چیجوری بفهمیم قدرت ماورایی داریم ؟ چیجوری درون خود رو بشناسیم . واقعا همه قدرت درون ماست. دانستن این موضوع که چیجوری به قدرت درون برسیم لازم به شناخت انرژی درون آدم داره.

هر کدوم از ما پهنا ای هستیم با خاک زرینی از ذرات طلا. کل ماجرای موفقیت یعنی رسیدن به رگه طلا و قدرت درون. آدمای موفق کسائی هستن که رگه طلای وجودشون یعنی نیروهای داخلی آدم رو کشف کردن و از آن استفاده می کنن. اما رگه طلا فقط مختص موفقا نیس.

همه ما با رگه ای از طلا به دنیا میایم. فقط بعضی هامون اونو کشف می کنیم، بعضی هامون نمی کنیم. همه ما بیشتر ازآنچه فکر می کنیم غنی هستیم. همه ما با منابع داخلی به دنیا میایم که بیشتر وقتا نامکشوف باقی می مونن. منابعی که حتی از اونا بی خبریم و بیشتر اوقات نه خودمون، نه بقیه وجودشون رو باور نمی کنیم.

همه ما با ذخایر بالقوه ای از طلای درون به دنیا میایم. طلای درون ما استعدادها و نعمتای خدادادیه که خاص خود ماست. واقعا قدرت درون ما مختص خود ماست. بیشتر ما بیشتر ازآنچه تصور می کنیم استعداد داریم. کل کار ما در زندگی، کشف و پرورش استعداد و قدرت درون ماست.

قدرت داخلی چیه
قدرت مخفی درون آدم
قدرت داخلی چیه
هر چی که بهش عشق می ورزیم می تونه نشونه استعدادمان در اون زمینه باشه. به عنوان مثال عشق به موسیقی می تونه نشونه استعداد موسیقی هم باشه، استعدادی که به دلیل موقعیت زندگی مون پرورش نیافتهه. به همین ترتیب، خیلی از کسائی که با ولع کتاب می خونن، نویسندهایی در خفا هستن که می ترسن آشکارا وارد وادی نویسندگی شن.

هر چی که دست و دلمون واسه اون می لرزه، هر چی که احساس می کنیم بی اون نمیتونیم زندگی کنیم، یا دست کم بی تابش اون زندگی مون بی نور و کم فروغ به نظر می رسه، همون قدرت درون ماست و کل کار ما در زندگی، کشف قدرت درون خوده.

با کشف و استعداد این قدرت داخلی آدم یا رگه طلاست که میتونیم زندگی مون رو غنی کنیم. با استفاده از رگه طلای وجودمونه که میتونیم به موفقیت و رضایت خاطر حقیقی در زندگی برسیم. به خاطر اینکه خدا خالق ما و طلای وجود ماست، کشف قدرت درون اعماق وجودمون، به عمیق ترین وجه ممکن ما رو به خدا وصل می کنه و امکان تحقق خواست خدا از روش ما رو جفت و جور می سازه.

جولیا کامرون، استاد پرورش خلاقیت در کتابش می گه: معدنچیان واسه رسیدن به معدن طلا باید حجم بزرگی از خاک و مواد بی ارزش رو زیرورو کنن که بهش کار شاق و تحمیلی می گن. در زندگی شخصی هم کار شاق و تحمیلی ما می تونه تابش نور استعداد خلاقمان رو تیره وتار کنه.

در زیر خروارها تعابیر منفی بقیه، ما باید به طور فعال به دنبال رگهای نورانی تواناییا، رؤیاها و آرزوها و آمالمان بگردیم. ما هم مثل معدنچیان واسه یافتن این رگهای ثروت مخفی، حفاری می کنیم. ما هم کلوخای خودمون مخفی در زیر سطح زندگی رو ورمیداریم، این گنجینها رو به روشنایی روز میاریم، پاک می کنیم و تصرف می کنیم.

هر تکه از اعتباری که به ما خودمون میدیم، بخشی از قدرت درون ماست.

چیجوری قدرت ماورا طبیعی داشته باشیم
قدرت ماورا طبیعی
چیجوری قدرت ماورا طبیعی داشته باشیم
واسه اینکه بدونیم چیجوری قدرت ماورایی داشته باشیم لازم داریم تا به تواناییای نیرون درون خود بدونیم.

