مراتبی بیان نموده وکلیه محاسبات، قوانین و مقررات را بر این اصول بنا نهاده است. این اصول عبارتند از :
اصل1: شرط معکوسی36- اگر ترجیح عنصرA بر عنصرB برابرn باشد، ترجیح عنصرB بر عنصرA برابر 1/n خواهد بود.
اصل2: اصل همگنی37 – عنصرA با عنصرB باید همگن و قابل مقایسه باشند. به بیان دیگر برتری عنصرA بر عنصرB نمی تواند بی نهایت یا صفر باشد.
اصل3: وابستگی38 – هر عنصر سلسله مراتبی به عنصر سطح بالاتر خود می تواند وابسته باشد و به صورت خطی این وابستگی تا بالاترین سطح می تواند ادامه داشته باشد.
اصل4: انتظارات39 – هر گاه تغییری در ساختمان سلسله مراتبی رخ دهد، پروسه ارزیابی باید مجدد انجام گیرد.(قدسی پور 1387، 6)

2-16-6 مزایای فرآیند تحلیل سلسله مراتبی
فرآیند طوری طراحی شده که با ذهن و طبیعت بشری مطابق و همراه می شود و با آن پیش می رود. این فرآیند مجموعه ای از قضاوت ها(تصمیم گیری ها) و ارزش گذاری های شخصی به یک شیوه منطقی می باشد. به طوری که می توان گفت تکنیک از یک طرف وابسته به تصورات شخصی و تجربه جهت شکل دادن و طرح ریزی سلسله مراتبی یک مسأله بوده و از طرف دیگر به منطق، درک وتجربه جهت تصمیم گیری و قضاوت نهایی مربوط می شود. کلیه افراد اعم از دانشمندان اجتماعی و فیزیکی، مهندسان و سیاستمداران و حتی افراد عامی می توانند این روش را بدون استفاده از متخصصین به کار ببرند.(قدسی پور 1387، 7)
امتیاز دیگر فرایند تحلیل سلسله مراتبی این است که ساختار و چارچوبی را جهت همکاری و مشارکت گروهی در تصمیم گیری ها یا حل مشکلات مهیا می کند. ساعتی، ویژگیهای فرآیند تحلیل سلسله مراتبی را به شرح زیر بیان می کند:
1. یگانگی و یکتایی مدل40- فرآیند تحلیل سلسله مراتبی یک مدل یگانه، ساده و انعطاف پذیر برای حل محدوده وسیعی از مسائل بدون ساختار است که به راحتی قابل درک برای همگان می باشد.
2. پیچیدگی41- برای حل مسائل پیچیده، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی هم نگرش سیستمی و هم تحلیل جزء به جزء را به صورت توأم به کار می برد. عموماً افراد در تحلیل مسائل یا کل نگری کرده و یا به جزئیات پرداخته و کلیات را رها می کنند. در حالی که فرایند تحلیل سلسله مراتبی هر دو بعد را با هم به کار می بندد.
3. همبستگی و وابستگی متقابل42- فرایند تحلیل سلسله مراتبی وابستگی را به صورت خطی در نظر می گیرد. ولی برای حل مسائلی که اجزاء به صورت غیرخطی وابسته اند نیز به کار گرفته می شود.
4. ساختار سلسله مراتبی43- فرایند تحلیل سلسله مراتبی اجزای یک سیستم را به صورت سلسله مراتبی سازماندهی می کند که این نوع سازماندهی با تفکر انسان تطابق داشته واجزاء در سطوح مختلف طبقه بندی می شوند.
5. اندازه گیری44- فرایند تحلیل سلسله مراتبی مقیاسی برای اندازه گیری معیارهای کیفی تهیه کرده و روشی برای تخمین و برآورد اولویت ها فراهم می کند.
6. سازگاری45- فرآیند تحلیل سلسله مراتبی سازگاری منطقی قضاوت های استفاده شده در تعیین اولویت ها را محاسبه کرده و ارائه می نماید.
7. تلفیق46- فرآیند تحلیل سلسله مراتبی منجر به برآورد رتبه نهایی هر گزینه می شود.
8. تعادل47- فرآیند تحلیل سلسله مراتبی اولویت های وابسته به فاکتورها در یک سیستم را در نظر گرفته و بین آنها تعادل برقرار می کند و فرد را قادر می سازد که بهترین گزینه را براساس اهدافش انتخاب کند.
9. قضاوت و توافق گروهی48- فرآیند تحلسل سلسله مراتبی بر روی توافق گروهی اصرار و پافشاری ندارد ولی تلفیقی از قضاوت های گوناگون را می تواند ارائه نماید.
10. تکرار فرآیند49- فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فرد را قادر می سازد که تعریف خود را از یک مسأله تصحیح کند و قضاوت وتصمیم خود را بهبود دهند.(قدسی پور 1387، 8)

