2-16 رضایت زناشویی

2-16-1- تعریف رضایت زناشویی
طبق تعریف، رضایت زناشویی به عنوان کارکرد و رفتار مناسب زن و شوهر طبق وظایف سنتی و شرعی و قانونی تعیین شده واسه هر کدوم از اونا به شکل قانون خونواده و خرده فرهنگه (نقل دانایی، 1391).
رضایت زناشویی به عنوان کارکرد و رفتار مناسب زن و شوهر طبق وظایف سنتی و شرعی و قانونی تعیین شده واسه هر کدوم از اونا به شکل قانون خونواده و خرده فرهنگه. این کتاب درجنبه¬های رفتاری، شناختی وعاطفی مطرح می¬شه. رضایت زناشویی حالتیه که طیّ اون زن و شوهر از ازدواج با همدیگه و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارن (سینها و ماکرجی1، 1991؛ به نقل عطوفی¬سلمانی، 1382). و ینچ2 و همکاران اون (1974) فکر می کنن که رضایت زناشویی برابری بین وضعیّت موجود و وضعیت مورد انتظاره. طبق این تعریف رضایت زناشویی زمانی محقق می¬شه که وضعیت موجود در روابط زناشویی با وضعیت مورد انتظار فرد منطبق باشه. هم اینجور الیس3 در 1989 بیان می¬کنه که رضایت زناشویی احساسات عینی از خوشحالی، رضایت و لذت تجربه شده توسّط زن یا شوهره هنگامی که همه جنبه¬های ازدواج شون رو در نظر می¬گیرند (سلیمانیان، 1373).
برابر با نظر هادسن (1992 ؛به نقل ثنایی، 1379) درک زن یا شوهر از میزان، شدت و دامنه مشکلات وجود در رابطه نشون دهنده سطح رضایت زناشویی اون¬هاست.

2-16-2- عوامل تعیین کننده¬ی موفقیّت ازدواج و رضایت زناشویی
در تحقیق بنی جمالی و همکاران (1383) علل از هم پاشیدگی خونواده¬ها و هم موفقیت ازدواج زوج¬های جوون رو شامل موارد زیر عنوان کردن: 1- کمی سن جوونا به هنگام ازدواج، فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کم بودن سواد، پایین بودن سطح شغلی، دخالت بی مورد دور و بریا، پدیده طلاق والدین زوج¬های ناموفّق، وابستگی مالی زن و شوهر به والدین، همه از عوامل تهدید کننده¬ی زندگی مشترک زن و شوهر جوون بودن؛ 2- نبود هم¬سویی زن و شوهر در جهات جور واجور موجب اختلاف زناشویی بین زن و شوهر می¬شه؛ 3- شباهت نظرات زن و شوهر به عنوان عامل موندگاری¬بخش زندگی مشترک شناخته شد؛ 4- وجود مریضی¬های جسمی، روانی و مشکلات رفتاری اعلام نشده از طرف همسران و خونواده¬های اون¬ها عامل سستی روابط بین زن و شوهر تلقی شد.
در ادامه¬ی مطلب به ارائه نظرات پژوهشی در مورد بعضی از مهم¬ترین عوامل شناخته شده در بهبود کیفیت زندگی زناشویی و افزایش رضایت از اون به جدا اشاره شده.

1. مهارت¬های ارتباطی
رابطه نقش مرکزی در ازدواج اجرا می¬کنه (بورلسون و دنتون ، 1997) به گونه¬ای که از دید ویژگی¬های زناشویی مشخّص شده که رابطه موثر و موثر بین شوهر و همسر مهم¬ترین جنبه¬ی خونواده¬های دارای کارکرد مطلوب می¬باشه (گریف، 2000). بک وجونز (1972؛ به نقل ساپینگتون، 1382) فهمیدن که عادی¬ترین مشکل در ازدواج¬های نا آروم و پر دردسر به درستی رابطه ضعیفه. یعنی موضوعات ارتباطی ممکنه نگرانی¬ها و نگران¬های ساده¬ی بعضی زوج¬های مراجعه کننده واسه درمان باشه (کار، 2000). رویکردهای ارتباطی بیشتر با سه فرض اساسی به بررسی ازدواج و روابط زناشویی می¬پردازند: 1- اختلاف¬های زناشویی غیر قابل اجتنابند، هدف درمان¬های ارتباطی حذف کامل این اختلاف¬ها نیس بلکه سعی می¬کنن تا بهش¬ها جهت دهند و اون¬ها رو در مسیرهایی سازنده به کار اندازند؛ 2- رابطه در دو سطح کلامی و غیر کلامی روی می¬بده و یکی از دلایل اصلی بروز اختلاف¬های زناشویی، ناهماهنگی پیام¬هاییه که به طور با هم به وسیله این دو سطح منتقل می¬شن؛ 3- همسران در روش¬های ایجاد رابطه با همدیگه فرق دارن (سهرابی، 1382). در کل، یک فرض عمومی این بوده که علّت خیلی از مشکلات ارتباطی زناشویی، مهارت¬های ارتباطی به درد نخور از طرف همسران می¬باشه و برابر با این دیدگاه ادونوهیوو کراچ در 1996 گفتن که آموزش رابطه به عنوان تلاشی جهت بازسازی رابطه مسئله¬دار، مؤلفه¬ای مهم در خیلی از رویکردهای درمان زناشوییه (بورلسون و دنتون، 1997).

