“کلمه درست، عامل نیرومندی است، اگر کلمات، کاملاٌ بجا مصرف شوند، به سرعت برق، هم بر جسم و هم بر روح اثر می گذارند.” مارک تواین

“کلمات می توانند موجب بیماری و حتی مرگ انسان بشوند” نورمن کازینز

– اگر برای بیان خاطره ها و تجربه های زندگی خود، از کلمات صحیح و مؤثری استفاده کنیم، به رشد نیرو بخش ترین عواطف پرداخته ایم.

– کلمات به صورت ناخودآگاه انتخاب و تکرار می شوند.

– با انتخاب صحیح و آگاهانه کلمات می توانیم بر نحوه ارتباطمان با خودمان، دیگران، کارمان و محیط مان اثر بگذاریم.

– با تغییر عادت کلامی و عوض کردن کلماتی که برای تشریح عواطف خود به کار می برده ایم ، می توانیم به سرعت شیوه تفکر و احساس خود را عوض کنیم.

مثالهائی از کلام غلط

1- وقتی حالمان خوبست و سلامتیم می گوئیم “بد نیستم”

2- دائم می گوئیم : “زندگی یک جنگ است.”

3- خانمی که همسرش سکته کرده بود این صحنه را مثل فیلم سینما بارها می دید. همانطور که می دانیم تصاویر حتی قوی تر از کلمات اثر می گذارند.

4- به خود می گوئیم من از همه قوی ترم و به همه پیروز می شوم ، احساسمان در این تلقین همراه با خشم و عناد است و چیزی که نصیبمان می شود انتقام جوئی و خشم و نفرت است.

5- من آرام خواهم بود ، کی و در پاسخ به چه رفتاری؟

6- “من نخواهم ترسید.” در واقع درست مثل من خواهم ترسید عمل می کند.

7- در حالیکه درآمد کافی داریم و مشکل خاصی هم نداریم در جواب اوضاع چطور است؟ می گوئیم: “ای.”

8- دائم از اوضاع بد زمانه داد سخن می دهیم و غر می زنیم.

9- “من شانس ندارم.”

10- “من عرضه ندارم”

11- “می دانم که کسی به من, حرفم و کارم توجه نخواهد کرد.

مضار جمله های تلقینی غلط

1-تشدید و تحکیم کردن عصبیت ها

2- بالا بردن اضطراب

3- زیاد کردن ترس ها

4- افزایش نا آرامی

5- زیاد کردن انتقامجوئی

6- کم کردن حافظه

7- کم کردن اعتماد به نفس

8- افزایش نیاز به سلطه جوئی

9- تحکیم عادات عصبی

10- تحکیم و تعمیق حسادت

11- اضافه کردن خودخواهی

فایده تلقین های مثبت

1-رهائی از ترس ها، تنش ها، اضطرابها و نا آرامی ها

2- احساس و لمس کردن حسن های خود

3- پیدا کردن توانائی نه گفتن به دیگران، ابراز نظر و ابراز وجود کردن و در جمع خود را مطرح کردن

4- تنظیم روابطمان با دیگران، حلم، رعایت طلسم تصا

5- بالا بردن خلاقیت ها

6- ایجاد انگیزه برا ی اهداف شغلی و غیره و بالابردن شور و شوق در زندگی

7- افزایش میل توفیق

8- افزایش توانائی آموختن

9- افزایش مهراصیل به خود و دیگران

10- زیاد کردن امید

11- بالا بردن توانائی کشف امکانات موجود در هر شرایطی

12- بالا بردن عزت نفس

13- غلبه بر تنبلی ، تأخیر و تعجیل

14- رفع عادات عصبی

15- ایجاد حس همکاری بیشتر در خود و دیگران

16- توفیق در بهداشت دوستی و زناشوئی

17- دفع سلطه جوئی، خودخواهی، حسادت

پیش نیاز تلقین

قبل از اینکه جمله ای تلقینی انتخاب کنیم بسنجیم که چه چیز را می خواهیم تغییر دهیم؟

1-شرایط زندگیمان

2- وضعیت معیشتیمان

3- عادت عصبیمان

4- باورمان

برای روشن تر شدن مطلب به مثالهای زیر توجه کنید:

مثال

1: خانمی از یک رفتار همسرش رنجیده ، به جای رنجش زدائی دائماً به خود تلقین و یا حتی تصویر ذهنی می کند که بالاخره طلاق خواهد گرفت تا راحت شود.

