مشکلات رفتاری

شناخت مشکلات و ناهنجاریای رفتاری از رشته هاییه که اهمیت اون از نیمه دوم قرن حاضر شروع می شه ولی با اینحال این موضوع همیشه در طول تاریخ روانشناسی و روانپزشکی مورد بررسی بده و به طور دائمی ادامه داشته . اما در سالای گذشته این موضوع اهمیت خود رو بیشتر روی تحقیقات ، طبقه بندی، شناخت و علل ملاک ه ای تشخیص بنا نهادهو کاربرد اون رو به میان خونواده و آموزش و آخر سر راه های درمانی برده (فرقانی،1383)

2-2-1 علل ( دلیل شناسی ) مشکلات رفتاری

محققین، مشکلات رفتاری رو به وجود اومده توسط علل مختلفی می دونه که ما حالا کلا پنج نظریۀ اونا رو دربارۀ علل مشکلات و یا مشکلات رفتاری دراین جون میگیم با این توضیح که روانشناسان و روان پزشکان با در نظر گرفتن دیدگاه های جور واجور ، هر کدوم تکیه بیشتری روی یکی از دلیلای دارن . و اینک نظریها :

2-2-1-1 نظریۀ عومل بیولوژیکی ( زیستی یا زیستی شناختی ):

طرفداران این نظریه فکر می کنند که علل مشکلات رفتاری ، عومل ژنتیکی و زیستی شناختیه. چون رابطۀ محکمی بین وضعیت جسم و رفتارها هست این گروه فکر می کنند که عامل زیستی حتی قبل از تولد اثرات خود رو بر روان فرد باقی گذاشته و یا موقع تولد و یا در زمان بچگی روی کودک اثر داشته . ریملند رابطۀ بین وضع شیمیایی بدن و رفتار ناجور رو دلیل و معلول می گن و روزنتال تحقیقات خود رو روی اثرات زمینه های ارثی و تحریکات محیطی انجام دهد و اثبات کرده که به طور مثال مشکل در غدد داخل ریز، می تونه نقش اساسی در رفتار آدما باقی بزاره . که به طور مثال میشه از فعال بودن غده تیروئید که ایجاد کننده رفتار هیجانی در کودکانه نام برد . اما شخص نامبرده توضیح میده که این رفتار در صورتی رو می شه که عوامل محیطی به عنوان کمک کننده وجود داشته باشن(فرقانی،1383).

آقای ریملند به کمبود مواد غذایی ، ضربه های مغزی و بیماریای روانی والدین تکیه می کنه.

حال این سئوال پیش میاد که اگه دلیل اصلی مشکلات رفتاری ،ارثیه پس چیجوری بیشتر آدمایی که مشکل در رفتار دارن هیچ دلیل ارگانیکی واسه اونا پیدا نشده ؟ طرفداران این نظریه جواب میدن : چون هنوز علم بیولوژیک کامل نگشته تا جواب کلیه ویژگیای رفتاری رو بدن (فرقانی،1383).

کلا عقیده ها بیولوژیکا به سه عامل اصلی اشاره میکنه:

  • نامنظمی غدد داخلی که بعضی وقتا در زمان حاملگی بر اثر فشارهای وارد شده بر جنین ، اثراتی در زمان بعدی سازندگی کودک داره.
  • از دست دادن بهداشت کافی در زمان قبل و بعد از تولد
  • نبود تغذیه کافی قبل و بعد از تولد

تحقیقات زیادی روی عوامل فوق انجام گرفته یکی از موردهای مورد مطالعه مریضی اسکیزو فرنی بوده . درمقایسه بین دوقلوهای یه تخمکی و دو تخمکی تحقیقات نشون داده که نسبت  مریضی در بین دوقلوهای یه تخمکی و دو تخمکی تحقیقات نشون داده که نسبت مریضی در بین دوقلوهای یه تخمکی بالات راز دو تخمکیا بوده . دلیل انتخاب مطالعه روی دوقلوها ، ایراداتیه که بر این نظریه وارد شده مثل اینکه عوامل محیطی نقش کلی در بروز مریضی دارن که با مطالعه روی دوقلوها اول اینکه محیط تقریباً کنترل شده دوم اینکهً عامل ارث توانایی بررسی درست تری داره(فرقانی،1383).