2- تقابل
یک منبع بسیار با اهمیت رضایت¬مندی در ازدواج یعنی پاداش¬هایی که دو طرف به همدیگه می¬دهند. زن و شوهرهای شادکام عوضش پاداش¬هایی که از همدیگه دریافت می¬کنن به همدیگه پاداش می¬دهند، اما رفتارهای تنبیه کننده طرف مقابل رو ندیده می¬گیرند. اون¬ها در مورد رفتار خوب تقابل دارن اما رفتار بد طرف مقابل رو تلافی نمی¬کنن، بر عکس، زوج¬های ناراضی رفتار پاداش دهنده همدیگه رو ندیده می¬گیرند اما همیشهً با تنبیه کردن رفتار بد طرف مقابل، دست به مقابله به مثل می¬زنند (ساپینگتون، 1382) یعنی رفت و امد¬ها در زوج¬های گرفتار، بیشتر با رفتار منفی دوطرفه مشخص می¬شه. اگه یکی از دو طرف، رفتاری منفی از خود نشون بده، طرف دیگه هم پاسخی مثل اون می¬بده و اینجوری، زنجیره¬ی رفت و امد منفی پیش رونده شروع می¬شه (اشمالینگ و بقیه، 1383).

3- مهارت¬های حل مسئله
اختلاف محصول اجباری زندگی مشترکه (برنشتاین و برنشتاین، 1382) بین دو نفر همیشه احتمال اختلاف نظر هست و روش اداره و حلّ اختلافا با خوش حالی ازدواج رابطه داره (ساپینگتون، 1382). ظرفیت قبول اختلاف نشونه صمیمیت و نشونه یک خونواده سالمه. اختلاف سالم و خوب، سازنده، و اما در خونواده¬های مسئله دار، مسایل رو رد می¬کنن یا می¬پذیرند که با هم مخالفت نکنن، یا لب از سخن فرو می¬بندند و منزوی می¬شن (برادشاو ، 1372). زوج¬های ناراضی ً مشکل رو ندیده می¬گیرند. اما این زوج¬ها، مشکلات خود رو از یاد نمی¬برند، عوضش اون¬ها رو مثل سندی لاک و مهر شده حفظ می-کنن تا بعدا در یک دعوا بزرگ مجدّداً اونو به جریان بندازن (ساپینگتون، 1382). این در حالیه که در خونواده¬های دارای کارکرد خوب، زوج¬ها نه تنها به وجود اختلاف زناشویی اقرار دارن بلکه این اختلاف و مشکلات به شکل موثّری حل می¬شن (گریف، 2000).

4- عوامل شناختی
دلایل در حال افزایش¬ای هست که روش¬های درک، تفسیر و آزمایش زوج از همدیگه و رویدادهایی که در روابط-شون اتفاق می¬افتند، اثر مهمی بر کیفیت روابط اون¬ها می¬گذارد (باوکام، اپستین، بقیه زوشر ، 1989؛ به نقل عطوفی¬سلمانی، 1382). آلبرت الیس (1976؛ به نقل اپستین و بقیه، 2005) اثر منفی “باورهای غیر منطقی” یا در آخر معیارهای غیر واقع¬نگرانه¬ای که افراد در مورد روابط صمیمانه دارن رو بر الگوهای رفت و امد و رضایت همسران مورد تأکید قرار داره. سلیمانیان (1373) دریافت که میزان تفکرات غیر منطقی باعث نارضایت¬مندی زناشویی می¬شه. هالفورد (1384) بیان می¬کنه زن و شوهر مشکل¬دار، بیشتر مشکلات رابطه¬شون رو به همسرشان نسبت می¬دهند و فکر می¬کنن اون از روی عمد به گونه¬ای بد با اون¬ها رفتار می¬کنه. در مقابل، زن و شوهر خوشبخت، شایدً بیشتر رفتارهای منفی رو به شرایط محیطی موقت نسبت می¬دهند.

5- هیجان و مهارت¬مندی هیجانی
همونجوریکه کردوا، گی و وارن (2005) بیان می¬کنن تحقیق در مورد هیجان، در بخش اتفاق می¬افتد. بخش اول اتفاق، ظرفیت و شدت جواب¬دهی هیجانی رو در ازدواج بررسی کرد. مثلاً بررسی گاتمن در 1994. در این بخش مشخص شده که زوج¬های پریشون نسبت به غیر پریشون، تقابل و عاطفه منفی¬تری رو نشون می¬دهند. بخش دوم، نقش هیجانات پریشون مثل افسردگی و اضطراب رو در سلامت زناشویی بررسی کرد. این بخش پژوهشی یک رابطه قوی بین عاطفه افسرده و پریشونی زناشویی رو نشون داده مثلاً تحقیق بیچ در 2001. بخش سوم، نقش هیجانات رو در زوج درمانی بررسی نمود. از نظر این بخش پژوهشی اصل یا ریشه پریشونی رابطه در احساسات منفیه که در رفت و امد با همسر رو می¬شه.
یافته¬های تحقیق تیرگری، اصغرنژاد، بیان زاده و عابدین (1385) و هم تحقیق رحمانی و قیصری پور (1385) رابطه¬ی معنی¬داری بین هوش عاطفی (هیجانی) و رضایت¬مندی زناشویی نشون دادن، یعنی کلا زن و شوهر باهوش هیجانی بالا از رضایت¬مندی زناشویی بالایی دارن.