موقعی چشم باز می کند که طلاق گرفته و همسرش ازدواج مجدد کرده و راه برگشت ندارد، در حالیکــــه اساســــاً رنجش از همسرش بی مورد و یا قابل گذشت بوده است.

2 : جوانی، هدفهای بزرگی در سر دارد، ولی همین که با موانع برخورد می کند به جای از پیش پا برداشتن موانع و کوشش و تلاش بیشتر ، دائم تلقین می کند که این مملکت به درد نمی خورد و باید از آن فرار کرد.

زمانی به خود می آید که سالها در یک جامعه غربی مثل اسب تازی دویده و کار کرده تا معاش خود و همسر فرنگی اش را تأمین کند . در میانسالی که نیاز به آرامش و آسایش و یاری همسرش است، سرکارعلیه از او خسته شده و دیگر حاضر نیست او را تحمل کند.

بعد یادش می افتد که وقتی خیلی دل تنگ شهر و دیارش شده بود، اظهار لطف این علیا مخدره، در باغهای بهشت را به رویش باز کرده بود.

3 : خانمی از همسرش که با او تفاهم نداشت جدا شد تا با کسی که او را می فهمد ازدواج کند. . با آقائی که چند سال از او کوچکتر بود ازدواج کرد و خوشحـــــال بود که با این ازدواج به همه ثابت کرده که آنقدر زیــبا و جذاب است کـــــه با مردی کم سن تــــــر از خودش که قدر او را می شناسد ازدواج کرده ولی متأسفــــانه بعد از مدت کوتاهی سر از اعتیاد درمی آورد.

4 : خانم میانسالی از همکارانم به من توصیه کرد که در زندگی عجولانه تصمیم نگیرم. وی پس از رنجشی که از همسرش داشته به منزل مادرش رفته و شکایت به او می برد. او هم به سرعت طلاق دخترش را می گیرد . شکــــوه این خانم از آن بود که مادرش به جای گرفتن میانه دو طرف ، به دلیل احساس اجحافی که خودش از زندگی زناشویی داشته و تصویر ذهنـــی اش که من بدبختــم و دخترم هم مثل من بدبخت است زندگی او را از هم می پاشد.در حال حاضر او ناچار است با کار طاقت فرسا مادر و دختر خود را اداره کند در حالیکه شوهرش که از موقعیت اجتماعی و مالی بالائی برخوردار بوده بلافاصله ازدواج مجدد کرده و راه بازگشت به زندگی قبلی اش بسته میشود.

در مثالهای فوق هر یک از این افراد به جای حل کردن مشکل خود و انتخاب یک تلقین درست برای تغییر وضعیت و شرایط زندگیشان سعی کردند بافراراز وضعیت کنونی خود را به مخمصه ای دیگر گرفتار کنند.

اگر به احساس هر یک از این افراد دقت کنیم، مثل آدمی است که از دست یک حیوان وحشی فرار کرده باشد، به اولین درختی که رسید از آن بالا می رود در حالیکه ممکن است بالایش یک پلنگ به انتظار او نشسته باشد.

پیش نیاز:

به این ترتیب نیاز داریم که برای انتخاب تلقین مناسب صادقانه موارد زیر را بررسی کنیم :

1- آیا اگر هدفم فاصله گرفتن از کسی است از او رنجش دارم؟

– نسبت به او حسادت ندارم؟

– آیا توقعاتم عصبی نیست؟

– از او زخم غرور نخورده ام؟

مثال

1 – خانمی تصویر ذهنی اش از خودش این بود که قربانی است. آنقدر آن روی سگ شوهرش را بالا می آورد که به او توهین و تحقیر کند، و به اطرافیان می گفت: می بینید با من چه می کند؟

2- خانمی به دلیل اینکه خیلی خودش را خواستنی می دانست انتظار داشت که علیرغم هر رفتاری که با شوهرش می کند او عاشقانه دوستش داشته باشد . با اولین کم محلی شوهرش آنچنان زخم غرور خواستنی بودن خورد که از وی جداشد.