واسه تقویت قدرت درون خود لازمه تا نکات زیر رو مهم بدونیمش:

انجام مراقبه و مدیتیشن واسه تلقین و تقویت انرژی داخلی
وقتی آدم در حالت مراقبه و مدیتیشن قرار میگیره می تونه قدرت انرژی ذهنی خودشو متمرکز کنه و اونو در راهی که مد نظرش هست، هدایت کنه. با انجام همیشگی ریلکسیشن و مدیتیشن به همراه تصویرسازی ذهنی دقیق میشه راه رسیدن به خواستها رو بسیار آسون تر و سریع تر از حد تصور نمود.

واقعا وقتی در وجود خود سکون ذهنی ایجاد می کنین با تقویت قدرت فکر به افزایش انرژی ذهنی می رسه.

این در آخر باعث افزایش قدرت درون و رابطه بیشتر و نزدیکتر با کائنات می شه. دلیلی که باعث افزایش قدرت ماورا طبیعی در آدما می شه.

به حس شهودی و قدرت فکر داخلی خود اعتماد کنین
حس شهودی یک قدرت درونیه که به ما کمک می کنه تا چیجوری قدرت ماورا طبیعی داشته باشیم . قدرت درون برخواسته از این حس بسیار قوی و در بسیار از مواقع درست و درست عمل می کنه. حس شهودی یک نیروی داخلی انسانه که در تشخیص صحت و موثر بودن تصمیم هامون درزندگی تاثری به سزا داره.

حس شهودی به دلیل تجربهامون در زندگی و قدرت فکر ماست که در لحظه و بدون منطق از پیش تعیین شده ای فرمون میده.

با کنترل ذهنی و افزایش قدرت ضمیر ناخودآگاه میشه حس شهودی رو تقویت کرد و تصمیمای درست تر و یافته های بهتری گرفت.

افزایش قدرت درون آدم با تمرکز
تمرکز همه جانبه می تونه باعث افزایش قدرت فکر و انرژی داخلی آدم شه. تمرکز باعث هدایت نیروی ذهنی به طرف خاص و مورد نظر می شه. هر چی تمرکز فرد بیشتر و قوی تر باشه، اتلاف انرژی اونم در راه رسیدن به خواستها کمتر می شه.

تمرکز داشتن روی هدف موجب سرعت دادن فرد به طرف تمایلات شخصی اش می شه. وقتی دقق شدن روی موضوع یا هدف خاصی اعمال شه و نحوه درست تمرکز به درستی فرا گرفته شه، از به هدر رفتن انرژی قدرت درون بسیار کمتر می شه و با صرف انرژی کمتر میشه یافته های بزرگتر و دستاوردهای ارزشمندتری داشت.

اگه تمرکز با بقیه عوامل افزایش قدرت داخلی که در ادامه میگیم، همراه شه می تونه کارایی خودشو بیشتر نمایش بده.

واسه افزایش تمرکز ذهنی باید تمرینات مربوطه رو دائم انجام داد تا به طور نهادینه در وجود شخص نقش ببنده.

واسه تقویت تمرکز در افزایش قدرت درون میشه تمرکز دیدن شعله شمع در اتاق تاریک رو تمرین کرد. هم اینکه به شمارش برعکس اعداد با فاصله های چند تایی پرداخت. مثلا از صد تا صفر رو با فاصله پنج تایی یا هفت تایی رو به پایین شمارش رو انجام بدیم.

قدرت در درون شماس
قدرت داخلی
قدرت در درون شماس
بله قدرت در درون شماس در بیرون به دنبال اون نگردید. این نکته ای هست که خیلی از آدما واسه تقویت قدرت درون و به دست آوردن قدرت ماورایی بهش توجه نمی کنن. اونا فکر می کنن که از بیرون باید چیزی به زندگی شون تزریق شه و کاری واسه تغییر بکنه.

در صورتی که قدرت مخفی درون آدم توانایی انجام هر کاری و رسیدن به هر مرتبه ای رو داره.

واسه پیدا کردن قدرت درون خود باید به محل بیرون اومدن آب زیر زمینی لایزال هستی وصل شد. محل بیرون اومدن آب زیر زمینی ای بیکران از نعمتا و انرژیای مثبت که ما رو می تونه به آسون شکل ممکن به خواسته هامون برسونه.

