نقش زنان در عصر ظهور
با بررسی درباره نقش زنان و پس از ظهور حضرت مهدی(عج) به نکات قابل توجهی لست می یابیم هر چند هر چند طبق بعضی از روایات پیرامون «دجال» را بیش تر یهود و زنان تشکیل می دهند ولی در کنار آنان زنانی مومن و عفیف نیز هستند که در حفظ عقیده خود کوشیده اند و از اوضاع پیش از ظهور بسیار متاثرند برخی از زنان از ثبات قدم و روحیه جهادگرانه برخوردارند و هر کجا می روند با جنگ تبلیقاتی علیه دجال ماهیت ضد انسانی او را آشکار می سازند. بر پایه ی برخی از روایات تا چهارصد زن هنگام قیام مهدی(عج) آن حضرت را همراهی می کنند و عمدتا در بخش بهداشت و درمان مشغمل فعالیت می باشند البته در روایات درباره تعدا زنانی که به هنگام قیام حضرت با او خواهند بود اختلاف وجود دارد برخی از روایات از سیزده زن نام می برد که هنگام ظهور حضرت مهدی همراه حضرتش می باشد که شایداین تعداد از کسانی هستند که در کادر اولیه نیروهای مهدی می باشند برخی از روایات نیز عدد زنان هفت هزار و هشتصد نفر شمرده اند که به حضرت یاری ی رسانند. امام باقر فرمود: «سوگند به خدا سیصد و اندی مرد می آیند که در میانشان 50 نفر زن هستند. در مکه اجتماع می کنند بی آنکه قبلا وعده داده شده باشند آمدنشان مانند ابرهای پاییزی است» امام صادق به مفضل بن عمرو می فرماید:«با حضرت قائم سیزده زن همراه است» عرض کرد آنها چه کار می کنند؟ فرمود «مجروحان را مداوا و بیماران را پرستاری می کنند همانطور که در زمان پیامبر چنین بود» در کتاب «ملاحم و فتن» نیز سید بن طاووس از ابن حماد نقل می کند که تعداد مومنان به عنگام خروج دجال دوازده هزر مرد و هفت هزار وهفصد یا هشتصد زن هستند.

جنگ جهانی در دوران ظهور
روایات بسیاری در حد تواتر اجمالی بر وقوع جنگ جهانی نزدیک است ظهور حضرت مهدی دلالت دارد و بعید است که بتوان آن را بر دو جنگ جهانی اول و دوم گذشته که در عصر ما اتفاق افتاد تطبیق نمود زیرا صفاتی که برای این جنگ در روایات ذکر شده است با اوصاف آن دو جنگ تفاوت دارد مخصوصا در تعداد قربانیان این جنگ و زمانش که نزدیک به ظهور و یا بعد از آغاز نهضت مقدس به وقوع می پیوندد. اینک نمونه هایی از این روایات: از امام باقر روایت شده که فرمودند:« قائم قیام نمی کند مگر در پی ترس و وحشت و زلزله ها و فتنه و آشوب وبلاهایی که مردم گرفتار شوندکه پیش از آن گرفتار طاعون و بعد از آن جنگ و خونریزی بین اعراب و مردم شده و اختلاف بین مردم و پراکندگی در دین آن ها و دگرگونی احوال آنان ایجاد شود به گونه ای که در اثر مشاهده ی به جان هم افتادن مردم و یکدیگر را خوردن هر کس در صبح و شام آرزوی مرگ می کنند»
این مطلب دلالت دارد که مرض طاعون قبل از ترس شدیدی که عبارت از همان در کیری و جنگ عمومی است خواهد بود اما با این فرض این که مطمئن باشیم شخص راوی تقدیم و تاخیری در عبارت انجام نداده باشد مشکل است که وقوع حوادث را زنجیره ای و پشت سر هم بدانیم چون جمله ی«و جنگ و خونریزی بین اعراب » که با کلمه ی «ثم» عطف شده است چنان چه بر جمله ی«و طاعونی قبل از آن» عطف شود صحیح است. بنابراین اختلاف بین اعراب بعد از وجود طاعون می باشد. همچنین عطف آن بر جمله ی«وبالیی که مردم گرفتار آن می شوند» نیز صحیح است که در این صورت ایجاد اختلاف قبل از طاعون است به علاوه در این پیشامدها اجمال است. البته از این مطلب فهمیده می شود که برای عرب ها و مردم دوره ای سخت از لحاظ ایمنی و سیاسی و اقتصادی خواهد بود. ممکن است مراداز سال گرسنگی و قحطی که روایات بعدی از امام صادق نقل می شود همین سال باشد آن جا که فرمود:«ناگزیر قبل از قیام سالی خواهد بود که مردم در آن از گرسنگی رنج می برند و ترس و وحشتی سخت در اثر کشار آنان را فرا می گیرند.» روایت بعدی دلالت دارد که شدت نبرد و حالت جنگ تا زمان صیحه ی آسمانی که در ماه رمضان نزدیک ظهور حضرت مهدی می باشد ادامه خواهد یافت. از امام باقر نقل شده که فرمود:«اهلشرق و غرب با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند. آری اهل قبیله نیز {مسلمانان} و مردم با ترس و وحشت طاقت فرسایی روبه رو خواهند شد و به همان حال به سر برده تا زمانی که منادی از آسمان ندا دهد. زمانی که بانگ زد پس کوچ کنید کوچ» این روایت دلالت دارد که خسارت های این جنگ به طور اساسی برملت های غیر مسلمان وارد می شوند و جمله ی «اخل شرق غرب و آری اهل قبله با هم اختلاف پیدا می کنند.» عبارت دقیقی است که حاکی از اختلاف مسلمان ها بعد از اختلاف شرق و غرب است البته این امر در جنگ جهای آینده طبیعی است زیرا اهداف آن جنگ مراکز حکومت کشور های بزر و پایگاه های نظامی آنان بوده به طور غیر مستقیم به آنان نیز سرایت می کند همچنان که برخی از روایات نیز به این مطلب تصریح نموده است. از ابو بصیر نقل شده که گفت از امام صادق شنیدم که فرمودند:«این نخواهد بود تا دوسوم مردم از بین بروند.» سوال کردیم: وقتی تا دو سوم مردم از بین رفتند پس چه کسی باقی می ماند؟ حضرت فرمود:«آیا دوست ندارید که دریک سوم باقی مانده باشید؟» و شاید خطبه ی امیرالمومنان علی وقت و عامل این جنگ را مشخص می سازد خطبه ای که آن حضرت تعدادی از نشانه های ظهور مهدی و برخی از حوادث حرکت او را در آن ذکر می کند.در آن خطبه ی شریف دو فقره است که ارتباط با جنگ جهانی دارد. آن حضرت فرمود:«آگاه باشید ای مردم از من بپرسیدپیش از آن که فتنه و فساد مانند شتری که در اثر رم کردن مهارش زیر سم او قرار گیرد و بر ترس و اضطرابش افزوده شود سرزمین شما را پایمال نماید و یا این که در مغرب زمین آتش جنگ بزرگی را با موادی قابل اشتعال دامن زند در حالی که فریاد بلند بانگ می زند وای بر او از انتقام جویی و خون خواهی و مانند آن. آن گاه مردی از اهل نجران خارج شده امام را اجابت می کند.او اولین مرد نصرانی است که دعوت آن حضرت را لبیک می گوید صومعه خود را خراب می کند و صلیبش را می شکند و به اتفاق عجم ها و مردم مستضعف سوار بر مرکب و با درفش های هدایت به طرف نخیله حرکت می کنند محل تجمع مردم از همه جا روی زمین در منطقه ای به نام فاروق قرار دارد(و آن منطقه است که در سر راه حج رفتن امیرالمونان بین برس و فرات است) در آن روز تعداد سه هزار (هزار) یهودی و نصرانی کشته خواهند شد که بعضی از آنها برخی دیگر را به قتل می رسانند واقعه آن روز تاویل این آیه ی شریف است با شمشیر ویا شمشیر درو کردیم اما این جمله امام که « قبل از این که با پایش فتنه ای در شرق ایجاد کند» دلالت دارد که آغاز این جنگ از شرق یعنی از روسیه خواهد بود و یا حاکی از مشاجره و درگیری در منطقه ی شرق می باشد. وعبارت «و یا آتش جنگ بزرگی را با مواد قابل اشتعال در غرب می افزود» دلالت دارد که مرکز اصلی نابودی کشور های غربی است و مراد از کثرت مواد قابل اشتعال آن پایگاه نظامی و پایتخت ها و مراکز مهم آن کشورها ست و ظاهرا معنای کلام حضرت که فرمود:«محل تجمع مردم روی زمین فاروق است». این است که مردم در آن روز از گوشه و کنار جهان جهت پیوستن به حضرت مهدی گرد هم جمع می شوندو مقرو پایگاه او از بین کوفه و حله به حضور ایشان می رسند. به نظر می رسد که عبارت «و آنجا منطقه سر راه و مسیر حج امیرالمومنان بین برس و فرات است» حاشیه ای از خود راوی و یا یا نسخه بردار است که در داخل در اصل عبارت شده است و شاید معنای «المحجه» که در عبارت آمده است محل اجتماع کاروان های حج در زمان امیرالمومنانو یا محلی باشد که دز آن جا درفش های هیات ها و نمایندگان برای ورود به اردوگاه وی و یا ملاقات با آن حضرت اجتماع می کنند.و عبارت «در آن روز بین شرق و غرب سه هزار (هزار)کشته می شوند» یعنی سه میلیون نفر و این که کلمه «هزار» را بین پرانتزگذاشتیم بدین جهت است که آن کلمه در روایت دیگری در بحار (ج52 ص 274) وارد شده بود و شاید هم آن کلمه از روایت افتاده باشد. البته این بدان معنی نیست که قربانیان جنگ جهانی سه میلیون نفر خواهند بود بلکه از مراحل جنگ و آخرین آنهاست و مجموع خسارات جانی جنگ و معرض طاعون که قبل از آن دیگر پنچ هفتم جمعیت جهان چنان که از امام صادق روایت شده است که فرمود: «پیشاپیش قائم دو نوع مرگ وجود دارد :یکی مرگ سرخ و دیگری مرگ فید تا از هر هفت نفر پنچ نفر از بین می روند.» و در برخی از روایات نه دهم مردم آمده البته گاهی اختلافات روایات به علت تفاوت منطقه ها و یا علل دیگر است اما به هر حال خسارت های مسلمانان در این جنگ اندک بوده و یا قابل ذکر نبوده است

مطلب مشابه :