3- خانمی که به شدت دچار احساس “ناخواستنی بودن” بود دائم در این ترس به سر می برد که همسرش به او خیانت کند در حالیکه همسرش خیلی به او علاقه داشت و مرد نجیب و خانواده دوستی بود.

خوشبختانه وقتی به او گفتم که این تصویری که دائم در ذهنش مرور می کند روزی به واقعیت خواهد پیوست، پذیرفت و باعث شد که او به جای تکرار تصویر خیانت همسرش به داشتن این همسر نجیب شاکر شود.

4- رابینز از پسر بچه ای صحبت می کند که ابتدا فکر می کردند عقب افتاده است، ولی پس از اصلاح تصویر ذهنی اش نابغه شد.

2- دقت کنم که تصویر دهنی ام از خودم چیست؟

گاهی ما آنچه را که دوست داریم باشیم با تصویر ذهنی از خودمان اشتباه می گیریم.

در واقع تصویر ذهنی ما از خودمان آن عملکرد ناخودآگاهی است که نشان می دهیم . یعنی تصویر ذهنی ، مثل یک نقشه است که روی کاغذ پوستی و یا کالک ( کاغذهای شفاف)کشیده شده و عملکرد ما مثل برگه های اوزالیداست که ازاین کالک گرفته می شود و همه مثل هم است مگر اینکه آن نقشه اصلی روی کالک را تغییر دهیم.

مثال

1: من تصویر ذهنی مهرطلبانه ای دارم پس استعدادها, توانائی ها, و آگاهی های خودم را نمی بینم و در جائیکه باید خود را ابراز کنم، ناخودآگاه این کار را نکرده و موقعیت مورد علاقه ام را به نفرات کم توان تر از خودم واگذار می کنم.

2: من به دلیل برتری طلبی خود را با استعدادتر, تواناتر, آگاه تر از آن که هستم می بینم و کارهای بزرگی را به عهده می گیرم که توان انجام آن را ندارم و دائم دیگران را به خاطرعدم توفیق در آن سرزنش می کنم.

عوامل مؤثر در اثر بخشی تلقینات

1-تهیه لیست توفیق های گذشته و مرور آن

2- حسن جوئی از خود

3- کشف منحصر به فرد بودن خود

4- کشف استعدادهای خود

5- واکنش سنجی احساس گناه هایمان

6- تمرین شور و شوق

7- باور کنیم که اشتباه کردن مساوی بی ارزشی نیست

شجاعت اصلاح اشتباهاتمان را به خود بدهیم.بخصوص در اشتباه گرفتن ” زخم غرور” خودمان با ” گناه دیگران ”

8- تمرین مهر بی انتظار کنیم

9- تمرین شاکر بودن کنیم

10- باور کنیم که ذهن ما تجربه واقعی را از تجربه تخیلی تشخیص نمی دهد

11- رنجش زدائی ، رنجش زدائی و رنجش زادئی.

روش تلقین :

1-جمله تلقین را مثبت تهیه کنیم

به جای من خشمگین نمی شوم بگوئیم من آرام هستم.

به جای من ترسو نیستم بگوئیم من شجاع هستم.

2- از فعل حال استفاده کنیم:

وقتی می گوئیم من خشمگین نخواهم شد به این معنی است که در یک زمان نا معلوم ، و ذهن نمی تواند برای زمان نامعلوم برنامه ریزی کند.

مثال

1) من هنگام مراجعه به اداره ” آ ” آرام ، متین ، مهربان و معتمد به نفس هستم”

2) من در هنگام برخوردبارفتار تحقیر و توهین آمیز دیگران ملایم، متین، مهربان، معقول و معتمد به نفس هستم.

3) من در هنگام گرفتن حقم از دیگران و مسئول بالادستم آرام ، متین ، ملایم، مهربان و معقول و معتمد به نفس هستم.

4) من در هنگام تصادف رانندگی, پرخاش دیگران, سخنرانی, باز کردن باب دوستی با کسی که به او علاقه دارم, آرام ، متین ، ملایم، مهربان و معقول و معتمد به نفس هستم.

5) به جای اینکه بگوئیم من از ارتفاع نمی ترسم بگوئیم: ” من در ارتفاعات از زیبائی های آن لذت می برم.”

3- در جمله تلقین حتماً لفظ مهر و احساس مهر وجود داشته باشد، چون گاهی رنجشها باعث می شود که ناخودآگاه حرکتهای انتقامجویانه به ذهن ما تلقین شده و عمل کند.

4- در جمله تلقینی درک و احساس زیبائیها گنجانده شود.

انسان موجودی تلقین پذیر میباشد و تلقین پذیری یکی از ویژگیهای انسان است تلقین تاثیر فوق العاده ای بر انسان دارد. شاید یکی از دلایلی که اسلام زندگی را با گفتن اذان در گوش نوزاد آغاز میکند و با تلقین به میت تمام میکند اهمیت تلقین باشد. بنظر میرسد یک بعد از ابعاد اذکار و عبادات هم بعد تلقینی آنها میباشد.

همه انسانها با درجات مختلف تلقین پذیرند و این تلقین پذیری در خلسه بسیار افزایش مییابد. دانشمندان به دفعات نشان داده اند هر نوع تلقین مورد پذیرش ضمیر ناخودآگاه قرار میگیرد امروزه دانشمندان اثبات کرده اند که بخشی از اثرات داروها اثرات تلقینی آنها است لذا در پزشکی امروز استفاده از شبه داروها مطرح شده است که فاقد اثرات خاص دارویی و شیمیایی میباشند.

در تمام اعصار تلقین نقش مهمی در زندگی انسان بازی کرده است. از تلقین میتوان برای منظبط کردن و تحت کنترل در آوردن نفس خود استفاده کرد. تلقینِ سازنده، نیروی شگفت انگیزی میباشد. یادتان باشد تلقین فی نفسه قدرتی ندارد مگر اینکه ما قبولش کنیم. بنابراین با آگاهی از اثرات تلقین از آن در جهت مثبت استفاده کنید و خود را از تلقینات منفی دیگران و محیط در امان نگه دارید.

تقویت حافظه

انواع تلقین:

۱- تلقین کلامی

۲- تلقین فکری

۳- تلقین شنیداری

۴- تلقین دیداری

۵- تلقین نوشتاری

شما می توانید از هر یک از انواع تلقین که تمایل داشتید استفاده کنید. یاد آوری می نماییم که جملات تلقینی باید مثبت و کوتاه باشد و از قبل آماده و در دسترس قرار گرفته باشند، توجه کنید که برای تاثیر گزاری بیشتر این جملات را بسیار جدی و محکم و با باوری عمیق در ذهن خود تکرار کنید و یا بر زبان جاری سازید. جملات تلقینی زیر برای رسیدن به تمرکز خوب و تقویت حافظه پیشنهاد میگردد. (البته بسیار بهتر است تلقینات در حالت خلسه انجام گیرد)

– من همواره از هوش، شهامت و ذکاوت سرشارم.

– من به فرایند زندگی اعتماد دارم و ایمن هستم.

– من خودم را دوست دارم و تایید میکنم.

– من از آرامش الهی سر شارم.

– من دارای حافظه عالی و قدرتمند هستم.

– تمرکز من فوق العاده است.

– من با عشق و علاقه مطالعه میکنم.

– من با محبت به خودم توازن می بخشم.

– خواندن و مطالعه کردن به من احساس آرامش میدهد.

– من خوب و راحت مطالعه میکنم و خوب و راحت یاد میگیرم.

– من در جلسه امتحان بخوبی مطالب را از ذهنم به برگه امتحان منتقل میکنم.

– من از درس خواندن و امتحان دادن لذت می برم.

– من نسبت به خود صادق هستم، من مسئول پیشرفت خودم هستم.

تقویت حافظه

خلسه چیست؟

خلسه حالتی بین خواب و بیداری است که امواج ذهنی در شرایط آلفا قرار می گیرند و تلقین پذیری انسان افزایش مییابد. در حالت خلسه انسان در:

۱- آرامش قرار میگیرد.

