فکر کردن به شدنیا چیجوری ممکنه و به چه دلیل مهمه؟
فکرکردن به شدنیا
فکر کردن به شدنیا چیجوری ممکنه و به چه دلیل مهمه؟
به چه دلیل باید انرژی فکر کردن به شدنیا رو حس کرد
کسائی که اهل فکر کردن به شدنیا هستن، می تونن کاهایی رو بکنن که به نظر نشدنیه،

چون بوجود چاره و راه حل باورد دارن.

توئم باید به دلیل زیر در شدنیا و ممکنا فکر کنی:

فکر کردن به شدنیا، شدنیا و ممکنات رو زیاد می کنه
وقتی ایمان داشته باشی که میتونی کارای مشکل رو بکنی و موفق می شی دره های زیادی به روتو باز می شن.

اگه ذهن خود رو به روی شدنیا باز کنی، به استقبال شدنیای دیگه رفته ای.

فکر کردن به شدنیا، مردم و فرصتا رو به طرف تو میکشونه
افراد کلان فکر، افراد بزرگ رو به طرف خود جلب می کنن اگه میخوای دستاوردهای بزرگ داشته باشی باید به شدنیا فکر کنی.

فکر کردن به شدنیا باعث ازدیاد شدنیا می شه
متفکران بزرگ و موثر واسه بقیه هم فرصت آفرین می شن، چون فکر کردن به شدنیا واگیره.

نمیشه همنشین متفکران  بزرگ بود و به شدنیا فکر نکرد. اما فکر کردن به شدنیا آثار مستقیم دیگری هم بر بقیه داره.

فکر کردن به شدنیا باعث می شه صاحب رویاهای بزرگ شیم
حرفه ات هرچه باشه، فکر کردن به شدنیا تو رو کمک میدن تا افق دیدت رو گسترش دهی و صاحب رویاها بزرگ شی.

یک متفکر: متفکران بزرگ، متخصص آفرینش آینده نگری مثبت و تصاویر خوش بینانه تو ذهن خود و دیگرانند.

فکر کردن به شدنیا عروج از بین مایگی
هربار برچسب نشدنی رو از روی کاری برداشتی، بر توانای مخفی خودت اضافه می کنی

فکر کردن به شدنیا انرژی زاس
تامس فولر: فرق واقعی آدما در انرژی اوناس.

با داشتن عزمی استوار، هدفی مشخص و اراده ی شکست ناپذیر میشه تقریبا هرکاری کرد.

فرق بین آدمای بزرگ و کوچیک همینه.

بین فکر کردن به شدنیا و انرژی هرکی رابطه ای مستقیم حاکمه.

فکر کردن به شدنیا تو رو ازتسلیم باز می داره
کسائی که به شدنیا فکر می کنن به موفقیت خود ایمان دارن.

دنیس ویتلی نویسنده روان شناسی برد می گه:

برندگان زندگی همیشه در قابل اصطلاحاتی مثل می خوام، میتونم، هستم، فکر می کنن.

بازندگان بر خلاف برندگان، اندیشه زندگی بخش خود رو بر کارایی که باید می کردن و یا اون چه نمی کنن متمرکز می کنن.

اگه باور کنی که میتونی کاری کنی، نصف راه توفیق رو پیموده ای.

اما اگه باور داشته باشی که نمیتونی، تلاش کردن و مجاهدت بی فایده س. چون قبلا میدون رو واگذار کردی.

برنامه ریزی هدف دار یا برنامه ریزی کامل چه سبکهایی داره
تفکر هدف دار
برنامه ریزی هدف دار یا برنامه ریزی کامل چه سبکهایی داره
برنامه ریزی هدف دار سبکهای زیر رو شامل می شه
۱- در بعضی سازمانا تعیین اهداف کلی و ماموریتای آینده سازمان طبق نظر شخصی و قضاوت فردی مدیره.

اخذ تصمیم در این سبک بیشتر طبق بینش و جنبه اشراق و دریافتای فرد مدیر داره و قانون ای خاص بر اون حاکم نیس.

۲- در سبکی دیگه با در نظر گرفتن شکلای هدف دار ی وضع شده قبلی وبا ایجاد تغییرات جزئی و کم تعیین روشای هدف دار سازمانی انجام میگیره.

فایده این روش خطر بسیار کم اون. و از کاستیای اون اینه که موافقت با شرایط متحول بیرونی خیلی راحت ممکن نیس.

