شاید پیش خود فکر کنین که ما هرطوری که شده میتونیم از تلقینای مثبت استفاده کنیم و روی ذهن خود و بقیه اثرات مثبتی بذاریم. باید بگیم که تلقینای مثبت هم شرایطی دارن که باید بهش شرایط توجه کرد.

۱- تلقینا باید تکرار شن. با تکرار تلقینا دره های ذهن ناخودآگاه باز می شن و ذهن تلقینا رو قبول می کنه

۲-تلقینا باید به شکل کلام قشنگ و مؤثر بیان شن. ذهن آدم به نظم و شعر علاقه داره و اگه تلقینای مثبت به شکل شعر و منظم بیان شن اثر اونا بسیار زیادتر هستش

۳- تلقین افراد مهم و عزیز، روی ما اثرات بیشتری می ذارن. با توجه به قانون عاطفی و هیجانی دکتر امیل کوئه اگه افراد مهم ونزدیک ما به ما تلقین بکنن روی ما اثرات بیشتری می ذارن.

۴- باور تلقین نتیجه تلقین رو چندین برابر می کنه.

۵- در زمانی که آدم آرامش زیادی داره و از تنشا به دوره تلقینا بهتر اثر می ذارن.

۶- تلقینا در فرکانس آلفای مغزی تاثیرگذاری بهتری دارن پس در زمانی که افراد تازه از خواب بیدار شدن و یا اینکه در حال خواب رفتن هستن چون در فرکانس آلفای مغزی هستن، پس تلقینا اثرات بسیاری می ذارن.

۷- اگه دوست دارین خودتلقینی داشته باشین بهتره کلمات مثبت تأکیدی و جملات تلقینی رو روی کاغذی یادداشت کرده و همیشه جلوی چشم خود بذارین و هر زمان که چشمتون به اونا افتاد، اونا رو به زبون بیارین و تکرار کنین.

۸- واسه تلقین از جملات مثبت استفاده کنین. ذهن ناخودآگاه جملات منفی رو قبول نمی کنه. مثلا نگید من فقیر نیستم، باید بگید من پولدار هستم.

۹- جملات مثبت تأکیدی باید به زبون حال گفته شن.مثلا بگید من خوشحال هستم، نگید من خوشحال خواهم شد.

۱۰- موقع گفتن جملات مثبت تأکیدی، احساسات رو در نظر داشته باشین و این جملات و کلمات رو همراه با احساس بگید.

۱۱- واسه بیان کلمات و تلقینا به زبون و نحوه بیان اونا دقت کنین و به پستی و بلندی کلمات توجه کنین. مثلا واسه تأکید و تاثیرگذاری بیشتر جملات بهتره نحوه گفتن و لحن مورد توجه قرار گیرد.

خود گویی مثبت یا تلقین به نفس چه جوری باعث قدرت آدم میشه؟

همه ما در مقاطعى از زندگى مون کارکرد و کارآیى این باور و زبانزد رو که خواستن، توانستنه رو تجربه کردیم. چون این باور رو راست قدرت اراده فرد رو تقویت کرده و موتور هدف جویانه فرد رو روشن کرده و زمانى که فرد پا به میدون عمل میگذاره در بسیارى از موارد به طور خودکار لازمه هاى تحقق هدف جفت و جور می شه .

مطلب مشابه :  ارزش فکر

و دلیل این مسئله اینه که اول اینکهً عوامل روانشناختى در پاى کار نقش آفرینه و در ثانى این ناخودآگاهىه که به طور غیر مستقیم جریان کار رو هدایت مى کنه و چون تحقق هر هدفى در گروى برداشتن گامهاى اولیهه نیروى باور این انگیزه رو در اختیار شخص قرار مى بده.

در یک کلام طبق چیزی که از دلایل بر مى آید این باور راستینه که شکست رو تبدیل به پیروزى مى کنه و این قدرتىه که به کرات در میدون هاى ورزشى و جنگ مورد استفاده مربیات و فرماندهان قرار مى گیرد. پس میشه از یک ناخداى طوفان زده اى مثال آورد که به دلیل طوفان سهمگین یهو همه چیز رو بر باد رفته مى انگارد اما از اونجا که میل به زنده ماندن در هر فردى پرقدرته .

