بحث نگاه و روند تشکیل اون ، مثل مباحث جالب روانشناسی اجتماعیه . نگاه ها نقش بسیار مهمی در زندگی ، اندیشه ها و رفتارای فردی و اجتماعی آدم دارن .
روانشناسا فکر می کنن که وقتی نگاه فرد رو تغییر میدیم ، می تونیم رفتار اون رو هم تغییر دهیم . پس هرچه بیشتر در مورد رفتارها آگاهی داشته باشیم تغییر نگاه افراد سهل تر هستش .

به چه دلیل بعضی از علم آموزان از تکالیف تربیــتی دوری و بعضی دیگه از اونا استقبال می کنن؟ چیجوری میشه نگــرشای مثــبت رو در کودکان به وجود آورد؟

جواب به این سوالا به بخش عمل نگاه مربوط می شه. نگاه یه جور حالت آمادگیه – تمایل به عمل یا عکس العمل خاصی در مقابل محرکی خاص – نگاه های فرد بیشتر راکده و تنها درصورت برخورد با موضوع ، در بیان و رفتار تجلی می کنه و همه چیز زندگی به نگاه های فرد بستگی داره. نگاه یک حالت روانی و عصبی آمادگیه که از راه تجربه سازمان پیدا میکنه و تأثیری هدایتی یا پویا بر جوابای فرد در برابر کلیه اشیا یا موقعیتایی داره که بهش مربوط می شه. روانشناسا معنی نگاه رو از راه بررسی اون به سه جزء متفاوت تقسیم کردن، این اجزا عبارتند از:

جزء شناختی : که مربوط به باورای جورواجور و آگاهانه افراد نسبت به یک موضوعه؛
جزء عاطفی (احساس): که شامل احساساتیه که بر اثر روبرو شدن با یک موضوع در شخص برانگیخته شده و ارزشیابی اونو از اون موضوع مشخص می کنه؛
جزء آمادگی واسه عمل (رفتار): که شخص در برخورد با موضوع دلخواه به گونه معینی رفتار می کنه.

نگاه ها رو نمیشه مشاهده کرد بلکه از رفتار شخص برداشت می شه. نگاه دارای شدت و جهته . واسه نمونه امکان داره که موضعی مطلوب یا بد نسبت به مردم یک کشور در پیش گرفتن کرد اما این موضعگیری حتما نسبت به همه افراد اون کشور دارای شدت برابر نیس ! یعنی نگــرش ما می تونه در امتــداد یک بعد و در نقاط جور واجور قرار بگیره.

واسه یافتن محل این نقاط ، احتیاج به اندازه گیری نگاه هاس اونم طبق ملاک و اندازه مشخص.

آدم موجودیه اجتماعی که در جامعه زندگی می کنه ، با جامعه حرکت می کنه و با جامعه به رشد و رشد می رسه ، آدم در فراگرد تکاملی زندگی خود همیشه در خطر تغییر و تغییره این تغییر مثل اینکه واسه اون محسوس و قابل لمس باشه یا نباشه با الگوهای شناختی خود اون ممکنه انجام گیرد. همه فرایندهای جامعه پذیری که علم و تربیت بخش کلی ای از اونه شامل فرایندی پیوسته از شکل و تغییر دادن نگاهه . در منطقی رسمی تر فعالیتای تبلیغی و جنگ انتخاباتی به روشنی به عنوان سعیای رو در تأثیرگذاری بر نگاه ها به حساب میاد.

ایده مرکزی همه این فعالیتا اونه که گفتگو – بیشتر کلامی و چشمی – می تونه مثل وسیله ای واسه تغییر نگاه بهینه باشه.

