درزمان دهه­های گذشته، تحقیقات وتحقیقات زیادی در مورد شناسایی عوامل مؤثر در رهبری مؤفق و موثر انجام شده. هر کدوم از این تحقیقات که به بررسی روابط و بعضی وقتا اثرات عوامل جور واجور در مؤفقیت رهبر اشاره می­کردن، اگر به یه نتیجه واحدی می­رسیدن اون رو تحت نظریه (تئوری) و یا مدل ارائه کرده­ان. این نظریه­ها بعدا به دلیل تقارن و شباهت در معنی و در کاربرد در چاچوب مکاتب طبقه­بندی شدن، هرچند ممکنه در این کار توافق همگانی وجود نداشته باشه. اما به گفته یوسف (2005) تعدد برداشت­ها و تعاریف از رهبری، تعدد نظریه­ها و مدل­ها رو به دنبال داره که به وسیله افراد در زمان­های جور واجور مطرح شده.

هرچند موضوع رهبری تاریخی به اندازه عمر آدم داره، اما از نظر مستندات علمی گذشته اون رو می­توان از شروع قرن بیستم و با مطرح شدن مکتب مدیریت علمی از طرف تیلور[1] (1990) دنبال کرد. باور ییلور بر افزایش بازدهی از راه بهبود رموز فنی و روش­های انجام کار بود. به خاطر این توجه اون کمتر به مسئله روابط انسانی در هدایت امور بود و کارکنان به­مثل ماشین تصور می­شدن و به نیازای اونا توجهی نمی­شد.

در دهه­های 1920 تا 1930 تهضت روابط انسانی از طرف التون مایو[2] پایه­گذاری شد. باور اون این بود که باید در کنار توجه به افزایش بازدهی سازمانی، آدم­ها و نیازای اونا مورد توجه رهبران قرار گیرد. در نتیجه وظیفه رهبر از دیدگاه این مکتب، ایجاد زمینه­های لازم واسه رسیدن به اهداف مشترک کارکنان و سازمان از راه جفت و جور آوردن فرصت­هایی واسه رشد و پیشرفت پیروان بود (علاقه­بند، 1381). از سال 1930 به بعد، به دلیل تحقیق­های زیاد، تئوری­های زیادی هم مطرح شد. همخوانی بعضی از این تئوری­ها زمینه­ساز ایجاد مکاتبی در رهبری شد. تئوری­ها و مکاتب رهبری از طرف محققین به شکل­های جور واجور طبقه­بندی شده. مثلا برایمن[3] (1992) و  یوکل[4] (2002) جدول 1-1 رو ارائه کرده­ان.

اولین تلاش منظم در درک رهبری شناخت ویژگی­های شخصیتی رهبران بود. از این دیدگاه رهبران با ویژگی­های خاصی به دنیا می­آیند، از این­رو کافیه که به دنبال امتحان این ویژگی­ها در افراد بود. چون این مسئله روشن شد که انگار رهبران موثر دارای هیچ ویژگی ممتاز نیستن، محققان درصدد برآمدند ویژگی­های رفتاری اونا رو شناسایی کنن. به بیان دیگه به جای اینکه سسعی کنن تا دریابند چه چیزایی می­تونن مدیران رو مؤفق کنن، تلاش کردن تادریابند چه کارایی می­تونن مدیران رو مؤفق کنن. این محققان بر دو جنبه از رفتار رهبری توجه کردن: وظایف یا نقش­های رهبری و روش رهبری. : وظایف یا نقش­های رهبری عبارتند از: وظیفه مربوط به حفظ گروه، القای ارزش­ها و … و روش رهبری به تلاش رهبر واسه تحقق اهداف سازمان از راه توجه به کارکنان (کارمند­مداری) و یا از راه توجه به وظیفه (وظیفه­مداری) معطوفه. چندین تحقیق معروف در مورد تئوری رفتار رهبر[5] انجام شد : تحقیقات دانشگاه میشیگان، اوهایو و ارائه مدل شبکه مدیریت.