۳- در سبک سوم که به نام برنامه ریزی هدف دار یا کامل معروفه،

تعیین اهداف طبق نظوم و قانون ای خاصه که بررسی می کنیم:

الف) تعیین و تهیه اهداف آینده سازمان
مهمترین مرحله س و رو دوش مقامات عالی سازمانه.

تعیین هدف شامل درک و تشخیص درست ماموریتا و مقاصد سازمان و بیان اوناس.

کارای مهم در این مرحله :رابطه سازمان با جامعه ودلیل وجودی اون مورد بررسی قرار میگیره.

توجه به ارزشا، انتظارات و امکانات و منابع سازمان.

ب) شناخت اهداف و روشای هدف دار موجود سازمان
توجه به اهداف و ماموریتای فعلی و بررسی وجود فرق و اختلاف با هدفهای تعیین شده.

پ) جدا سازی و بررسی شرایط محیطی سازمان
در این مرحله تهدیدها و فرصتای محیط خارجی شناسایی و بررسی می شن.

ت) جدا سازی و بررسی منابع  وامکانات سازمان
شمایی از امکانات سازمان واسه تحقق اهداف آینده بدست میاد.

و هم اینکه ضعفا و نارساییای داخلی سازمان هم شناسایی و مشخص می شن.

ب) شناخت اهداف و روشای هدف دار موجود سازمان
توجه به اهداف و ماموریتای فعلی و بررسی وجود فرق و اختلاف با هدفهای تعیین شده.

پ) جدا سازی و بررسی شرایط محیطی سازمان
در این مرحله تهدیدها و فرصتای محیط خارجی شناسایی و بررسی می شن.

ت) جدا سازی و بررسی منابع  وامکانات سازمان
شمایی از امکانات سازمان واسه تحقق اهداف آینده بدست میاد.

و هم اینکه ضعفا و نارساییای داخلی سازمان هم شناسایی و مشخص می شن.

د) شناسایی وضع موجود سازمان
این مرحله حاصل اطلاعات جمع آور شده در سه مرحله پیشه.

باید تصویری کامل از اهداف موجود، شرایط محیطی و امکانات سازمان بدست آید

و آثار و هماهنگی اونا بر همدیگه بررسی شه.

ز) تعیین تغییرات مورد ضرورت در روشای هدف دار
برنامه ریز باید فاصله بین هدفا و روشای هدف دار آینده رو دریابد

و ضرورت انجام تغییراتی رو در هدفا یا نحوه اجرای هدف بکنه.

ر) تصمیم گیری در مورد راه حل مطلوب
روشای هدف دار منتخب یا روشای هدف دار جدید هستن و یا روشای هدف دار گذشته ان که با تغییراتی واسه رسیدن به اهداف مطرح شدن.

انتخاب طبق معیارای:عملی بودن، به درد بخور بودن، قدرت حل مشکلات، هم راستایی با خط مشیا و…

ژ) اجرای راه حل جدید
انتخاب راه حل جدید پایان کار نیس بلکه باید اجرا و آزمون شه.

و) کنترل و امتحان راه حل جدید در عمل

محیط خلاق تشویق کننده خلاقیته
خلاقیت
محیط خلاق تشویق کننده خلاقیته
متفکری می گه: مطالعاتی که درباره خلاقیت شده حکایت از آن داره

که اصلی ترین عامل خلاقیت در بین کارکنان اینه که خود رو مختار و مجاز بدونن یا ندانند.

اگه نوآوری و خوش فکری رو آشکارا تشویق کنن و پاداش دهند،

اون وقت کارکنان می فهمن که به اونا رخصت خلاقیت داده شده.

اگه در جلسات افراد شایسته دور هم جمع شن همیشه سه چیز اتفاق میفته:

ایده ها به سطحی عالی تر پیشرفت پیدا می کنن.

انرژی و سینرژی به سطحی بالاتر پیشرفت پیدا میکنه

شرکتها به رده بالاتر پیشرفت می کنن.

در محیط خلاق وجود اعتماد بین اعضای تیم و فردیت اونا رو بسیار با ارزشه.
خلاقیت همیشه در خطر شکست قراردارد بخاطر این از دید افراد خلاق، اعتماد مسئله مهمیه.

خلاقیت حاصل اعتماده. به غرایزت اعتماد کن و هیچوقت امید بیشتر از حد نداشته باش.

در مراحل خلاق، اعتماد از اونجا پیدا می شه که آدمایی که با هم کار می کنن، واسه سازمان و همدیگه بهترین رو میخوان.