تحقیقاتی که کارلسون[1] و باس در سال 1966 انجام دادن یافته های پایین رو از اسکیزوفرنی به دست آورده ان:

نسبت دچار شدن دراسکیزوفرنی جمعیت عادی

کودکان بزرگتر خانوده که دارای عمه ، خاله یا دایی با سکیوفرنی بودن 4% تا 3% کودکانی که یکی از والدین اونا دچار مریضی اسکیزوفرنی بودن 16%

کودکانی که هر دو والد اون دچار مریض یاسکیزوفرنی هستن 68% تا 39%

دوقلوهای دو تخمکی 17% تا 3%

دوقلوهای یه تخمکی 86% تا 67%

جدول فوق رابطۀ دلیل و معلولی رو در مریضی اسکیزوفرنی اثبات می کنه ولی تحقیاقت سالای بعد بیشترین حد تا 50% اتحاد به دست آورده ان.

2-2-1-2 نظریه روانکاوی ( بررسی روانی ):

طرفداران این نظریه دلیل رفتار ناجور رو عوامل داخلی می دونن و فکر می کنند در صورت شناخت عامل، مشکل فرد حل می شه.

این گروه بنیاد نظریه خود رو از فروید گرفتن.فروید[2] عقیده داره ساختار دستگاه روانی به سه بخش تقسیم می شه:

  • نهاد ( اید ) 2- خود ( ایگو)  3- خودبرتر یا فرادخود ( سوپر ایگو )

نهاد یا اید به سیستمی گفته می شدکه با آدم متولد می شه و در مجموعۀ سیستم، عامل ارثی نقش داره و پایه کار اون « لذت بردن » است و اید در تلاش بر طرف کردن غرایزه که با خود به دنیا آورده و قادر به کنترل اون نیس چون زندگی کودک و بقاء اون ، به این سیستم بستگی داره.(شاملو ، 1390)

وظیفه « من » یا « خود » یا ایگو حفاظت درمقابل « نهاد » است ایگو فشارهای خارجی و تحریکات محیطی وارد بر « نهاد » رو کاهش داده ، یا کنترل می کنه و هم اینکه یادگیری ایجاد تغییرات مناسب به نفع « نهاد » رو رو دوش داره نقش لایگو در مقابل اید ( نهاد ) اینه که اگه غریزه ای نتونه یا مناسبتی واسه بیان فعالیت نداشته باشه با جانشین سازی اصل واقعیت ، به جای اصل لذت ، یه رابطه متناسب بین محیط داخلی و خارجی به وجود میاره. پس « خود » از « اصل واقعیت » پیروی می کنه واقعا خود قاضی واقع بینیه که بین تمایلات نهاد و امکانات برآوردن اون از طرف محیط قضاوت می کنه. سیستم «خود برتر » یا سوپرایگو در نتیجه یادگیریای اجتماعی بدست میاد که والدین ، و ارزشای اجتماعی نقش مهمی در اون ایفاء می کنن . در سیستم « خود برتر » در واقع یه نوع منع و کنترل و تنبیه در مقابل خواسته های نهاده و تلاش در مخالفت با اون می کنه و به وسیله اون کودک « نهاد » رو داخلی و کنترل می کنه. فراخود بخش وجدان اخلاقی رو تشکیل میده و تلاش می کنه شخصیت فرد تکامل یابد.  به نظر فروید اگه کودک نتونه مراحل فوق رو درست طی کنه دچار مریضی روانی می شه(شاملو ، 1390).

اهمیت دیگه نظریه فروید بر ضمین ناخودآگاهه اون معتقه کلیه حوادث زمان کودکی در ضمیرنقش بسهت و ممکنه به ظاهر در اعملا روزمره بروز نکنه ولی اون حدث طوری در رفتار و تصمیم گیریا و حتی انتخاب شغل ظاهر می شه. به خاطر این در روش روانکاوی به خواب مصنوعی تلاش می کنن تا با یادآوردن خاطرات به حل مشکل بدن . چون اونا فکر می کنند اگه دلیل کشف شه مریضی بر طرف کردن می شه (شاملو ، 1390).

مطلب مشابه :  رضایت زناشویی به عنوان عملکرد و رفتار مناسب زوجین +پرسشنامه ها

2-2-1-3 نظریه رفتاری یا نظریه یادگیری :

این نظریه نقطه مقابل نظریه بررسی روانیه. این گروه فکر می کنند که رفتار ناجور یا مشکل رفتاری به دلیل آموزش و یادگیری از محیط کم کم به شکل تقریباً ثابت در رفتار فرد تجلی می کنه، و هر رفتار نامناسبی مثل رفتار مناسب از راه تقویت کننده های مثبت و منفی و یا تنبیه از محیط کسب می شه .