چون محققان فهمیدن که رهبری موثر به متغیرهای زیادی مثل نیازای کار، رفتار و انتظارات همکاران، رفتار و انتظارات کارکنان و سیاست­ها و فرهنگ سازمانی بستگی داره نظریه اقتضایی[6]یا موقعیتی از طرف هرسی و بلانچارد[7]در رهبری ارائه شد. بعدا فیدلر[8] سه نوع موقعیت رهبری (رابطه عضو با رهبر، ساختار سازمانی و موضع قدرت رهبر) رو شناسایی و به شکل یه الگو نشون داد. تحقیق درباره رفتار رهبر در مسیرهای جور واجور انجام می­شه. در یکی از این مسیرها محققان اعلام می­کنن که در طول تاریخ رهبرانی اومده­ان که سبک رهبری اونا باعث ایجاد تغییر در پیروان و سازمان شده. از نظریه­پردازان کهنه کار در این مورد، برنارد ام. باسه که علاوه بر بررسی رهبران تغییر­گرا، نظریه رهبری تغییر­گرا وعمل­گرا[9] رو نشون داد و بعدا اون رو به شکلی کامل­تر با عنوان مدل کامل رهبری[10]ترسیم کرد (استونر، 1382).

توجه به قرار گرفتن تئوری رهبری تغییر­گرا وعمل­گرا در چاچوب نظریه­های نوین رهبری، اول مروری کوتاه به نظریه­های نوین رهبری کرده و بعد دور و بر رهبری تغییر­گرا و عمل­گرا از دیدگاه باس  پرداخته می شه.

 

 

جدول 1-1 مسیرها در تئوری­ها و تحقیقات رهبری (برایمن 1992 و یوکل 2002)

مکاتب رهبری معنی کلی شکل های جور واجور نظریه­ها، تحقیقات و مدل­ها پژوهشگر (محققان)
صفات شخصی

(تا آخرای 1940)

توانایی رهبری ذاتیه. نگاه ابرمرد

نگاه­ویژگی­های شخصی

باس و جاگو

رالف استاگدیل و دیویس

رفتاری

(از آخرای 1940 تا آخرای 1960)

تاثیر رهبری به چگونگی رفتار اون بستگی داره. تحقیقات آیوا

تحقیقات اوهایو

تحقیقات میشیگان

شبکه مدیریت

سبک­های لیکرت

کرت لوین

مورفی و استاگدیل

رنسیس لیکرت

بلیک و موتون

رنسیس لیکرت

مدل چندبعدی رهبری چلادوری
اقتضایی

(از آخرای 1960 تا ابتدا 1980)

تاثیر رهبر تحت اثر موقعیت و شرایطه. تئوری پیوستار رهبری

تئوری رهبری بر اساس موقعیت

تئوری وضعی فیدلر

تئوری راه- هدف

تئوری تاثیر رهبری

تانن بام و اشمیت

هرسی و بلانچارد

فیدلر

رابرت هوس

ویلیام ردین

سبک­های رهبری مدرن

(از ابتدا 1980 تا کنون)

رهبران نیاز به بینش دارن. تئوری مهارت­های رهبری

تئوری قدرت مرجعیت

ریچارد بوید

رابرت هوس

مارشال ساشکین

تئوری رهبری دوراندیش
تئوری رهبری تغییر­گرا

(کاریزما)

مک گرگور بارنز و

برنارد باس

مدل کامل رهبری برنارد باس و بروس آوولیو
تئوری رهبری عالی کاردونا و فری

 

 

 

نظریه­های نوین در رهبری

نظریه اِسنادی رهبری[11]

نظریه اسنادی به آدمایی مربوط می­شه که تلاش می­کنن روابط دلیل و معلول بین رویدادها رو دریابند. از دیدگاه رهبری، نظریه اسناد، نشون دهنده این مطلبه که رهبری تنها چیزیه که مردم اونو به افراد نسبت می­بدن. محققان با به کار گیری چارچوب این نظریه به این نتیجه رسیدن که افراد باهوش، کوشا، باپشتکار، بداخلاق، دارای درک قوی و با انگیزه جاه­طلبی در برتری جویی، شایسته رهبری هستن. هم اینکه آدمایی که ابتکار عمل دارن و  اهل توجه بقیه هستن، می­تونن رهبران خوبی باشن. پس عامل اتفاق رخدادها موقعیت نیس؛ بلکه ویژگی­ها و توانایی­های خاص افراد در این نظریه، ملاک اثربخشیه. محققان در بررسی رهبری اسنادی به این نتیجه رسیدن که معمولا، این­گونه رهبران قاطع و لرزش­ناپذیرن (رابینز، 1384).

