ویژگیهای فرهنگ :

بعضی از ویژگیهای فرهنگ رو میشه اینجور بر شمرد :

1.فرهنگ مجموعه ای منظم وکلیتی سازمان پیدا کرده :

فرهنگ مجموعه منظمیه از دانشها ،باورها ،هنرها ،اخلاقیات ،قوانین ،عادات ،آداب ،وبسیاری چیزای دیگه که آدم به عنوان عضو جامعه از جامعه دشت می کنه ووقتی می گیم «مجموعه منظم »منظور اینه که بین اجزای فرهنگ ارتباطی مستقیم یا غیر مستقیم هست وهر جزءدر باقی موندن کل نقش اجرا می کنه . از اونجا که فرهنگ حاصل جمع عناصر جداگونه از یکدیگر نیس وهر ویژگی فرهنگی نسبت به ویژگیهای فرهنگ کل معنی پیدا می کنه باید اون رو مثل کلیتی که دارای ترتیب خاصه در نظر گرفت رفتارهایی که از نظر یه مشاهده کننده غیر مناسب به نظر می رسه ،وقتی که این رفتارها در چارچوب فرهنگ کل قرار داده شن ،معقولیت پیدا می کنن .

اینجوری ،میفهمیم که تغییر در عنصری از یه نظام فرهنگی ،موجب بروز واکنشهای بیشترًغیر قابل پیش بینی وگاه پشت سر هم ،در مؤلفه های دیگه نظام می شه . ایجاد تغییر در یکی از روستاهای دور و بر تهران رو میشه در این باره مثال زد .

در سه دهه پیش زنان این داهات واسه شستن رختها وظرفها به کنار نهر آب می رفتن وفاضلاب رو در اون می ریختند . مرکز بهداشت به خاطر جلوگیری از آلوده کردن آب آشامیدنی عزمشو جزم کرد رختشویخانه ای مدرن با دیواره هایی که اون رو از هم جدا می کرد بسازه اما این کار مورد استقبال زنان داهات قرار نگرفت ،چون رخت شستن به شکل سنتی ،فقط یه کار معمولی واسه اونا نبود ،بلکه یه عمل ضمنی رو هم به همراه داشت به اونا این امکان رو می داد تا تو یه جا جمع شن ،با هم گفتگو کنن واطلاعات ومشغولیات ذهنی خود رو به یکدیگر منتقل کنن . واسه کاهش افسردگی ونارضایتی زنان مجبور شدن که دیواره ها رو بردارن وبه جای اون حوضچهای مدوری بسازن تا زنان در گرد اون رختها رو بشورن تا سختی کار وگذشت زمان رو با صحبت کردن با هم از یادنبرند . انگار ایجاد تغییرات ونو بیاری در جامعه باید به شناخت ویژگیهای فرهنگ اون جامعه انجام شه تا در پذیرش اون سختی هایی به وجود نیاد .

مطلب مشابه :  اگه بشه! توووپ‌ِتوپ میشه!

2.فرهنگ افراد یه جامعه رو قادر جلو بینی رفتار یکدیگر می کنه :

از دیگر ویژگیهای فرهنگ ویکی از فضایل واسه یه فرهنگ ،اینه که افراد رو قادر جلو بینی می کنه ،بدین معنی ،هرفرد می تونه برحسب رفتار وگفتار خود ،واکنشهای بقیه رو از پیش بدونه . در واقع تنظیم رفتارها ،واکنشهای هر فرد طبق پیش بینیه . ما میدونیم که واسه دریافت عکس العمل مطلوب پدر ،مادر ،رئیس ،پایین دست ،همکار ودوست خود چه رفتار وگفتارمی باید داشته باشیم . به خاطر همین ،در مقابل هر کدوم از اونا رفتار خاصی رو انتخاب می کنیم :

به یکی احترام می ذاریم ،به دیگری اخلاص ومحبت نشون می دیم ،در برابر یه کرنش می کنیم وبه دیگری پرخاش . بعضی وقتا خود رو عصبانی جلوه می دیم وگاه لبخند می زنیم . ًخندیدن ،گریه کردن ،فریاد زدن بلند یا ملایم حرف زدن ،خواهش کردن وتهدید کردن در موقعیتهای جور واجور واسه اینه که عادتهای فرهنگی ودرنتیجه واکنشهای افراد رو در مقابل رفتارای جور واجور میدونیم ومی توانیم پیش بینی کنیم .