کشف رابطه ذهنی قوی و ارتباطی روون با کائنات باعث دریافتای شگفت انگیز از جهان هستی می شه. با پاک سازی روحی و انجان تمرینات مراقبه و مدیتیشن می تونه این رابطه رو سریع تر برقرار نمود.

واسه این رابطه تلاش کنین بیشتر به دنیای درون خود سر بزنین و در احوالات شخصی تفکر عمیق تر داشته باشین. خودشناسی قدم اول واسه شناخت هستی و کائنات و بوجود آورنده کائناته. با خودشناسی میشه به خداشناسی رسید.

اسرار و راز قدرت درون آدم
حقایق اسرار و راز قدرت درون آدم بر کسی پنهون نیس. اینکه نیرویی بزرگ با انرژی داخلی و قدرت روح در درون همه آدما قرار داره مورد توافق اکثریت نزدیک به اتفاق محققان و صاحب نظرانه. اما روش استفاده از قدرت روح و قدرت فکر موضوعی رقابت برانگیزه جای تامل و تفکر خیلی زیادی رو می خواد.

استفاده از قدرت درون مثل استفاده از غول چراغ جادویی رو می مونه که اختیارش در دست ماست و توانایی انجام بزرگترین کارا و به دست آوردن اعجاب انگیزترین یافته ها رو داره.

وقتی که خدا آدم رو آفرید از روح خود در آدم دمید و این عامل فرق آدم با تموم موجوداته. دمیده شدن این روح خدایی انرژی داخلی و نیروی ذهن متفاوتی رو واسه آدم ساخت.

تموم این قدرت مخفی درون آدم به شکل بالقوه در ذات آدما هست که باید به شکل بالفعل واقعی شه.

این بدون پاک سازی ذهنی و روحی و پالایش افکار منفی داخلی رخ نمی ده. انجام مراقبت از نفس داخلی و پاک نگه داشتن اندیشه ذهنی می تونه در آخر به رسیدن به قدرت درون منجر شه.

تقویت انرژی درون با جملات تاکیدی مثبت
جملات تاکیدی مثبت می تونه به یه جور کار برنامه ریزی ذهنی و ضمیر ناخودآگاه رو بکنه. ضمیر ناخودگاه نقش به سزایی در کشف و استفاده قدرت درون آدم داره و می تونه به طور نامحسوس نوع تفکر و نقش انرژی داخلی رو در کارکردای جورواجور افزایش زیادی ببخشد.

وقتی که از جمله های تاکیدی مثبت طبق رسیدن به هدف خود استفاده می کنیم، به ذهن ناخودآگاه خود فرمون میدیم تا با آزاد سازی قدرت درون بتونه انرژی ذهنی مورد نیازش رو از طبیعت و کائنات دریافت کنه.

جمله های تاکیدی اگه به درستی و به شکل مثبت ادا شن شک نداشته باشین موثر هستن. بهترین و موثرترین زمان واسه تکرار جملات تاکیدی مثبت در صبح زود بدون این دست اون دست کردن بعد از بیدار شدن و شب زمان قبل از خوابیدنه. اگه در این زمانا جمله های تاکیدی رو تکرار کنین، کارایی بیشتری دارن.

مطلب مشابه :  دستیابی به اهداف با رعایت این نکات :

تقویت قدرت درون
تقویت قدرت درون
تقویت قدرت درون آدم با تصویرسازی ذهنی
تصویر سازی ذهنی یک از روشای کارامد مثل استفاده از جملات تاکیدیه. اما کارشناسا و محققان با انجام تحقیقات و آزامایشای خیلی زیادی به این نتیجه رسیدن که اثر تصویرسازی ذهنی بسیار بالاتر و سریع تر از استفاده از جمله های تاکیدیه.

واسه انجام تصویرسازی ذهنی لازم به هیچ فرایند پیچیده و کارای عجیب و غریبی نیس، فقط کافیه که تموم اون اتفاقات مثبت و خوشایندی که منتظری هستیم رو با تموم جزئیات تو ذهن خود قبل از اتفاق تصویرسازی ذهنی کنیم.

در تصویر سازی ذهنی که یک از اقسام قدرت درون انسانه، شخص باید اتفاق مورد نظر رو با کوچیک ترین جزئیات و زوایای جورواجور واسه خودش و تو ذهن خود مثل سازی کنه. هر چی جزئیات و مسائل کوچیک تری رو در این تصویر سازیا بیشتر مهم بدونه، برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه واسه رسیدن خواستها بهتر صورت میگیره.