6- صمیمیت و خود افشاسازی
یافته های تحقیق اسدبیگی و سپاه منصور (1385) در مورد رابطه بین عناصر سبک¬های عشق (صمیمیت، شهوت و تعهد) و رضایت زناشویی زنان نشون دهنده رابطه¬ی معنی¬دار بین عنصر صمیمیت و رضایت زناشویی بود.
هر چند همسران دوست دارن دیدگاه¬های مشابهی در مورد صمیمت و خود افشاسازی در رابطه زناشویی داشته باشن، اما معلوم گردیده که بین زنان و مردها در صمیمیت و رضایت زناشویی فرق هست (گریف و مالرب، 2001). یعنی تجربه صمیمیت در بین زنان و مردها متفاوته. زنان خود افشایی در مورد احساسات رو به عنوان صمیمیت زیاد می¬دانند و مردها داشتن فعالیت¬های مشترک با همسر رو نشونه¬ی صمیمت می¬دانند (مارکمن و کرافت ، 1989؛ به نقل هالفورد، 1384). یافته های تحقیق اسدبیگی و سپاه منصور (1385) در مورد¬ی رابطه بین عناصر سبک¬های عشق (صمیمیت، شهوت و تعهّد) و رضایت زناشویی زنان نشون دهنده رابطه¬ی معنی¬دار بین عنصر صمیمیت و رضایت زناشویی بود.

7- کارکرد جنسی
رابطه جنسی با رضایت همیشگی از رابطه پیوند داره (هالفورد، 1384). همسران رضایت¬مند، هم¬خوانی بیشتری بین فعالیت جنسی که خواهان اون هستن و فعالیت جنسی که تجربه می¬کنن گزارش می¬کنه. هم اینجور واسه مردها و هم واسه زنان، رضایت از رابطه جنسی به طور معناداری با سطح کارکرد خونواده رابطه داره (گریف و مالهرب، 2001). تحقیق رزن-گراندن و همکاران (2004) نشون دهنده اون بود که رضایت جنسی مؤلفه بسیار مهمی در روابط وفادارانهه. به هر حال رضایت اونّلیّه از رابطه جنسی یک عامل پیش¬بینی کننده قوی واسه رضایت و موندگاری رابطه در زمان¬های بعدیه. طبق نظر اسپنس (1997؛ به نقل هالفورد، 1384) رابطه جنسی کم و بد، منشأ تعارضاتی در زن و شوهر مشکل¬داره و از طرف دیگه، طبق نظر مسترز و جانسون (1970) مشکلات جنسی بیشتر به خاطر رابطه ضعیف در زندگانی زناشوییه و پس یه تیکه از درمان اون¬ها واسه مشکلات جنسی یعنی کمک به زوج¬ها واسه بهبود رابطه¬ی کلی خود با طرف مقابل (همون منبع). کار (2000) باور داره هماهنگی جنسی و نه زیادی فعالیت جنسی با رضایت زناشویی مرتبطه.

مطلب مشابه :  ارتباط پایدار

8- ویژگی¬های شخصیتی
هر چند خیلی از فرق¬های شخصیتی طبیعیه و به فرق زیادی در رضایت¬مندی از رابطه منجر نمی¬شه، ولی دو مورد خاص هست که مشخص شده اثر زیادی بر مشکلات ارتباطی و طلاق دارن و به یه جور این مشکلات رو پیش بینی می¬کنن: یکی ناتوانی در تنظیم احساسات منفی (عصبی بودن) و دیگری سبک دلبستگی همراه با ناامنی (هالفورد، 1384) تحقیق عطّاری و همکاران (1385) نشون داد که عامل شخصیت روان رنجورخویی و رضایت زناشویی با هم رابطه منفی دارن و در مقابل عوامل شخصیتی شامل برون¬گرایی، توافق و وجدانی بودن با رضایت زناشویی رابطه مثبت دارن.
عطاری و همکاران (1384) بیان می¬کنن که سطح هیجان خواهی زن و شوهر صرف نظر از شباهت و نابرابری هیجان¬خواهی اون¬ها، موافقت زناشویی رو به طور منفی تحت اثر قرار می¬بده. اون¬ها در توضیح این مسئله به این موضوع اشاره کرده¬ان که از اون¬جا که ازدواج قراردادی طولانی مدته که با انعقاد اون محدود کردن¬هایی واسه افراد ایجاد می¬شه، این محدود کردن¬ها واسه افراد هیجان¬خواه خیلی راحت قابل پذیرش نیس و پس موافقت و رضایت از ازدواج در این افراد کاهش می¬یابد.

