مشکلات روانی رشد خلاقیت :

مهمترین و شایعترین مشکلات در راه پرورش تفکر خلاق مشکلات روانیه . خیلی از آدما به دنبال بهونه ای جهت نبود خلاقیت خود می گردن . به خاطر این خود رو قانع می کنن که نیروهای خارجی هیچوقت نگذاشتن تا خلاقیت خود رو نشون بدن ، به بهونه ای متوسل می شن که خود به خود یک مانع روانی به حساب میاد . ( آقائی فیشانی ، 1377 )

مثل اینکه که مشکلات رشد خلاقیت بیشتر فرهنگی باشه تا بیولوژیکی ، اثر اینطور مشکلات فرهنگی رو میشه به بهترین وجه در چار دوره آموزش و پرورش رسمی مشاهده کرد . در دوره قبل از دبستان کلی ترین مانع آفرینشگری ، مربوط به فشارهای فرهنگیه که مدت زمان بازی و تخیل کودک رو کوتاه می کنه . بطوریکه زمانی که کودک بندازه کافی از رشد هوشی بهره مند شده و می تونه به تفکر خلاق بده ، بیشتر نیروی تخیل خود رو نیروی ذهنی بی اهمیتی میدونه . پس والدین و معلمان وظیفه دارن استعداد کودک رو واسه خیال پردازی ، تا زمانی نگه دارن که واسه آفرینشگری آماده شه . کودک بخودی خود ، دست از آفرینشگری خود جوش نمی کشد ، بلکه در اثر فشار بزرگسالان که اون رو مجبور به عمل « واقعی » می کنن از آفرینشگری سر باز می زنن (نلر، مسدد، 1369).

  • در دوره ابتدائی ، تصمیم آموزگار به اجرای نظم ، ممکنه یکی از باز دارندهای خلاقیت باشه که به از بین بردن ابتکار و خود جوشی علم آموز منتهی می شه . ولی فشار فرهنگ همسالان ، مانع قویتری بشمار میره . این فشار به نوبه خود به وسیله معلم که هماهنگی گروهی رو ، برپیشرفت فردی مقدم می داره تقویت می شه .
  • در دبیرستان ، فشار گروه همسالان زیاد می شه. از نوجوون انتظار میره به هر قیمتی واسه بروز خصلتهای روشن خود سعی کنه . هم اینجور از اون انتظار میره تا کارش رو دقیق و به موقع تحویل بده نه اینکه ابتکاری بخرج بده ، علاوه بر این نوجوون خود رو رودررو با ضرورت انتخاب خط و مشیای قراردادی می بیند . مثلا فردی که تصمیم داره موسیقیدان یا هنرمند شه باید خود رو آماده اهداف تیرهای سرزنش همسالان و افسوس والدین خود کنه( نلر ، مسدد ،1369)

– در دانشگاه ، مشکلات اصلی خلاقیت عبارتند از : تاکید بیشتر از حد بر کسب علم موجود بجای استفاده مبتکرانه از اون ، وجود برنامه ای منظم و از پیش تعیین شده بجای تشویق به کشف علم واسه خود ، طرفداری کورکورانه از نظام نمره ای بعنوان مشوقی واسه خاطر جمعی و مصونیت از خطر ، تاکید بیشتر از حد بر کتابهای درسی ، استفاده از روش بیانی بجای استفاده از خود دانشجویان بعنوان معلم واسه دانشجویان پائین ترو آخرسر غریبگی معلم و دانشجویان باهم . ( نلر ، مسدد ، 1369 )

از مهمترین عواملی که اثر تخریبی شدیدی روی یک موضوع نا آشنا و یا یک ایده جدید داره واکنش منفیه . تقریبا هر پیشنهاد جدیدی رو میشه به فوریت و از راه منطقی نشون داد که غلط و اشتباهه . و بعضی وقتا اثبات این اونقدر قانع کننده می رسه که پیشنهادکننده وسوسه می شه که از تفکر بیشتر برروی پیشنهاد جدیدش خود داری ورزد . حتی اگه این طرز منفی با ذکاوت زیاد هم همراه باشه نتیجه اون به خلاقیت کمک نمی کنه .

  • طرز تلقی مثبت از خصوصیات افراد خلاقه . حتی افرادی که خیلی غیر خلاق بنظر می رسن دارای قدرت تصورند اما تصور اونا منفیه . افراد منفی باف پس از گوش دادن به یک ایده تنها به داشتن یک فکر تمایل دارن . « چه ایراداتی می تونم در اون پیدا کنم؟ ( نلر ، مسدد ،1369 ).

