در این کتاب نگاه خوشبینانهای به دنیا شده و طوری نوشته شده کنگار هیچی بدی وجود نداره و یک لبخند خوشحال می تونه همه مشکلات رو از سر راه برداره . جمله تلقینی معروف که در این کتاب اومده:« هر روز از هر دید بهتر و بهتر میشم.» به نظر خیلی از مردم، سطحی و احمقانهه.

با این حال وقتی کتاب رو باز میکنیم میخونیم که:

« این کتاب با توجه عمیق به درد، سختی و اختلاف بشر نوشته شده.» در ادامه میگه:

« این کتاب مثبتاندیشی رو نه به عنوان ابزاری واسه رسیدن به معروفیت، ثروت یا قدرت بلکه واسه کاربرد ایمان به خاطر شکست دادن شکست و رسیدن به ارزشهای خلاق در زندگی آموزش می ده »

اینا عقاید فردی نیستن که نظر غیرواقعی در مورد زندگی داره. نویسنده در زمانی که به عنوان یک کشیش در نیویورک به سر می بره با رنج و بدبختیهای آدمای زیادی آشنا شد اما به آماده کردن نصیحت-های هفتگیاش راضی نمیشد بلکه میخواست تغییر قابل سنجشی در زندگی افراد دور و برش ببینه. اون در طول چندین سال « تکنیکهای عملی ساده و علمی واسه زندگی موفق » درست کرد که روی هزاران نفر از مردم درون و بیرون بخش مسئولیت اون آزمایش شدن و مورد اصلاح قرار گرفتن.

واسه نویسنده این کتاب هیچ منبعی بندازنجیل واسه کسب قدرت فردی و راهنمایی به درد بخور نبود. قسمت بزرگی از کتاب به جملاتی از انجیل اختصاص داده شده.

« اگه خدا با ما باشه کی می تونه با ما دشمنی کنه؟»

« اگه باور داشته باشین همه چیز ممکن میشه »

« به هر چه باور داشته باشین همون اتفاق میافتد»

نویسنده میگه ما مجبور نیستیم فقط به خودمون تکیه کنیم، منابع باورنکردنی از قدرت برامون وجود دارن که اگه به اونا باور داشته باشیم به کمکمون میآیند. ما خودمون زندگی رو واسه خودمون سخت می-کنیم. اگه به توانایی هستی در جفت و جور کردن موفقیت، ثروت و چیزایی که میخوایم باور داشته باشیم زندگی رو در جریان و پر از زیادی میبینیم . زندگی وقتی سخت هستش که فقط به خودمون تکیه کنیم و فقط به خودمون باور داشته باشیم. اون راز بزرگ خودیاری رو این طور بیان میکنه که به خاطر کسب قدرت فردی و رسیدن به آرامش باید آماده باشیم تا بالاتر از خودمون رفته و به نیروهایی که از ما برتر هستن باور پیدا کنیم.

مطلب مشابه :  این مهارت را هرگز دست‌کم نگیرید!

در ادامه کتاب از موارد و داستانهایی سخن گفته شده که بعضی از اونا فوقالعاده تأثیرگذار هستن .

این کتاب که پر از سخنانی درباره رنج و سعی بشره می خواد نشون بده که شکست، دائمی نیس .

عنوان بعضی از فصلهای کتاب هم اینکه مثالهایی از محتوای اون فصلها در زیر آمدهاند:

 

 

چه جوری انرژی دائم داشته باشیم؟

این کتاب منبع انرژی همه آدمای بزرگی رو که میشناخت افشاء کرد:«وصل شدن به بینهایت». یعنی باخبر شدن از اینکه کاری که ما میکنیم خارج از وجودمون به وسیله یک نیرو حمایت شده و هدفمون هدفی الهیه و یک منبع قابل تجدید و دائمی از انرژی برامون جفت و جور میکنه و کارکردن به تنهایی و واسه خودمون به خستگی و شکست منجر میشه.

 

قدرت دعا رو امتحان کنین!

دعا شایدً با چیزی که شما فکر می کنین فرق داره؛ دعا وقتیه واسه اینکه هرچه در ذهنتونه به هر زبانی که دوست دارین، بگید. به جای خواسته کردن چیزایی که دوست دارین، قبل از رسیدن به آرزوهایتان به خاطر برخورداری از اونا از خدا سپاسگذاری کنین و نتیجه خوبی رو که می خواید، با خودتون تجسم کنین. فرمول این کتاب اینه:« دعا کنین، تجسم کنین، به واقعیت تبدیل کنین.» از اثر این فرمول متعجب میشید.

انتظار بهترین رو داشته باشین و اونو به دست بیارین!

از آنجایی که ما موجودات ترسویی هستیم همیشنتظار بدترین چیزها رو داریم. اما اگنتظار بهترینها رو داشته باشیم نیروهایی در جهت کمک به ما با هم بسیج می شن. ذهن نیمه هوشیار که خیلی از اعمال ما رو کنترل میکنه فقط عقاید ما رو مشخص میکنه. اگه نظرتون رو در مورد نتیجه یک کار تغییر بدین اعمالتان در جهتی شکل خواهند گرفت که بتونین بهش هدف برسین. نویسنده میگه:« شک ،جریان قدرت رو بسته میکنه؛ ایمان گشایش میده.» چه جوری افکار جدید می تونن زندگی تون رو از نو بسازند؟

مطلب مشابه :  8 ابزار مهم ارزشیابی توصیفی

فقط به مدت 42 ساعت امیدوار و مثبت باشین. بعد روز بعد مثل قبل « واقع بین» باشین. اگه این کار رو به مدت یک هفته تکرار کنین می بینین چیزی که تا یک هفته پیش از نظرتون واقعی بود حالا به نظرتون بدبینانه میآید. به این نتیجه برسین که سختیها و مشکلات فقط در ذهنتون وجود دارن. اینطوری درک جدیدی که از واقعبینی پیدا می کنین باعث میشه که بیشتر از قبل و به طور دائم مثبت-اندیش باشین.

  • « ایمان قدرتیه که ترس نمی تونه در برابر اون مقاومت کنه. وقتی روز به روز ذهنتون رو از ایمان پر می کنین هیچ جایی واسه ترس باقی نخواد موند. این حقیقت بزرگیه که هیچکی نباید فراموشش کنه. ایمانتان رو کامل کنین تا در آخر، ترس رو از بین وردارین.»
  • « زمانی بود که این باور احمقانه رو که هیچ ارتباطی بین ایمان و ثروت وجود نداره قبول کرد بودم. قبول کرد بودم که اگه کسی درباره دین صحبت میکنه نباید اونو به دستاوردهای مادی ربط بده و اینکه دین و مذهب فقط درباره اخلاقیات و ارزشهای اجتماعی هستن . اما حالا میفهمم که اینجور نظری قدرت خدا رو محدود کرده و مانع از رشد افراد میشه. آموزههای دینی به ما می-گوید قدرت فوقالعاده زیادی در دنیا هست و این قدرت می تونه در ما وجود داشته باشه. این

قدرت قدرتیه که می تونه همه شکستها و مشکلات رو از بین ببره و آدم رو از هر موقعیت بدی نجات بده.»