محرکایی که در دور ما هستن بعضی وقتا از محیط دور و بر و نزدیک حاصل می شن و بعضی وقتا از محیط فراگیرتر، بعد از اینکه تحولاتی درون محرک ساخته شد جزو درک شخصی فرد می شه ولی افراد همه محرکا رو قبول می کنن و اونایی رو که قبول می کنن بعد از پردازش تبدیل به نگاه می کنن. این نگاه روی احساسات و شناخت ما اثر می ذاره و باعث بروز رفتار در فرد می شه. واسه تغییر نگاه باید به متغیرهایی توجه کرد؛ مثل به ویژگیای منبع گفتگو و بیشتر اعتبار، تخصص و امین بودن اون، خود گفتگو و ویژگیای شرکت کنندگان که شامل متغیرهایی مثل هوش، ویژگیای شخصیت و میزان بر انگیختگی می شه.
در تغییر و به خاطر این بهش رو کردن نگاه ها باید به نظریه سه مرحله ای کورت لوین دانشمند علم ارتباطات توجه کرد:

1- انجماد زدایی

لوین باور داره وقتی که نگرشی در جامعه شکل گرفت قاعدتاً تحت اثر چند فشاره. یه دسته فشارهایی هستن که قصد دارن نگاه رو تغییر و دسته دیگه قصد دارن اونو محکم تر نشون بدن (از اون به عنوان بررسی میدون جنگ یاد شده) . هر نگاه یک حالت زیاد یا یک باسیل داره که بعضی وقتا به دور خود پوسته محکمی می بندد و با اون پوسته محکم می خواهد از خود محافظت کنه یعنی در برخورد با نگــرش اول باید پوسته اونو شکافت. کورت لوین باور داره در این مرحله ما باید انجمادزدایی کنیم ؛ یعنی اول چفت و بستا رو بگشاییم و واسه گشودن بستا باید 2 کار انجام بدیم ؛ اول ، آگاهی رسانی و دوم روشای اغنایی که اینا هردو از رسالتای ارتباطات هستن.

2- جایگزینی

رسانه به سرعت بر ذهن افراد اثر می ذاره و اونو به خاطر این بهش رو می کنه که در این میدون جنگ، رسانه به شکل یک قدرت تقریبا قوی در جهت بقیه قدرتایی که باید نگاه رو تغییر بدن وارد عمل می شه و کار خود رو انجام میده. یکی از سختیایی که در عمل برنامه ریزی کشورهای جهان سوم به ویژه در ابعاد تغییرات فرهنگی با اون روبرو میشیم، وجود شکافی بین این دو مرحله س؛ یعنی ممکنه ضربه اول رو عالی وارد کنیم و تغییر نگاه جدید به درستی جانشین نشه دوباره احتمال برگشت به نگاه قبلی بسیار هستش. اینجاست که می خوایم عملی رو انجام بدیم که با تغییر نگاه هماهنگی و برابری داشته باشه، اگه این کار به درستی انجام گیرد، هراندازه غیرمستقیم تر باشه احتمال موفقیت بیشتر هستش . بعضی مواقع می بینیم که نگاه تغییر کرده و زمان عمل فرارسیدهه در این حالت هر قدر عمل با روشای حساب شده و دقیق و غیرمستقیم صورت بگیره بیشتر مؤثر واقع می شه.

3 – انجماد دوباره

نگاه ها همیشه حالت ارتجاعی و بازگشت پذیر دارن پس واسه اینکه حالت برگشت پذیری رو کم کنیم باید به نگاه به وجود اومده چفت و بست بزنیم تا دوباره به نگاه اول برنگردد. در اینجـا نقـش رســــانه دوبـاره اهمیت پیدا می کنه، رســـانه می تونه این کار چفت و بست زدن به نگـرش هـا رو با سرعت بالا بکنه .

نتیجه تغییر نگاه، تغییر در نوع موافقت یا اختلاف، سمبلا ، الگوها و ارزشای فرده که کلا به شکل زیر بیان می شه:
تغیــیر در نگـرش منجر می شه به تغیــیر در نـوع سـازگاری و یــا اختلاف که اینم به نوبه خود منجر می شه به ارتبـاط تغیـیر در سمبلا و تغییر کردن الگوها که نتیجه اش تغییر در قضاوتا و ارزش هاست . در کل میشه گفت که نگاه، برخاسته از فرهنگ مادی و الهی جامعه، خونواده، ارزشا و آرزو هاست. نگــرشا مجموعه پیچیده ایه و ممکنه اجزای متشکل اون عاطفی یا رفتاری باشه . نگــرشا از محرکایی که در دور و بر ما قرار دارن شکل می گیرن و پس از تشکیل، بر احساسات و احساسات و شناخت ما اثر می ذاره.

