39  خانواده و اهمیت آن

خانواده گروه کوچکی متشکل از افرادی است که از طریق پیوند زناشویی یا خونی با یکدیگر در ارتباط متقابل هستند و در کنار یکدیگر در واحد خاصی زندگی می کنند و دارای تجارب و فرهنگ خاصی هستند، دارای امیال و اهداف مشابه بوده و مهر و علاقه آنان را به یکدیگر پیوند داده است. خانواده سنتی از زن وشوهر و فرزندان تشکیل شده است. و بستگان خانواده زن و مرد، در موقعیت های خاص در شرایط کمکی متقابل همراه با شادی شعف و احساس تعلق خاطر و یا اندوه و نگران، با آنان ارتباط برقرار می کنند (نوابی نژاد، 1386) .

 

2-40 جایگاه خانواده:

خانواده طنینی به قدمت آدمی دارد. از منظر جامعه شناسی و تاریخ، اولین نهاد بشری، ابتدایی ترین و کوچکترین جامعه، خانواده می باشد، این نهاد همیشه توجه متفکرین، پژوهشگران، متخصصین علوم انسانی را از دیدگاه های متفاوت جهت شناخت بهتر و دقیق تر، به خود جلب کرده است چون خانواده به عنوان اولین آموزشگاه بشری بر اساس نوع رابطه با همسر و فرزندان بیشترین تاثیر را اولاً بر چگونگی شخصیت روانی، اجتماعی و فرهنگی فرزندان دارد. (پیاژه، 1991) ثانیاً به صورت غیر مستقیم جامعه را متاثر از نوع روابط و فرهنگ خود می کند (منادی، 1385) .

در نتیجه خانواده های سالم در سلامت فرزندان و سپس سلامت جامعه، نقش مهمی دارند لذا توجه به سلامت و چگونگی فضای درون خانواده که عواملی نظیر رضایت زوجین از زندگی تبلور می یابد، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار خواهد بود. به دنبال رضایت از زندگی اختلافات زناشویی کمتر شده و طلاق نیز در جامعه کمتر رخ می دهد. کم شدن طلاق در صورت وجود کانون گرم خانوادگی سلامت افراد جامعه بیشتر تحسین خواهد شد. خانواده از منظر دیگر خود تحت تاثیر جامعه خواهد بود ( منادی، 1385 ).

 

2-41 تعیین نقش های خانواده

فریمن[1] (1977) هریک از نقش ها را در سه سطح تقسیم بندی می کند. نقش های فردی، نقش های زیر مجموعه ای و نقش خانوادگی که توسط کل خانواده انجام می گیرد و در اتباط متقابل با محیط و جامعه بزرگتر است. علاوه بر این سیستمی از هنجارها و ارزشها به عنوان بخشی از ساختار خانواده در درون خانواده رشد می کنند. این هنجارها و ارزش ها مشتق شده از تجارب قبل از زناشویی زن و مرد به ویژه در ارتباط با خانواده های اصلی آن است. این هنجارها و ارزشها، مبنای مجموعه ی جدیدی از اصول در زندگی آنان خواهد بود. به این ترتیب تمامی  ارزش های اجتماعی زندگی خانوادگی و فردی، در تعریف رفتار در خانواده مصداق دارد ( نوابی نژاد، 1386 ) .

2-42 خانواده و جامعه پذیری :

یکی از محیط های بنیادی در امرجامعه پذیری خانواده می باشد در واقع هم پدر و هم مادر از عوامل رشد و اجتماعی شده کودک هستند. نقش هایی که این دو باید ایفا کنند، متفاوت است. اما در عین حال مکمل یکدیگر نیز هستند. تاکلوت بارسنز در مطالعه نقش های اصلی خانواده هسته ای بر این واقعیت تاکید می کند که شخصیت انسان مادرزادی نیست، باید در فرآیند اجتماعی شدن ساخته شود. این ها کارخانه هایی هستند که شخصیت انسان را تولید می کنند. ( منادی، 1385 ). عمل ارتباط، باعث برقراری کنش متقابل بین افراد جامعه می شود. کنش متقابل، مانند حالتها یا عمل های اعضاء یک جفت که به یکدیگر وابسته هستند تعریف می شود. ( برادشاو[2]، 1982.ترجمه .قرچه داغی،1372) . در نتیجه، زمانی ارتباط بین دو نفر برقرار می شود که کنش متقابل بوجود بیاید. یعنی پیام د هنده پیام را بدهد، کانال خوبی محتوای پیام را انتقال  دهد و پیام گیرنده پیام را دریافت کند. یعنی، پس خوراندی از پیام گیر به پیام دهنده وجود داشته باشد. در نتیجه اعتماد بین دو طرف کنش متقابل برقرار نمی شود و گفتگو به وجود نمی آید. برای مثال در حوزه خانواده، اینکه فقط مرد سخن بگوید و زن و فرزند فقط شنونده باشند و یا فقط زن صبحت کرده و مرد و فرزندان شنونده باشند، کنش متقابل برقرار نشده است و گفتگویی وجود ندارد بلکه فقط گفت تنها وجود دارد. گفت تنها نیز امکان رد شدن محتوای پام را تضمین نمی کند. این عمل نه فقط در سطح خانواده، بلکه در سطح کلان در نهادهای اجتماعی نیز صحت دارد و شاهد هرروز آن هستیم. یعنی در این حالت، نه مرد نه زن نمی توانند خواسته های خود را در نزد همسر خود عمل کنند و به فرهنگ هم درآیند و به یکدیگر نزدیک شوند. نه والدین امکان باز تولید فرهنگ خود را در فرزندان خواهند داشت نه جامعه موفق به جامعه پذیر کردن نسل جوان جامعه به فرهنگ رایج جامعه خواهد شد ( منادی، 1385 ) .

