشابه :  قانون جذب چیجوری کار می کنه

شاید تلاش کشورهای جهان برای سلطه ایدئوژیک بر مدارس یکی از چالش­های اساسی برای برنامه­های درسی صلح­محور در این زمینه باشد. شایان ذکر است که پژوهش­های صلح­محور نیز از این قاعده­ی سلطه­ی ایدئولوژیک مستثنی نیست و هرگز رهیافت­هایی برای رویارویی مدل­های گوناگون صلح ارائه نشده است . تک گویی­هایی در پژوهش­های برنامه­درسی صلح­محور در نهایت باعث انکار آگاهی­های دیگران و ناشنوایی در برابر پاسخ­های گوناگون است. لوتان کوی در کتاب”آموزش و پرورش : فرهنگ­ها و جوامع”این نوع پژوهش در تعلیم و تربیت ، یعنی نفوذ در اذهان و قبولاندن ایدئولوژی خود ، نحوه­ی تفکر و ارزش­های خود را رد می­کند . به نظر او اعمال زور بدون تلقین ایدئولوژیک ، برای سیاستمداران کشور­ها امکان­پذیر نیست و مدارس قربانی چنین تلقین­هایی هستند(1378:46).

[1].Rashed

[2].Toffler