۲- توجه از امور عادی جدا میشود.

۳- آگاهی و تمرکز بیشتر میشود.

۴- حواس پنجگانه فیزیکی تضعیف میشود.

۵- حواس برتر هویدا و تقویت میشود.

۶- ضمیر خودآگاه کنار رفته و ضمیر ناخودآگاه پدیدار میگردد.

۷- در این حال امواج فکری انسان در سطح آلفا قرار می گیرد و تلقین پذیری انسان بیشتر میشود.

بنابراین مناسب است که در حالت خلسه از تلقین استفاده نمود تا تاثیرات بیشتری به همراه داشته باشد. باید توجه داشت که خلسه از نظر کیفیت به دو نوع مثبت و منفی تقسیم بندی میشود باید خلسه منفی را شناخت و اگر پیش آمد از خلسه خارج شد.

ویژگیهای خلسه مثبت:

۱- تنفس آرام و عمیق است

۲- ضربان قلب طبیعی است

۳- شخص احساس آرامش و رهایی دارد

در حالی که در خلسه منفی تنفس تند و سطحی است و شخص حالت اظطراب و تنش دارد.

در زندگی روزمره حالت هایی پیش می آید که مشابه خلسه میباشند باید در این شرایط و موقعیت ها به خود تلقین مثبت نمود.

حالت های مشابه خلسه:

۱-مواقعی که در حال استراحت هستید

۲- زمانی که خیلی خوشحال یا خیلی ناراحت هستید.

۳-لحظاتی قبل از این که به خواب بروید

۴- بلافاصله بعد از بیدار شدن

۵-قرار گرفتن در مکانهایی که جزء اهداف شما است.

۶-در موقع بیماری، حوادث

لحظات قبل از بخواب رفتن و بلافاصله بعد از بیدار شدن یک خلسه طبیعی عالی، مثبت، عمیق و بسیار سودمند و مفید میباشد. این دو نوبت خلسه بسیار ارزشمند میباشد و میتوان از آن در جهت تغییر در عادات و رفتار و نیز تصحیح باورهای ذهنی غلط در سطح ناخودآگاه استفاده نمود. بنابراین برای افزایش تمرکز و تقویت حافظه شما باید از این دو نوبت خلسه طبیعی استفاده نمایید. خلسه فی نفسه مفید میباشد بدین معنی که اگر شما در حالت خلسه قرار بگیرید و تلقین هم نکنید، صرف قرار گرفتن در خلسه برای سلامتی جسم و ذهن و تقویت تمرکز مفید میباشد.

تکنیک ساده برای قرار گرفتن در حالت خلسه

یک روش ساده و موثر برای رفتن در خلسه استفاده از تنفس و شمارش معکوس میباشد بدین ترتیب:

۱-زمانی برای رفتن به خلسه در نظر بگیرید که در شرایط متعادل باشید و فرصت کافی برای انجام تمرین داشته باشید.

۲-بر روی زمین دراز بکشید و دستهای خود را در کنار بدن قرار دهید. ( می توانید روی یک صندلی مناسب خود را رها کنید)

۳-بدن خود را رها کنید بطوری که هیچ قسمت از بدن شما منقبض نباشد.

۴-قبل از شروع تمرین به خود یاد آوری کنید که با هر شمارش معکوس آرامش و رهایی شما بیشتر میشود و با رسیدن به عدد یک شما در خلسه ای مناسب قرار میگیرید و کاملا آماده انجام تلقینات هستید.

۵-تنفس عمیق و آرام با توجه بر دم و بازدم انجام دهید.

۶-شمارش معکوس را از ۲۰ تا ۱ انجام دهید. هر عدد را در ذهن خود مجسم کنید، لحظه ای خیره به آن نگاه کنید و سپس به عدد بعدی بروید.

۷-تلقینات مورد نظر را انجام دهید.

۸-با چند نفس عمیق، آرام آرام به حالت طبیعی برگردید.

قبل و بعد از تمرین به خود تلقین کنید که در تمرینات بعدی با شمارش های کمتر و در زمان کوتاهتری به خلسه های عمیق تر خواهید رفت.