از اونجا که نگــرش منشأ کلیه رفتارای فردی و اجتماعیه ناگزیریم واسه به خاطر این بهش رو کردن نگاه ها اول اونا رو بشناسیم.

فرق نگاه با ارزش، باور و علاقه

ارزشا ، هدفایی گسترده تر و ذهنی ترن و بیشتر بدون وسیله یا موضوع مشخص یا نقطه برگشت ان. جربزه، زیبایی و آزادی ارزش ان و به عنوان معیاری واسه قضاوت به حساب میاد که شخص از اونا واسه تصمیم گیری استفاده میکرد و از اون راه نگاه های خاصی رو در خود ایجاد می کنه.

باور هم چیزیه که شخص بر مبنای واقعیات مورد قبول خود درست می پندارد. بدین سان عقاید دو نوع هستن: بعضی عقاید خالی از هیجان و شوره مثل باور به اینکه کمربند ایمنی در جلوگیری از آسیب حادثه اتومبیل خوبه. اما دسته ای از عقاید جدا از اینکه یک جزء ارزشی دارای جزء هیجانی هم هستن که نگاه میگن؛ مثلا باور به اینکه مردم فلان شهر خسیس هستن؛ جدا از اینکه اینکه ارزشیه، همراه با هیجانه.

اما نگاه و علاقه هر دو به دوست داشتن و دوست نداشتن مربوط می شن، هر دو می تونن به ترجیح دادنا در مورد فعالیتا، نهادهای اجتماعی یا گروه ها مربوط باشه و هردو شامل احساسای شخصی نسبت به یک وسیله یا نهاد اجتماعی یا گروه تصور می شه و علایق، احساس فرد نسبت به یک فعالیته.

مطلب مشابه :  دودلی در تفکر عادی

تغییر رفتار نتیجه تغییر نگاه ها

نگاه و رفتار در زندگی روزمره ما با همدیگه در هم تنیده شدن. تغییر نگاه ها می تونه باعث تغییراتی در رفتار شه و به عکس، تغییر در رفتار می تونه بر نگاه های فرد اثر گذارد. مشورت و مشورت، اسلاحای سیاسی و دیگه روشای قانع سازی بر این پایه ساخته شدن که رفتار افراد پیرو نگاه های آنهاست و نگاه ها می تونن تحت اثر پیام مناسبی که به روش درستی فرستاده می شه، قرارگیرند. رابطه بین نگاه و رفتار به طور زیادی در بخش روانشناسی اجتماعی و علوم رفتاری مورد تحقیق قرار گرفته.

هر چه روانشناسا بیشتر بتونن رابطه بین نگاه و رفتار و عواملی که این دو رو تحت اثر قرار میدن درک کنه، بهتر می تونن مشکلای روانی رو درمان کنن. پس یکی از راه های تغییر رفتار مطالعه نگاه های افراد و تغییر اون نگاه هاست.

شناخت و تغیــیر نگرشای منفی علم آموزان نسبت به دروس مدرسه به ویژه دروسی مثل ریاضیات و علوم تجربی، یکی از روشای مؤثر واسه افزایش و بالا بردن کارکرد تحصیلی اونا و پس موفقیت تحصیلی و افزایش احترام به نفس آنهاست. احترام به نفس بالای حاصل از موفقیت تحصیلی خود می تونه به ایجاد یک نگاه مثبت و سودمند نسبت به امور تحصیلی و درس خوندن بشه.

تغییر رفتار به خاطر تغییر نگاه ها

در سال1955، جورج کلی روانشناسی خود رو با عنوان سازه های شخصی معرفی کرد. سازه شخصی کلی طبق این ایده قرار گرفته بود که فرد از دید دسته ای از عقاید قبلی خود درباره جهان بهش نگاه میکنه (یعنی سازه ها). این سازه ها بازم که فرد در خطر موقعیتای جدید و متفاوت قرار میگیره تغییر یافته و با اون موقعیتا موافق می شن . ایده اساسی موجود در تئوری کلی اینه که افراد می تونن به جست وجوی تجربیات تازه پرداخته و با تمرین، اون تجربیات رفتارای تازه ای رو به خاطر ایجاد تغییر در نگــرش هاشون نسبت به جهان دور و بر، در خود به وجود بیارن.