مطلب مشابه :  میانگین دما، صنایع دستی، حمل و نقل، در

 

2-43 خانواده و رضایت زناشویی:

بدیهی است که ازدواج اولین تعهد عاطفی و حقوقی است که مادر بزرگسالی قبول می کنیم. به علاوه انتخاب همسر و انعقاد پیمان زناشویی نقطه عطفی در رشد و پیشرفت شخصی تلقی می شود. بی تردید یکی از مهمترین تصمیم هایی که ما در طول زندگی خود می گیریم انتخاب یک شریک زندگی است. در هر جامعه ای تعدادی از زوجها از زندگی زناشویی خود کمال رضایت را دارند و از انتخاب یکدیگر راضی و از باهم بودن خرسند می باشند. در نتیجه زندگی خوب، موفق و توأم با احساس خوشبختی و آرامش را دارند ( منادی، 1385 ) .

اُدل[3] (1998) توافق در ارزشها را با رضایت زناشویی مرتبط می داند، به این معنا که زوجهای موفق خود را با نظام زندگی شان منطبق می سازند.مطالعه ازدواج هایی که امکان ارزیابی آنها وجود دارد بر این امر دلالت می کند که الگوهای متفاوتی در عملکرد موفقیت آمیز ازدواجها به نمایش گذاشته می شوند.

به اظهار لیدرر[4] ( 1992 ) یک روش واحد برای دو فرد به منظور داشتن زندگی زناشویی خشنود وجود ندارد، اما با پیگیری عناصر اصلی معلوم می شود که گرچه الگوها متنوع اند ولی قواعد مشترکی که در ازدواج های خشنود با الگوهای عملکردی متنوع مشاهده می شود عبارتند از:

1 – همسران در یک زندگی زناشویی موفق، بادوام و توأم با رضایت به یکدیگر احترام می گذارند. هریک از همسران بعضی از ویژگی ها با توانایی های قابل احترام را در دیگری می یابد.مثل همسر خوبی بودن، تامین مخارج، طبع و ذوق هنری داشتن. هرچه میدان احترام گذاری وسیع تر باشد، زندگی زناشویی رضایتمندانه تر خواهد بود .این همسران تایید و ارزش گذاری خود را به همسرانشان نشان می دهند و به طور پیوسته کارهایی انجام می دهند و بیان می کنند که عواطف، عشق و احترامشان را به یکدیگر نشان می دهد و کلمات و اعمال را که اهدف مثبت ازدواجشان را حمایت و تایید می کند انتخاب می کنند..

2 – همسران نسبت به یکدیگر بردبار هستند آنها درک می کنند که امکان فریب خوردن یا خطا کردن در خودشان وجود دارد. اسان را آسیب پذیر می بینند و به این ترتیب می توانند قصور و کوتاهی دیگران را بپذیرند. آنها مسئولیت رفتار و عزت نفس خود را به طور فردی می پذیرند و انتظار ندارند که شریک زندگی شان مسئول شاد و خوشحال نگه داشتن آنها باشد به همین دلیل از سرزنش و انتقاد یکدیگر اجتناب می کنند. و در عوض آنچه را در مورد همسرشان درست است تایید می کنند. با همدلی به سخنان یکدیگر گوش می دهند و در جستجوی عواملی هستند که در روابط آنها تاثیر بر جای می گذارد.