  1. فرهنگ آموختنیه :

فرهنگ هر جامعه ای کل ویژگیهای رفتاری واکتسابی مردم س واژه تعیین کننده در این تعریف همون واژه اکتسابیه که فرهنک رو از رفتاری که نتیجه زیست شناختیه جدا می سازه. وقتی فرهنگ در جامعه یاد گرفته می شه ،ثبات ودوام پیدا می کنه . در واقع تا وقتی که عوامل تغییر ودگرگونی فرهنگ ، قوی وقدرتمند نباشه ،اعضای جامعه در برابر از این رو به اون رو شدن فرهنگ مقاومت ومخالفت می کنه . مثلا در هر فرهنگی ،روش خاصی واسه لباس پوشیدن هست ،فقط وقتی این روش در معرض تغییر می شه که تحت اثر عوامل فرهنگی نو وجدیدی (نو بیاری وفرهنگی )قرار گیرد ومورد پذیرش اکثریت مردم واقع شه .

  1. فرهنگ وسیله ایه واسه کنترل اجتماعی :

از اونجا که افراد ،روش های رفتاری والگوهای فرهنگی جامعه رو از راه آموزش یاد می گیرن ،فرهنگ وسیله ایه که رفتار وتمایلات وکردار اونا رو یکنواخت می کنه واز روش مجازاتهایی که اعمال می کنه باعث کنترل وایجاد نظم در جامعه می شه . کنترل اجتماعی «کل موانعیه که جامعه به خاطر جلوگیری ادما از کجروی اجتماعی در راه اونا بوجود میاره ».

مطلب مشابه :  عوامل حمایتی در روان درمانی گروهی

به بیان دیگه میشه اون رو به عنوان مجموعه تأثیراتی توضیح کرد که اعضای یه جامعه رو به همنوایی وادار می کنه .

وقتی که گروهی از کجروان با تعدد وهمبسشتگی خود ثباتی بدست بیارن ممکنه به شکل یه ضد فرهنگ (مثل هیپیا )در آیند . ضد فرهنگ خرده فرهنگیه که ارزشها ،هنجارها ،وشیوهای زندگی اون از پایهًبا فرهنگ حاکم در تضاده. اینجور گروهی آگاهانه بعضی از مهمترین هنجارهای جامعه بزرگتر رو رد می کنه وبه امر مباهات هم می کنه .

5.فرهنگ اتفاق ای پویا ،انتقال پذیر وپایداره :

فرهنگ فرآیندیه پویا که از راه آموزش از نسلی به نسل بعدی انتقال پیدا میکنه ،ادامه پیدا می کنه ودگرگون می شه فرهنگ با انتقال تجربه ها والگوها ،قالبهای رفتاری رو تو ذهن مردم ،حک می کنه وزمانی این قالبهای حک شد ؛آثار تجربه ها ،عمیق ومداوم وپایدار می شن ،پروسه حک کردن از راه فرهنگ پذیری انجام میشه .

فرهنگ پذیری یعنی جامعه پذیری عالی وژرف ونیز یاد گرفتن فرهنگ جامعه دیگه اگه در هر کدوم از ما الگوهای اکتسابی یه فرهنگ موندگاری یابد وبه صورت بخشی از رفتارای ثابت ما در بیاد این پروسه رو فرهنگ پذیری می گن.

فرهنگ پذیری در اندازه وسیع وقتی اتفاق می افته که جامعه ای مورد تهاجم جامعه دیگه قرار گیرد،فاتحان تلاش می کنن تا روش های زندگیشون رو بر مغلوبانتحصیل کنن ومغلوبان هم به نوبه خود شروع می کنن به موافقت با بعضی اعمال فاتحان .البته بعضی وقتا ویژگیهای یه فرهنگ با فرهنگ دیگه هماهنگی نداشته ونسبت به انتقال اونا مقاومت می شه . مثلا :سر خپوستان آمریکایی از اسلحه گرم ونوشابهای الکلی استعمار انگلیس با هیجان استقبال کردن ؛ولی نسبت بهخ مذهب اونا وطرز تلقی شون از کار بی خیال نسبت به موضوع موندن .