بر همین پایه جورج کلی پیشنهاد می کرد که پزشکان بیماران خود رو به سعی در جست وجوی رفتارای جدید و راهبردهای مقابله با مشکل تشویق کنن. اون و همکارانشان موارد زیادی رو گزارش کردن که در اون بیماران الگوهای رفتارای جدید و مؤثری رو در خود به وجود آورده و بعد اون نگاه هاشون تغییر پیدا کرده. در مواردی که رفتار با نگاه ها هماهنگ نیس، بعضی وقتا دلیل اون فشار اجتماعی یا فشار به دلیل همسالانه. افراد بزرگسال عموما از نگاه های ثابت شده خود پیروی می کنن، در حالی که در کودکان نگاه ها بیشتر به وسیله مشاهده رفتار بقیه به ویژه والدین شکل میگیره.

از نظر روانشناسی نگاه یک ساختار روانشناختیه که فکر و احساس آدم رو شامل میشه. نگاه در اثر تجربیات و موقعیتهای جور واجور ، تاثیرات محیطی و تربیت در افراد به وجود میاد و به زبون ساده چیزی نیس جز نگاه و برداشت فرد از دنیای دور و برش. نگاه باعث تشکیل ارزشها ، هنجارها و خواستهای شخص میشه و میتواند زمان گذشت ، حال و آینده رو تحت تاثیر قراردهد.

روانشناسا نگاه رو حالت پیچیده ای از احساسات، امیال، عقاید، تعصبات یا تمایلاتی می دونن که به دلیل تجربیات جورواجور در فرد باعث یه جور آمادگی واسه رفتار می شه. هم اینکه نگاه یه جور تمایل به انجام دادن عمله که در فرد ارزشای مثبت یا منفی ایجاد می کنه.

نگاه ارزش اشیأ ، افراد و وقایع رو پیش آدم تعیین میکنه و در طول زندگی شکل میگیرد. نگاه بحث ای بسیار مهم در زندگیست چون که عمل و رفتار آدم رو تحت تاثیر قرارمیدهد.

روان شناسا معنی نگاه رو در سه جزء تعریف کردن :

جزء شناختی که مربوط به باورای جورواجور و آگاهانه افراد نسبت به یک موضوعه.
جزء احساسی که شامل احساساتیه که بر اثر برخورد با یک موضوع در شخص برانگیخته شده و آزمایش اونو از اون موضوع شامل میشه.
جزء رفتاری که شخص در برخورد با حوادث یا موضوعات به گونه معینی رفتار می کنه.
نگرشا نمیشه دیدشون بلکه از رفتارها و عکس العمل در موضوعات جور واجور قابل برداشت هستن. نگاه داری شدت و جهت بوده و از این دید قابل اندازه گیریه .مثلا ارزش یک وسیله میتواند پیش فردی بسیار بالا و پیش دیگری بسیار پایین باشه و این فرق تنها به نگاه اونا باز میشه.

نگاه آدم در هر موضوعی رو میشه در 5 درجه تقسیم بندی نمود :

۱ مخالف ۲ مخالف (اگه) ۳ نامطمئن ۴ موافق (اما) ۵ موافق

یک آدم در بحثای جور واجور شخصی ، خانوادگی و اجتماعی میتواند در یکی از تقسیم بندیا قرارگیرد. موردهای 2 و 4 معمولا در زمانهایی اتفاق می افته که شروط و یا ابهاماتی در اون بحث وجود داشته که باعث نبود قطعیت شده . ودر مورد شماره 3 شرایط ابهام انگیز بوده.

تغییر دادن نگاه
آدم موجودی اجتماعیه و از جامعه تاثیر میپذیرد. نگرشا در آدم قابل تغییر هستن.خیلی از فعالیتهای تبلیغاتی و انتخاباتی درتلاش واسه جهت دهی به نگاه بقیه انجام می شن. نگاه مثبت و موافق با یک موضوع ایجاد کشش کرده و در رفتار و عمل شخص اثر میذاره همینطور که نگاه منفی هم از انجام عملی جلوگیری کرده یا باعث انجام عملی در جهت عکس میشه.

