تعریف گروه درمانی

گروه درمانی یک شیوه درمانی است که گروه کوچکی از اعضا و یک یا چند درمانگر دارای تخصص در گروه درمانی شامل می شود. گروه درمانی به منظور ارتقای رشد روانی و کاهش مشکلات روانی صورت می گیرد. این اهداف از طریق اکتشاف شناختی و عاطفی تعاملات میان اعضا و بین اعضا و درمانگر حاصل می شود (کوری[1] و کوری، ترجمه نقشبندی و همکاران، 1385).

 

 

عوامل حمایتی در روان درمانی گروهی

عوامل حمایتی در اوان درمان گروهی، بسیار اساسی می­باشد. فردی که وارد گروه می­شود از عزت نفس پایین و بی­معنایی رنج می­برد. عوامل حمایتی این تجارب منفی را هدف قرار می دهند. این عوامل هم بر درگیر شدن در گروه و هم آینده چشم­انداز مثبتی می­گشایند و تمایل عضو را در مشارکت می­افزایند. برخورد سازنده با مشکلات توانایی است که از عوامل حمایتی تغذیه می­کند (اسلامی نسب، 1374). عوامل حمایتی دارای مؤلفه­هایی­ است که عبارتند از:

1- القای امید

امید در سراسر درمان گروهی، عنصر اساسی است. در آغاز مشارکت گروهی، امید عضو را برمی­انگیزد تا با اعضای دیگر تعامل برقرار کند زیرا انتظار دارد که درگیر شدن و اشتغال در گروه، به افزایش بهبودی می انجامد. در اواسط درمان، امید عضو را برمی­انگیزد تا به رغم رویارویی با تجارب هیجانی دشوار که از سوی گروه تحریک می­شوند، مقاومت کند و در اواخر درمان، امید به عضو کمک می­کند تا با احساسات مشکل آفرین همبسته با پایان گروه فائق بیاید. امید به هدف گزینی کمک می­کند. همچنین، به بازشناسی مسیرهای ممکنی که بوسیله آن اهداف می­توانند تحصیل شوند. امید باعث می شود که فرد خویش را به عنوان فردی درک کند که قادر است تلاش کند تا به اهداف برسد (اسلامی نسب، 1374).

گروه درمانگر به شیوه­های مختلف امید را می­تواند در اعضا بیافریند:

  • در جریان مصاحبه برای گزینش اعضا، گروه درمانگر می­تواند بر نتایج درمانی مثبت گروه درمانی تاکید بگذارد بدون آنکه نتیجه مثبت را تضمین کامل کند. گروه درمانگر می­تواند اظهار کند که مشارکت مفید است.
  • در طول جلسات، درمانگر می­تواند فرهنگی خلق کند که در آن اعضا به موفقیت خویش در نیل به اهداف جزئی اشاره می­کنند. برای مثال، به عضو بسیار مداخله­گر و عجول، می­توان فیدبک داد که در قیاس با آغاز درمان هم اکنون گاه به عضو دیگر اجازه می دهد تا آخر حرف بزند و حرف او را قطع نمی­کند و این پیشرفت قابل توجه ای است.
  • درمانگر به اعضا پیشرفت هایشان را خاطر نشان می کند. برای مثال، وقتی که آنها تمایل به تحمل احساسات منفی را نشان می­دهند یا اختلاف با سایر اعضا را تحمل می­کنند، و یا بصیرتهای جدید و جالب توجه ای که درباره خودشان دست یافته­اند. همه این اموردلالت بر رشد و تعالی دارد.
  • در پایان دوره درمان، درمانگران می­توانند اعضا را تشویق کنند تا دیدگاه خودشان را درباره اینکه یک عضو چگونه طی دوره درمان تغییر یافته است، اظهار کنند (اسلامی نسب، 1374).
مطلب مشابه :  نیرومند کردن عقل و تفکر

2- پذیرش 

پذیرفته نشدن و طرد شدن از سوی گروه، بزرگترین ترس فرد در مصاحبه برای گزینش است. این نگرانی بویژه زمانی جدی و شدید است که فرد پس از تجربه یک طرد به گروه درمانی رو آورده باشد. پذیرش در سطوح مختلف حین دوره گروه تجربه می­شود. در اوان گروه درمانی، بر حسب رسوم، اعضا نزاکت و احترام نشان می دهند که همین باعث می­شود که از رفتارهایی که خطر طرد شدن از سوی یک فرد دیگر را به دنبال دارد، اجتناب کنند. در اواسط درمان، اکثر اعضا احساس پذیرش کمی می­کنند. پذیرشی که پس از این کاهش ظاهر می­شود، پذیرشی است که در آگاهی اعضا از توانمندیها و ضعفهای دیگران پایه دارد. در نتیجه با پیش بینی منفی دیگران معطوف به خودشان مقابله می­کنند و بدبینی را کنار می گذارند. در نهایت و به شکل ایده آل اعضا باید به این نکته دست می یابند که دیگران می­دانند من چه کسی هستم و با اینحال مرا می پذیرند (اسلامی نسب، 1374).