9- سبک¬های دلبستگی
نظریه دلبستگی که اولین بار در مورد رشد کودکان استفاده شد، اخیراً واسه روابط دلبستگی بزرگسالان به کار رفته و اثر بزرگی بر ایجاد زوج درمانی هیجان محور داشته (آلستین2، 2002) اولین بار هازن وشیور3 در 1987 مطرح کردن که سبک¬های دلبستگی مشخص¬کننده تمایزات اساسی در بازنمایی¬های ذهنی عشق عاشقونه بزرگسالان هستن. (میرز و لاندزبرگر، 2002). صیادپور (1384) با اشاره به تحقیق-های انجام شده در این مورد بیان می¬کنه که افراد ایمن با بیان صمیمیت و بیان احساسات خود طبق عشق و دوستی شرایطی رو جفت و جور می¬بیارن که موجب برخورداری بیشتر اونا از احساس رضایت می¬شه؛ در حالی که افراد پرهیزی و دوسوگرا، با فاصله گرفتن عاطفی و اضطراب، کیفیت رابطه زناشویی رو منفی ارزش گذاری می¬کنن.

10- فردیت4 و فرق خود5
طبق نظر برادشاو (1372) باور “زن و شوهر نیمه بهتر یکدیگرند” نشون دهنده¬ی اشتباه فرهنگی در مورد ازدواجه. نقش¬های جنسی انعطاف¬پذیر در این فرهنگ به این باور داره که با کنار هم گذاردن دو نیمه¬ی آدم یک شخص کامل ایجاد می¬شه. برداشت به گونه¬ایه کنگار یک¬دوم ضرب¬ در یک¬دوم مساوی یک می¬شه، و حال اونکه یک¬دوم ضرب در یک دوم مساوی یک چهارمه که از یک¬دوم کمتره. واسه همین وقتی دو نفر واسه تکمیل شدن ازدواج می¬کنن، در مقایسه با اون زمان که کامل و تکمیل نبودن، ناقص¬تر می¬شن و این دلیل خیلی از شکست¬های ازدواج¬هاست. پس افرادی که از وضعیت داخلی سازمان¬یافته¬تری دارن در نظم دادن به وضعیت طرف مقابل هم موفق¬تر می¬باشن (برنشتاین و برنشتاین، 1382). نجفلویی (1383) هم در تحقیق خود نشون داد زن و شوهر دارای برتری پایین، اختلاف زناشویی بالایی رو نشون می¬دهند.

11- بهداشت روانی و جسمی
رابطه بین ناراحتی روان¬شناختی و نبود رضایت زناشویی در بیماران متأهّلی که طیف بزرگی از مشکلات روان¬شناختی رو تجربه می¬کنن به اثبات رسیده در بین مشکلات روان¬شناختی کلی، افسردگی به طور وسیع¬تری بررسی شده و نشون داده شده که ارتباطی قوی با پریشونی زناشویی داره (میرز و لاندزبرگر ، 2002) تحقیق¬گران هم اینکه ارتباطی قوی بین مشکلات اضطرابی و پریشونی زناشویی اثبات کرده¬ان. جدا از اینکه مشکلات روانی، مشکلات ارتباطی با مریضی¬های جسمی هم اتحاد داره. افرادی که روابط رضایت بخش و حمایت¬کننده دارن، احتمال کمی هست که گرفتار به مریضی سختی شن و اگه هم مریض شن سریع¬تر بهبود می¬یابند (هالفورد، 1384).

12- سن
لارسون و هلمن (1994) پس از مرور ادبیات موجود در مورد رضایت زناشویی نتیجه گرفتن که قوی-ترین عامل پیش¬بینی¬کننده لرزش و نبود اثبات زناشویی، سن کم به هنگام ازدواج ¬بیشترین. هم اینجور کرو و ریدلی (1384) اشاره می¬کنن که یافته¬ای که در تموم تحقیقات برابر بوده تأکید بر این موضوع داره که امکان شکست ازدواج در سن پایین، زیاده.
یافته های تحقیق¬های کلیک (1957) و کارتر (1971) نشون داده¬ان که ازدواج¬هایی که قبل از سن 18 سالگی واقع می¬شن سه برابر ازدواج¬هایی که بعد از 18 سالگی روی می¬دهند، احتمال طلاق دارن و ازدواج¬هایی که قبل از رسیدن به سن 20 سالگی صورت می¬گیرند دو برابر ازدواج¬هایی که بعد از 20 سالگی رخ می¬دهند احتمال طلاق دارن.
به بیان دیگه، هر چه سن ازدواج پایین¬تر باشه احتمال اختلاف خونواده بیشتر می¬شه، چون در سنای پایین، افراد از توانایی¬های لازم واسه اجرای نقش همسری بی¬بهره¬ان. در عین حال، ازدواج در سنای بسیار بالا هم خطر طلاق رو افزایش می¬بده (میر احمدی زاده و همکاران، 1382).