آدم توانایی تغییر نگاه خود در طول زندگی رو داره. نگاه معمولا از راه محرکهای بیرونی یا داخلی ایجاد میشه مثلا وقتی جامعه ای با فقر ، فساد یا جنگ درگیره اینا محرک هاییه جهت تغییرنگرش افراد اون جامعه. اگه فرد محرک بیرونی رو قبول کنه اونو تبدیل به نگاه میکنه. محرکهای داخلی به وسیله خود فرد ایجاد میشه و از درون نشأت میگیرد .

باتغییر نگاه میشه به امورخاص کشش ایجاد نمود
واسه این کار اول باید نگاه مثبت بهش بحث ایجاد نمود واسه ایجاد یک نگاه باید در خطر محرکها قرارگیریم هرچه محرکها قوی تربوده و به وسیله ما قبول کرد شن با قدرت بیشتری در تغییرنگرش تاثیرمیگذارند.

یکی از مفیدترین روشهای تغییر نگاه استفاده روش خود تلقینیه. با تکرار واستمرار تلقین مثبت در بحث مورد نظر نگاه مثبت ایجاد شده و کشش بهش بحث بیشتر میشه. این موضوع در ازبین بردن ترسهای واهی هم موثره. مثلا میخوایم در کسی که از پرواز ترس داره نگاه مثبت بسازیم. این کار میتواند طی مدت زمانی با خودتلقینی مثبت و ایجاد محرکهای داخلی و بیرونی ایجاد شه و حتی تبدیل به کشش و علاقه شه.

نحوه تلقین به خود رو در مقالات آینده ارائه انجام میدی.

سلام عرض میکنم به شما کاربران موفق و محترم سایت اقای مثبت امیدوارم هرجا که هستین خوب باشین.موضوع این جلسه ما در باره ی تغییر در نگرشه .تغییر در زاویه دید تغییر در نگاه .این که افق دیدمون رو وسیع کنیم.تغییر در نگاه باعث میشه آدم راه حلای زیادی رو ببینه.تغییر در نگاه باعث میشه آدم بقیه رو هم درک کنه و قبول کنه که یک شخص دیگه یک زاویه دیگه رو با خود داره جدا از اینکه اون نگاه درست یا غلطه.آدم موفق همیشه از زاویه دیدای متفاوت استفاده میکنه پس نتیجتا کسیه که خوب گوش میکنه.خوب نظرات موافق و مخالف رو میبیند.خیلی از مشکلات زندگی ما اگه حل نمیشه واسه اینه که ما همیشه از یک زاویه دید خاص بهش مسئله نگاه میکنیم.و اگه کمی تغییر در نگاه خود بوجود اوریم زندگی راحت تری داریم.تغییر در نگاه نه تغییر در راه درست یا غلط.افق دید باز نه تغییر در صورت مسئله.مثلا شما به خانوادتون قول دادین آخر هفته به یک سفر ۲ روزه در شمال برید.ماشین شما خراب میشه.و شما افق دید خودتون رو باز میکنید ومیگویید سفر کنسل.اینکه شد حذف یا تغییر صورت مسئله.شما می تونین ماشین یکی از دوستانتان رو قرض بگیرین یا با هواپیما و اتوبوس به سفر برید.می تونین با یک تور تفریحی برید.این یعنی تغییر در نگاه.موردی که خیلی مهمه قوانین بی منطقی هست که ما واسه خودمون به شکل پیش فرض تعیین میکنیم.مثال همین مسافرت.چه اتفاقی میوفتد اگه یک بار هم خونواده با یک تور تفریحی شمال رو ببینن.معمولا پدرها عادت کردن که واسه خودشون درگیری داشته باشن.بازدید ماشین رانندگی طولانی بنزین ترافیک و… اگه قرار باشه با خراب شدن ماشین این اتفاقات نیوفتد بیخیال سفر می شن.جور دیگه دیدن یعنی خودت رو از یک زاویه دید دیگه نگاه کن.واسه خودت بن بست قرار نده.یا یک راهی پیدا کن یا یک راهی بساز.آدمایی که مسئله رو عوض میکنند بی مسئولیت و سطحی بین هستن.

مطلب مشابه :  ابعاد فرزند پروری از دیدگاه روانشناسان

همه ما یک یا چند باور اصلی داریم که در طول زندگی مون بارها ظاهر می شن. این باورها در ترسای عمیق و ابرازنشده ما ریشه دارن. باورهای اصلی، برحسب نگاه شما، مشکلات مختلفی رو ممکنه براتون بسازن و یا فرصتای زیادی واسه پیشرفت در زندگی در اختیارتون بذارن.