3 – همسران بر پایه اعتماد متقابل مساعی می پردازند. تشریک مساعی بر اعتماد متقابل زوجهای دارای زناشویی با ثبات و رضایت بخش، بنیان نهان شده است و به آنها امکان صرف وقت، انرژی، رغبت و اطمینان به درگیر شدن در فعالیت ها و کارهای فرعی خارج از محیط زناشویشان را می دهد. آنها آزاد هستند نه تنها فقط از یکدیگر، بلکه از هرچیز و هرکس دیگر که ممکن است آنها را به طور فردی یا دوتایی علاقه مند سازد، لذت ببرند.

مطلب مشابه :  تبریز میزبان نشست آسیایی صنایع دستی در اردیبهشت‌ماه ۹۵ه

4 –  در یک ارتباط زناشویی توأم با حس همکاری و مشارکت ممکن نیست زن و مرد همیشه با یکدیگر موافق باشند، اما می توانند به راحتی مخالفت خود را اعلام کنند، و این امر مورد پذیرش قرار می گیرد و با هم به دنبال راههایی میگردند که مورد تایید هردو قرارگیرد تا مشکلات زندگی همواره با یکدیگر حل می کنند. و به طور منظم و صحیح برای تعریف و حل مشکلات، حتی اگر خیلی ساده باشد به گفتگو می پردازند منادی بر این اعتقاد است که ارتباط کلامی باعث شناخت زوج ها از یکدیگر و نزدیک شدن آنها به هم می شود. سپس زن و مرد انتظار معقولی از همدیگر داشته و به دنبال آن رضایت از زندگی افزایش یافته و در نهایت احساس خوشبختی فراهم می شود. نبود گفتگو بین زوجها یعنی، بی خبری زنان و مردان از مسائل زندگی مشترکشان می شود. چنین حالتی زن و مرد انتظارات یکدیگر را شناخته، بنابراین به خواسته های هم پاسخ نگفته و در نتیجه از زندگی رضایت نداشته و در نهایت احساس خوشبختی نمی کنند ( منادی، 1385 ) .

به اعتقاد تارد به نقل از لازار، پیوند تنگاتنگی بین عملکرد گفتگو و تغییرات در نظرها در هر عرصه ای (خصوصاً در خانواده )وجود دراد. وی می افزاید گفتگو و مذاکره به نوعی پیش در آمد تفاهم است، اما در عین حال پیش شرط آن نیز هست (منادی، 1385 ) .

وقتی گفتگو بین زن و مرد برقرار می شود، محصول بسیار زیاد و خوبی دارد اولاً یک خود شناسی را به دنبال خواهد داشت. در ضمن گفتگو امکان دارد زن با مرد، خواسته ها، آرزوها و شکل ایده آل رفتار مورد علاقه خود از همسرش را به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مطرح کند، در این حالت زن یا مرد خواه یا ناخواه فکر می کنند که کدامیک از این ویژگی ها را دارند و کدامین را ندارند. با تفکر پیرامون خود قاعدتاً به شناخت خود می رسد. عملی که تاقبل از گفتگو ممکن است فرد در مورد خود انجام ندهد. در نتیجه، به این ترتیب گفتگو به خود شناسی فرد کمک کرده است ( منادی، 1385 ) .

ثانیاً، شناخت دیگری را به همراه می آورد، زمانی که دو نفر در جامعه یا زن یا مرد در خانواده با یکدیگر سخن نگفته باشند با روحیات، اخلاقیات، خواسته، خصوصیات و ویژگی های یکدیگر آشنا نیستند. زمانی که ارتباط به شکل کلامی و غیر کلامی برقرار می شود، فرد یا به صورت مستقیم یا به صورت غیر مستقیم ایده آل ها و خواسته ها یا الگوهای مورد قبول خود را مطرح می کند، در این حالت طرف دیگر متوجه مشخصات و ویژگی های طرف مقابل خود می شود. اجازه می دهد تا به تفاوتها وتشابهات یکدیگر آشنا شوند (منادی، 1385 ) .

ثالثاً این دو عمل باعث نزدیک شدن زن و مرد به یکدیگر در نتیجه کم شدن اختلافات و نهایتاً کم شدن طلاق در جامعه خواهد شد. وقتی تفاهم بین زن و مرد برقرار شد، اعتماد بین آنان به وجود خواهد آمد. بدنبال اعتماد، همکاری و تعاون بین زوج ها برقرار خواهد شد. همکاری زوج ها باعث ارتقاء و پیشرفت هر دو نفر و بهبود زندگی از همه نظر خواهد شد. ( منادی، 1385 ) .

 

[1] Fariman

[2] Beradshave

[3] Odeel

[4] Lederrer