بیشتر این نوع تصور تخریب کننده به اونقدر راه عجیبی روونه که به سرعت ، ایرادات ، یکی پس از دیگری مثل باران می بارد .

یکی از مشکلات خلاقیت عادات قبلی در حل مسائله. یکی از دلائلی که ما هر چه بیشتر رشد می کنیم ، خلاقیتمان  کمتر می شه ، اینه که قربونی عادات می شیم. پس تحصیلات و تجارب ، عوامل باز دارنده ای در ما ساخته میشه که طرز فکر ما رو به طرف جمود می کشوند و این عوامل موقع برخورد خلاق ما با مسائل ، مانع ایجاد می کنن .

یک عامل پرتوان جنگ با عادات بازدارنده عبارت از تکنیکی موسوم به یورش فکریه .

دوم : دلسرد کردن خوده . تجربه رهبران خلاقیت ، اونا رو در مورد این واقعیت تحت اثر قرار داده که خیلی از مردم خلاقیت خود رو با دلسرد کردن خود از بین می برن . اعتماد به نفس نیروی بزرگی در موندگاری خلاقیت بشمار میره و چه بسا ایده های پنهون مفیدی که در اثر نبود اعتماد به نفس ایجاد کنن گان اون در نطفه خفه گردیده و هیچوقت کسی از اون حتی باخبر  نمی شه .

  • واقعا اکثریت قاطع افرادی که در خلاقیت مشهور بودن تا حد پستی متواضع بودن بیشتر نادرند افراد برجسته ای که دنیا اونا رو با اهمیتی خیلی بیشتر از اون چه ، اونا واسه خود قائلند نشناسد . تقریبا در همه موارد وقتی در درباره از موفقیت اینجور افرادی از اونا سوال می شه ادعا می کنن که استعداد خلاقیت اونا به مراتب پائین تر از حد نبوغه و چیزی که بعنوان موفقیت بدست آوردن از پایه فقط به دلیل سعی همیشگی در قبال نبود موفقیتهای مکرره( نلر ، مسدد ، 1369 ).

سوم : مانع کمروئیه . در غالب موارد کمروئی از تردیدهای واقعی خود درباره استعداد خلاقیتشان سرچشمه میگیره.

  • شکسپیر می گه : «اینجور تردیدهائی خائن ان و باعث می شن که نتایج نیکوئی رو که ممکنه در صورت نبود ترس از سعی بدست آوریم از دست بدیم . » شک نداشته باشین تردیدی وجود نداره که ما دارای استعداد و قدرت تصور هستیم و هم میتونیم اونو در صورتیکه اراده کنیم بکار بریم( نلر ، مسدد ، 1369 ).
  • چهارم : نا امید کردن فرد خلاقه . خلاقیت اونقدر گل لطیفیه که تشویق اونو به شکوفائی وا می داره در حالیکه نا امید کردن ، بیشتر اونو در غنچه می خشکاند . همه ما در صورتیکه سعیامون مورد تشویق بگیرینه های بیشتر و بهتری رو ایجاد می کنیم . رفتار غیر صمیمی می تونه ما رو از سعی باز داره . شوخی تمسخرآمیز می تونه سمی باشه ، اون طور که در لطیفه ای « بالزاک » بیان گردیده . « پاریس شهریه کینه های بزرگ در اون معدوم می گردن و مرگشان به وسیله جوک گوئیا فرا می رسه. » هر ایده ای اگه با تشویق روبرو نشه باید دست کم از اون استقبال شه ، حتی اگه خوب نباشدلااقل باید با « تشویق به ادامه سعی » روبرو شه ( نلر ، مسدد ، 1369 ).
  • پنجم : دلسردکردن نزدیکانه . دلیلی که بیشتر از همه در خراب کردن خلاقیت موثره آنهائین که از طرف افرادی که به اونا علاقمندیم سرچشمه میگیره . در داخل خونواده تشویق باارزشتر از هر جای دیگره . والدین باید تفکر کرده ، دقیقا نگریسته و قبل بیان کمترین اعلام دلسرد کننده درباره کوششهای خلاق کودک کمال دقت خود رو در گوش دادن به اون به کار گیرند( نلر ، مسدد ، 1369 ).
مطلب مشابه :  روسپی کیست؟ روسپی‌گری چیست؟

یک راه جنگ با تمایلات به دلسرد کردن یعنی اینه که بخاطر بیاریم که بیشتر بهترین ایدها بدوا مورد تمسخر قرار گرفتن . وقتی جون کی ماشین نساجی رو اختراع کرد اونقدر تهدیدی واسه کارگران تلقی گردید که کارگران بافنده دسته جمعی به او جمله برده قالبهای ماشین رو ویرون کردن . و وقتی چارلز نیوبولد ، ایده خیش چدنی رو تهیه کرد زارعین اون رو بر این پایه که خاک رو آلوده کرده ، باعث ایجاد علفهای هرز می شه رد کردن . ( اسبورن ، قاسم زاده ،1371) .