13- تحصیلات
نیومن و نیومن (1991؛ به نقل کار، 2000) یکی از عوامل مؤثر در رضایت زناشویی رو سطح تحصیلات بالا و هم موقعیت اجتماعی– اقتصادی بالا می¬دانند، یعنی این عوامل باعث رضایت زناشویی بیشتر می¬گردند، چون جایی که این عوامل وجود دارن افراد شایدً مهارت¬های حل مسئله بهتر و استرس¬های طولانی کمتری در زندگی (مثل زندگی در محیط شلوغ) دارن. یافته های تحقیق بنی جمالی و همکاران (1383) هم نشون داد که رابطه معنی¬داری بین میزان تحصیلات و موفقیّت در زندگی، هم در شوهران و هم در همسران هست. پس بالا بودن سطح تحصیلات زن و شوهر عامل تفاهم و موندگاری زندگیه. میراحمدی¬زاده و همکاران (1382) هم گزارش کردن که سطح تحصیلات زوج¬های خواسته کننده طلاق به طور معنی¬داری کمتر از بقیه زوج¬هاست که این یافته مویّد یافته های حاصل از اون دسته از تحقیق¬هاست که در طبقات اجتماعی پایین-تر و افراد دارای تحصیلات کمتر، میزان طلاق بیشتره.

14- درآمد و شغل
درآمد کم و ناامنی شغلی با رضایتمندی زناشویی پایین همراهه. هنگامی که زن و شوهر همیشهً درباره پول نگرانی داشته باشن، رضایتمندی زناشویی پایین هستش (ساپینگتون ، 1382). همینجوری، هر قدر در سطوح قشربندی اجتماعی پایین¬تر بیاییم، میزان طلاق رو به افزایش می¬گذارد ولی برعکس، میزان طلاق در بین گروه¬های مهم حرفه¬ای و فنّی، کمتره (بنی جمالی و همکاران، 1383). از طرف دیگه بیکاری هم یکی از عوامل پیش¬بینی کننده طلاقه (کرو و ریدلی، 1384). در عین حال، رضایت¬مندی شغلی به ویژه واسه شوهرها، با خوشحالی زناشویی رابطه داره (ساپینگتون، 1382) و پس شغل اثر زیادی در غنی¬سازی رابطه داره. ولی در عین حال ملزومات شغلی بعضی وقتا می¬تونه با نقش زن و شوهر رقابت کنه (هالفورد، 1384).

15- اجرای نقش
اجرای نقش بنجام وظایف اصلی اشاره می¬کنه که واسه موندگاری زندگی زناشویی لازمه (هالفورد، 1384). افراد از دید نگاه در مورد نقش¬هایی که واسه جنسیت اون¬ها مناسب هستن متفاوتند. در کل نقش¬های جنسی می¬تونن به سنّتی (که زن در خونه می¬موند و مسئول کارای خونه و مراقبت از بچه می¬باشه) یا مدرن (که هر دو همسر تکالیف شغلی و خونگی مساوی دارن) طبقه¬بندی می¬شن (آماتو و بوث ، 1995؛ به نقل مک گاورن و میرز ، 2002). نقش¬هایی که مسئولیت بیشتری رو بر دوش یکی از همسران قرار می-بده، خطر مشکلات ارتباطی رو افزایش می¬بده. نقش زیاده از حد و باری که روی دوش همسران و به ویژه زنان می¬گذارد، با استرس، پریشونی و افسردگی همراهه؛ استرس و افسردگی هم به نوبه¬ی خود مشکلات ارتباطی رو موندگاری بخشیده و افزایش می¬بده (هالفورد، 1384).

16) فرزندان
در مورد نقش بچه یا فرزندان در ازدواج از دو دید می¬توان نگریست: یکی اثر بچه بر کیفیت روابط زناشویی والدین و دیگه اثر روابط والدین بر فرزندان. مرور تحلیلی توانگ، کمپبل و فاستر (2003) نشون داد که والدین رضایت زناشویی پایین¬تری رو در مقایسه با غیر والدها گزارش می¬دهند.
هم اینجور رابطه منفی معناداری بین رضایت زناشویی و تعداد فرزندان هست. فرق در رضایت زناشویی در بین مادرانی که کودک نوزاد داشتن مشهود¬ترین میزان رو داشت. واسه مردها این اثر پذیری به طور مثل از سنّ فرزندان صورت می¬گرفت. اثر والد بودن بر رضایت زناشویی در بین گروه¬های اجتماعی- اقتصادی بالا منفی¬تره. این داده¬ها روشن کننده اون هستن که بعد از تولّد فرزندان، به دلیل اختلافات مربوط به نقش و محدود شدن آزادی، رضایت زناشویی کاهش می¬یابد. با اینحال مثال¬های بسیاری وجود دارن که کودکان، رضایت رو بهبود یا افزایش می¬دهند یا کمه کم اثر منفی ندارن (توانگ و بقیه، 2003؛ به نقل عطوفی¬سلمانی، 1382). مثلا، تحقیق کاردک (1995) نشون می¬بده که حضور فرزندان به طور مثبتی با رضایت زناشویی در رابطه می¬باشه.