در محیط خلاق با آغوش گشاده از افراد خلاق استقبال می شه.
افراد خلاق چیزای غیرعادی رو دوست می دارن.اونا البته بعضی وقتا اشتباه می کنن.

با این افراد چیجوری باید رفتار کرد؟ من اندرز کامل پیترز رو نقل می کنم: کودنها رو دور بریز و مغزها رو بپروران

در محیط خلاق به نوآوری توجه دارن و خود رو محدود به اختراع کردن نمی کنن.
سام وستن خالق چهره مهیج و بیشتر پسند جی جو می گه:

ایده واقعا نو کمه. اما حتما لازم نیس حتما ایده نو داشته باشی تا ثابت شه خلاقی.

من خلاقیت رو این طور تعریف می کنم: ترکیب منطقی دو یا چند عنصر موجود که خود رو در یک معنی تازه نشون میدن.

بهترین راه همزیستی با تصور و تخیل خود اینه که برنامه های کاربردی نوآور بسازیم.

نه اینکه فقط خود رو به پیدا کردن مفهومای تازه محدود کنیم.

کسی که خلاقه می گه ایده رو به من بده تا ایده بهتری به تو بدهم.

در محیط خلاق همه خواهان حق اختیار و تعدد گزینه ان.
آدمهای خلاق متفکرهای «دیگه»ند. همیشه در فکر پیدا کردن راه دیگه انجام کار هستن.

چون می دونن که تعدد گزینه ها فرصت سازه.

وقتی کسی از حلقه نزدیکان مسئله ای واسه تصمیم گیری پیش من میاره.

از آن سه چیز می خوام: بهترین اطلاعات موجود، گزینه های ممکن و صحبت در دفاع از گزینه مطلوبش.

به نظر من تفکر گزینشی معمولا بهترین نتیجه رو داره.

در محیط خلاق به افراد رخصت میدن از خط خارج شن.
خیلی از آدمها نمی خوان از خط خارج شن.

از یاد نبر که بیشتر محدودیتهای رویا روی ما رو بقیه بر ما مجبور نکردند.

ما خودمون اونا رو درست کردیم نبود خلاقیت معمولا به این مسائل ختم می شه.

اگه میخوای خلاق شی، مرزها رو به رقابت بکش.

چارلز کترینگ، مخترع می گفت:

همه تحولات بشری، صرف نظر از شکل اون، در اون طرف قوانین بوجود اومده و می یان و گرنه هیچ وقت صاحب چیز نو نمی شدیم.

در محیط خلاق قدردان و قدرشناس قدرت رویا هستن
محیط خلاق به رویا آزادی پرواز میده.

وجود محیط خلاق باعث شد که مارتین لوترکینگ میلیونها نفر رو مخاطب قراردهد و بگه من رویایی دارم

نه اینکه من هدفی دارم گرچه هدف باعث تمرکز می شه اما رویاها به آدم قدرت می دن.

مطلب مشابه :  هنر با دین و اسلام چه رابطه ای دارد؟

جیمز الن: رویاها ناجیان زمینند.

تیر ۱, ۱۳۹۶/0 دیدگاه /به وسیله SGRADMIN

استفاده از تفکر خلاق چیجوریه
خلاقیت
استفاده از تفکر خلاق چیجوریه
واسه استفاده از تفکر خلاق ، خلاقیت کشا از بین بردار
استفان لیکاک : اهمیت کتاب آلیس در سرزمین عجایب واسه من بیشتر از تموم دائره العارف بریتانیکاه.

از دید لیکاک گرمای خاقیت بر سرمای واقعیت برتری داره.

اگه توئم مثل اون فکر می کنی باید نگرشهای بی ارزش کننده تفکر خلاق رو دور بریزی.

به این عبارتها نظری بیفکن و مطمئن باش هر کدوم از اونا به تنهایی قاتل تفکر خلاقه:

من آدم خلاقی نیستم، مطیع قرار و قاعد باش، نپرس، همرنگ جماعت شو،

بین خطوط حرکت کن، فقط یک راه هست، حماقت نکن، واقع بین باش،

جدی باش، به فکر آبروی خودت باش، این کار با منطق جور در نمیاد. ممکن نیس،

سابقه نداشته، شدنی نیس، واسه بقیه کارساز نبوده، آزموده رو آزمودن خطاست،

زیاد کار می بره، تاوان خطا رو نمیشه داد، جمع و جور کردنش طاقت فرساست،

وقتش رو نداریم، پولش رو نداریم، آره اما…، بازی سبک سرانه ایه، شکست یعنی تموم و ….

