شرایط لازم جهت استفاده بیشترین حد از قدرت تصور:

در درجه اول ، تمرکز بعنوان کلید خلاقیته : واسه اینکه قدرت تصور ما واسه خدمت به ما آماده باشه یک علاقه شدید لازم داره خواه این علاقه از طرف خودمون ایجاد شده باشه یا نه . تفکر با هدف بیشتر پر نتیجه . اما امکان داره اینجور تفکرات عمیقی بوسیله افرادی که در دور مان به درستی درک نگردد . همسر یک وکیل مدافع معروف ، او رو به خاطر اونکه شبها در گوشه ای نشسته و به فکر فرو می رفت مورد انتقاد قرار می داد . ولی وقتی دریافت که ، او در دعاوی مهم موفق می شه کم کم به اهمیت تفکرات اون پی برد .

دوم ، تمرکز آگاهی رو زیاد می کنه : قصد و قصد ،آگاهی و هوشیاری کامل رو باعث می شه که اون هم از نظر خلاقیت به ما کمک می کنه . از راه آگاهی و هوشیاری میتونیم مطالبی رو که وارد مغز خود می کنیم چند برابر کنیم. و مغز این مطالب رو دسته بندی کرده امکان میده اونا رو در مورد مسائل بخصوصی از خلاقیت مورد استفاده بذاریم . آگاهی و هوشیاری بعد از گذر از مرحله راحت وارد مرحله کنجکاوی فعال می شه . کنجکاوی به خودی خود ارزشمنده . حتی اگه عاطل باشه چون ممکنه باعث خلاقیت شه. خلاقیت ضمنا لازمه مداومته هیچ حقیقتی نیرومندتر از این پند قدیمی نیس که می گه : « بکوشید و بازم بکوشید »(اسبورن،قاسم زاده،1371).

سوم ، اثر سعی در تداعی معانی : تمرکز طبیعتا به ثمربخش تر کردن تداعی ایدها منجر میشه . و ارزش داره که واسه تداعی یک ایده بینه دیگر سعی بکار رود .

این نوع زنجیر کردن به همدیگه چیزیه که اونو « رابطه دادن » می نامند و این لازمه مرور کردن ایده های کوچیک که به مغز ما خطور می کنه و مورد مداقه گذاشتن اونا واسه شباهتهاه . با اینطور تفکر آگاهانه میتونیم واسه قدرت خود کار تداعی معانی خود یک نیروی کمکی بسازیم .

مصر قدیم و آریزونای مدرن در این شباهت دارن که در هر دو منطقه خرما فت و فراوون پیدا می شه .اما بی زحمت بشر ، خرمای آریزونا سخت و سنگی باقی می مونه . قسمت گوشتی خرما از جفتگیری بین نخلهای نر وماده بوجود میاد در آفریقا این لقاه به وسیله طبیعت انجام میگیره . در آریزونا دست بشر باید در هر بهار گرده ها رو از درختان نر به درختان ماده منتقل کنه . لقاح فیمابین ایدها هم به همین ترتیبه . به گفته ارسطو ما باید طبیعت رو با داشتن هدف بکار وا داریم .

و پیشنهاد می کنه : که « هدف بعدی رو نشونه گیری کرده یا چیزی که حالا هست و یا چیز دیگری شروع کرده و یا از چیزهای شبیه یا مخالف یا پشت سر هم شروع کنین ».

ولی نمیشه زیاده از حد به تداعی معانی تکیه کرد . بلکه هرکی که اشتیاق به خلاق بودن داره باید آگاهانه در جستجوی خلاق بودن باشه و بهترین راه واسه خلاق شدن ، انجام کار خلاقه یعنی به جای اونکه فقط مسائلی رو که برسرش ریخته می شه مورد بررسی بذاره خود در جستجوی مسائل خلاق باشه (اسبورن ، قاسم زاده ، 1371 ) .

مطلب مشابه :  تمرین های مثبت اندیشی

     مشکلات خلاقیت

    مشکلات بیرونی خلاقیت

  1. 1. ترس ازشکست : روش عادی اینه که موفقیتها پاداش داده می شن و شکستها مورد توبیخ قرار بگیرن ، این باعث شده آدما از شکست در امور بهراسند و تنها به دنبال کارهائی برن که احتمال موفقیت در اونا زیاد باشه و لازمه هیچ گونه خطر نباشه این مانع بزرگی در جهت پیشرفت خلاقیته . لازمه خلاقیت خطر نمودن و بررسی راههای مختلفه که ممکنه خیلی مواقع ، همراه با شکست باشه تا در آخر به شکست منجر شه . فرد خلاق به شکست به عنوان ضرورت زندگی نگاه میکنه . چون حصول خیلی از تجربه ها به شرط شکسته . و راه دیگری واسه کسب این تجربه ها نیس .

2 . رویگردانی از ابهامات : بیشتر مردم از موقعیتهای مبهم ، پیچیده و غیر مطمئن استقبال نمی کنن نبود استقبال از این موقعیتها بدین علته که احساس می کنن قادر به روبرو شدن با اونا نیستن . نیاز شدید و تندرو به نظم و ترتیب هم نمونه ای از این حساسیته . همه چیز باید منظم باشه تا ابهام و اشکالی پیش نیاد و ذهن اونا مغشوش نشه و اینجوری فرصتهائی که می تونه باعث ایجاد و ایجاد و رشد شه ، حذف می شه (اسبورن،قاسم زاده،1371).

