یژگی هاییه که معمولا در توضیح وایکینگ ها به ذهن می رسد. یکی از مهم ترین حقایق مسلم در مورد اونا اینه که دریانوردان بسیار ماهری بودن و از راه مسیرهای دریایی، سفرهایی حیرت انگیز از مبدا سرزمین خود یعنی اسکاندیناوی، به سراسر اروپا تجربه کرده ان.

امپراتوری روم در قرن ششم میلادی سقوط کرد و یه فضای خالی قدرت در سراسر اروپا، خاورمیانه و شمال آفریقا ساخته شد. هزاران سال درگیری و نزاعی که به دنبال این ویرانی به اتفاق افتاد، به نام عصر تاریک شناخته می شه.

از اون پس، سفرهای طولانی زمینی به سختی انجام می شد. اون چیزی که قبلا یه امپراتوری وسیع بود و تاجران و شهروندان خیلی راحت و آزادانه در اون سفر می کردن، به صدها قلمرو قبیله ای و طایفه ای تبدیل شده بود و هیچ ساختار قوی مرکزی نداشت. تجارت و ایجاد رابطه بین سرزمین های دور، با مشکلات جدی روبه رو شد.

وایکینگ ها به این نتیجه رسیدن که سفر دریایی، قابل اعتمادترین راه واسه ایجاد رابطه با بقیه بخش های دنیاس؛ چه واسه تجارت، چه واسه مهاجرت و ایجاد رابطه و چه واسه حمله و دزدی. البته وایکینگ ها قبل از اینم با دزدی و حمله به مناطق دیگه، آشنا بودن. این جنگجویان اهل اسکاندیناوی، مناطق مسکونی ساحلی رو به مدت صدها سال دزدی کرده بودن و به اندازه ای بالاتر رفته بودن که به استانبول و سواحل شمالی آفریقا رسیده بودن.

درازکشتی

وایکینگ ها مردمانی جهانگرد و جستجوگر بودن. کشتی های اونا که بیشتر مثل قایق های باریک بزرگ بود، این توانایی رو داشت که در سخت ترین تغییر های آب و هوایی دریا تاب بیارن. اونا از کرانه های سوئد دریانوردی و ماهیگری می کردن تا رودهای خاور اروپا که به دریای مشکی می رسید و هم اینکه سرزمین های خاوری تر مثل خاورمیانه.

مطلب مشابه :  منبع مقاله با موضوعاکوسیستم، فرسایش خاک، شهر تهران، پایداری اقتصادی

یکی از رهبران و فرماندهاین وایکینگ ها به نام آیوار بی استخون (Ivar the Boneless)، به بی رحمی می شناسنش. داستان های زیادی در مورد جنگ های خونین و بی رحمی های اون نقل می شه. ایشون مخالفانش و کسائی رو که شکست می داد به آزار دهنده ترین شکل ممکن شکنجه می کرد.

وقتی پادشاهی نورثامبریا، شاه ایلا رگنار لودبروک شاه مشهور وایکینگا و پدرایوار بی استخون رو به چاله ای پر از مار سمی انداخت، ایوار بی استخون، ارتشی قوی جمع بیاری کرد و به جنگ با شاه نوثامبریا، ایلا رفت و پس از تسلط به خاطر انتقام، ایلا رو به روش ی عقاب خونی اعدام کرد. عقاب خونی یه روش اعدامه که درزمان اون، قربونی به زانو با دست بسته می نشیند و اول جلاد دنده ها رو بیرون آورده تا شش ها نمایان شه و ظاهری مثل دو بال بسازه.

وایکینگ ها به عنوان کاشف، استثنایی و فوق العاده بودن هرچند خودشون اینجور هدفی از سفر در سر نداشتن. خیلی از اکتشافات خیره کننده اونا، طبق اتفاق صورت گرفته. مثلا یکی از وایکینگ ها به نام Naddodd در راه سفر خود از نروژ به جزیره ها فارو، به ایسلند رسید. اون خیلی توجهی به آب و هوا و شرایط ایسلند نشون نداد و اونجا رو ترک کرد. اما چند سال بعد، فردی به نام Ingolfr Arnarson راه اون رو دنبال کرد و به قصد سکونت، به ایسلند رفت. سکونت بعضی وقتا که اون در این منطقه درست کرد این روزا ریکیاویک (Reykjavik) اسمشه.

ریکیاویک

، وایکینگ ها اولین اروپاییانی بودن که به آمریکای شمالی سفر کردن. با پایان گرفتن هزاره اول میلادی اونا تونستن به بخش های شمالی آمریکا برن و در اونجا بمونن. در واقع چیزی نزدیک به ۵۰۰ سال قبل از اینکه کریستف کلمب در سال ۱۴۹۲ به اونجا برسه. در حدود ۱۰۰ سال بعد از اینکه ایسلند مسکونی شد، بعضی از وایکینگ ها بازم به طرف غرب سفر کردن و به گرینلند رسیدن؛ جایی که دو مستعمره در اونجا شکل گرفت.

مطلب مشابه :  حمل و نقل، موزه ملی، هنر و معماری، سبک زندگی

چندی بعد، یه کاپیتان وایکینگ به نام Bjarni Herjolfsson در راه سفر خود به یکی از مستعمرات گرینلند، منحرف شد و به قاره ی آمریکای شمالی رسید ولی در اون پیاده نشد. یکی دیگه از وایکینگ ها به نام لیف اریکسون (Leif Erikson)، بعدا راه اون رو دنبال کرد و به آمریکای شمالی پا گذاشت و یه سکونت بعضی وقتا در نواحی شمالی نیوفاندلند ساخت و اون رو وینلند (Vinland) نامید.

نقشه وینلند

نقشه وینلند

هرچند سکونت بعضی وقتا نیوفاندلند عمر چندانی نداشت، لیف اریکسون تونست به عنوان اولین اروپایی که بر آمریکای شمالی پا گذاشت، در تاریخ نام خود رو ثبت کنه.

راهبری نوشته‌ها

دیدگاهتان را بنویسید