منابع یا علت های استرس

استرس در همه زمینه های زندگی و در همه جا با درجات مختلف حضور دائمی دارد بسیاری از منابع اسرس را عوامل بیرونی تشکیل می دهند مثل (دگرگونی ها یا رویدادهای زندگی، گرفتاری های زندگی،استرس بلند مدت، ناکامی و تعارض ها) وسایر منابع استرس را می توان به عوامل درونی نسبت داد (مثل رفتار تیپ A و باورهای غیر منطقی) (گنجی،1380).

الف: دگرگونی با رویدادهای زندگی

تغییر در فرآیند معمول زندگی عامل اصلی بروز فشار روانی است هر گونه تغییر و دگرگونی (خواه مثبت یا منفی) چالش های تازه ای می طلبد که مستلزم ایجاد سازگاری جدید و احتمالاً بروز اضطراب های بیشتری خواهد بود. هرچه تغییر ایجاد شده اساسی تر باشد میزان فشارهای روانی جامعه بیشتر خواهد بود. تغییر با خود انتظاراتی را به همراه می آورد که ممکن است در آن حالت ما قادر نباشیم به طور موقتی در موقعیت جدید رفتار کنیم و از این جهت به طور بالقوه در استرس قرار بگیریم. تغییرات ناخوشایند زندگی موجب مشکلات مرتبط با فشار روانی می شوند. در حقیقت هرگونه تغییر (خوب یا بد) در زندگی به خاطر آنکه فرد را وادار به انطباق و سازگاری مجدد میکند باعث ایجاد فشار روانی می گردد، هر چه  این تغییر بیشتر باشد فشار روانی نیز بیشتر خواهد بود. برای مثال “ازدواج معمولاً به عنوان یک رویداد شادی بخش تلقی میشوداما این رویداد منجر به ساماندهی مجدد چشمگیری در زندگی می شود باید خاطر نشان شود که هنوز تمامی پژوهشگران متقاعد نشده اند که تغییرات زندگی به خودی خود موجب فشار روانی بد ، می شود. آنها ابراز می دارند که فقط تغییرات نا خوشایند با چنین مشکلاتی همبستگی دارند این مسئله که آیا تغییرات مثبت می توانند باعث مشکلات مربوط به فشار روانی شوند هنوز حل نشده است، اما بسیاری متفق القول اند که تغییرات منفی زندگی می توانند باعث مشکلات مرتبط با فشار روانی شوند ( فارس ،1996).

ب: گرفتاریهای زندگی روزانه

گرفتاری های زندگی، یعنی شرایط قابل مشاهده زندگی روزانه و تجربه ها، که آرامش افراد را تهدید می کنند یا حتی خطرناک هستند بخشی از این نوع استرس را تشکیل می دهند. دگرگونی های زندگی نیز این حالت را دارند. برخی از متخصصان معتقدند که گرفتاری های روزانه خیلی بیشتر از رویدادهای زندگی استرس زا هستند. در واقع می توان گفت که وقتی رویداد مهمی در زندگی اتفاق می افتد، گرفتاری های روزانه خود به خود افزایش می یابد و در نتیجه خود رویداد بیشتر استرس زا می شود.

لازاروس و همکاران (1985) مقیاس فراهم آورده اند که بر اساس آن می توانند گرفتاری های زندگی روزانه و برعکس، لحظه های خوب آن را اندازه بگیرند آنها کشف کرده اند که گرفتاری های زندگی به شیوه زیر گروه بندی می شوند:

  • گرفتاری های خانه داری تهیه غذا، خرید اجناس و بحث های خانه داری
  • گرفتاریهای سلامتی، بیماری جسمی، نگرانی های مربوط به مراقبت های درمانی و عوارض جانبی دارو ها
  • گرفتاری های موقتی؛ زیادی کار ، زیادی مسئولیت و کمبود وقت.
  • گرفتاری های شخصی: تنها بودن و ترس از درگیری ها
  • گرفتاری های محیطی: جنایات ، تخریب خانه های همسایگان، سر و صدای اتومبیل ها
  • گرفتاری های اقتصادی: کمبود درآمد، داشتن قرض، قسط بندی ها.
  • گرفتاری های شغلی: نارضایتی از شغل، درگیری با رئیس اداره، تعارض با همکاران
  • گرفتاریهای امنیتی دراز مدت: نگرانی از دست دادن شغل، تغییر قیمت ها، بازنشستگی.