درمانگر می­تواند پذیرش را از طریق راه حل­های زیر ارتقا دهد:

  • نشان دادن نگرش غیر قضاوت گرایانه معطوف به همه موضوعاتی که از سوی اعضا عنوان می­شود؛ نگرشی که اعضا می­توانند سرمشق قرار دهند.
  • یاری رساندن به اعضا تا به یکدیگر به شیوه­هایی که ملموس و غیر سرزنش آمیز است، فیدبک ارائه کنند. همچنین به آنهایی که فیدبک را دریافت می­دارند، کمک می کند تا آن فیدبک ها را به طور صحیح ضبط و ثبت کنند.
  • واکنش نشان دادن به هر اقدام طرد با کنجکاوی نشان دادن درباره چنین رویدادهایی، با هدف فهم بیشتر آنها. اغلب طردها به یک نیاز خدمت می­کنند که شخص از آن آگاه نیست. شخص طرد کننده ممکن است در شخص دیگر ویژگی­هایی را ببیند که درون خودش وجود دارد و نمی­تواند تحمل بشود. با تصور اینکه تنها شخص طرد شده آن ویژگی را دارد، فرد طرد کننده می­تواند برای لحظه ای احساس رهایی از حضور ناخواسته را احساس کند. همین که این فرآیند دفاعی فهمیده شد، نه تنها فرد طرد شده احساس پذیرش بیشتر می کند بلکه شخص طرد شده می­تواند بسوی یک خود پذیرشی پایدارتر حرکت کند (اسلامی نسب، 1374).
مطلب مشابه :  چای قاصدک؛ ۷ خاصیت شگفت انگیز این نوشیدنی طبیعی "

3 نوع دوستی

افراد در جلسات گروه، در فضایی فرصت یاری رسانی به یکدیگر را می­یابند. این فضا حس نوع دوستی را تقویت می کند و نوع دوستی اثر درمانی دارد. افزایش نوع دوستی به امور زیر می انجامد:

– اظهار نظر آرام بخش برای یکدیگر،

– ارائه راه حل به یکدیگر،

– همدلی معطوف به دیگری و در نتیجه فهم بهتر احساسات یکدیگر،

نوع دوستی بویژه برای کسانی مفید است که بواسطه تجارب زندگی اخیرشان، درباره توانایی مقابله ای شان دچار شک و تردید شده اند. در گروه خودیاری نیز مفید است. برای مثال، گروه زنان مبتلا به سرطان پستان (اسلامی نسب، 1374).

4-جهانشمولی   

فهمیدن اینکه شخص در مشکلاتش تنها نیست. نوع جهانشمولی بسته به ماهیت گروه فرق می­کند: در گروه های خود یاری و حمایتی اعضا با توجه به احساسات و تکانه های که بتوانند به آسانی بدان دست یابند، جهانشمولی را محقق می­سازد. در بیماران که سکته را تجربه کرده اند احساس درماندگی و سوگواری بابت از دست دادن عملکرد را به اشتراک می گذارند. در درمان کوتاه مدت، جهانشمولی دامنه وسیعتری را می­پوشاند (اسلامی نسب، 1374).

5 همجوشی

تجربه احساس با همدیگر بودن در گروه را همجوشی می گویند.  همجوشی شرط عمل و تاثیر سایر عوامل درمانی است و خود نیز یک عامل درمانی است. هم جوشی در چند سطح واقع می شود:

در سطح گروه: تجربه احساس باهمدیگر بودن در گروه

در سطح عضو به عضو: میزان جذب اعضا به یکدیگر

در سطح فرد – عضو: میزان احساس تعهد به گروه

همجوشی گروهی معادل و هم ارز با رابطه درمانی در درمان فردی است. مطالعات نشان داده است گروه هایی که به سطوح بالای همجوشی می­رسندبیشتر احتمال داردبه اهداف گروه دست یابند (اسلامی نسب، 1374).

[1]– Korry