اگه بهش به چشم یک فرصت نگاه کنین، احتمال اینکه بتونین ترس هاتون رو به وسایل یادگیری تبدیل کنین که باعث بهتر شدن زندگی تون می شه، بیشتره. در زیر به اصلی ترین این مشکلات، ترسا و باورهای در رابطه بهش و پیشنهادایی واسه کنار اومدن و شکست دادن اونا اشاره می کنیم.

نمونه هایی از رقابتای عادی و ترسا و باورهای مربوط به اونا
– رهاشدگی ـ هیچکی به فکر من نیس. من تنها مونده ام. واسه هیچکی مهم نیستم. نمی توانم به کسی اعتماد کنم.
– غرور ـ من از همه شما بهترم. من خیلی خوبم. حق با منه و با شما نیس.
– مشکل ـ من اشکال دارم. من شکست خورده ام. من مشکل دارم.
– پستی ـ من به اندازه کافی خوب نیستم. من احمقم. من بی ارزشم. من خسته کننده ام. من هیچ امیدی ندارم.
– طردشدگی ـ هیچکی من رو نمی خواد. هیچکی نمی خواد با من وقت بگذراند.
– شرم ـ من بدم. من منفورم. من یک دیوم. من چندش آورم.

این باورهای مشکل ساز از خاطرات کودکی فرد سرچشمه میگیره. اونا ممکنه پیامای منفی باشه که در طول زمان بارها از والدین یا افراد مهم دیگه در زندگی مون شنیده ایم. یا در یک تجربه وحشتناک در عمق وجودمون نقش بسته باشه.

توجه کنین که خیلی از افراد جبران کنندهای افراطی هستن. اگه شمام جزء این دسته از افراد هستین، ممکنه به طور ناخودآگاه هر کاری از دستتون برمیاد رو واسه اینکه ثابت کنین همون باور داخلی تون هستین، انجام بدین. بعنوان مثال، کسی که دچار باور داخلی حقارته، به ظاهر سعی می کنن سلطه گر رفتار کنه. بااینحال در عمق وجودش، این کار رو واسه پوشاندن حس پستی خود انجام میده. کسی که با باور شرم دست به گریبانه، ممکنه بیشتر از حد ضرورت مهربون و بخشنده شه تا بتونه روی باور بد بودن خود سرپوش بزاره. اگه می خواید بدونین شمام یکی از این باورهای مشکل ساز رو دارین، بد نیس به یک رفتار مخالف اون در خودتون توجه کنین.

نمونه هایی از رفتار جبران کنندهای افراطی
– رهاشدگی ـ واسه دوری از احساسات داخلی شون، همیشه باید در هر جمعی شرکت کنن.
– غرور ـ واسه پوشاندن این باور خود که بهتر از بقیه هستن، همیشه بسیار متواضعانه رفتار می کنن.
– مشکل ـ همیشه خود رو عالی نشون میدن و از مشکلات خود حرف نمی زنن.
– پستی ـ رفتاری سلطه گر داشته و میخوان ثابت کنن بهتر از دیگرانند.
– طردشدگی ـ خودشون رو بسیار دوست داشتنی نشون میدن و از طرفی بقیه رو خیلی راحت دوری می کنن.
– شرم ـ بیشتر از اندازه مهربون و بخشنده ان. بیشتر از حد توانشان.

چه حزء این دسته از افراد باشین چه نباشین، با بررسی باورهای داخلی پشت ترس هاتون، می تونین زندگی تون رو بهتر کنین. بااینکه ممکنه فهمیده باشین که دچار بیشتر از یکی از این مشکلات هستین، شایدً یکی از اونا در شما غالب تره. پیشنهاد ما اینه که اول مشکل غالب داخلی تون رو پیدا کنین و بعد واسه شکست دادن اون هدفایی واسه تغییر تدریجی اونا طراحی کنین.