دگرگونی های زندگی با گرفتاری های زندگی، دو تفاوت عمده دارند:

  • تعداد زیادی از دگرگونی های زندگی مثبت و خوشایند است، اما همه گرفتاری ها طبق تعریف منفی و نا خوشایند است.
  • گرفتاری های روزانه معمولاً تکرار می شود، اما دگرگونی های زندگی رویدادهای نسبتاً نادری است (ساپینگون[1]،1989؛ترجمه حسین شاهی، 1987).
مطلب مشابه :  فلسفه سواد آموزی اجتماعی و آگاه سازی

ج: استرس بلند مدت

موقعیت های استرس زا تنها به صورت رویدادهای کوتاه مدت مثل مرگ یا تولد جلوه نمی کنند ازدواج با شکوه یا حقیرانه، موقیعت های کاری نا مناسب یا جو سیاسی خفقان آور نیز می توانند به صورت عامل های استرس آور بلند مدت جلوه کنند. با این همه، خواه این عوامل کوتاه مدت باشند خواه بلند مدت هر شخصی به نحو متفاوتی در مقابل آنها واکنش نشان می دهدواکنش هر فرد در مقابل عوامل استرس زای بلند مدت به ارزشیابی شناختی او از موقعیت وابسته است. از نظر شخصی رویدادهای طلاق، از دست دادن کار، اعتیاد به الکل و مسائل اقتصادی می توانند برای همه اعضای خانواده استرس شدیدی به همراه آورند (گنجی، 1379)

در تحقیقات مربوط به استرس بلند مدت، اغلب عوامل استرس زا در محیط کاریا در ارتباط با کار را مطالعه کرده اند. اشخاص معمولاً از این نظر استرس دارند که می خواهند شغل خود را حفظ کند یا آن را تغییر دهند. زیرا نیاز به درآمد دارند یا نمی توانند با همکاران خود کنار بیایند، در اجتماعی که امنیت شغلی وجود ندارن و مردم همیشه نگران از دست دادن کار خود هستند یا نمی توانند محل کار خود را تغییر دهند و در کنار افرادی باشند که با آنها راحت هستند بنابر این بهداشت روانی رخت می بندد و به نا کجا آباد می رود (همان منبع)

د: ناکامی و تعارض ها

از نظر مکتب روانکاوی، ناکامی عبارت است از حالت فردی که بنا به علل درونی یا بیرونی از ارضای لیبیدو محروم شده است. پس ناکامی بر اثر محرومیت از سائق ها یا انگیزه های فیزیولوژیک به وجود می آید، وقتی می گوییم. ناکامی ممکن است علل درونی یا بیرونی داشته باشد، منظور این است که مانع می تواند، در وجود فرد یا در بیرون از وجود او باشد. ناکامی در صورتی که شدید باشد و دوام پیدا کند، احتمال دارد بهداشت روانی فرد را به خطر اندازد و در فرد استرس ایجاد کند؛ و حتی اختلال ها جسمی و روانی به همراه آورد.تعارض عبارت از یک حالت هیجانی منفی است، که به علت ناتوانی در انتخاب دست کم یکی از دو هدف ناسازگار به وجود می آید. به عبارتی دیگر تعارض زمانی پیش می آید که فرد نتواند دست کم از دوراه سازش ناپذیر یکی را انتخاب کند و این تعارض در فرد ایجاد استرس می کنند (گنجی،1387).

ه: شخصیت تیپ A

تیپ شخصیتی A  ، افرادی پر انرژی، رقابت جو، جاه طلب، بی حوصله و ستیزه جو می باشند. احتمالاً آثار استرس شدت پیدا خواهد کرد و در این گونه افراد این اشخاص به طور دائم عصبانی می شوند، تند تند حرف می زنند، احساس فوریت می کنند و اغلب به مسئولیت های خود می اندیشند، تیپ شخصیت بیشتر A  بیشتر در معرض استرس قرار میگیرد، و بیشتر مستعد بیماریهای قلبی هستند.(گنجی،1387)

عوامل ایجاد کننده  استرس

(علوی ،1373؛ به نقل از کهنوج،1383) در این رابطه اظهار میدارد از زمینه های زندگی به ویژه باعث استرس می شود. وی آنها را به شش زمینه تقسیم کرده است. کار، مردم، زمان، محیط، زندگی داخلی و شخصیت

  • کار

علت های استرس در کار اغلب ضد و نقیض اند برای نمونه نکته باریک این است که کار کردن شدید همان اندازه استرس زا هستند که کار به اندازه کافی نداشتن، ترفیع ارتقا، همانند باز ماندن از ترفیع استرس زا است. مسئولیت های انبوه ریاست مالی به همان اندازه کار کردن کسل کننده در خط مونتاژ استرس آور است. با نبودن کار به صورت عدم اشتغال استرس زا است، همانگونه که گمارده شدن در کاری تازه ، کار زیاد قطعا برای سلامتی شما بد است.