2-16-7 مراحل فرآیند تحلیل سلسله مراتبی
به کارگیری این روش مستلزم چهار گام عمده زیر است:
گام1. مدل سازی. در این گام، مسأله و هدف از تصمیم گیری به صورت سلسله مراتبی از عناصر تصمیم که با هم در ارتباط هستند، در می آید. عناصر تصمیم شامل “شاخص های تصمیم گیری” و “گزینه های تصمیم” است.
گام2. قضاوت ترجیحی. مقایسه هایی بین گزینه های مختلف تصمیم، براساس هر شاخص صورت گرفته و در مورد اهمیت شاخص تصمیم با انجام زوجی.
گام3. محاسبات وزن های نسبی. وزن و اهمیت “عناصر تصمیم” نسبت به هم از طریق مجموعه ای از محاسبات عددی تعیین می شود.
گام4. ادغام وزن های نسبی. این گام به منظور رتبه بندی گزینه های تصمیم صورت می پذیرد. (مهرگان 1387، 165)

2-16-7-1 مدل سازی مسأله تصمیم
فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) نیازمند شکستن یک مسأله تصمیم با چندین شاخص به سلسله مراتبی ازسطوح است. سطح اول بیانگر اهداف اصلی فرایند تصمیم گیری است. سطح دوم، نشان دهنده شاخص های عمده و اساسی است(که ممکن است به شاخص های فرعی و جزئی تر در سطح بعدی شکسته شود). سطح سوم گزینه های تصمیم را ارائه می کند. این سلسله مراتب در نمودار(2-4) نشان داده شده است. (مهرگان 1387، 165)

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد درموردan، not، trauma، traumatic

نمودار (2-4) نمایش سلسله مراتبی مسأله تصمیم

2-16-7-2 مقایسه اهمیت و ارجحیت
بعد از مدل سازی سلسله مراتبی مسأله تصمیم، تصمیم گیرنده باید عناصر(شاخص یا گزینه)های هر سطح را نسبت به عنصر مربوط به خود در سطح بالاتر و به صورت دو به دو مقایسه و وزن آن ها را محاسبه کند. این کار باید با استفاده از مجموعه ماتریس هایی که به طور عددی اهمیت یا ارجحیت نسبی شاخص ها را نسبت به یکدیگر مقایسه و هر گزینه تصمیم را با توجه به شاخص ها نسبت به سایر گزینه ها اندازه گیری م
ی نماید، انجام شود. این کار با انجام مقایسه دو به دویی عناصر تصمیم(مقایسه زوجی) از طریق تخصیص امتیازات عددی که نشان دهنده ارجحیت یا اهمیت بین دو عنصر تصمیم است، صورت می گیرد. وزن محاسبه شده را وزن نسبی می نامند. برای این کار معمولا از مقایسه های جدول (2-2) برای مقایسه گزینه ها یا شاخص های i ام نسبت به گزینه ها یا شاخص های j ام استفاده می شود.(مهرگان 1387، 166)

جدول (2-2) ارزش گذاری شاخص ها نسبت به هم
ارزش ترجیحی
وضعیت مقایسهi نسبت بهj
توضیح
1
اهمیت برابر یا عدم ترجیح
گزینه یا شاخصi نسبت بهj دریک حد از اهمیت است و یا ارجحیتی نسبت به هم ندارند.
3
نسبتاً مهم تر
گزینه یا شاخصi نسبت بهj کمی مهم تر است.
5
مهم تر
تجربیات و ارزیابی ها نشان می دهد کهi نسبت بهj مهم تر است.
7
خیلی مهم تر
گزینه یا شاخصi دارای ارجحیت زیاد و خیلی مهم تر ازj است.
9
بی نهایت مهم تر
گزینه یا شاخصi نسبت بهj فوق العاده مهم تر است در حدی که قابل مقایسه باj نیست.
2،4،6،8

ارزش های میانی بین ارزش های ترجیحی را نشان می دهد. مثلاً 8 بیانگر اهمیتی زیادتر از 7 برایi است اما نه در حدی که اصلا باj قابل مقایسه نباشد.

