اون چه که در روان­شناسی مثبت­گرا در باره فضیلت­ها گفته می­شه همون دیدگاه ارسطوست.
شش فضیلت اخلاقی عبارتند از
1 حکمت و خردمندی
خلاقیت، کنجکاوی (نوجویی،علاقه و گشودگی نسبت به تجربه)، وسعت نظر(سعه­ی بالا)، عشق به یادگیری
خردورزی
2- جربزه
رشادت، ایستادگی و همت، اتحاد(راستی و اصالت)، شور و نشاط و سرزندگی
3- انسانیت
عشق، مهربانی (نوعدوستی، مراقبت، دوست داشتن بقیه و خیرخواهی)، هوش اجتماعی(هوش عاطفی، هوش شخصی)
4- عدالت
شهروندی (مسئولیت اجتماعی،کار گروهی و وظیفه شناسی)، انصاف و داد و دهش، رهبری
5- ورع و خودمون­داری
عفو و بخشش، میونه روی و میونه­روی، دور اندیشی و حزم(مآل اندیشی)، تنظیم خودمون(خود نظم بخشی و کنترل خود و کف نفس)
6- تعالی
اقرار به جمال و برتری (جبروت،حیرت و اعجاب، رفیع بودن جایگاه)، شکر گذاری، امید (خوش بینی، آینده نگری، آینده بینی)، مزاح و شوخ طبعی معنویت (مذهبی بودن، باور و ایمان داشتن و هدف داشتن در زندگی).

2-10-3- زندگی با معنی
سومین نوع زندگی از نظر روان­شناسان مثبت­گرا داشتن قصد یا معنی در زندگی و دنبال کردن قصد و هدفی خاص در زندگیه. این شامل استفاده از توانمندی­ها و استعدادها به خاطر پیوستن به چیزیه که فرد بهش ایمان داره و اونو بزرگتر از خودش می­داند. در این مورد به ویژه نهادهای اجتماعی معنی می­یابند نهادهایی که در این نحله بهش­ها نهادهای خوب گفته می­شه، مثل مذهب، خونواده، جامعه و ملت.

1-1 بهزیستی روان ­شناختی
الان دیدگاه جدیدی در علوم وابسته به سلامت به­ طور اعم و در روان­شناسی بطور اخص در حال شکل­گیری و گسترشه. در این دیدگاه و راه و روش علمی تمرکز روی سلامتی و بهزیستی از جنبه­ی مثبت و هم توضیح و توضیح وجود روان­شناختی بهزیستیه (ریف و سینگر، 1998؛ آنتونوفسکی، 1987؛ استرامپفر1، 1990؛ به نقل محمودی، 1384).
بهزیستی روان ­شناختی لازمه درک رقابت­های وجودی زندگیه. راه و روش بهزیستی روان ­شناختی رشد و تغییر مشاهده شده در برابر رقابت­های وجودی زندگی رو بررسی می­کنه و خیلی بر پیشرفت انسانی تأکید داره مثلا دنبال نمودن اهداف با معنی، تغییر و پیشرفت به عنوان یک فرد و ایجاد روابط کیفی با بقیه. جمع گسترده­ای از ادبیات تحقیقی در ده 1950 و 1960 میلادی به جدا سازی و بررسی رقابت­های و مشکلات اساسی زندگی پرداخته (ریف2 وکیس3، 2002).
نظریه­پردازان «وسعت­ی زندگی»4 مثل اریکسون (1959) و نوگارتن5 (1973) التزام­های دوره­های جور واجور سنی و راه­هایی رو که فرد بطور موفقیت­آمیزی می­تونه بر اون­ها غلبه کنه رو توضیح کرده­ان. روان­شناسان علاقمند به رشد و پیشرفت کامل آدم سازه­هایی مثل خودشکوفایی (ابراهام مزلو، 1968) کمال رشد1 (آلپورت، 1968) و تفرد (یونگ، 1932) رو پیشنهاد و ارائه کرده­ان (به نقل پروین، 1372).
احساس بهزیستی هم دارای مؤلفه­های عاطفی و هم مؤلفه­های شناختیه. افراد با احساس بهزیستی بالا کلا­ای هیجانات مثبت رو تجربه می­کنن و از حوادث و وقایع دور و بر خود آزمایش مثبتی دارن، در حالی که افراد با احساس بهزیستی پایین حوادث و موقعیت زندگی شون رو بد آزمایش می­کنن و بیشتر هیجانات منفی مثل اضطراب، افسردگی و خشم رو تجربه می­کنن (مایرز2 و دینر3، 1995).
باید توجه داشت که تجربه هیجانات خوب و مثبت با هم با تجربه­ی هیجانات بد و منفی صرف کنه به همون نسبت زمان کمتری رو واسه هیجانات منفی باقی می­گذارد. از طرف دیگه باید توجه داشت که هیجانات مثبت و منفی حالات دو قطبی نیستن که از دست دادن یکی وجود دیگری رو تضمین کنه. یعنی احساس رضامندی مثبت تنها با از دست دادن هیجانات منفی بوجود نمی­آید و نبود حضور هیجانات منفی حتماً حضور هیجانات مثبت رو به همراه نمی­آورد، بلکه برخورداری از هیجانات مثبت خود به شرایط و امکانات دیگری نیازمنده. پس، احساس بهزیستی (شادی) سه مؤلفه جدا از هم و در عین حال مربوط به همدیگه رو می­بایست مورد شناسایی گذاشت:

مطلب مشابه :  تعاریف سلامت سازمانی     

الف) حضور نسبی هیجانات مثبت
ب) از دست دادن و نبود حضور هیجانات منفی
ج) رضامندی از زندگی.
در تحقیقات جورواجور افراد خوشحال رو با ویژگی­های زیر تعریف می­کنن:
اول اونکه از عزت نفس و احترام به خود بالایی دارن و خودشون رو دوست دارن. در یکی از آزمون­های عزت نفس با جمله­هایی مثل«من از با خود بودن لذت می­برم» و «من ایده­های خوبی دارم» ً موافق هستنِِ. این افراد به اخلاقیات توجه بسیار دارن و عقلانی رفتار می­کنن (ژانوف بولمن،1989؛ مایرز،1993؛ به نقل کرمی­نوری،1381 ).
دوم اونکه افراد خوشحال احساس کنترل شخصی بیشتری رو در خود احساس می­کنن، اون­هایی کنجام امور بیشتر به توانایی­های خود می­اندیشند تا به درموندگی و ناتوانایی­هایی خود، با استرس بیتشری مقابله می­کنن (دو مونت، 1989؛ لارسن،1989؛ به نقل کرمی­نوری، 1381).
سوم اونکه افراد خوشحال خوش­بین هستن. افراد خوش­بین با این جملات موافقت کامل دارن که: «وقتی با کار جدیدی روبرو می­شوم، انتظار موفقیت در اون کار رو دارم». با این افراد موفق­تر، سالم و خوشحال تر از افراد بدبین هستن (دمبر، بروک، 1989، سلیگمن، 1991؛ به نقل کرمی­نوری، 1381).
چهارم اونکه افراد خوشحال برون­گرا هستن و در رابطه و همکاری با بقیه توانمندند افراد خوشحال در مقایسه با افراد ناشاد، چه در تنهایی و چه پیشه بقیه، احساس شادی می­کنن و از زندگی خود و بقیه، از زندگی در نواحی جورواجور شهری یا روستایی و یا اشتغال در مشاغل جورواجور انفرادی و اجتماعی به یک اندازه لذت می­برند (دینر و همکاران، 1992).
یکی از مهم­ترین مدل­هایی که بهزیستی روان ­شناختی رو معنی­سازی و عملیاتی کرده، مدل ریف و همکارانه. ریف بهزیستی روان­ شناختی رو سعی فرد واسه تحقق توانایی­های بالقوه واقعی خود می­داند .این مدل از راه ترکیب نظریه­های جور واجور رشد فردی کارکرد سازگارانه بوجود اومده و گسترش پیدا کرده بهزیستی روان­شناختی در مدل ریف و همکاران از شش مؤلفه تشکیل شده: مؤلفه­ی پذیرش خود به معنی داشتن نگاه مثبت به خود و زندگی گذشته خویشه. اگه فرد در ارزشیابی، استعدادها توانایی­ها و فعالیت­های خود در کل احساس رضایت کنه و در مراجعه به گذشته­ی خود احساس خوشحالی کنه، کارکرد روانی مطلوبی داره. همه آدم­ها سعی می­کنن با وجود محدود کردن­هایی که در خود سراغ دارن، نگاه مثبتی به خودمون داشته باشن، این نگاه پذیرش خوده مؤلفه­ی ­اختیار به احساس استقلال، خودکفایی و آزادی از هنجارها گفته می­شه .فردی که بتونه طبق افکار، احساسات و باورهای شخصی خود تصمیم بگیره، دارای ویژگی خودمختاریه.
واقعا، توانایی فرد واسه مقابله با فشارهای اجتماعی، به این مؤلفه، مربوط می­شه داشتن رابطه مثبت با بقیه، دیگه مؤلفه­ی این مدل، به معنی داشتن رابطه­ی باکیفیت و ارضاکننده با دیگرونه. افراد با این ویژگی بیشترً آدم­ هایی مطبوع، نوع دوست و توانا در دوست داشتن بقیه هستن و می کوشند رابطه ای گرم طبق، اعتماد دوطرفه با بقیه، بسازن مؤلفه­ی هدفمندی در زندگی، به معنی دارا بودن اهداف درازمدت و کوتاه­مدت در زندگی و با معنی شمردن اینه. فرد هدف دار نسبت به فعالیت­ها و رویدادهای زندگی علاقه نشون می­بده و به شکل مؤثر با اون ­ها، درگیر می­شه. یافتن معنی واسه سعی­ها و رقابت­های زندگی به شکل این مؤلفه قرار می­گیرد. تسلط بر محیط مؤلفه­ی دیگه این مدل به معنی توانایی فرد واسه مدیریت زندگی و مقتضیات اینه . پس فردی که احساس تسلط بر محیط داشته باشه، می­تونه ابعاد جور واجور محیط و شرایط اونو تا حد امکان دستکاری کنه، عوض کنه و بهبود بخشد مؤلفه­ی رشد شخصی به گشودگی نسبت به تجربیات جدید و داشتن رشد شخصی پیوسته باز می­شه. فردی با این ویژگی همیشه درصدد بهبود زندگی شخصی خود و از راه یادگیری و تجربه.

مطلب مشابه :  زمینه‌های آشکار و پنهان تعارض همسران