شاید بیشتر ما در زندگی شخصی خود تجربه های تصویرسازی ذهنی رو داشته ایم. اما بدیش اینه باید گفت بیشتر این تصویرسازیا در جهت منفی و واسه اتفاقات بد بوده!

تصویرسازی منفی از اتفاقات آینده که باعث ایجاد حس ناامیدی و ناامیدی به همراه بروز استرس در وجودمون می شه که کارایی ما رو در انجام کارا به میزان فاجعه آمیزی کم می کنه.

پس کار عاقلانه اینه که واسه افزایش قدرت درون و رسیدن به یافته های بهتر و پیشرفت سطح زندگی باید از تصویرسازی ذهنی متبت به جای تصویرسازی ذهنی منفی استفاده کنیم.

استفاده از قدرت روح
روح آدم در کسب توانمندیای الهی تواناییای زیادی داره. در استفاده از قدرت روح واسه افزایش قدرت داخلی آدم باید به قوی ساختن قدرت روح پرداخت.

باید توجه داشت که روح آدم به طور ذاتی بسیار قدرتمنده ولی بر اثر قید و بندایی که در اثر قرار گرفتن در حجاب بدن قرار گرفت، از توانایی هاش کم کرده شد و نفوذ و تصرفش در کائنات خیلی محدودتر و ضعیف تر گشت.

هر کدوم از حواس پنج گانه در حکم قیدی واسه روح رو دارن که باعث محدود کردن بیشتر اون می گردن. راه استفاده از قدرت روح اینه که توانا سازی روح پرداخته شه. واسه توانا ساختن قدرت روح باید تا حد ممکن روح رو جلا بخشید و از زنجیر هواهای نفسانی و هوسای جسمی آزادی بخشید.

هر اطلاعات و ورودی که از روش دیدن، شنیدن و یا بقیه حواس پنج گانه موجب ناراحتی روح شه به مراتب از تاثیرش در کنترل قدرت درون آدم هم خواهد کاست.

به خاطر این هست که خیلی از بزرگان در بی عیب نگه داشتن روح اهتمام بسیاری ورزیده ان و تلاش کردن تا پاکیزه نگه داشتن روح، از قدرت روح در تغییر قدرت داخلی استفاده بیشتری کنه.

وقتی روزتون خیلی پرمشغله باشه، خیلی راحت ممکنه به مسائل منفی توجه کنین. بخاطر کارا و مسئولیتای زیادتون ممکنه احساس خستگی، کلافگی و استرس زیادی داشته باشین. درنتیجه، افکار منفی به درون مغزتون راه باز می کنن. بااینکه میدونید مثبت اندیشی واسه وضعیت ذهنتون بهتره اما اگه بگیم که واسه سلامتی تون هم می تونه به درد بخور باشه، شاید تعجب کنین. تحقیقات نشون داده که مثبت اندیشی می تونه فواید خیلی زیادی در بر داشته باشه از بالا بردن اعتمادبه نفس و سلامت روانی تون گرفته تا ارتقای سلامت فیزیکی تون.مثبت اندیشی

مثبت فکر کردن در زندگی

راه هایی واسه رسیدن به مثبت اندیشی
چیزی که نحوه زندگی آدما رو مشخص می کنه، تفسیر و نوع دیدشون نسبت به وقایع بیرونیه نه خود اون وقایع. سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما میاد. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع اینه که اونو به طرف و طرف خوشبختی و یا بدبختی می بره. هیچ موقع مشکلات و سختیهای زندگی تون رو لعن و نفرین نکنین. این فکر که دنیا پر از مشکله رو دور بریزین و عوضش هروقت موقعیت بد یا مسئله ناجوری تو زندگیتون اتفاق، به دنبال راههای مثبت و طلایی واسه حل اون مسائل باشین.
به طورکلی مثبت اندیشی و افکار منفی هر دو به شکل مسری از یکی به یکی دیگه انتقال می کنه. شما باید تلاش کنین به جای اینکه بذارین افکار منفی بقیه بر شما اثر بزاره و روحیه شما رو تضعیف کنه. با این کار شما می تونین هم به دور و بریا خود کمک کرده و هم روحیه مثبت اندیشی خود رو تقویت کنین.