در این موقعیت هم ناخدا یهو به این احساس می رسه که میل به زنده ماندن در هر فردی پر قدرته در این موقعیت هم ناخدا یهو به این احساس می رسه که می تونه کشتی طوفان زده اش رو به ساحل نجات برسونه. همین احساس کافیه که این ناخدای مثالی رو به این باور قلبی برسونه که می تونه بر این طوفان غلبه کنه که حاصل این باور هم قدرت لازمهه.

شاید این مقاله هم مورد پسندتون باشه…
راه های رسیدن به ضمیر ناخودآگاه از راه قانون جذب
این واقعیت در موقعیتایی چون اتش سوزی و گاز گرفتگی لحظه ای خونه ها هم صدق می کنه که در خیلی از این موقعیتا فرد جون سالم از این خطرات مرگبار بدر می بره. حالا پرسشی مطرح می شه که این کدوم قدرت و ابزاره که فرد رو از این موقعیتای مرگبار نجات می ده؟ به زبون ساده تر فرد به طور آگاهانه از این باتلاق مرگ نجات پیدا میکنه یا به طور ذاتی و ناخودآگاهانه؟

پیشنهاد مینکم این مقاله رو هم از دست ندهدید: هر چیز رو در ذهنت مجسم کنی، اونو در دست ات داری

جواب به این سؤال ً روشن بوده و احتیاج به توضیح بیشتر نداره چون کارکردهای خودآگاهانه و ناخودآگاهانه ً نشونه. قبلا به خوانندگان یادآور شدیم که خودآگاهی معروف هوش و عقل زمینی، رشدی و بزرگسالانه فرده و این در حالیه که وجود ذاتی و تجربی ناخودآگاهی این ذهن رو وا می داره که معمولاً در مواقع بحرانی جهت نجات جون فرد به طور احساسی و لحظه ای از خود واکنش نشون بده.

مطلب مشابه :  روان­شناسی مثبت­گرا

به زبون ساده تر در موقعیتای خطرناکی از نوع فوق ذهن منطقی و عقلانی فرد ً تعطیل بوده و سکان هدایت کشتی زندگی در دست پرتوان نا خودآگاهیه و دلیل سر خوردگی و شکست هدف محور فرد در خیلی از موارد، منطقی نگری فرد به مسائل بود و عقلانی نگری باعث می شه که فرد به طور خوکار از قدرت پا به رکاب نا خودآگاهیش استفاده نکنه.

بله، دلیل کارساز بودن باور در اینه که فرد بدین وسیله به منبع قدرت ناتموم یعنی ناخوداگاهی وصل شده و دارای مؤلفه های قدرت گفته شد، این قدرت به معنی واقعی کلمه اسمانی، ماورایی و روحانیه و این در حالیه که قدرت ذهن خود اگاه زمینی و محدوده.

شاید این مقاله هم مورد پسندتون باشه…
آهنگ زندگی چیه؟ رابطه بین کارکرد درست و زندگی خوب
خوب می دونیم که دستگاه ذهن آدمی تشکیل شده از دو بخش به نامهای ناهوشیاری و هوشیاریه که قدمت ناهوشیاری بیشتر از خوداگاهیه. خوداگاهی بخش تکامل یافته و متجدد و امروزی هوش ابتدایی و اولیهه.
پس بدین علته که استدلال و تعقل در این بخش انجام می شه. اما چون ناخوداگاهی به هوش جهانی دسترسی داشته و در دنیای روحانی هم فعاله بدین علته که قدرت اون به مراتب بیشتر از هوش زمینی (قوه استدلال) است و راز به درد بخور بودن این تو ذهن همین مسئله پنهونه.

حالا پرسشی که مطرح می شه اینه که چیجوری میشه از این قدرت برتر جهت پیشتبرد اهداف زندگی استفاده کرد؟ متأسفانه خیلی از مردم از این قدرت بیکران استفاده نمی کنن و دلیل این مسئله اینه که راه استفاده از ان رو نمى دانند.

مثلا مردم نمى دانند که توصل به این قدرت باید پیوسته و دایمى باشه تا بدین وسیله نیروى معجزه گرش ازاد شه. حالا پرسشى که مطرح می شه اینه که به چه دلیل فرد باید از راه خودالقایى (تزریقات ذهنى مثبت) به این قدرت بى کران چنگ زده و دراویزد؟