  • مردم
مطلب مشابه :  روش‌های بصری برای بازنمایی، سازمان‌دهی و درک اطلاعات

ازدحام سبب استرس می شود همانطور تنهایی زنان و شوهران سبب استرس هم می شوند همین گونه نیافتن همسری مناسب چنین اثری می گذارد یا طلاق، جدایی و مرگ همسر نیز استرس آور است. فرزندان علل عمده استرس هستند همین گونه است  عقیم بودن، در محیط کاری مواجه شدن با مردم استرس زا است، اما از بین بردن عصبانیت برای جلوگیری از کشمکش نیز چنین است.

  • زمان

دائم در حال شتاب بودن استرس آور است در دنیای کاری امروز وقت با ارزش است کوتاهی در برنامه ریزی و انتظار مسائل و مشکلات را داشتن تعداد بحران ها را در زندگی افزایش می دهد هر چه بحران به  به بحران های دیگر و بیشتری می انجامد و سبب افزایش مقدار فشار روحی و روانی می شود. چرخه بحران بدتر و وضع آن وخیم تر می شود. زیرا تصمیم هایی که در بحران گرفته می شود معمولاً بدون اندیشه کافیاتخاذ می شود و بذر بحران های بیشتری را می افشاند.

  • محیط

ازدحام بیش از اندازه و سرو صدا هم در خانه و هم در محل کار هر دو عامل تحریک عصبی هستند این عامل های تحریک اگر پیوسته و بدون فاصله باشند، بزرگترین علل استرس می شوند.نمونه های بالا رفتن قیمت خانه در بیست سال گذشته نشان می دهد که مردم فقط برای مدتی می توانند در جاهای شلوغ زندگی کنند بی آنکه به بیماریهای روحی یا روان تنی دچار شوند همچنین عضلات خود را در برابر صدا منقبض می کنیم و در نتیجه دچار سر درد و فشار خون بالا می شویم.

  • زندگی در خانه

علت ها اغلب آمیخته ای مردم و محیط هستند یک زندگی خانوادگی شاد و مطمئن، بزرگترین عامل رهایی از استرس است. ولی هر گونه شکاف در این زندگی به محیط کار منتقل می شود. ازدواج فرصتی برای سهیم شدن در مشکلات و تجارب پدید می آورد ولی همچنین می تواند می تواند با خود ناکامی هم به بار  بیاورد، معنا دادن  به کار که کوشش می کنند هر ساعت را در سر کار بگذرانند. اغلب از تلخی زندگی و همسری پر از کینه رنج می برند. در مقیاس “هولمز و راهه” (مقیاسی که با آن مسایل را که اغلب سبب استرس می شود را می سنجد) مرگ همسر، طلاق و زندانی شدن و جدایی بالاترین عوامل استرس هستند که زندگی عادی خانوادگی را به هم میریزند.

  • شخصیت

روان شناسان آمریکایی افراد بشر را به دو نوع شخصیت “الف” و “ب” تقسیم بندی کرده اند:

نوع “الف”: رقابت جو و تجاوز گرند که خود و کارمندانشان را بسیار سخت به کار می رانند. آنان  استعداد فشارهای روحی، روانی را دارند به ویزه مستعد حمله قلبی می باشند. دارندگان نوع شخصیت “ب” مردمی آرامتر و ساده گیر ترند و اغلب برای پیشگیری از استرس کارها را از پیش برنامه ریزی می کنند در واقع آدم های بسیار کمی به طور خالص از نوع “الف” یا “ب” هستند و نوع افراد بیشتر در یک مقیاس رفتاری میان این دو قابل سنجش است، نوع “ب” مصون از استرس نیستند ولی احتمال این که بیشتر با ان کنار آیند زیاد است. پاره ای از افراد نوع “الف” ناقل استرس هستند، خودشان در برابر استرس نفوذ ناپذیرند ولی به احتمال آن را به دیگران منتقل میکنند.

(گوستاوسون[2]،2003) عقیده دارد بعضی از صفات شخصیتی نقش مهمی در سبب شناسی و پیشرفت اختلافات دارند و شخصیت فرد می تواند به طور غیر مستقیم و از طریق ایجاد رفتارهای ناسالم نظیر سیگار کشیدن، سوءاستفاده از مواد، بی خوابی، سوءتغذیه و… باعث بیماری فرد شود.

[1] Sapengton

[2] Gustav Sson.