تقویت حافظه

تکنیک مراقبه گاشو

مراقبه گاشو یک تکنیک ساده و مفید برای ایجاد و تقویت تمرکز و افزایش قدرت حافظه میباشد. گاشو ( Gasho ) به معنی دستهای به هم چسبیده است، دستهایی که برهم قرار گرفته اند و در مقابل قلب قرار داده شده اند.

مراقبه گاشو را میتوان بصورت نشسته روی صندلی، یا روی زمین به صورت دو زانو یا چهار زانو انجام داد. نکته مهم در انجام این مراقبه صاف بودن کمر و ستون فقرات میباشد. زیرا در این حالت جریان انرژی در کانال اصلی آن در بدن (که ساشومنا نامیده می شود و منطبق بر نخاع است) به سهولت و سادگی به حرکت در می آید.

مراقبه گاشو به تنهایی مراقبه کاملی است و هر کس میتواند روزانه ۱۰ الی ۲۰ دقیقه آن را انجام دهد. بسیار مناسب و لازم است که شما این مراقبه را انجام دهید و در انجام آن به مهارت برسید. نکته دیگر در انجام مراقبه گاشو این است که توجه و تمرکز باید بر محل تماس انگشت وسط باشد ( انگشت آتش ).

در روزهای اول تمرین این مراقبه ممکن است تمرکز شما از این نقطه قطع شود و فکرهای پراکنده به ذهن شما برسد، در این حالت باید همچنان آرام باشید و هیچ عکس العمل تدافعی در مقابل این افکار نداشته باشید فقط به آنها به صورت ذهنی نگاه کنید و آنها را بپذیرید و دوباره تمرکز خود را به محل تماس انگشت وسط باز گردانید. با این روش بزودی میتوانید افکار خود را در کل زمان انجام تمرین مراقبه گاشو به این محل متمرکز کنید بدون اینکه افکار مزاحم حواس شما را از این نقطه منحرف کنند.

توصیه میشود مراقبه گاشو را هر روز انجام دهید و به آن به صورت یک کار روزانه و لازم مثل مسواک زدن نگاه کنید، از انجام این مراقبه لذت ببرید و به نتایج بدست آمده از انجام روزانه و مرتب این تمرین توجه و تمرکز کنید. بزودی از انجام این تمرین لذت فرآوان خواهید برد و نتایج خوبی بدست خواهید آورد، یادتان باشد این مراقبه در کمال سادگی بسیار قدرتمند است و میتواند یاوری خوب و همیشگی برای شما در تحصیل و زندگی باشد.

مزایای مراقبه گاشو:

۱-ایجاد آرامش

۲-افزایش تمرکز

۳-افزایش انرژی های فردی

مراحل انجام مراقبه گاشو

۱-در حالتی آرام روی صندلی با پشتی صاف و چشمان بسته و یا نشسته روی زمین به صورت دوزانو و یا چهار زانو قرار بگیرید.

۲-دستان خود را به هم گرفته و در مقابل قلب قرار دهید.

۳-تمرکز و توجه خود را به محل تماس انگشتان وسط هدایت کنید.

۴-مدت ۱۰ الی ۲۰ دقیقه در این حالت بمانید.

۵-تمرکز خود را از محل تماس انگشت وسط قطع کنید و دستان خود را پائین بیاورید.

۶-از خودتان بخاطر انجام این تمرین سپاسگذاری کنید.

۷-چند نفس عمیق بکشید و به حالت عادی باز گردید.

تخیل و تصویر سازی ذهنی

تخیل نیرویی است که اندیشه را به ترتیبی تازه و متفاوت گردهم می آورد. تخیل یعنی توانایی آفرینش آرزو، هدف یا تصویری در ذهن، در تخیل هدفمند و ارادی از این توانایی برای تجلی و تحقق اهداف یا آرزو ها استفاده می شود. شما بر این خواسته و تصویر تمرکز می کنید و انرژی می دهید تا به صورت عینی در عالم مادی محقق شود. روش تفکر کنونی شما فقط یک عادت است که می تواند تغییر کند.