نظریه رهبری فره­مند[12]

این نظریه در دامنه نظریه اسناد قرار می­گیرد. نظریه مزبور نشون دهنده این مطلبه که اگه پیروان رفتارای خاصی از رهبر ببینن، توانایی عجیب یا قهرمانانه­ای به اون نسبت می­بدن. در بیشتر تحقیقات که روی موضوع «رهبری فره­مند» انجام شده، تلاش شده تا رفتارای اون رهبران رو از رفتار رهبرانی که از اینجور موهبتی برخوردار نیستن، جدا کنن. تا الان چندین نویسنده کوشیده­اندتا ویژگی­های شخصی یه رهبر فره­مند رو شناسایی کنن. «رابرت هاوس» سه ویژگی شخصیتی این­گونه رهبران رو شناسایی کرده. این ویژگی­ها عبارتند از: اعتماد به نفس، تسلط بر خود و باور راسخ به باورها و عقاید شخصی. در این مورد تازه­ترین تحقیق رو دو پژوهشگر به نام­های کونگر و کاننگو[13]اونا نظریه رهبری کاریزمایی چار مرحله­ای رو بوجود آوردن. در اولین مرحله، رهبر تصویری از تغییر رویایی واسه رسیدن به وضعیت ایده­آل در آینده، در نظر پیروان، بوجود می­بیاره. در مرحله دوم، رهبر این تصویر رو به پیروان منتقل می­کنه و اونا رو برمی­انگیزد که به پشت وضعیت موجود فعلی برسن. در مرحله سوم، با نشون دادن خصایصی مثل تخصص، مؤفقیت، پذیرش، خطر و اقدامات غیرمعمولی، اعتماد پیروان رو جلب می­کنه. در مرحله پایانی، رهبر راههایی رو واسه رسیدن به این تصویر رویایی از راه تواناسازی، الگوسازی واسه پیروان و نظایر اون نشون می­دهد. بیشتر صاحب­نظران باور دارن که می­توان به افراد آموزش داد که رفتارای فره­مند و ویژگی­هایی داشته باشن که پس از می­تونن عنوان رهبری فره­مند رو با خود یدک بکشن (رابینز، 1384).

تئوری رهبری دوراندیش

ساشکین (1998 – 1985) نظریه رهبری تغییر­گرا و عمل­گرای خود رو با عنوان رهبری دوراندیش نشون داد.ساشکین پایه­ی تحقیقات خود رو طبق تحقیقات «بنیس» قرار داد. بنیس با مطالعه نود رهبر استثنایی، به­دنبال عوامل مشترکی بود که در موفقیت اونا نقش مؤثری داشت. ساشکین عواملی که بنیس مشخص کرده بود رو دسته­بندی کرد ودر ارئه الگوی خود روش زوم کرد. اون هم اینکه راه و روش­های مطرح شده در رهبری تغییر­گرا و جنبه­های ارائه شده در هر کدوم از اونا رو طبق معنی، ساختار و نوع متغیر دسته بندی کرد و نکات مشترکی رو در میون این رویکردها پیدا کرد که عبارت بودن از:

–      توانایی­ها وشایستگی­های رفتارای مشترک؛

–      توانایی­ها وشایستگی­های شخصیتی مشترک؛

–      عامل­های موقعیتی یا زمینه­ای.

ساشکین توانایی­های رفتاری مشترک رو شناسایی و اونا رو به توضیح دنباله مطرح کرد:

  1. وضوح و شفافیت[15]: متمرکز کردن توجه پیروان به عقاید مهم کلیدی و مهمترین جنبه­های بینش رهبری که عملکردهای رهبر و سمبل­ها، نمایانگر این عقاید هستن؛
  2. ارتباطات[16]: پرداختن به مهارت­هایی مثل خوب گوش دادن به نظرات و عقاید پیروان، ارائه بازخورد مؤثر که وضوح و شفافیت اطلاعات رو تضمین می­کنه؛
  3. ثبات[17]: رهبران با داشتن ثبات در گفتار و انجام کارایی خاص، در طول زمان در پیروان خود ایجاد اعتماد می­کنن؛
  4. نوع­دوستی[18]: احترام و توجه رهبر به پیروان که کارل راجرز این رفتار رو توجه مثبت و بدون قید و شرط نامیدهه و این احترام صرف­نظر از قضاوت در مورد اعمال پیروانه؛
  5. ایجاد فرصت[19]: رهبر با دادن قدرت و اختیار به پیروان باعث میشه که اونا احساس کنن کار واسه خود اوناس و رقابت رو قبول کنن. البته رهبر به این مسئله توجه داره که بیشتر از توانایی پیروان از اونا انتظار نداشته باشه. رهبر در وجود پیروان اطمینانی ایجاد می­کنه تا بتونه با به کار گیری منابع درست و نظارت، خطر و رقابت رو قبول کنن.