  1. 3. عادت : افراد در حل مسائل ، روشی رو بکار می برن که با موفقیت همراه باشه . این روش در موارد شبیه تکرار می شه اون طور که فرد به اون روش عادت می کنه و حتی در مسائل غیر شبیه هم نمی تونه به روش دیگر فکر کنه .

عادت باعث می شه ، آدم تنها در چار چوب خاصی قرار بگیره و کاراش رو طبق دستورالعمل معینی بکنه . با توجه به اینکه عادت جنبه شرطی به خود میگیره و اعمال خود به خود و بی هیچ گونه تفکر از فرد سر می زنه باعث سلب توان آدم در ارائینه های تازه می شه .

4.نبود اعتماد به نفس : خیلی از مواقع افراد از توانائیها و استعدادهای شگرفی برخوردارن ، اما نبود اعتماد به خود مانع بروز استعداد خلاقه اونا می شه . اونا ممکنه افکار و ایده های زیادی داشته باشن اما با دید دودلی به اونا نگاه می کنن و احساس می کنن نظرات اونا ارزش زیادی ندارن . اون طور که حتی جرات نمی کنن اونا رو به زبون بیآورند .

باور نداشتن خود کم کم ، باعث سرکوب و زائل شدن توانائیهای فرد میشه و قدرت آزاداندیشی و تفکر رو از دست میده . خیلی از مشکلات اساسی رشد خلاقیت مثل کمروئی ، زود رنجی و اولویت قائل شدن به نظرات بقیه ، به دلیل نبود اعتماد به نفسه (اسبورن،قاسم زاده،1371).

  1. نبود نرمی : انسانی که به شکل مشخص فکر و عمل می کنه ، انعطاف ناپذیر می شه . اون طور که قادر بندیشیدن به جهات مختلف مسئله نیس و تنها یک یا دو جهت رو می بیند . اینجور فردی نمی تونه به بررسی و بررسی عقاید و افکار بی توجه به منبع اون بده . مثلا طبقه بندیای خاصی از آدما و افکار داره و طبق اون قضاوت می کنه . اگه باور ای مطرح شه می بیند صاحب نظر از چه طبقه ایه . هم اینجور تعصب د ر بعضی از مسائل هم محدودیتهائی رو ایجاد می کنه که امکان هر گونه نوآوری رو از آدم سلب می کنه. (اسبورن،قاسم زاده،1371).
مطلب مشابه :  «سکوت» چگونه همه‌چیز را متحول می‌کند؟!

  مشکلات بیرونی رشد خلاقیت :

  1. قوانین : در ضرورت وجود قوانین واسه جامعه شکی نیس ، بعضی وقتا نبود انعطاف در قوانین مانع رشد افراد می شه . مثل قوانین آموزشی که اطاعت مطلق و بی چون و چرای این قوانین لازم و مفید نیس . خیلی از این قوانین رو با تفکر و آزمایش و با نگاه خلاقانه به قوانین ، اونا رو اصلاح کرده و بهبود بخشید .
  2. شغل : خیلی اوقات ، شغل افراد مانع بزرگی در جهت رشد خلاقیت آنهاست . به ویژه کارهای سخت و اجباری که فرد بی هیچ انگیزه ای به اون تن داده طبیعیه که در زمانی که فرد به اون کار اشتغال داره ، هیچ گونینه تازه نداشته باشه . و پس از فراغت از کار خستگی و کمبود وقت مانعی واسه پیشرفت فرد می شه. قوانین و مسئولیت اداری باعث کارهای یکنواختی می شه که هیچوقت زمینه بروز خلاقیت رو فراهم نمی آورد .
  3. آداب و رسوم : هر جامعه ای دارای آداب و رسوم و سنتهای بخصوصیه . خیلی از مواقع رفتارهای اجتماعی بندازه ای با این سنتها و گرایشها گره خورده که افراد به خود اجازه نمی دن به الگوی تازه ای فکر کنن . هم اینجور جامعه هم پذیرای حرکت تازه نیس و اگه فردی خلاف رسم عادی قدم برداره و کار خلاقی ارائه بده اون رو دوری می کنه و عملش رو غیر اخلاقی تلقی می کنه (آقائی فیشانی، 1377).
  4. 4. ترس از نبود استقبال اجتماعی : ترس از رد و دوری شدن از طرف جامعه ، مانع بزرگی واسه ایجاد کارهای تازه . معمولا ممکنه کارهای خلاق که جنبه نو آوری و تازگی داره در اول مورد توجه واقع نگردد اما پس از یه مدت ارزش اون شناخته شه . بعضی وقتا سالیان متمادی طول میکشه تا اهمیت یک اختراع کشف شه . که بارها در تاریخ تکرار شده . در حالیکه فرد خلاق واسه باور خود اهمیت قائله . و از نبود پذیرش کارش از طرف بقیه نگران نیس .
  5. برابری : برابری به دلیل ترس از متفاوت بودن با بقیه به وجود میاد این احساس که فرد در راهی قدم ورداشته که کس دیگری در اون راه نبوده و اون تنها اینجور اقدامی کرده ، پس شاید کار درستی نکرده . مانع بزرگی در راه خلاقیته . افراد واسه هم خوانی با بقیه سعی می کنن در چارچوبی عمل کنن که بقیه عمل کردن و این نمی تونه باعث ابتکار عمل شه همیشه وابسته بودن به آداب و رسوم و قوانین ،نمونه های از این مطابقته . هر چند تعهد به این امور بعضی مواقع لازم و لازمه . اما این نباید مانع بیان عقاید و نظریهای شخصی شه ( آقائی فیشانی ، 1377 ) .