ما باید نسبت به افکار خود آگاهی بیشتری داشته باشیم چون که افکار ما دارای قدرت بیشتر از اندازه ایه که حتی بتونین فکرش رو بکنین. اگه نگران از دست دادن شغلتون باشین، با این نگرانی؛ احتمال اخراج خود رو بیشتر می کنین

روانشناسا فکر می کنن که تفکر بیشتر از حد می تونه باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال آدم شه، به ویژه واسه خانمایی که در استرس و ناامیدی به سرمی برند، به اضطراب و افسردگی شون منجر می شه. در ادامه، پیشنهادایی واسه توقف تفکر بیشتر از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می شه. اگه شما خیلی از مواقع خود رو در اینجور موقعیتایی پیدا میکنین، به قول روانشناسا؛ “بیشتر از اندازه متفکر” هستید و این طرز فکر می تونه به سلامتی شما آسیب شدید برسونه.

سر خود رو درون برف مخفی نکنین

اولین قدم واسه حل مشکل، قبول اینه. اگه احساس می کنین که نمی تونین ذهن خود رو نسبت به افکار بیشتر از اندازه کنترل کنین و این موضوع در کاهش شادی، تصمیم گیری، انجام کارا و یا تشکیل روابط عاطفی شما تاثیر گذاره پس قبول کنین که مشکل دارین. اگه هر زمانی که اتفاق بدی میفته و خود رو در دام افسردگی و منفی گرایی می بینین، شما مشکل دارین. رد مشکل و سرِ خود رو درون برف مخفی کردن باعث وضعیت بدتر شما می شه.

خود رو واقعیش کنین

وقتی که قبول کردین بیشتر از حد فکر می کنین، خود رو واقعیش کنین چون مغز آدم تمایل طبیعی به تفکر بیشتر از حد داره. خانوم دکتر روانشناس «سوزان نولن-هوکسما» کارشناس برجسته در این مورد، می گه:”مغز ما واسه تفکر بیشتر از حد برنامه ریزی شده چون افکار و خاطرات ما به طور ذاتی به همدیگه در رابطه هستن. پس وقتی که آدم در اثر یک اتفاق دچار استرس می شه، سیل افکار منفی که هیچ ربطی به موضوع اصلی نداره به ذهن اون سرازیر می شه.

نفس بکشین

اولین و آسونترین کاری که آدم در این مواقع می تونه بکنه، کنترل تنفسه. تنفس به شما آرامش می بخشه و شما رو به زمان حال و طبیعت دور و برتون در رابطه می سازه. این موضوع بسیار ساده به نظر می رسه ولی وقتی که ذهن ما شروع به تفکر منفی می کنه، ما به یه جور جنون کشیده میشیم که کنترل اونم مشکله ولی باید بدونیم که در این هنگام ما به آرامش ذهنی و بدنی نیازمندیم.

صحبت نکنین

اولین و آسونترین کاری که آدم در این مواقع می تونه بکنه، کنترل تنفسه. تنفس به شما آرامش می بخشه و شما رو به زمان حال و طبیعت دور و برتون در رابطه می سازه

خیلی از کسائی که بیشتر از حد تفکر می کنن، به ویژه خانوما موقع استرس و نگرانی، نمی تونن جلوی صحبت کردن خود رو بگیرن. در مواقع نادری ممکنه که صبحت کردن در مورد نگرانیا به شما کمک کنه ولی در بیشتر اوقات باعث بدتر شدن شرایط و شرایط می شه. اگه واقعا احساس لازم به بیان مسائل خود دارین، می تونین اونا رو بنویسین و به وسیله ذهن آگاه خود اونا رو جدا سازی و بررسی و پس روشن کنین. در بیشتر مواقع، وقتی که اونا رو می خونین، میفهمید که بیشتر نگرانیا و افکار منفی شما بی مورده.

خودتون رو مشغول کنین

شما حالا میدونید که بدن و ذهن خود رو به وسیله کنترل تنفس و کمتر صحبت کردن چیجوری آروم نگاه دارین ولی بعضی وقتا انرژی داخلی بدن شما باید به شکلی تخلیه شه که در این موارد یک پیاده روی سریع، دوچرخه سواری طولانی و یا سریع، بازی با حیوانات خونگی و کودکان، انجام یوگا، بازیای ورزشی، شنا و یا دویدن می تونه به درد بخور باشه.