اگه فکر می کنی ایده های بزرگ تو سرته، اجازه نده هیچکی تورا منصرف کنه.

حتی اگه اون ایده به ظاهر احقانه باشه. اجازه نده خودت یا بقیه تو رو تسلیم خلاقیت کشا کنن.

فراموش نکن اگه خودتو مجبور به موندن در گذشته کنی، نمیتونی دست به کار نو و مهیج بزنی.

ادوارد دوبونو در کتاب فکر بکر: با عمیق تر کردن یک سوراخ نمیشه گفت یک سوراخ جدید حفر کردیم.

تلاش نکن فقط همون کهنه رو – گر چه با جدیت – بکنی تغییر لازمه.

واسه استفاده از تفکر خلاق ، با طرح پرسشهای به جا خلاقانه فکر کن
خلاقیت در اصل یعنی طرح پرسشهای به جا.

ذهن عقیم میشه پاسخای نادرست رو تشخیص بده اما واسه شناختن پرسشهای نادرست ذهن خلاق لازمه.

پرسشای نادرست مراحل تفکر خلاق رو تعطیل و متفکر رو به همون گذرگاه کهنه هدایت می کنن

یا اونو به این باور جهت میدن که اصال فکر کردن لازم نیس.

واسه برانگیختن تفکر خلاق از خود بپرس:

به چه دلیل باید کار این طور انجام شه؟

مشکل اصلی کجاست؟

مسایل پایه ای کدامند؟

این مسئله چه چیز رو به من می گه؟

خلاف مسئله چیه؟

واسه تشریح اون از چه کنایه با نمادی میشه استفاده کرد؟

چه ضرورتی داره؟

سخت ترین یا گران ترین راه انجام اون چیه؟

کی موضوع رو جور دیگری می بینه؟

اگه اصلا از نه مسئله بگذریم چه اتفاقی میفته؟

کامل هرشفیلد: اگه تو نپرسی به چه دلیل این؟ کسی پیدا می شه که بپرسد به چه دلیل تو؟

واسه استفاده از تفکر خلاق ، محیطی خلاق جفت و جور کن
مبتکری گفته: ایده نو کم بنیه و شکننده س،

با پوزخندی یا دهن دره ای میشه اونو از بین برد،

میشه با اخمی بر ابرو یا طعنه ای اونو در هم شکست.

در هر دقیقه هزاران ایده ی بزرگ در اثر مسموم بودن محیط جوون مرگ می شن.

واسه استفاده از تفکر خلاق ، با افراد خلاق بیشتر رفت و اومد کن
اگه محیط کارت واسه خلاقیت، مسمومه و تو اون قدرت رو نداری که محیط رو عوض کنی

بهترین گزینه اینه که با بقیه آدمهای خلاق نشست و برخواست کنی.

خلاقیت واگیر داره. نباید این واقعیت رو در نظر نگرفت که آدم همیشه اخلاق معاشران خود رو پیدا می کنه.

تو هرچه بیشتر وقتت رو صرف هم نشینی با آدمهای خلاق، در بحث ی فعالیتهای خلاقانه بکنی خلاق تر خواهی شد.

واسه استفاده از تفکر خلاق ، از جلد خود خارج شو
کاترین هپبورن: اگه قرار باشه همه قوانین رو رعایت کنی . همه لذتها رو از دست می دی.

به نظر من شکستن تموم قوانین لازم نیس اما باور دارم آدم هیچوقت نباید خود رو اسیر قوانین و محدودیتهای خود ساخته بکنه و جلوی پیشرفت خود رو بگیره.

متفکرین خلاق مردمی هستن که در قفس نمی گنجند.

می دونن که باید بارها قفس تنگ گذشته و محدودیتهای خود ساخته رو بشکنن

تا بتونن بپرن و طعم تجربه خلاق رو بچشند.

خلاقیت رو چیجوری مزه مزه کنیم
خلاقیت
خلاقیت رو چیجوری مزه مزه کنیم؟
خلاقیت توان متحول ساختن کیفیت زندگانی آدم رو داره.
خلاقیت این پنج کار رو می تونه بکنه:
خلاقیت بر ارزش همه چیز اضافه می کنه.
تفکر خلاق یعنی این که بتونی چیزی رو ببینی که هیچکی ندیده

و بتونی به چیزی فکر کنی که هیچکی نیاندیشیده

تا بتونی کاری کنی که هیچکی نکرده.