نتایج تحقیق که روی عوامل ایجادکننده و بازدارنده خلاقیت انجام شده ، نشون میده که داشتن استقلال یا ایجاد فوریت می تونه باعث بروز خلاقیت و عواملی مثل ، خشونت و سختگیری ، مانع اون می شه . بعضی وقتا خلاقیت به دلیل احساسات فرد بوده و در بعضی موارد از هوش و قوه درک و خرد فرد سر میگیره . در کل عوامل فردی و محیطی می تونه در مراحل خلاقیت اثر داشته باشه . ( doyle , 2001 , erik )

ضمنا محققان دریافتند که داشتن تجربه می تونه باعث افزایش رفتار خلاق در فرد شه ، ولی اگه با کنترل همیشگی ، مدیران و سرپرستان و نبود حمایت همراه باشه باعث کاهش رفتار خلاق در فرد می شه ( jennifer and ging , 2001erik )

الیویور[26] در تحقیقی گسترده با عنوان « جلوگیری خلاقیت » اعلام کرد مواردی که تاکید زیاد برتفکر همگرا دارن و معلم مطالب درسی رو به شکل روشهای غیر قابل انعطاف بی حس شوخ طبعی و با رقابت بین دانشجویان و علم آموزا همراه با ایجاد نظم استبدادی و بی اجازه بروز اشتباه ، تدریس می کنن مانع بروز خلاقیت می شن ضمنا تاکید شدید بر رقابت و همنوائی از عوامل بازدارنده خلاقیته ( سعیدی ، 1381 ) .

آزمایش به شکل سنتی در بیشتر موارد ، مانع آرامش علم آموز می شه . در حالیکه ضرورت وجود آزمایش معمولا غیر قابل انکاره . و با تغییر دادن نظام آزمایش میشه از اشکالاتی که آزمایش در بروز خلاقیت بوجود میاره کاست . اگه هدف از آزمایش کنترل کار علم آموز نباشه بلکه طبق آگاه نمودن اون از کار تنظیم شده باشه ، می تونه اثرات مفیدی داشته باشه  . چون در این صورت علم آموز از اشتباه کردن نمی هراسد . بلکه به اونا بعنوان ضرورت یادگیری نگاه میکنه . معلم لازمه در صورت امکان در آزمایش  ، بجای دادن نمره اعلام نظر خود رو بنویسد . و با علم آموز در مورد کارش رفت و امد همیشگی داشته باشه . بعضی وقتا هم از خود علم آموز بخواد در مورد کار خود اعلام نظر کنه ( حسینی ، 1376 ) .

و آخر سر ، از مشکلات خلاقیت در کلاس درس :

الف. حجم زیاد کتب .

ب. مقایسه علم آموزا با همدیگه .

پ. آموزش تکراری به وسیله معلمان.

ت. قوانین و قوانین انعطاف نا پذیر.

ث.  و مزاحم تلقی شدن علم آموز خلاق ( گالاگر ، مهدیزاده و رضوانی ، 1368 ).

      عامل شانس در جستجو در راه خلاقیت :

« اون شانس آورد –  فقط روی ایده قدم گذاشت . » بیشتر در اینطور اعلام نظرهائی کمی از حقیقت هست و اما تموم حقیقت اینه که الهام در صورتیکه فرد در اون موقع در جستجوی ایده نباشه به او روی نمی آورد .

کلمه الهام به راه بزرگی واسه گفته به هر دو منبع ایدها ، یعنی منبع تنویر و منبع شانس ، بکار میره . اما در صورت کلی در الهام شک نداشته باشین یک عامل تصادف مستتره . فرق اساسی بین تنویر و الهام اینه که تنویر از منابع مبهمی سرچشمه میگیره در حالیکه الهام معمولا ا یک انگیزه تصادفی که میشه اونو دنبال نمود بدست میاد و ضمنا الهام ممکنه حتی وقتی خیلی ، روی مسئله ای در حال سعی هستیم به ما روی میده (اسبورن، قاسم زاده،1371).