در تصمیم گیری هایی که مقایسه تفاوت های بین گزینه ها و یا شاخص ها حساسیت کمتری دارد به جای استفاده از مقیاس های نه گانه فوق از مقیاس پنج گانه(1، 3، 5، 7، 9) می توان استفاده کرد. به طور کلی در هر مسأله کهn عامل برای مقایسه وجود داشته باشد، تصمیم گیرنده در بیش ترین حالت نیازمند مقایسه زوجی است.(مهرگان 1387، 167)

2-16-7-3 محاسبه وزن های نسبی
گام بعدی در AHP انجام دادن محاسبات لازم برای تعیین اولویت هر یک از عناصر تصمیم با استفاده از اطلاعات ماتریس های مقایسات زوجی است. توضیح دقیق مبانی ریاضی این عملیات خارج از حوصله این تحقیق است. با این حال خلاصه عملیات به صورت زیر است:
1. مجموع اعداد هر ستون ماتریس مقایسات زوجی را محاسبه، سپس هر عنصر ستون را بر مجموعه اعداد آن ستون تقسیم کنید. ماتریس جدیدی که به اینصورت به دست می آید، “ماتریس مقایسات نرمال شده” نامیده می شود.
2. میانگین اعداد هر سطر ماتریس مقایسات نرمال شده را پیدا کنید. این میانگین وزن نسبی عناصر تصمیم متناظر با سطرهای ماتریس را نشان می دهد.(مهرگان 1387، 169)

2-16-7-4 سازگاری در قضاوت ها
تقریباً تمامی محاسبات مربوط به AHP براساس قضاوت اولیه تصمیم گیرنده که در قالب ماتریس مقایسات زوجی ظاهر می شود، صورت می پذیرد و هر گونه خطا و ناسازگاری در مقایسه و تعیین اهمیت بین گزینه ها و شاخص ها نتیجه نهایی حاصل از محاسبات را مخدوش می سازد. نسبت سازگاری (consistency ratio = CR) که در ادامه با نحوه محاسبه آن آشنا خواهید شد، وسیله ای است که سازگاری قضاوت ها را مشخص ساخته و نشان می دهد که تا چه حد می توان به اولویت های حاصل از مقایسات اعتماد کرد. برای مثال اگر گزینهA نسبت بهB مهم تر(دارای ارزش ترجیحی5)وB نسبت بهC نسبتا? مهم تر(دارای ارزش ترجیحی3) باشد، آن گاه باید انتظار داشتA نسبت بهC خیلی مهم تر(دارای ارزش ترجیحی7 یا بیشتر) ارزیابی گردد. یا اگر ارزش ترجیحی A نسبت به B، 2 وB نسبت بهC،3 باشد آن گاه ارزش ترجیحیA بهC باید 6 باشد. شاید مقایسه دو گزینه و برای یک مورد امری ساده باشد، اما وقتی که تعداد مقایسات افزایش یابد اطمینان از سازگاری مقایسات به راحتی میسر نیست و باید با به کارگیری نسبت سازگاری به این اعتماد دست یافت. تجربه نشان داده است که اگر نسبت سازگاری کم تر از 10/0 باشد سازگاری مقایسات قابل قبول است و در غیر این صورت مقایسه ها باید دوباره انجام گیرد. گام های زیر برای محاسبه نسبت سازگاری به کار می رود:
گام1. محاسبه بردار مجموع وزنی. ماتریس مقایسات زوجی را در بردار ستونی “وزن های نسبی” ضرب کنید. بردار جدیدی را که به این طریق به دست می آورید، بردار مجموع وزنی(weighted sum vector= WSV) بنامید.
گام2. محاسبه بردار سازگاری. عناصر بردار مجموع وزنی را بر بردار اولویت نسبی تقسیم کنید. بردار حاصل بردار سازگاری(consistency vector = CV) نامیده می شود.
گام3. به دست آوردن .? max میانگین عناصر برداری سازگاری ? maxرا به دست می دهد.
گام4. محاسبه شاخص سازگاری. (consistency index = CI) به صورت زیر تعریف می شود:

مطلب مشابه :  منابع تحقیق با موضوعبورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، مدت استفاده، انتخاب کالا

CI
n عبارت است از تعداد گزینه های موجود در مسأله.
گام5. محاسبه نسبت سازگاری. نسبت سازگاری از تقسیم شاخص سازگاری بر شاخص تصادفی(random index = RI) به دست می آید.
CR =

نسبت سازگاری 1/0 یا کمتر، سازگاری در مقایسات را بیان می کند. شاخص تصادفی از جدول (2-3) استخراج می شود.(مهرگان 1387، 172)

جدول (2-3) شاخص تصادفی
10 9 8 7 6 5 4 3 2 1
N
51/1 45/1 41/1 32/1 24/1 12/1 9/0 58/0 0 0
RI