تفکر خلاق بعضی وقتا در حد اختراعه. یعنی کار نو کردن بعضی وقتا در حد نو آوردنه،

یعنی کمک می کنه تا کهنه رو به شکل ای نو انجام بدیم.

اما چه این باشه و چه اون تفکر خلاق یعنی جهان رو با چشمون نو دیدن به قصد یافتن راه حل نو.

این کار همیشه ارزش افزاست.

خلاقیت، زایندهه.
تفکر خلاق کاریه سخت اما اگه وقت کافی صرف کنی و در کارت متمرکز شی خلاقیت زاینده می شه.

تفکر خلاق، شاید بیشتر از هر نوع دیگری از تفکر روی پای خود وای میسته و قدرت آفرینندگی متفکر رو زیاد می کنه.

قدرت آفرینندگی پایان نداره. هرچه بیشتر مصرف کنی بیشتر می شه.

افسوس که بیشتر به جای بال و پر دادن به قدرت خلاقیت، بر اون سرپوش می نهند و اونو سرکوب می کنن.

باید حال و هوایی جفت و جور شه که تشویق کننده فکر نو، برداشت نو و پرسشهای نو شه.

خلاقیت مردم رو عاشق تو و ایده ات می کنه.
به چه دلیل هنوزم مردم عاشق لئوناردو داوینچی هستن؟ چوت خلاقیت خاصیت آهنربایی داره.

خلاقیت، ذکاوت همراه با سرگرمیه.

مردم ذکاوت رو تشویق می کنن و همیشه جذب سرگرمی می شن. همیشه ترکیب این دو باورنکردنی و عالیه.

اگه بشه یک نفر رو نام برد که با ذکاوتش تفریح کرده. اون فرد داوینچی بوده.

خلاقیت باعث می شه بیشتر بیاموزی.
ارنی زلیسکی نویسنده و کارشناس خلاقیت: خلاقیت یعنی لذت همه چیز ندانی.

لذت همه چیز ندانی ناظر به این معناست که هیچ وقت یا خیلی کم همه پاسخا رو در چنته داریم.

ما همیشه و کم و بیش واسه هر مسئله ای توان تولید شکلای جور واجور راه حل رو داریم.

خلاق بودن یعنی داشتن توان دیدن یا تصور کردن شکلای جور واجور فرصت واسه مشکلات زندگی.

تفکر خلاق یعنی داشتن امکان انتخاب.

انسانی که همیشه در صدد یافتن ایده های نو باشه چیز یاد میگیره.

تفکر خلاق یعنی توانایی یادگیری یعنی همیشه شاگرد بودن.

یعنی پیش از حل موضوع راه حل رو دیدن.

هرچه حجم اندیشه ها بیشتر می شه فرصت نو آموزی بیشتر می شه.

خلاقیت با وضع موجود در جنگ.
به یاد داشته باش که فرزانگان بزرگ گذشته حرمتی واسه آداب امروز قائل نبودن.

اون طور که فرزانگان آینده، واسه آداب الان حرمتی قائل نیستن.

اگه سودای به سازی جهان رو تو سرته یا حتی سودای بهتر کردن وضع خودتو، بهش که تفکر خلاق به کمک تو میاد.

وضع موجود و خلاقیت با هم سر صلح ندارن. اما تفکر خلاق و نو آوری همیشه دست در دست دارن.

تیر ۱, ۱۳۹۶/0 دیدگاه /به وسیله SGRADMIN

متفکران خلاق چه صفاتی دارن؟
خلاقیت
متفکران خلاق چه صفاتی دارن؟
متفکران خلاق قدر و ارزش ایده رو می شناسن.

آدمهای بسیار خلاق مشتاق و پابند فکر نو و طرح نو هستن.

فقط به قریحه ی خود تکیه نمی کنن. می دونن چیجوری از قدرت تخیل خود نام و تموم استفاده کنن.

بحث خلاقیت بحث فکر بکره. ایده های بسیار.

آدم وقتی صاحب فکر می شه که قدر اونا رو بدونه.

متفکران خلاق گزینه ها رو کشف می کنن.
هیچوقت متفکری رو ندیده ام که نو آور باشه اما عاشق حق انتخاب نباشه.

کشف شکلای جور واجور احتمال به آدم کمک می کنه قدرت تخیل خود رو تحریک کنه

و داشتن قدرت تخیل پایه آفرینندگی و نو آوریه.