  1. 1. هوشیاری ، سرمایه واسه الهامه :

شانس واسه آنانکه در جستجوی چیز بخصوصین که کار بیشتری بکنن و هرچه هوشیار تر و مراقب تر باشن ، احتمال بیشتری داره که از امکانات شانسی استفاده کنن . الکساندر فیلیمینگ ، نمی دونست در جستجوی چیه . اما وقتی یک بشقاب کشت میکروب ، با کف آلوده گردید و اونو به دقت مورد آزمایش قرار داد و اجتماعی از باکتریها رو دید که مثل جزیره هایی به نظر می رسن . بدین معنی که هر یک با فاصله ها روشنی محاصره شده . این اشارت بر اون داشت که شاید کفک مانع از گسترش باکتریها می شه . اینجوری تصادف و شانس راه رو واسه کشف پنیسیلین باز کرد. اما نباید از یاد برد که این فقط دکتر فلیمینگ بود که اهمیت احتمال اون آلودگی رو مشاهده کرد(اسبورن، قاسم زاده،1371).

 

 

  1. همت ، سرمایه واسه الهامه :

دکتر جیمز- بی- کنانت[27] ، رئیس دانشگاه هاروارد و شیمی دان آمریکائی می گه : « در سراسر تاریخ علوم بارها نتایج پی گیری کردن یا نکردن کشفیات تصادفی مهم بوده . این مطلب رو میشه به استفاده کردن از یک اشتباه دشمن یا یک فرصت شانسی در جنگ تشبیه کر د . »

مطلب مشابه :  چطور معلم موفقی باشیم؟

گفته شده که مادام کوری و شوهرش ، رادیوم رو تصادفا کشف کردن . اما حقیقت اینه که تز دکترای مادام کوری در این مورد بود که چرا اینطور مثل اینکه که از اورانیوم امواج نوری متشعشع می شه ؟ او عناصر و ترکیبات شیمیائی نامحدودی رو مورد آزمایش قرار داد اما به جائی نرسید . بعد شوهرش در این جستجو به او ملحق شد تا آخر سر اونا « تصادفا » به ماده مرموزی رسیدن که اونو « رادیوم » نامیدند .

پس از صرف چار سال وقت در یک کلبه خرابه و بکار بردن چند تن سنگ معدن ، آخر تکه ای رادیوم بندازه دندان یک طفل تولید کردن هر چه شانس داشتن از اصرار خستگی ناپذیرشان حاصل گردید(اسبورن، قاسم زاده،1371).

  1. 3. شانس ، سر نخ بدست میده :

فرصتهای خوب طبق نتایجی که بدست می آورند مهمن . اما فقط در صورتیکه اونا رو پیگیری کنیم ، یک تصادف شانس آور ممکنه فقط حرکت ما رو بسوی ایده ای که در جستجوی اون هستیم سرعت دادن کنه ولی بی وجود تصادف هم ممکن بود به هر حال به اون برسیم ، فقط کمی دیرتر . غالب آزمایشهای خلاق با قدمهای خیلی کوچیک انجام میگیره و کمی شانس ممکنه جهش بزرگی بوجود آورد .

شانس هم اینجور ممکنه ما رو از یک جستجو خلاق به جستجو خلاق دیگری بکشونه.

سروالتراسکات در کشوی میزش دنبال قلاب ماهیگیری می گشت که به قسمتی از یک رمان که قبلا نوشته و اونو دور انداخته بود خورد . او بعنوان یک شاعر داشت با نبود موفقیت روبرو می شد ، چون لرد بایرون او رو تحت تاثیر قرار داده بود . پس والتر اسکات به قطعه فراموش شده با علاقه نگریست و دنباله اونو ادامه داد و زندگی ادبی جدید و درجشانتری رو شروع کرد چون این کشف تصادفی ، باعث ایجاد مجموعه رمانهای جالبی شد ( اسبورن، قاسم زاده،  1371) .

 

     با تصور خلاق میشه روابط شخصی رو بهبود بخشید :

با وجود تصور خلاقه که ما میتونیم با همیشه خود رو بجای دیگری گذاشتن از نظر خلاقیت رشد کنیم . اما واسنجام فعالانه تر این کار باید به طرف دیگر بریم . اینجوری میتونیم چیزی که رو که در روانشناسی انتقال فکر به « قرار دادن حواس خود در جای حواس دیگری » می نامند ، انجام بدیم . این کار لازمه تدبیر کارهائیه که باید واسه بقینجام بدیم و هم انجام این کارهاست . اینجوری نه تنها قدرت تصورجانشینی رو به کار میندازیم بلکه اون رو به راه خلاقی بکار می بریم (اسبورن، قاسم زاده،1371).