افکار ما واقعیت رو می سازه

همونجوریکه در بالاتر ذکر شد ما هیچ گونه کنترلی بر رو شدن و چگونگی وقایع زندگی خود نداریم، کمه کم بخشی از ذهن خودآگاه ما تنها توانایی دیکته کردن بعضی وقایع رو داره و این افکار ماست که با شکل دادن انرژی واسه ما ایجاد واقعیت می کنه. بنا به قانون جذب؛ ما هر بیشتر در مورد چیزی نگران باشیم، همون یافته های نگران کننده رو به طرف خودمون جذب می کنیم.

چند تکنیک ساده واسه مثبت اندیشی
با انجام چند تکنیک ساده، مثبت اندیشی رو در خود تقویت کنین چون این افکار ما هستن که می تونن زندگی ما رو از اینو بهش رو سازند. با اینکه وقتی اتفاق ناگواری واسه ما میفته، مثبت نگاه کردن بهش تا حدی نشدنی به نظر می رسه اما کمه کم میشه اجازه نداد اتفاقات منفی تموم نگاه شما رو به زندگی در برگیرد.

مریم ملک صالحی روان شناس می گه:بعد از شناسایی اندیشه های منفی خود، بعد یه قدم به عقب ورداشته و از خود این سؤالات رو بپرسید:

شرایط به همون اندازه بده که من فکر می کنم؟
میشه به شکل دیگری به قضایا نگاه کرد؟
از اتفاقای پیش اومده چه تجربه ای بدست آوردم که در آینده اونو به کار ببرم؟
بعد از مطرح کردن این سؤالا از خود، شروع به تکرار جمله های تأکیدی مثبت کرده و این عبارت ها رو آگاهانه واسه خود بوجود بیارین و از به کار بردن جمله های منفی به طوری جدی دوری کنین.

مطلب مشابه :  قانون جاذبه

مثبت اندیشی به جای احساسی ناامیدی یا کلافگی، به شما امکان میده با فکر کردن به راه های موثر واسه حل مشکل و پیدا کردن راهکارهای خلاقانه، با چالشای زندگی روبه رو شید. شاید آسون نباشه، اما تاثیر مثبتی که بر سلامت فکری، احساسی و جسمی شما میذاره، ارزشش رو داره.

همه ما بارها پیشنهاد ی “مثبت بمون” یا ” مثبت اندیش باش ” رو که از روی خوش قلبیه شنیده ایم. هر چی قدر رقابت بزرگ تر باشه، ایده ی دیدن نیمه ی پر لیوان ساده لوحانه تر و غیرواقعی تر به نظر می رسه. یافتن انگیزه واسه دقق شدن روی موضوعات مثبت بسیار سخته زمانی که مثبت اندیشی چیزی بیشتر از یک تفکر پوچ و واهی به نظر نمی رسه.

2016-03-24-1458856927-5304818-3PowerfulWaysToStayPositiveHP-thumb

مانع واقعی بر سر راه مثبت اندیشی اینه که مغز ما طوری سیم پیچی شده که به دنبال تهدید بشه و روی اون تمرکز کنه. این کارکرد باقی موندن کمک بزرگی به بشر می کرد زمانی که شکارچی و گردآورنده بود، و همه روزها رو با تهدید واقعی کشته شدن به وسیله کسی یا چیزی در محیط دور و بر زندگی می کرد.

این روند واسه میلیونا سال پیش بود. امروز، این کارکرد بدبینی و منفی نگری به بار میاره چون که ذهن تمایل داره اون قدر بشه تا یک تهدید پیدا کنه. این “تهدیدها” این حس رو که کارا خوب پیش نمی رن یا شک نداشته باشین خوب پیش نخوان رفت در وجود ما چند برابر می کنه. زمانی که تهدید واقعی باشه و در بوتهای پایین جاده مخفی شده باشه، این کارکرد کمک تون می کنه. اما زمانی که تهدید فرضی باشه و شما دو ماه تموم وقت خود رو صرف قانع کردن خودتون می کنین که پروژه ای که رویش کار می کنین آخرش شکست می خوره، این کارکرد شما رو با یک چشم انداز بد از آینده ترک می کنه و باعث می شه که در زندگی تون افتضاح به بار بیارین.