تغییر باورهای مشکل ساز داخلی

باورهای منفی رو واسه پیشرفت در زندگی تغییر بدین

اهداف پیشنهادی واسه تبدیل و تغییر ترسا و باورهای داخلی
– رهاشدگی ـ من ارزش دوست داشته شدن دارم. میتونم راه هایی واسه تقسیم خودم با بقیه پیدا کنم.
– غرور ـ من میتونم از اطرافیانم چیزای زیادی یاد بگیرم. همه آدما خوبیایی دارن.
– مشکل ـ من همونطور که هستم کاملم. میتونم انتخاب کنم که خودم رو همونطور که هستم دوست داشته باشم.
– پستی ـ من فردی خوب و باارزشم. میتونم کمکای زیادی به دنیا بکنم.
– طردشدگی ـ من فردی جذاب و جالبم. آدمها از شناختن من لذت میبرن.
– شرم ـ میتونم با خودم آروم و مهربون باشم. میتونم بهترینا رو واسه خودم بخوام.

در ریشه همه این باورهای داخلی، از دست دادن پذیرش و یک حس قوی نبود ارتباطه. این نبود رابطه می تونه از خودمون، با بقیه، ذات الهی مون یا ترکیبی از اینا باشه. اینا دو هدف قوی واسه تغییر این باورهای اصلی هستن: باید بتونم خودم و دنیای دورم رو عمیق تر قبول کنم. باید بتونم ارتباطم رو با خودم و دنیای دورم عمیق تر کنم.

این اهداف فقط پیشنهاداتی هستن که می تونین انجامشان بدین یا ندین. با طرح جملاتی که بیشتر با شما و تجربیات شخصی تون سازگاره، می تونین ترس هاتون رو در سطحی عمیق تر تغییر بدین. واسه بررسی این مشکلات وقت بذارین. هر زمان که دیدید جمله ای براتون بهتره، جمله الان تون رو تغییر بدین. حتی می تونین از خونواده و دوستانتان هم بخواهید که کمکتون کنن. پیشنهاد می کنیم هدف هاتون رو روی کاغذ بیارین. می تونین یه سری از اهداف زندگی واسه خودتون داشته باشین و هرازگاهی اونا رو بررسی کنین تا همیشه در راه درست حرکت کنین.

بعد از اینکه هدف هاتون رو تنظیم کردین، باید بفهمین که این باورهای داخلی چه زمان تحریک می شن. ببینین کی به خودتون همون داستان قدیمی رو می گین. هر بار که این اتفاق میفته، هدفتون رو به خودتون یادآور شید و به استقبال تغییر از تصویر قدیمی و ضعیف از خودتون به تصویری روشن تر و کامل تر برید. اگه ترس رو دعوتی واسه رشد و پیشرفت ببینین، همیشه می تونین تغییر کنین.

سعی کنین هیچوقت ترس هاتون رو سرکوب نکرده و از اونا دوری نکنین. سعی واسه قبول کردن و درک همه قسمتای وجودتون، ازجمله مشکلات داخلی تون، در تغییر رو به روتون باز می کنه و به شما این امکان رو میده که به ذات زیبای خودتون دست پیدا کنین. این درمقابل کمکتون می کنه زندگی پربارتر و غنی تر داشته باشین. واسه جبران کنندهای افراطی که همیشه میلی شدید به دوری از ترس هاشون رو دارن، این مسئله اهمیت بیشتری داره.

متعجب نشید اگه بعد از یک پیشرفت غیرمنتظره در تغییر ترس هاتون، دوباره روی بیریخت همون مشکل رو به شکلی متفاوت در زندگی تون ببینین. بعضی فکر می کنن که تغییر ترسا از راه حل کردن روی باورهای داخلی مثل پوست کندن لایه های جور واجور پیازه. پیشرفتی عالی دارین اما در آخر می ببینن که همون باور قدیمی به شکلی متفاوت ظاهر می شه. بااینحال هر لایه ای رو که پوست می کنین، می ببینن که زندگی تون پربارتر، معنادارتر و لذت بخش تر از قبل شده.

با تشخیص و انتخاب هدف واسه تغییر باورهای مشکل ساز داخلی، می تونیم عمیق ترین ترس هامون رو از بین برده، خوشحال تر زندگی کنیم و ارتباطی عمیق تر با خودمون و دنیای دور و برمون برقرار کنیم. این بعدا تشویقمان می کنه که سعی کنیم آینده ای روشن تر واسه دنیا بسازیم.