آلبرت اینشتاین: داشتن قدرت تخیل مهم تر از داناییه.

متفکران خلاق به استقبال ابهام می رن
آدم کودن همیشه مطمئنه و آدم مطمئن همیشه کودنه.

آدمهای خلاق هیچوقت با نبود قطعیت جنگ و اونو سرکوب نمی کنن.

متفکر خلاق به استقبال امور نادر و غریب میره.
خلاقیت به خاطر ذاتش بیشتر سر در مسیرهای پانخورده داره و خلاف جریان حرکت می کنه.

بین آفرینندگی و امور عجیب وغریب یا آدمهای غیر عادی اتحاد دیده می شه.

پس باید اون امور عجیب و غریب آدمهای غیر عادی رو با خوش رویی تحمل کنیم.

اگه میخوای قدرت خلاقیت رو در خود یا بقیه بپرورانی تحمل کمی غرابت از سر میل و نه زور لازمه.

متفکر خلاق سرنخای ول شده رو به هم وصل می کنه.
وقتی شروع به فکر کردی، فرصت جمع کردن پیدا می کنی

از خودت می پرسی چه مواد و مطالبی رو تهیه کردی

از خودت می پرسی چه ایدهایی این فکر رو بهتر می کنه؟

با این کار ایده ی تو می تونه از مرحله الان به یک مرحله بالاتر پیشرفت یابد

پس از آن میشه با طرح سوال زیر چیزی که رو جفت و جور کردی تصفیه کنی،

در این ایده ها جه تغییر یا تغییرایی بدهم تا بهتر شن.

و آخرسر با گذاشتن ایده ها در جایگاه درست اونا رو به هم در رابطه می کنی تا اندیشه ای کامل و قوی به دست بیاد.

مطلب مشابه :  چاره ناخن جویدن کودکان چیه؛ ۸ راه حل موثر واسه ترک این عادت

همه این مراحل وقتی با آمادگی بیشتر اجرا می شه که تصویری از مقصد تو ذهن داشته باشی.

با این کار توان ارزش افزایی بر ایده های خود پیدا می کنی.

اگه به طرف ایده ها راه بروی ایده هم به طرف تو می یان.

متفکران خلاق از شکست هول و هراسی ندارن
فرق بین آدمای بین مایه و آدمای موفق در فرق برداشت و عکس العمل اونا به شکسته.

لازمه خلاقیت اینه که از شکست نترسیم. یکی از جنبه های واجب خلاقیت نترسیدن از شکست و ناکامیه.

خلاقیت همپای شکسته. شاید از خوندن این عبارت تعجب کنی، اما واقعیت داره.

دلشوره داشتن شرط اصلی آفرینشهای فکری و هنریه.

لازمه خلاقیت اینه که بخوایم احمق جلوه کنیم.

خلاقیت یعنی خود رو گرفتار کردن، یعنی نشستن روی شاخه ای احتمال شکستن داره.

متفکران خلاق و نو آور این چیزها رو می دونن و با این حال به دنبال یافتن ایندهای تازه روانند.

هنر اونا اینه که اجازه نمی دن ایده های ابتر مانع جست و جوی اونا و یافتن ایده های بارور شه.

اندیشه خلاق چیجوری بدست میاد و چیجوری از بین میره؟
دسته بندی نشده
اندیشه خلاق چیجوری بدست میاد و چیجوری از بین میره؟
ایده جویی
اگه توانایی ذاتی واسه ایجاد فکر نو نداشته باشم، دست کم میتونم خوشه چین خرمن افکار نو بقیه باشم.

توماس ادیسون: داشتن اندیشه خلاق و نوآوری یعنی هنر مخفی کردن منبع و منبع خود.

روزابت موس(موشواره)(موشواره)(موشواره) کانتار: اگه میخوای پیش آهنگی خود رو حفظ کنی باید ایدهایی در نوبت توقع داشته باشی.

همیشه به دنبال ایده ای تازه بودن آدم رو تبدیل به متفکری خلاق می کنه.

طلای ناب
نویسنده کتاب پنج سیمای نبوغ می گه : با ارزش ترین منبعی که به کار می گیرین اندیشه خلاقه.

چیزی که بیشتر از هر چیز مهمه ایدهایی ست که داری.

اندیشه خلاق و نو آوری طلای نابه و مهم نیس که تو واسه گذران زندگی چه می کنی.

اما شمار کسائی که این هنر رو فت و فراوون دارن بسیار کمه.