مثبت اندیش موندن یک رقابت روزانه س که دقیق شدن وتوجه رو ایجاب می کنه. اگه می خواین بر تمایل مغز به دقق شدن روی تهدیدات پیروز شدین، باید به شکل خودخواسته و عمدی مثبت اندیش بمونین. همچین چیزی تصادفی رخ نمیده و لازمه هوش هیجانیه که می تونین اونو با تست هوش هیجانی اندازه بگیرین.

مثبت اندیشی و سلامتی
بدبینی مشکل زاس چون واسه سلامتی خوب نیس. مارتین سلیگمن در دانشگاه پنسیلوانیا تحقیق جامعی روی این موضوع انجام داده. سلگیمن همراه با محققینی از دارتموث و دانشگاه میشیگان روی پژوهشی کار کرد که در اون آدمایی رو از سنای ۲۵ تا ۶۵ سالگی شون مورد بررسی قرار دادن تا ببینن سطح بدبینی و خوش بینی شون چه تاثیری روی سلامتی کلی شون داشته. این محققین فهمیدن که سطح سلامتی بدبینا بسیار سریع تر رو به نابودی رفته.

محققینی از دانشگاه کنتاکی حتی پا رو بالاتر گذاشتن و ویروسی به بدن خوش بینا و بدبینا وارد کردن تا عکس العمل سیستم ایمنی اونا رو بررسی کنن. این محققین فهمیدن که خوش بینا عکس العمل ایمنی بسیار قوی تری در مقایسه با بدبینا داشتن.

مثبت اندیشی و کارکرد
حفظ یک تمایل مثبت فقط واسه سلامتی تون خوب نیس. مارتین سلیگمن رابطه بین مثبت اندیشی و کارکرد رو هم مطالعه کرده. تو یه مطالعه، اون میزان خوش بینی یا بدبینی فروشندگان بیمه رو در کارشون آزمایش کرد. فروشندگان خوش بین ۳۷ درصد بیش تر از بدبینا ، که احتمال ترک کردن شرکت در سال اول استخدام شون دو برابر بود ، بیمه نامه فروختن.

سلیگمن بیشتر از هرکی دیگری روی مثبت اندیشی مطالعه کرده، و باور داره خیلی راحت و با دانستن روش اون میشه افکار و تمایلای بدبینانه رو تغییر داد. اما این تنها باور اون نیس. مطالعه اون نشون میده که آدما می تونن با تکنیکای ساده ای که تغییرات پایداری در رفتارشون مدتا پس از خلق اونا ایجاد می کنه، تمایل به طرف افکار بدبینانه رو تبدیل به افکار مثبت کنن.

در این نوشته سه چیزی رو می بینیم که من امسال واسه مثبت موندن انجام میدم.
۱. حقیقت رو از توهم جدا کنین.
اولین قدم واسه یادگیری دقق شدن روی جنبه های مثبت لازمه اینه که بدونیم چه طور صحبتای داخلی منفی رو متوقف کنیم. هر چه قدر بیش تر روی افکار منفی تمرکز کنین، قدرت بیش تری به اونا می دین. بیش تر افکار منفی فقط فکر و خیال هستن نه حقیقت!

وقتی متوجه میشید که به چیزای منفی و بدبینانه ای که ندای داخلی تون می گه باور دارین، زمان اون رسیده که صبر کنین و اونا رو روی کاغذ بیارین. فورا دست از کاری که انجام می دین بکشین و افکارتون رو بنویسین. بعد از این که لحظه ای رو واسه کند کردن حرکت افکار منفی تون صرف کردین، در آزمایش صحت اونا بسیار منطقی تر و هشیارتر عمل خواهیدکرد. نوشته هاتون رو آزمایش کنین و ببینین واقعی هستن؟ شک نداشته باشین این نوشته ها واقعی نیستن هر جا که کلماتی مثل هیچوقت، همیشه، بدترین و چیزای دیگه ای به جز اینا رو ببینین.

واقعا همیشه کلیدتون رو گم می کنین؟ شاید بارها اونا رو از یاد برده باشین، اما بیش تر روزها اونو با خودتون برمی دارین. شما هیچوقت واسه مشکل تون دنبال راه حل نیستین؟ اگه واقعا اون قدر در مخمصه افتادین که راه پس و پیش ندارین، ممکنه در برابر درخواست کمک از بقیه مقاومت کرده باشین. اگه هم واقعا یک مشکل لاینحله، پس به چه دلیل وقت تون رو واسه کوبیدن سرتون به دیوار تلف می کنین؟ اگه هنوزم نوشته هاتون مثل حقیقت به نظر می رسن، اونو پیش یکی از دوستان یا همکاران قابل اعتمادتون ببرین و ببینین که با شما موفقه یا مخالف. در این صورت واقعیت مطمئنا مشخص خواهدشد.

