1. مبانی برنامه ریزی درسی

ارنشتاین و هانکینز[1] (1384) مبانی برنامه درسی رو این جوری تعریف می کنن که مبانی برنامه درسی حد و مرز علم برنامه درسی رو تعیین کرده، همون منابع با ارزش اطلاعاتیه که نظریه­ها و اصول و عقاید قبول کرده­شده در برنامه ریزی درسی از اون استخراج می­شه.

منظور از مبانی برنامه ریزی درسی اون دسته از نیروهای بنیادی و اساسیه که بر برنامه­های درسی، اهداف و محتوا اون اثر گذاشته و در ادبیات برنامه­ریزی درسی از اون با عنوان عوامل تعیین کننده برنامه درسی نام برده می­شه.

کلا مبانی برنامه­ریزی درسی به شکل موارد پایین قابل طبقه­بندیه:

 

  • مبانی فلسفی برنامه­ریزی درسی:

منظور از مبانی فلسفی برنامه­ریزی درسی اون دسته و تعیین وسایل و ملزومات اثر می­گذارد. فلسفه مسلط اجتماعی واقعا جهت دهنده و تعیین­کننده مقاصد اصلی تعلیم و تربیته. فلسفه تعلیم و تربیت و باور برنامه­ریز به یکی از مکاتب فلسفی مربوطه، شدیدا جهتبرنامه­های درسی رو متفاوت می­سازه.

گذشته از این، مبانی فلسفی، نقش پالایشگری اهداف و مقاصد برنامه درسی رو هم رو دوش داره چون باورها و پنداشت­های فلسفی یه جامعه مثل فیلتر، اهداف برنامه درسی استخراج شده به وسیله برنامه ریزان درسی رو پالایش می­کنه و اون دسته از اهداف و مقاصدی که با فلسفه حاکم همخوانی داشته باشه، جایز و روا می­شمارد.

 

  • مبانی اجتماعی و فرهنگی برنامه­ریزی درسی:

فلسفه اصلی تاسیس مدارس و پاگیری نظام آموزش مدرسه­ای در گسترده­ترین برداشت خود یعنی انتقال، پیشرفت و بهتر ساختن میراث فرهنگی، پس کاملا معلومه که ارزش­های اجتماعی و فرهنگی یه جامعه اثر قاطعی بر برنامه­های درسی و پروسه جفت و جور اونا داشته باشه.

ارزشهای اجتماعی و فرهنگی هم به عنوان پالایشگر اهداف و مقاصد برنامه درسی، نقش مهمی رو در پروسه برنامه­ریزی اجرا می­کنه و هم از این روه که مبانی اجتماعی و فرهنگی برنامه­ریزی درسی یکی از قلمروهای مهم این رشته به حساب می­رود.

مطلب مشابه :  دیدگاههای جور واجور درباره مدیریت رابطه با مشتری

 

  • مبانی روانشناختی برنامه­ریزی درسی

روانشناسی به عنوان یه رشته علمی، یافته­ها و رهنمودهای بسیاری واسه برنامه­ریزان درسی به ارمغان آورده­است. در برنامه­ریزی درسی، پروسه جفت و جور طرح و اجرای برنامه­ها تاحد زیادی نیازمند کاربست یافته­های روانشناسیه. اهداف و محتوای برنامه­های درسی باید با در نظر گرفتن اندازه رشد ذهنی یادگیرندگان، تایم لازم واسه یادگیری و هم با در نظر گرفتن توانایی­ها و محدودیت­های اهداف انسانی، متناسب با فرق­های فردی و … استخراج و تنظیم گردند (فتحی، 1384، ص 26)

موسی­پور هم در اشاره به مبانی درسی علاوه بر مبانی فلسفی، اجتماعی و روانشناختی به مبانی دانشی و دینی هم اشاره می­کنه. ایشون این دو پایه رو این جوری توضیح می­دهد:

 

 

 

  • مبانی دانشی برنامه­ریزی درسی

مجموعه تجارب انبوه شده­ی نسل­های قبلی علم نامیده می­شه. علم بشری دارای تحولیه که چگونگی اون رو می­توان با بازنگری تاریخ رو ساخت. هم اینکه علم بشری طی دوره­های تغییر خود به روش­هایی بدست اومده، تقسیماتی پیدا کرده، با مسائلی روبه رو بوده و در درون خود نظریه­های گوشه گیر و مقبول رو داشته. بر این پایه اگه قرار باشه درباره علم بحث شه موضوعات اون رو می­توان به توضیح پایین معرفی کرد:

  • طبقه­بندی (ساختار) علم
  • روش­های رسیدن به علم
  • روند تغییر علم ( رشد و تغییرات)
  • مسائل و موضوعات اساسی علم
  • رابطه داخلی عناصر علم

 

  • مبانی دینی برنامه­ریزی درسی

دین به عنوان مجموعه­ای از معارف حاصل از راه وحی، ترسیم کننده وضع مطلوب زندگی فردی و جمعی و چگونگی تنظیم روابط آدمی با جهان دور و بر اونه که دارای چهارچوب منطقی و زیربنای استدلالیه. دین به سئوال­هایی از این نوع که جهان چیه، آدمی کیست، معرفت چیجوریه و ارزش کدامه، جواب می­دهد و طبق جواب­هایی که ارائه می­کنه، نوع خاصی از جهان­بینی رو بوجود می­بیاره. بر این پایه می­توان گفت که دین در انتخاب هدف­ها و ارزشیابی فعالیت­های نظام آموزشی نقش موثری داره.(موسی­پور، 1385،ص55)

مطلب مشابه :  با این قوانین، زندگی فوق العاده ای بسازین واز اون لذت ببرین

همونطور که بیان شد، در کتاب­های برنامه­ریزی درسی از مبانی برنامه­ریزی درسی نام برده­شده اما هر کدوم بریک جنبه بیشتر تاکید دارن؛ مثلاً در کتاب هانکینز و سیلور و بقیه  بر مبانی اجتماعی تاکید شده. اونا جنبه­های جورواجور اجتماعی هم اینکه امور جورواجور اقتصادی و سیاسی رو مورد نظر قرار داده­ان. شفرد و ریگان، بعضی از مبانی اجتماعی و تاریخی رو بررسی کرده­ان، اونا هم اینکه مبانی روانشناختی رو به دقت بررسی کرده­ان. آیزنر تاکید بسیار بر مبانی روانشناختی، به خاص روانشناسی آموزش و یادگیری کرده­است. شوبرت و تانرز بررسی کاملی از مبانی تاریخی برنامه درسی کرده، اما بعضی از اصول فلسفی رو در سراسر کتاب مورد توجه داشته­ان.(ارنشتاین، 1373)

برنامه درسی طبق پایین سازه­هایی استواره که در جفت و جور اهداف، محتوا، روشها و مواد آموزشی تاثیر داره. این مبانی رو می­توان عوامل موثر در برنامه درسی نامید از اون جمله مبانی اجتماعی(فرهنگی) رو می­توان نام برد. از اونجا که هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه تعاملی مدرسه و جامعه در برنامه درسی دوره متوسطهه، تاکید کلی روی مبانی اجتماعیه به خاطر همین به این بعد از مبانی در این تحقیق بیشتر پرداخته شده.

[1]Allan c. Ornstein& francisp. hunkins