رفتار گرایان عموماً از طبقه بندی کردن و نام گذاری روی کودکان مشکل دار، دوری می کنن. چون فکر می کنند هر نوع نام گذاری به عنوان یه عامل منفی باعث اثرات بد درکودک می شه . یکی از طرفداران این نظریه مک میلن در سال 1973 فرضیه های پایین رو در مورد مشکلات رفتاری میگه.

  • بیشتر رفتارای ناجور مثل رفتارای مناسب از محیط کسب می شن .
  • چیزی که در رفتار کدک ظاهر می شه مشابه اون چیزیه که در محیط دور و بر کودک قرار داره.
  • با به کار گیری روشای تقویت کننده میشه تغییر در رفتار ایجاد کرد .
  • علتی که باعث ادامه یه رفتار ناجور می شه بعضی وقتا درست عکس دلیل ایجاد کننده س .
  • رفتار رو میشه مثل یه جعبه مشکی دونست که محرکات از بیرون و محیط وارد اون شده و فرد هم به معنی یه جعبه اونا رو در درون خود با در نظر گرفتن تجربیات ، جدا سازی و بررسی می کنه و بعد جواب از فرد .جعبه. بیرون می شه (شاملو ، 1390).

البته طرفداران این نظریه اعتراف دارن که دلیل بعضی از انحرافات رفتاری تحریکات بیولوژیکیه و محیط و جامعه در ثبوت اون رفتار تاثیر به سزایی دارن . مثلا ممکنه کودکی بعد از یه حادثه دچار ضربه مغزی شه و رفتاری انحرافی از خود نشون بده، اما والدین و دور و بری ها اون مثل معلم و خواهران و برادران و دوستان می تونن نقش اشای در شدت یا کاهش اون رفتار داشته باشن . طرفداران این نظریه منشاء دلیل رفتار ناجور رو دلیل ادامه یه رفتار نمی دونه مثلا کشیدن سیگار تو یه کودک 10 ساله  به دلیل آموزش غلط خونواده و صمیمی و در سن 17 سالگی جوون واسه بزرگ نشون دادن خود به این عمل دست می زنه ولی هر دو فرد در سنین بالا به دلیل معتاد شدن به مزه تنباکو و عمل روشن کردن و کشیدن سیگار به ادامه رفتار غلط می پرازن . در حالی که با دو دلیل متفاوت اعتیاد شروع شده بود . چون دیگه نقش والدین در این رفتار غلط واسه ادامه موثر نیس و یا نوجوون دیگه واسه بزرگ نشون دادن خود، هب ادامه رفتار ناجور نمی پردازه . در واقع دیگه نیازها ، جای دلیل اولبه رو گرفته . علت دیگه نقش اساسی محیط در رفتاره به طور مثال اگه کودکی درخواندن اشکال داره یکی از دلایل پایین می تونه نقش کلی داشته باشه :

اول : خونواده کودک به خوندن اهمیت نمی دن و انگیزه کافی جهت تشویق به خوندن ایجاد نمی کنن.

دوم : وجود دو زبانه بدن واسه صحبت مثلا خونواده ترک زبون هستد و درمدرسه فارسی آموزش میدن.

سوم : نبود پیشرفت در بخشای ابتدایی کتاب به دلیل آموزش ناجور معلم

چهارم : اختلافات بین شاگردان و دیگه همکلاسیا که باعث نبود تمایل کودک به مدرسه و کلاس و مطالعه می شه .

پنجم : ضعف بینایی یا شنوایی که از طرف مدرسه و اولیاء به اون توجه نشده . در حالتی استثنایی ممکنه هر 5 عامل یا بیشتر از یه عامل باعث نقض کودک در خوندن شه . رفتاریون به دلایل فوق، جستجو کردن و پیدا کردن دلیل رو ، ناجور و یاتلاف کردن وقت می دونن و اونا معتقدندکه باید به دنبال راه های درمانی و اصلاح رفتار بریم ، تنها نباید وقت رو صرف پرداختن به علتا کرد چون در طول این مدت به اثبات رفتار ناجور پراختیم و حالا بیاد فرض کنیم دلیل رو پیدا کردیم میشه مطمئن بود که با بیان یا کشف دلیل مشکل حل می شه، ادامۀ رفتار، هنوز به دلیل منشاء اولیۀ ایجاد کننده اون         است؟ که جواب این گروه در مقابل سوالات فوق منفیه . از طرفی معلمان که باید نقش عده رو در اصلاح رفتار داشته باشن از راه کتابا و آموزشای کوتاه مدت قادر نیستن با کلیۀ مشکلات به دلیل پیدا کنی درمورد هر شاگرد بدن. چون تجربیات نشون داده که واسه کشف دلیل به تخصص خاص و ساعتای متمادی وقت نیازه و برنامه آموزشی درمدرسه اینجور فرصتی رو واسه معلمان نمی توند منظور کنه (شاملو ، 1390).