17) حمایت خانوادگی و اجتماعی
یافته های تحقیق دمیر و فیسیلوگلو (1999) نشون داد که تنهایی به طور معنی¬دار و منفی با موافقت زناشویی مرتبطه. اون¬ها هم اینجور طبق نظر باربور (1993) می¬گویند هر چند معلوم شده که داشتن همسر یک عامل مثبت تغییر دهنده¬ی احساس تنهایی می¬باشه، کیفیت روابط خانوادگی هم باید مدّنظر قرار گیرد. هالفورد (1384) باور داره، میزان حمایت¬های عاطفی (مثل گوش¬دادن همدلانه به درد و دل¬های همسر) و عملی (مثل کمک کردن به بقیه) که زن و شوهر به همدیگه بیان می¬کنن به طور قابل توجّهی رضایت¬مندی از رابطه رو در عرض سال¬های ساده ازدواج پیش¬بینی می¬کنه
رابطه معنی داری بین نبود پذیرش زن و شوهر از طرف خونواده¬های همدیگه و توفیق یا نبود توفیق در زندگی هست، هم اینکه میزان دخالت بستگان در زندگی مشترک در خونواده¬های ناموفّق بیشتره. هم اینکه، خونواده¬های زوج¬های موفق بیشتر در جریان آشنایی¬های قبل از ازدواج فرزندان خود با همدیگه بوده-ان، پس آگاهی والدین و هدایت درست اون¬ها می¬تونه در موقعیّت زندگی فرزندان¬شون اثر داشته باشه (بنی جمالی و همکاران، 1383).

مطلب مشابه :  ارزش فکر

18) عوامل فرهنگی
ازدواج و روابط مثل با اونا در داخل یک بافت فرهنگی رخ می¬بده که این بافت چگونگی ازدواج رو تعیین می¬کنه (هالفورد، 1384). در فرهنگ¬های جور واجور، ازدواج الگوهای فرهنگی خاص خود رو داره. مثلا ازدواج واسه زوج¬های آمریکایی در مرحله اول، درگیر شدن در یک رابطه صمیمانه، در بین گذاشتن احساسات به طور رو و انجام فعالیت¬ها به طور مشترکه. بر عکس صمیمیت زناشویی اولویت خونواده¬های ایتالیایی نیس (موسوی، 1382). ً ازدواج به جای پیوند بین دو نفر به عنوان پیوند دو خونواده و سنّت¬های مربوط بهش¬ها معنی¬پردازی می¬شه (کار، 2000). زوجینی که از نظر زمینه فرهنگی، قومی و نژادی با هم فرق دارن، انتظارات و باورهای¬شون در مورد روابط زناشویی هم متفاوته. این فرق¬ها در پیش فرض¬ها، مفروضات و باورهای زن و شوهر می¬تونه منبع قدرت یک رابطه باشه، در صورتی که زن و شوهر بتونن عاقلانه نقاط قوّت و فرق فرهنگی¬شون رو در نظر بگیرن. اما در عین حال، فرق¬های محسوس در انتظارات زن و شوهر می¬تونه منبع مهم اختلاف بین همسران باشه (هالفورد، 1384).

19) مذهب
بُعد دیگری که بر کیفیّت زناشویی اثر می¬گذارد، سیستم¬های ارزشی و عقیدتی همسران و تشابهات و فرق-های باورها و ارزش¬ها در این زیر نظام زوجی می¬تونه باشه. محققان بسیاری بر رابطه بین مذهبی بودن و رضایت زناشویی تاکید کرده¬ان (هانلر و جنکاز، 2005). توافق در مسایل مذهبی عامل مهمّی در پایداری روابط زناشویی به حساب می¬رود (به نقل عطوفی¬سلمانی، 1382). نقش مذهب قطعیه چون که مذهب به خودی خود مؤلفه¬های بسیاری هم چون روش¬های زندگی، سیستم¬های اعتقادی، ارزشی، انتظارات و چیزای دیگه ای به جز اینا در بر می¬گیرد (هانلر و جنکاز، 2005). مذهبی بودن به طور معنی¬داری با رضایت زناشویی مرتبطه. مذهبی بودن به عنوان رویدادی آروم کننده، واسه زوج¬های مذهبی در بین اختلاف عمل می¬کنه، اینطوری که عبادت کردن هیجانات از روی دشمنی و تعاملات هیجانی رو کاهش می¬بده (هالفورد، 1384).

20) رویدادهای زندگی
رویدادهای زندگی به تحوّلات رشدی و تغییر یافتن موقعیّت¬هایی که زن و شوهر با هم و یا به شکل فردی با اون روبرو می¬شن اشاره می¬کنه. به احتمال زیاد در زمونه ای که میزان تغییر و حوادث استرس¬آور زندگی زیاد می-شه، مشکلات ارتباطی هم بیشتر می¬شه (هالفورد، 1384). مثلاً در شروع دوره زناشویی؛ بارداری و پرورش بچه؛ موارد مشکل و مورد اختلاف در پرورش بچه؛ مریضی شدید یا مرگ بچه یا آشنایان؛ دوره نوجوونی فرزندان؛ ترک کردن خونه به وسیله فرزندان. خیانت و جدایی (سادوک و سادوک، 2005). بازنشستگی هم یک انتقال کلی دیگه واسه زن و شوهره که با پریشونی در رابطه همراهه (هالفورد، 1384؛ نقل عطوفی¬سلمانی، 1382)