2-16-8 استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی در تصمیم گیری گروهی
AHP در موقعیت های تصمیم گیری گروهی به کار می رود، بطوریکه کلیه اعضای گروه برای تصمیم گیری در یک جلسه به دور یکدیگر جمع شده و به بحث در رابطه ساختار مسأله می پردازند.
AHP به گروه اجازه می دهد در ساختار رده ای تجدید نظر نموده و مسأله موجود را از طریق تجزیه آن به سطوح مختلف آنالیز نماید. بنابراین به گروه تصمیم گیری حالت پویایی داده و گروه می تواند در اضافه کردن یا حذف گزینه ها، تغییر در قضاوت ها و غیره دخالت کند. یعنی AHP یک وسیله طبیعی برای بوجود آوردن مباحث گروهی است.(اصغرپور
1382، 314)
روش رایج برای ترکیب نظرات اعضای گروه، این است که اعضای گروه دور همدیگر جمع شوند و در جلسه ای با حضور مدیر سازمان به یک نظر واحد (اجماع) برسند. محققین این روش استفاده از چنین روشی را برای تلفیق کردن نظریه اعضای گروه به هیچ وجه پیشنهاد نمی کنند، چرا که استفاده از این روش عملاً مقایسه های اعضاء را بی خاصیت خواهد ساخت. یکی دیگر از بهترین روش ها برای ترکیب نظرات اعضای گروه، استفاده از میانگین هندسی است. میانگین هندسی به مدیریت عالی کمک خواهد کرد ضمن در نظر گرفتن قضاوت هر عضو به قضاوت گروه درباره هر مقایسه زوجی برسد. از آنجا که مقایسات زوجی داده هایی به صورت ” نسبت ” ایجاد خواهد کرد، میانگین از نظر ریاضی بهترین میانگین برای آنهاست. به علاوه معکوس بودن ماتریس مقایسه، استفاده از این میانگین را بیشتر از هر چیز موجه می سازد.
فرض کنید مؤلفه مربوط به شخص K ام برای مقایسه عنصر i به عنصر j است. بنابراین میانگین هندسی مؤلفه های متناظر به صورت زیر است :
=( )
این رابطه زمانی به کار گرفته می شود که نظریات اعضای گروه از درجه اهمیت یکسانی برخوردار باشد. اما ممکن است نظر هر یک از اعضا دارای ضریب اولویت ویژه ای باشد. در چنین مواردی مؤلفه های ماتریس گروهی به شکل زیر محاسبه می شود : (اصغرپور 1382، 316)
=( )

2-16-9 نحوه مدل سازی
پس از مطالعه منابع موجود و نیز مصاحبه با کارشناسان شرکت پتروشیمی خراسان برای طراحی درخت تصمیم از یک سلسله مراتب سه سطحی استفاده گردید.
در سطح اول هدف قرار دارد که تعیین و رتبه بندی عوامل مؤثر بر فروش محصولات پتروشیمی می باشد.
در سطح دوم معیارهای کلی مؤثر بر افزایش فروش محصولات پتروشیمی قرار دارند که منابع کتابخانه ای و نیز کارشناسان شرکت مذبور، هفت معیار کلی را مطرح نمودند که عبارتند از :
* قیمت محصولات پتروشیمی
* توزیع فیزیکی محصولات پتروشیمی
* کیفیت محصولات پتروشیمی
* سیاست فروش محصولات پتروشیمی
* رضایت مشتریان محصولات پتروشیمی
* میزان تولید محصولات پتروشیمی
* شیوه بازاریابی محصولات پتروشیمی
در سطح سوم زیرمعیارهای مربوط به این معیارهای کلی قرار دارد که به شرح زیراند :
زیر معیارهای مربوط به معیار قیمت محصولات پتروشیمی عبارتند از :
* کاهش قیمت محصولات به نسبتی معقول با افزایش میزان خرید مشتریان
* فروش محصولات از طریق مزایده
* تعیین قیمت با توجه به قیمت رقبا
* ارائه تخفیفات قابل توجه به مشتریان محصولات شرکت
زیر معیارهای مربوط به معیار توزیع فیزیکی محصولات پتروشیمی عبارتند از :
* کانال توزیع مناسب برای محصولات
* محل استقرار کارخانه از نظر نزدیکی به بازار هدف
* سیستم حمل و نقل مناسب(زمینی، هوایی و دریایی) جهت توزیع محصولات
* سیستم انبارداری مناسب برای محصولات
زیر معیارهای مربوط به معیار کیفیت محصولات پتروشیمی عبارتند از :
* مرغوبیت نوع و ترکیب مواد تشکیل دهنده محصولات
* متناسب بودن بسته بندی محصولات
* بالا بودن طول عمر و اعتبار کالا
* افزایش

دیدگاهتان را بنویسید