2-2-1-4 نظریه بوم شناسی ( اکولوژیکال[3] ) و جامعه شناسی :

این نظریه به دلیل اهمیت دادن به شرایط محیط طبیعی یه فرد واثراتی که جامعه بر رفتار دارن مورد بررسی قرار میگیره . این گروه مخالف بر چسب زدن وطبقه بندی کردن کودکان و نوجومانان به عنوان افراد مشکل داره هستن چون فکر می کنند عوامل و فشارهای اجتماعیه که در شخصیت فرد اثر میذاره (شاملو ، 1390).

طرفداران این نظریه دلیل دوری کردن از طبقه بندی رو توجه به یه ویژگی و غفلت از مجموعه رفتارای کودک یا نوجوون تلقی می کنه (شاملو ، 1390).

اجتماعیون بین دو گروه از افراد مشکل داره و بدون مشکل تفاوت قائل می شن .دستۀ اول که قوانین اجتماعی رو به طور کامل دنبال می کنن. و برابر قوانین و مقررات رفتار نشون میده و دسته دوم قوانین اجتماعی رو شکسته و به اون احترام نمی ذارن ( منحرفین ) که این گروه باز خود هم دارای دوگروه دیگه س گروه اول در نتیجه تقلید از منحرفین اصلی به عمل خلاف دست میزنن و یه جور تقلید کورکورانه انجام میدن ولی دسته دوم با آگاهی به عمل تلاش می کنن در دسته اول، انحراف ناتوون تر و ترس و نگران از لکه دار شدن نام و معروفیت هست و هم اینکه ترس از رانده جامعه برا یاو مطرحه در حالیکه در دسته دوم در منحرفین اینجور ویژگیایی مشاهده نمی شه . البته هر دو گروه دارای همون نیازای افراد عادی هستن که شرایط محیط زیستی نتوانستهه امکانات لازم رو واسه اونا جفت و جور کنه پس دلیلی واسه طبقه بندی اونا وجود نداره. انتقاد دیگه اونا بر طبقه بندی مشکلات اینه که : برنامه ریزان آموزشی، برنامه های جداگونه از کودکان عادی رو واسه این گروه تنظیم کنه ،باعث مشکلات زیاد تر اونا نمی شه؟ و اونا خود رو کم کم از جامعه جدا از هم کرده و به دلیل ریختن آبرو و آبرو به اعمال شدیدتر جهت جبران شکست خود، دست نخوان برد؟ اونا فکر می کنند باید این گروه از کودکان و نوجوانان رو در همون جمع کودکان عادی به اصطلاح رفتار مجبور کرد (شاملو ، 1390).

مطلب مشابه :  پروسه های اصلی در مدیریت زنجیره تامین

اما طرفداران طبقه بندی کردن کودکان فکر می کنند که با جدا کردن اونا میشه برنامه ریزیای خاص ای رو واسه اصلاح رفتار، ترتیب داد. شکستن قوانین از طرف علم آومزان ، به نظر اجماعیون ، نبود هماهنگی مقررات و قوانین انضباطی با خاص گیای شخصیتی کودکانه که درهر صورت انگار اعمال خلاف خارجی یا داخلی خودنمایی می کنه . از همه مهم تر اینکه جامعه امادگی پذیرش افراد مشکل دار رو نداره، به طور مثال اگه فردی دستش بشکنه و یا زخمی شه یا دچار مریضی  جسمی شه همه با اون احساس همدردی کرده و تلاش در بر طرف کردن اون و درمان می کنن ولی اما افراد دردمند روانی هم به همون اندازه از همدلی جامعه برخودار می گردن؟ جامعه تا چه حد خود رو مسئول درمان و حل مشکل اونا می دونه ؟ پس وقتی که جامعه به این افراد بهایی جوری نمی ده اونا هم به قانون شکنی دست میزنن تا شادی طوری مردم رو به همدردی خود مجبور کنه (شاملو ، 1390).