سوال¬نامه¬ی زوجی اینریچ
جدول شماره (الف-1): سوال¬نامه¬ی زوجی اینریچ
ردیف جملات ً مخالفم مخالفم نه موافق نه مخالف موافقم ً موافقم
1 من از چگونگی تصمیم¬گیری و حل تعارضاتمان راضی هستم.
2 من می¬توانم احساسات حقیقی خود رو به همسرم بگم.
3 واسه تموم¬کردن یک بحث من زود تسلیم می¬شوم.
4 همسرم و من همدیگه رو ً درک می¬کنیم.
5 من از رابطه ¬مون ناخشنودم و احساس می¬کنم همسرم من رو درک نمی-کنه.
6 هنگامی که ما مشکل داریم، همسرم بیشتر از صحبت¬کردن درباره¬ی اون دوری می¬کنه.
7 عقاید من و همسرم در مورد حل مخالفت¬هامون بسیار متفاوته.
8 همسرم من رو ً درک می¬کنه و با هر خلق من همدردی می¬کنه.
9 من از نحوه¬ی تقسیم مسئولیت در امور خونه راضی هستم.
10 همسرم بعضی وقتا با اعلام نظرهایش من رو کوچیک می¬کنه.
11 موقعی که ما در مورد مشکلات¬مون بحث می¬کنیم، همسرم نظرات و عقاید منو درک¬ می¬کنه.
12 هر چیز جدیدی راکه در مورد همسرم کشف می¬کنم خوب منه.
13 من بخاطر بعضی از ویژگی¬های شخصیتی یا عادت¬های فردی همسرم ناخشنودم.
14 ای کاش همسرم بیشتر مایل بود که احساساتش رو با من در بین بزاره.
15 حتی در اختلاف سلیقه¬ها من می¬توانم احساسات و عقاید خود رو با همسرم در بین بذارم.
16 من هیچوقت از رابطه با همسر خود پشیمون نشده¬ام.

ردیف جملات ً مخالفم مخالفم نه موافق نه مخالف موافقم ً موافقم
17 من از نحوه¬ی انجام سرگرمی¬ها و فعالیت¬های مشترک ¬مون راضی هستم.
18 بعضی وقتا واسه من مشکله خواست داخلی¬ام رو از همسرم بخوام.
19 ما بعضی وقتا نزاع جدی سر مسائل بی¬اهمیت داریم.
20 من در مورد وضعیت مالی و نحوه¬ی تصمیم¬گیری در مسائل اقتصادی ناراضی هستم.
21 من در مورد وضعیت مالی و نحوه¬ی تصمیم¬گیری در مسائل اقتصادی ناراضی هستم.
22 بعضی وقتا باور کردن همه¬ی حرف¬های همسرم مشکله.
23 من واسه جلوگیر از نزاع با همسرم از خود گذشتگی می¬کنم.
24 من از چگونگی بیان احساسات و روابط جنسی¬مون راضی هستم.
25 همسر من شنونده¬ی خیلی خوبیه.
26 بعضی وقتا احساس می¬کنم بعضی از فرق¬های ما هیچ وقت حل نمی-شه.
27 من از چگونگی انجام مسئولیت¬هامون به عنوان پدر و مادر ناراضی هستم.
28 بیشتر اوقات همسرم درک نمی¬کنه که من چه احساسی دارم.
29 موقعی که با هم بحث می¬کنیم من معمولاً خودم رو مقصر می¬دانم.
30 من از روابط¬مون با پدر و مادرم، پدر و مادر همسرم و دوستان همسرم راضی هستم.
31 از چگونگی حرف¬زدن¬مون با همدیگه خیلی راضی هستم.
32 هنگام جر و بحث واسه جلوگیری از جریمه¬دار شدن احساسات همسرم سکوت می¬کنم.
33 بعضی وقتا همسرم اختلاف سلیقه¬های¬مون رو جدی نمی¬گیرد.
34 واسه من سخته که احساسات منفی خود رو با همسرم در بین بذارم.
35 من درباره¬ی این¬که هر کدوم چیجوری اعتقادات مذهبی و ارزش¬های مذهبی-مون رو انجام می¬دهیم احساس خیلی خوبی دارم.

سوال¬نامه¬ی امید به زندگی حلاجیان
جدول شماره (الف-2): سوال¬نامه¬ی امید به زندگی
ردیف جملات ً تقریباً هیچوقت
1 لذت بردن از زندگی برایم سخته؟
2 می¬توانم واسه معنی¬دادن به زندگیم تا حد امکان سعی کنم؟
3 خندیدن برایم سخته؟
4 به آخر کارایی کنجام می¬دهم خوش¬بین نیستم؟
5 فردبانشاطی هستم؟
6 حتی در موقعیت¬های سخت معمولاً واسه ادامه¬ی کار انگیزه دارم؟
7 هیچ¬چیز در من انگیزه ایجاد نمی¬کنه؟
8 به توانایی¬ام واسه مقابله با سخت¬ترین مسائل اطمینان دارم؟
9 در زندگی فرد ناامید و سرگشته¬ای هستم؟
10 نسبت به آینده¬ام امیدی ندارم؟
11 قبل از شروع کارای جدید، معمولاً احساس می¬کنم شکست می¬خورم؟
12 در برابر مشکلات زندگی زود مأیوس و دل¬سرد می¬شوم؟
13 بعضی وقتا اونقدر در زندگی می¬ترسم که بدنم دچار لرز می¬شه؟
14 بندازه¬ی کافی امیدوار هستم؟
15 اگه نتونم با عده¬ی زیادی رفت و اومد کنم واقعاً ناراحت می¬شوم؟
16 بیشترً بقیه من رو ناامید می¬کنن؟
17 معمولاً بدون دلیل خاصی احساس یأس می¬کنم؟
18 بیشتر احساس می¬کنم از زندگی کردن سیر شده¬ام؟