اهمیت رفتارای رهبری در مدل ساشکین، در انتقال ارزش­ها وعقایدیه که رهبر طبق فلسفه و مأموریت سازمان به پیروان منتقل می­کنه. به همین دلایل ، رهبران تغییر­گرا باید تلاش وزمان زیادی رو صرف کنن و مدیرانی با مهارت­های مدیریتی قوی باشن تا بتونن در کارای روزمره، این ارزش­ها رو القا کنن. رهبران تغییر­گرا مقررات و فعالیت­های روزمره سازمان رو با این ارزش­ها همراه می­کنه (زردشتیان، 1387).

طبق گفته ساشکین با اینکه دو روش رهبری تغییر­گرا و عمل­گرا دوبعد جدا از هم هستن، ولی واسه ارائه رهبری موثر، به کار گیری هر دو سبک لازم و لازمن. خلاصه ابعاد نیمرخ رهبری ساشکین در جدول 2-1 آمده.

جدول 2-1 ابعاد نیمرخ رهبری مارشال ساشکین (1998-1996)

نیمرخ رهبری ساشکین
 

رهبری عملگرا

مدیریت لایق
مدیریت جایزه
 

 

رهبری تغییر­گرا

 

رفتارای رهبری تغییر­گرا

رهبری رابطه
رهبری اعتماد
رهبری احترام
رهبری خلاق
 

خصوصیات رهبری تغییر­گرا

رهبری پیروگرا
رهبری دوراندیش
رهبری بینش­گرا
رهبری اخلاق

تئوری رهبری عالی

این تئوری به وسیله فری[20] (2003) ارائه شد. در این تئوری، رهبری می­تونه به عنوان روند روابط الهی در محیط کار الهی در دنیای مدرن به تصویر کشیده شه. رهبری عالی می­تونه به­عنوان بخش­ای واسه تحقیق و بررسی بیشتر در بستر محیط کار الهی نگریسته شه (به نقل از لیو[21]، 2007). رهبری عالی از ارزش­ها، رویکردها و رفتارها (مثل عشق نوع­صمیمی، امید، ایمان و بصیرت) بمنظور برانگیختن داخلی پیروان بهره می­برد. اینجوری حس زندگی الهی اونا رو تحریک می­کنه. یعنی اونا رو به جستجوی و کشف معنی زندگی و متفاوت نگاه کردن، پیشرفت روابط داخلی با بقیه اعضا، فهمیدن و فهمیده شدن و در آخر بروز دستاوردها و یا نتیجه های مثبت سازمانی تشویق می­سازه. رهبری عالی نیازای اساسی و لازم رهبر و پیروان رو واسه زیستن در زندگی الهی و رشد و بهبود الهی واسه هر دوی اونا رو بهم می­آمیزد (لیو ، 2007).

نظریه رهبری تغییر­گرا عمل­گرا

در دهه گذشته تمرکز تحقیقات رهبری از مدل­های سنتی به نوع جدیدی از تئوری­های رهبری تغییر راه داده که اثرات حیرت­بیاری روی افراد  و سازمان دارن. اثر این جابه­جایی احیا شدن تحقیقات رهبری و ایجاد تئوری­ها و نظریه­های جدید رهبری بوده. نظریه رهبری تحولگرا از نظریه­های جدید رهبریه که بیشترین تحقیقات در دهه گذشته روی اون صورت گرفته (پیلای[22]، 2003).

در تئوری­های قبلی، بیشتر رهبران به حفظ وضع موجودرضایت داشتن و پیروان رو بمنظور کسب اهداف خود و سازمان هدایت می­کردن. اما رهبران تغییر­گرا الهام بخش بوده و افراد رو به گونه­ای هدایت می­کنن که بیشتر از توانمندی­های خود در سازمان تلاش کنن  (نیکدل، 1387).

 

 

[1]. Taylor

[2]. Elton Mayo

[3]. Bryman

[4]. Yukl

[5]. Behavior Leadership Theory

[6]. Contingency Leadership Theory

[7]. Hersey & Blanchard

[8]. Fiedler

[9]. Transformational and Transactional Leadership Theory

[10]. The Full Range of Leadership

[11]. Attribution theory of leadership

[12]. Charismatic leadership theory

[13]. Conger & Konungo

[14]. Visionary Leadership theory

[15]. Clarity

[16]. Communication

[17]. Consistency

[18]. Caring

[19]. Creating opportunities

[20]. Fry

[21]. Liu

[22]. Pillai

مطلب مشابه :  روش یادگیری مشارکتی یا روش با هم مطالعه کردن