وقتی احساس می کنین که چیزی همیشه یا هیچوقت اتفاق نمی افته، این فقط تمایل به یافتن تهدید از طرف مغز شماس که زیادی یا شدتی رو که از یک اتفاق درک کردیم، افزایش میده. با شناسایی افکارتون و رده بندی اونا به وسیله جداکردن شون از حقایقی که به شما کمک می کنن از چرخه منفی بافی بگریزید و به طرف یک چشم انداز مثبت حرکت کنین.

۲. یک نکته مثبت پیدا کنین.
زمانی که خود رو از قید و بند افکار منفی و فروشکننده آزاد کردین، زمان اون فرا می رسه که به مغزتون یاد بدین روی اون چه می خواین تمرکز کنه- روی جنبه های مثبت زندگی!

این اتفاق بعد از کمی تمرین رخ خواهدداد، اما اول باید با انتخاب عامدانه یک چیز مثبت و فکر کردن درباره اون به مغز سرگردان تون کمک کنین. هر تفکر مثبتی کمک می کنه که دقیق شدن وتوجه مغز روی چیز جدیدی باشه. وقتی کارا خوب پیش برن، و خلق وخوی تون خوبه، این کار تقریبا آسونه. اما وقتی کارا بد پیش می رن، و ذهن شما با توفانی از افکار منفی روبرو شده، دچار رقابت میشید. در این لحظات، به امروزتان فکر کنین و یک اتفاق مثبت که اتفاق افتاده رو پیدا کنین، مهم نیس چه قدر بزرگ باشه. اگه نمی تونین چیزی از امروز پیدا کنین، به روز گذشته یا حتی هفته گذشته فکر کنین. یا شاید بتونین روی یک اتفاق هیجان انگیز که منتظرش هستید تمرکز کنین.

نکته مهم در این جا اینه که شما باید چیزی مثبت داشته باشین که زمان جمله افکار منفی توجه تون رو معطوف اون کنین. قدم اول قدرت افکار منفی رو با جدا کردن حقیقت و توهم از بین می بره. قدم دوم جانشین کردن افکار منفی با افکار مثبته. زمانی که یک تفکر مثبت رو پیدا کردین، هر زمان که افکار منفی وارد ذهن تون می شن، توجه خودتون رو جلب اون کنین. اگه واسه تون سخته، می تونین نوشتن افکار منفی رو تکرار کنین تا اعتبارشان از بین برود، و بعد آزادانه از افکار مثبت لذت ببرین.

۳. یک نگاه قدرشناساه در درون خود پرورش بدین.
صرف زمان واسه تامل بر اون چه به خاطرش شاکر و ممنون هستید، فقط یک کار اصولی و درست نیس؛ این کار هورمون استرس یعنی کورتیزول رو تا ۲۳% کاهش میده. تحقیقایی که در دانشگاه دیویس کالیفرنیا انجام شدن، فهمیدن آدمایی که به طور روزانه واسه پرورش یک نگاه قدرشناساه تلاش می کردن، در اثر کاهش سطح کورتیزول، بهبود خلق وخوی، انرژی و اضطرابِ به مراتب کم تری رو تجربه کردن.

شما با صرف زمان روزانه واسه دقیق شدن بر موضوعات مثبت، یک نگاه قدرشناساه رو در خود پرورش می دین. هر بار افکار منفی یا بدبینانه رو تجربه می کنین، اینو به عنوان یک نشونه استفاده کنین واسه این که تغییر راه بدین و درباره چیزای مثبت فکر کنین. در طول زمان، یک نگاه مثبت تبدیل به شکل ی زندگی تون خواهدشد.

لُب مطلب
به نظر من این سه نکته فوق العاده ساده هستن اما قدرتی عجیب دارن چون مغز شما رو واسه تمرکز داشتن روی موضوعات مثبت تربیت می کنن. اگه خودتون رو مجبور به استفاده از اونا بکنین، عادات قدیمی رو در هم می شکنن. اگه مغزمون به طور طبیعی به طرف افکار منفی تمایل داشته باشه، با مثبت بودن می تونین کمی کمک اش کنین.