ادامه¬ی جدول شماره (الف-2): سوال¬نامه¬ی امید به زندگی
ردیف جملات ً تقریباً هیچوقت
19 افرادی که منو می¬شناسند، منو آدم بی¬انگیزه¬ای می¬دانند؟
20 وقتی در کاری اشتباه می¬کنم مدت طولانی بهش فکر می¬کنم و دچار احساس ندامت می¬شوم؟
21 بعضی وقت¬ها آرزو می¬کردم کاش به دنیا نیامده بودم؟
22 فکر میکنم در زندگی باید خوش بود و نباید زیاد سخت گرفت؟
23 هر اندازه مشکلات و مشکلات، بد باشن ایستادگی می¬کنم و هدف اولین خود رو دنبال می¬کنم؟
24 به نظر من زندگی پوچ و بیهوده س؟
25 کاش بندازه¬ی بقیه خوشحال بودم؟
26 بعضی وقتا وقت¬ها احساس می¬کنم واقعاً آدم بی¬مصرفی هستم؟
27 بعضی وقتا احساس می¬کنم پر از انرژی هستم؟
28 انتقاد بقیه منو دل¬شکسته می¬کنه؟
29 همیشه خودم رو خوشبخت¬تر از بقیه احساس می¬کنم؟
30 در زندگی موقعیت همیشه از اون منه؟
31 هر قدم موفقیت¬آمیز جزئی باعث امیدواری من در زندگی می¬شه؟
32 همیشه فکر می¬کنم سعی نکردن مساویه با شکست؟
33 مهم نیس اگه زمین بخورم، مهم دوباره برخواستنه؟

سوال¬نامه¬ی بهزیستی روان¬شناختی – فرم کوتاه ریف

جدول شماره (الف-3): سوال¬نامه¬ی بهزیستی- روان¬شناختی
ردیف جملات ً مخالف تاحدی مخالف کمی مخالف کمی موافق تاحدی موافق ً موافق
1 کلا احساس می¬کنم در مورد موقعیت زندگیم، مسئول هستم.
2 زمانی که به داستان زندگی¬ام نگاه می¬کنم، از اون¬چه از کار در اومده خوشنود هستم.
3 ادامه دادن روابط صمیمانه واسه من مشکل و مأیوس¬کننده بوده.
4 مطالبات زندگی روزمره بیشتر باعث افسردگی من می¬شه.
5 من زندگی رو روز به روز می¬گذرانم و واقعاً در مورد آینده فکر نمی-کنم.
6 من در مدیریت خیلی از مسئولیت¬های زندگی روزمره ام ً خوب هستم.
7 من فکر می¬کنم داشتن تجربه¬های جدیدی که طرز فکر شما درباره-ی خودتون و جهان رو به رقابت بکشدمهم، است.
8 من بیشتر جنبه¬های شخصیتم رو دوست دارم.
9 من با استعداد این هستم که تحت اثر افرادی که عقاید محکمی دارن، قرار بگیرم.
10 من از جهات بسیاری در مورد دستاوردهای زندگیم احساس یأس می¬کنم.
11 بقیه من رو فردی بخشنده، کسی که تمایل داره وقتش رو واسه بقیه تقسیم کنه، معرفی می¬کنن.
12 من نسبت به عقایدم اطمینان دارم، حتی زمانی که اون¬ها با عقاید بیشتر جور واجور باشن.

ادامه¬ی جدول شماره (الف-3): سوال¬نامه¬ی بهزیستی- روان¬شناختی
ردیف جملات ً مخالف تاحدی مخالف کمی مخالف کمی موافق تاحدی موافق ً موافق
13 من روابط گرم و مطمئن زیادی رو با بقیه تجربه نکرده¬ام.
14 بعضی از مردم در زندگی بدون هدف سرگردانند، اما من یکی از اون¬ها نیستم.
15 زندگی واسه من، یک مراحل همیشگی یادگیری، تغییر و رشده.
16 بعضی وقتا احساس می¬کنم که همه¬ی کارایی که در زندگی هست رو انجام داده¬ام.
17 من از خیلی وقت پیش از سعی واسه ایجاد تغییرات یا پیشرفت-های بزرگ در زندگیم دست ورداشته¬ام.
18 من درباره¬ی خودم طبق چیزی که فکر می¬کنم مهمه قضاوت می¬کنم، نه طبق ارزش¬هایی که بقیه فکر می¬کنن مهمند.