ضرورت تربیت آدمی

مفهوم تربیت :‌مراد از تربیت، از آهن ماشین ساختن است و از بشر آدم آفریدن. آدم کسی است که بر تمام استعدادهایش حکومت و رهبری دارد و به آنها جهت می‌دهد مراد این است که استعدادهای بشری تا حد انسانی رشد کند.

در کتاب آموزش و پرورش تعلیم و تربیت چنین نقل شده است :‌« تأیید ضرورت تربیت آدمی‌به این معناست که تحقق آدم واقعی و تمام عیار جز در سایه تربیت صحیح آدمیزاده امکان پذیر نیست.

آدمی‌در شمار موجوداتی است که کمالشان در فطرت از وجود متأخر افتاده است. به همین جهت آدمیزاده در دوره رشد خود یعنی در فاصله زمانی بین وجود تا کمالش به کمک دیگران نیازمند است. » [1]

اهمیت تربیت آدمی

در بیان اهمیت تعلیم و تربیت، دکتر غلامحسین شکوهی در کتاب فوق نوشته است :‌« همین بس که تحقق گوهر آدمی منوط بدان است. » مراقبتهایی که تحت عنوان تعلیم و تربیت به آدمیزاده ارزانی داشته می‌شود، شراط لازم برای نیل آدمی‌به مرحله کمال انسانی است. چنانکه قبلاٌ متذکر شدیم نوزاد آدمی هر چند آدمیزاده است ولی آدم نیست. بشر تنها با تعلیم و تریت آدم تواند شد. » [2]

لذا تربیتهای تلفیقی و تقلیدی و تحمیلی و سنتی ارزش نخواهند داشت. حتی ضد ارزش هستند. هنگامی‌که می خواهیم فرد را بسازیم و یا جامعه‌ای را بازسازی می‌کنیم، ناچاریم که در اعماق بکاویم و ریشه‌ها را پیدا نمائیم.

دراردو نقشی که مربی بر عهده می‌گیرد مسأله تربیت اخلاقی دانش آموزان است که می‌تواند به طور عملی تربیت را یادشان دهد. پس تربیت و سازندگی بزرگترین مسئولیت در اردو است. هر کسی درهر کجا می‌تواند مربی و سازنده باشد. چراغ روشن در هر کجا که هست می‌تواند نور بپاشد و راهها را روشن کند.

مطلب مشابه :  خلاصه کتاب « قدرت مثبت اندیشی»  نوشته : نورمن وینسنت پیل 

 

چرا تعلیم ؟

از آنجایی که انسان موجودی قابل تعلیم و آموزش است و یکی از شرایط مهم تربیت انسان همین آموزش‌های صحیح است تا او با وسایل و ابزار علم خود را بهتر بشناسد و بر حقایق و تمایلات نفسانی خود فائق آید.

در کتاب آموزش و پرورش تعلیم و تربیت آمده است :‌« که تعلیم یعنی اتخاذ تدابیر لازم برای انتقال دانشها ارزشها مهارتها و باورهایی که درستی و کارآیی آنها ضمن تجارب گذشته آدمیان به اثبات رسیده است. آموزش سعی در انباشتن ذهن دانش آموز از معلوماتی که نزد بزرگسالان از اعتباری برخوردار است نیست. کوششی برای غنی ساختن تجارب دست اول کودک است. » [3]

آموزش بیشتر از آن جهت سودمند است که از وارد شدن نوآموز در راههایی که دیر یا زود به بن بست می‌رسد جلوگیری می‌کند و او را از دست زدن به آزمایشهای بی نتیجه باز می‌دارد. آدمی‌نادان به دنیا می آید ولی به وسایل لازم برای یادگیری مجهز است :‌

والله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئاٌ و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده لعلکم تشکرون             سوره نحل – آیه 24

تعلیم، کمک به دانش آموز است تا از امکاناتی که برای یادگیری دراختیار دارد بهتر استفاده کند و این امکان پذیر است. زیرا بزرگسال با احاطه‌ای که بر مطالب آموختنی دارد می‌تواند آنها را به روشی منطقی طبقه بندی و هر مطلب را متناسب با میزان آمادگی دانش اموز و در ارتباط با مطالب مشابه آن به وی عرضه کند.

خود را در زندان زندگی بسته خود محبوس ساخته ایم و در قبرستان تکرارها مدفون نموده ایم و باکمان نیست که پوسیده ایم و از دست رفته ایم و خودمان بزرگترین مجهول مانده ایم. اگر ما به خویش و به انسانها به اندازه یک دیوان خالی فکر می‌کردیم می‌توانستیم درهر راه گامهای بلند برداریم و در هر کلاس درسهایی بگیریم و درسهایی بدهیم و این داد و ستد بهره‌های بزرگی بدست بیاوریم.

مطلب مشابه :  سه اصل مهم در اسیب رسانی ب نوجوانان

 

[1] – شکوهی، دکتر غلامحسین، آموزش و پرورش تعلیم و تربیت

[2] – همان منبع

[3] – شکوهی، دکتر غلامحسین، آموزش و پرورش تعلیم و تربیت