یکی از طرفداران این نظریه دورکیمه . اون نظریه آنومی ( ناپیروی ) رو مطرح می کنه. به نظر اون فشارهای اجتماعی نقش اساسی در مشکلات رفتاری دارن . به نظر ورکیم تغییرات تند اجتماعی نظریه تغییرات صنعتی سرعت تغییرات اجتماعی به وجود اومده توسط صنایع و گستردگی شهرها و قطع ارتباطات عاطفی وانسانی در جامعۀ امروز باعث پارگی فرد و نبود شناخت ادما از یکدیگر می شه و باعث به خطر افتادن سلامت روانی افراد می شه . به نظر اون کودکان امروز دچار گرگیجگی هستن و والدین و جامعه و افراد بالغ دور و بر اون به دلیل گرفتاریای زندگی صنعتی و ماشینی ، قدرت راهنمایی و هدایت رو از دست دادن و کودک چون خود رو تو یه فضای خالی ول شده می بینه پس مجبور می شه خود تصمیمای پایانی رو انجام دهد . از طرف دیگه اون می بینه که هنوز نقش اون در جامعه مشخص نیس . تغییرات محیط آموزشی ،خونه ، همسایگان همه دست به یکدیگر داده و هر روز اون رو گسیخته از محیط بار میارن و کم کم اون رو دچا رطرد شدگی، نفرت، بی اعتمادی و یا دیگه شکلای بیماریای روانی می گردونن به هر حال  ،این نظریه تکیه بر آسیبای اجتماعی فرد می کنه این افراد یه جامعه دچار آسیب روانی یا مشکل نمی شن؟ و از طرفی در این نظریه ، نظریه اکولوژی یا بوم شناسیه ، عقیده داره کودک دنیای امروز در نقطه مقابل محیط قرار داره . اون نظریه رفتارگراها و بررسی روانی رو که به دلیل پیدا کنی و درما می پردزند رد می کنه به نظراو محرکات محیطی در روی موقعیت کودک و دور و بری ها اثر گذاشته و این محرکات کلیه واکنشا و فعالیتای کودک و دور و بری ها اثر گذاشته و این محرکات کلیه واکنشا و فعالیتای کودک رو تحت تاثیر خود قرار میدن. و از طرفی مد اخلاتی که دور و بری ها در روی نوع رفتارای کودک انجام میده باعث می شه که شکل حقیقی رفتار پریشون شه . این اختلاف دائمی بین کودک و دور و بری ها باعث سرگشتگی درواکنشای درست شده و کودک رو دچار رفتار ناجور و مخالف می گردونه (شاملو ، 1390).

در این نظریه تلاش می شه رفتار کودک رو با محیط تطبیق بدن بدون اینکه به کمیت روشای اصلاح رفتار و چگونگی این یکی بودن اشاره کنن (شاملو ، 1390).

2-2-1-5 نظریه دوطرفه :

طرفداران این نظریه انتقاد شدیدی بر مجموعه نظریها داشته و میگن اگه هر فردی به کتابخان  ها و کتابفروشیا بره مقدار زیادی کتاب در مورد تربیت کودکان و عقیده ها جور واجور در مورد چگونگی برخودر با کودکان و رشد نوجوانان و یماریای ذهنی چیزای دیگه ای به جز اینا می بینه ولی هیچ کدوم به اونا نمی گه که چه راهی واقعاً حل کننده مشکلاته و تنها یه سری عقیده ها دست و پاگیر که باعث جلوگیری از شناخت واقعیتا می شه، درمقابل اون قرار میگیره این گروه فکر می کنند که کودک باید آزاد گذاشته شه تا عقاید ونظریات خود رو بگه و با واقعیتای زندگی مستقیما مواجه بشه . اونا باور دارن برنامه های آموزشی باید طوری طراحی شه تا کودک با زندگی حقیقی دست و پنجه نرم کنه و خود کم کم به راه حلای درست برسه در حالی که برنامه های آموزشی اون رو از روبرو شدن با زندگی واقعی دور می کنه از طرفی کلیه برنامه ها به وسله افراد بزرگسال جفت و جور می شه بدون اینکه خواسته های واقعی سنی کودکان و نوجونان مورد توجه قرار داشته باشدو یا شناخت کافی از اونا به دست آورده باشن . این مسئله س که باعث شده تا کودکان و نوجوانان کم کم خود رو ا زجاعه بزرگسالان دور کرده و به مقررات پابند نگردند . این گروه عقیده ها فروید رو شدیدا رد می کنن، چون به نظر اینه نظریه فروید، کاربرد عمی و تجربی نداشته . هم اینکه اونا عقیده ها رفتاریون رو مورد انتقاد قرار میدن . به نظر اونا رفتاریون برابر با خواسته های بشر عمل نکرده ان. پایه نظریه اونا به نقش « اراده » آدم در برخوردهای اجتماعیه. چون در هر موقعیتی آدم می تونه با تصمیم و اراده تغییراتی در محیط زیستی – اجتماعی خود به وجود بیاره (شاملو ، 1390).

1-Biological factors

[1]Carlson &bass

[2] – freud

[3]- ecological