نحوه از بین بردن خلاقیت
اسکیپ راس نویسنده کتاب به استعداد خود جواب بده این مسئله رو در کتاب خود تشریح کرده.

اون می نویسه: پژوهشی کردن تا بدونن میزان خلاقیت آدمها در سنای جور واجور چقدره:

بعد از انجام آزمونای جور واجور مشخص شد که دو درصد از زنان و مردانی که دهه پنجم عمر خود رو می گذرونن بسیار خلاقند.

در آزمونی که بر رو ۳۵ سالها انجام شد مشخص شد که دو درصد از ۳۵ سالها بسیار خلاقند

و این کار در باره گروه های سنی جوانتر انجام شد تا به هفت سالها رسیدن و فقط ده درصد اونا خلاق بودن.

آزمون بعدی از ۵ سالها انجام شد و مشخص شد نود درصد کودکان پنج ساله خلاق هستن.

بین ۵ سال تا ۷ سال هشتاد درصد از کسائی که بسیار خلاقند این توهم، تصور و نگاه رو در خود ایجاد می کنن که خلاقیت ندارن.

از اینجا این استعداد خداد رو رد می کنیم.

پابلو پیکاسو: همه بچه ها هنرمندند. مشکل اینه که چه طور در جریان رشد و رشد هنرمند باقی بمونن.

اگه به اندازه کافی خلاق نیستی باید فکر خود رو عوض کنی، تفکر خلاق حتما تفکر اصیل نیس.

بیشتر وقتها تفکر خلاق آمیزه ایست از اندیشه هایی که کم کم کشف شده.

حتی هنرمندان بزرگ، هنرمندانی که ما اونا رو مبتکر و اصیل میدونیم، از استادان خود هنر یاد گرفتن.

کار بقیه رو مدل کردن و واسه رسیدن به اسلوبی خاص شکلای جور واجور ایده ها رو با هم ترکیب کردن.

تیر ۱, ۱۳۹۶/0 دیدگاه /به وسیله SGRADMIN

افزایش تمرکز چیجوری ممکن می شه؟
دسته بندی نشده
افزایش تمرکز چیجوری ممکن می شه
پریشون خاطر و حواس پرت نباش
جیم کالینز در کتاب بهتر از خوب : در راه عظمت رفتن، سادگی و همت میخواد.

این راه روشنایی لازم داره، نه روشنایی لحظه ای. برا عبور از این راه باید تمرکز داشته باشیم.

دقیق شدن بر کارای مهم و لازم و پاک کردن همه عوامل نامربوط، بیهوده و حواس پرت کن.

کلمنت استون باید ذهن رو از چیزای نا مطلوب پاک کرد تا فرصت و جا واسه چیزای مطلوب بمونه.

اول با پایبند شدن به روش تعیین اولویتا.

دوم با آزاد کردن خود از چنگال حواس پرت کنا.

وقت آفرینی واسه افزایش تمرکز فکر
وفتی کنج خلوت رو پیدا کردی واسه فکر کردن زمان لازم داری.

اگه تلاش می کنی با هم چند کار رو دنبال کنی بهنره هر بار یک کار رو با تمرکز کامل به آخرسر برسانی و بعد سراغ کار بعدی بروی.

نه این که منظم از این کار بهش کار بپری.

برایافزایش تمرکز فهرست کارای واجب رو جلوی چشمت بگذار
رالف والدو امرسن راز توانمندی در سیاست، جنگ، تجارت و خلاصه در مدیریت امور انسانی، تمرکزه.

واسه افزایش تمرکز اهدافت رو معلوم کن
وقتی به اهدافت فکر می کنی بهش که اونا باید

• به اندازه ای شفاف باشه که قابل نگه داری در کانون توجه باشن.

• به اندازه ای در دسترسی باشن که بشه به اونا رسید.

• به اندازه ای سودمند باشن که بتونن زندگی رو متحول کنن.

اگه نتونی ایده ات رو بر پشت این کارت ویزیت بنویسی معلوم می شه هیچ ایند مشخصی نداری.

سوال از پیشرفت خود
بعضی وقتا در خود درنگ کن تا بدونی که واقعا پیش می ری یا نه.

هیچ سنجه ای بهتر این درنگ و سوال نمیتونه نشون بده که تو از تمرکز فکر استفاده می کنی یا نه؟

واسه بالارفتن چی رو از خود جدا می کنی؟
هیچکی، اگه همه فن حریف باشه نمیتونه به اوج برسه.