قدرت تصور در روابط زناشوئی :

گفته شده که بر علیه عزیزترین کسان خود گناه می کنیم نه بخاطر اونکه اونا رو دوست نداریم بلکه به اون دلیل که قدرت تصور خود رو بکار نمی بریم . عامل مهمی که درتداوم روابط زناشوئی دارای اهمیته زمونه . خانمی در این مورد می گه : « در 33 پارسال من و شوهرم با زمینه های مختلفی که می تونه باعث خلاقیت شه روبرو شدیم . همیشه یکی ازمون یا هر دو یه مدت وقت واسه تفکر صرف کرده و در هر بار یک رابطه بهتر و قویتر از خاکستر عصبانیتهای ما حاصل شده . من عقیده دارم در هر ازدواجی زمان مهم اساسیه » .

حالا عامل زمان یکی از ایده های مربوط به حل مسائل ازدواجه . قدرت تصور نه تنها مهم اساسیه بلکه کلید یک ازدواج موفقه (اسبورن، قاسم زاده،1371).

     کارهای خونه واسه قدرت تصور جنگ طلبانهه  :

خرید مواد غذائی لازمه تفکر زیرکانهه . و هر چه درآمد کمتر باشه  برنامه ریزی غذا به تصور خلاق بیشتری نیازمند داره . ممکنه شوهر تهیه غذا رو کار عادی و آسون فرض کنه اما وقت واسه خوردن غذائی که از گرانترین غذاها ، لذیذتر ولی با قیمتی نازل تهیه شده بنشیند ، خوشحال میشه که همسرش به جای پولهای شوهر ، قدرت تصورش رو بکار برده .

برخورد خلاق در مورد مسائل فرزندان :

اگه والدین نتونن از مجازات در مورد فرزندانشان چشم پوششی کنن دست کم می تونن راههای بهتری رو واسه مجازات تدبیر کنن و واسه اینکار بهتره اجازه دهند تدبیرشان موقع و جای مناسب واسه مجازات رو انتخاب کنه به جای اینکه خشم ، تعیین کننده باشه . هم اینجور واسه اینکه مجازات یا جرم تناسب داشته باشه نیاز به تصور خلاق داریم تا بتونیم جریمه ای تعیین کنیم که کودک اونو عادلانه تلقی کنه .

وقتی والدین به کمک تصور خلاق مجبور به نظم و ترتیب می کنن  به راه مطمئن تری به اخذ نتیجه مطلوب کمک کرده و از جهت برهم زدن حسن تفاهم خونواده با خطر کمتری روبرو می شن تا اونکه فرزندان خود رو دعوا کنن . با سعی جهت تدبیر این نوع استراتژیها ، والدین نه تنها به تامین خوشبختی بیشتری واسه خونواده موفق می شن بلکه تصور خلاق خود رو بیدارتر نگه می داره (اسبورن، قاسم زاده،1371).

قدرت تصور و کنارآمدن با خود :

چه متاهل و چه مجرد ، استفاده فعالانه از قدرت تصور می تونه همه رو قادر به استفاده بیشتر از زندگی خود بکنه . افرادی که از نظر خلاقیت هوشیارترند آدمای جالبترین . اونا نه تنها چیزی که هست بلکه چیزی که می تونه وجود داشته باشه رو هم می بینن و قدرت دیدن اون چیزی که ممکنه وجود داشته باشه خصوصیتیه  کنسانهارا از همدیگه جدا می کنه .

در مورد کنار اومدن با خود رضایت ما بیشتر بستگی به این داره که خلاق هستیم یا غیر خلاق . طبق یافتهای علمی ، قسمت کلی ای از بی قراریها ، نتیجه نبود استفاده از استعدادهایمانه . استعدادهای ما همیشه در اشتیاق روزنه ای جهت بیانن ولی بیشتر مشتاق پرورشن . وقتی که اونا رو زندونی میکنیم ، ما رو عذاب می دن . اینجوری دلیل نارضایتی ما رو میشه به نبود موفقیت ما در تمرین دادن و به کار انداختن استعدادهایمان دونست. اون طور که بنیامین فراکلین گفته : « دست کشیدن از تفکر فرق کمی با دست کشیدن از زندگی نداره. » ( اسبورن ، قاسم زاده ،1371 ) .