فقط کاری رو بکن که بهتر از کارای دیگه از پسش بر می یایی. کارای دیگه رو ول کن.

با همه نمیتونم آشنا بشم

همه کارا رو نمیتونم بکنم

همه جا نمیتونم برم

نمیتونم کامل باشم

تیر ۱, ۱۳۹۶/0 دیدگاه /به وسیله SGRADMIN

تمرکز در اندیشه چیجوری به دست میاد و روی چه هدفی باید تمرکز کرد؟
تمرکز
تمرکز در اندیشه چیجوری به دست میاد و روی چه هدفی باید تمرکز کرد؟
به چه دلیل باید قید و بند رو از تمرکز باز و اونو آزاد کرد؟
تمرکز در اندیشه توش و توان آدم رو به طرف هدف مطلوب، بسیج می کنه.

خورشید، منبع توانمندی از انرژیه، در هر ساعت با میلیاردها کیلو وات انرژی، زمین رو شستشو میده.

با این حال میشه کلاهی بر سر گذاشت و کرم ضد آفتاب به بدن مالید و ساعتها تن به آفتاب سپرد بدون اینکه ضرری به آدم وارد شه.

لیزر، منبع ضعیف انرژیه. بیشتر از چند وات انرژی مصرف نمی کنه اما همین چند وات رو بصورت تابشی باریک متمرکز می کنن

با لیزر میشه الماس رو سوراخ کرد و یا غده سرطان زا رو از ریشه در آورد.

برتراند راسل: شرط دست یافتن به دستاوردهای مشکل، داشتن توان تمرکز طولانیه.

تمرکز به ایده ها فرصت شکوفا شدن میده
تمرکز در اندیشه هدف رو روشن می کنه

دانایی تواناییه به شرطی که آدم خود رو واسه کسب هر دانشی به زحمت نیفکند.

یکی از مهمترین ویژگی ختی بازی گلف اینه که در این بازی هدف نشونه.

پرچم رو می بینی و میدونی با چند ضرب به سوراخ می رسی.

کار نه ساده س! و نه نشدنی.

هرکی حد خودشو می شناسه و وضعش از نظر رقابت نشونه.

در کار هم مثل گلف، هدف به آدم انگیزه میده.

تمرکز فکر آدم رو به رده بالاتر میرسونه
از قدیم گفتن همه کار، هیچ کاره س.

آدم با توجه کم به یک مهارت یا هنر نمیتونم صاحب اون شه.

تنها راه رسیدن به مهارت و صاحب هنر شدن تمرکزه.

تمرکز در هر کاری لازمه.

ذهن ناپخته از موضوعی به موضوع دیگه می پرد، ذهن پخته میخواد ته و توی موضوع رو در آورد.

روی چه هدفی تمرکز می کنی؟
بر چه چیز باید تمرکز کرد؟ همه بخشای زندگانی به یک اندازه سزاوار لفت دادن و تمرکزه؟ درسته که نه.

اولویتا رو معلوم کن.

ادوراد دوبونو: نتیجه و پایان کار جاییه که آدم از فکر کردن خسته می شه.

واسه تعیین تقدما چند راه داریم:
اگه خودتو خوب می شناسی از تواناییهایت شروع کن.

کاری رو بکن که بیشتر دوست داری وآن رو بهتر انجام می دی.

از قانون ۲۰/۸۰ استفاده کن، ۸۰ درصد فکرت رو صرف ۲۰ درصد مهمترین فعالیتا کن.

روی فرصتای کم پیدا متمرکز شو. فرصتهای که نوید بازدهی کلان در خود دارن.

استعداد خود رو بشناس
بعضیا از مردم خودشناس نیستن و هنرها و مهارت ها و استعدادهای خود رو نمی شناسند.

وقتی رو صرف موفقیتهای گذشته کن اگه بخای فکرت رو بر توانمندی ات متمرکز کنی اول باید اونو بشناسی.

آرزویی در دل بپروران
خیلی از ذهنا مثل پلانکتون هستن گیاهی دریایی و کوچیک که با جریان آب به هر طرف میره.

اگه میخوای دستاوردهای بزرگ داشته باشی باید آرزوهای بزرگ داشته باشی.

جیمز آلن: هرکی به اندازه شوق اصلی خود کوچیک می شه و به اندازه خواست کلی خود بزرگ

اگه آرزوی اصلی خود رو نمی شناسی از فرصت تمرکز فکر استفاده کن و آرزویت رو دریاب.

پشت سرت رو نگاه نکن امکان داره عقب بمونی