تخیل و تصویر ذهنی کلید ذهن شهودی هستند. استفاده از تجسم خلاق شنا کردن در مسیر آب است یعنی بدون تلاش و تقلا، به اعتقاد روانشناسان بزرگ تخیل بزرگترین نیروی ذهن است. دانشمندان علوم ذهنی می گویند انسان می تواند آنچه را در تخیل خود تصور میکند بیافریند. آدمی همان می شود که در خیال خود تصویر می کند. تخیل نیرومندتر از اراده است و اگر نبردی بین این دو رخ دهد تخیل پیروز میدان خواهد بود.

برتری شما در این است که کشف کنید چگونه نظام باورهای خود را تحت تاثیر قرار دهید. برای این منظور یکی از موثرترین راهها تصویر سازی ذهنی است. تجسم و تخیل مثبت و هدفمند تمرینی برای استفاده از توانمندی ها و انرژی های ذهنی میباشد. برای رسیدن آسانتر به اهداف و ایجاد تحول در خود، تقویت اراده، افزایش تمرکز و تقویت حافظه.

تخیل هدفمند و مثبت ابزاری قدرتمند در دست شما است. با سخاوت کائنات خلاقیت نامحدود در هر لحظه از زندگی شما جریان دارد. اگر آنچه را می خواهید واضح و شفاف به ذهن خلاق خود بدهید، خواستهایتان به سراغتان می آیند. تخیل مثبت و هدفمند، فن استفاده از نیروی خیال برای آفرینش خواسته های شما است.

تخیل کلیدی است برای دست یابی به تمرکز و آرامش در زندگی. صاحبنظران می گویند استفاده از تخیل هدفمند و هوشیارانه معجزه می کند. آنچه را در ژرفترین لایه ذهن به آن می اندیشید و منتظرش هستید به سوی خود جذب می کنید. تجسم یا آفرینش ذهنی موضوع تازه ای نیست، انسانهای پیش از تاریخ هم با تخیل و اثرات آن آشنایی داشتند.

دو هزارو پانصد سال پیش یونانیان قدیم از این قانون ذهنی استفاده می کردند. چارلز فیلمور می گوید تخیل این توانایی را به آدمی می دهد تا خود را از زمان و مکان برون فکند و وراء هرگونه محدودیت قرار گیرد. اگر در نیت و خواسته خود صمیمی، صادق و آماده تغییر باشید، براحتی به هدف می رسید.

در استفاده از تخیل لازم است ذهنی باز داشته باشید. وقتی تجسم خلاق به هوشیاری مداوم و آگاهی شما بدل شد، می فهمید خود آفریننده زندگی خویش هستید. هدف نهایی این است که تخیل مثبت در هر لحظه از زندگی شما در حال ساختن آرمانهایتان باشد.. هدف محقق شده را خود را در ذهن نگهدارید. از جملات تلقینی هم استفاده کنید و از خود و همه سپاسگذاری کنید. هر چه قدر نسبت به خودتان احساس بهتری داشته و قدردان خود باشید، شادتر خواهید بود و انرژی خلاق شما افزایش مییابد

کاربردهای تخیل و تجسم:

۱-افزایش تمرکز

۲-تقویت حافظه

۳-ایجاد آرامش

۴-موفقیت در آزمونها

۵-افزایش اراده و اعتماد به نفش

۶-رسیدن به اهداف مادی، عاطفی، ذهنی، معنوی و …

تکنیک تخیل و آزمون ها

برای استفاده از قدرت تخیل جهت موفقیت در کنکور و تقویت تمرکز باید هدف خود را به تصویر بکشید. اساتید اعتقاد دارند بهتر است تصویر مربوط به بعد از رسیدن به هدف باشد. به عنوان نمونه برای قبولی در کنکور بهتر است مراسم جشن فارغ التحصیلی خود را تصویر سازی کنید برای این منظور ابتدا تصویری باشکوه از مراسم جشن فارغ التحصیلی خود بسازید که در آن مراسم شما را بعنوان دانشجوی نمونه و ممتاز معرفی می کنند، هر قدر می توانید تصویر مراسم را باشکوه و احساس بیشتر بسازید. تشویق های دیگران را ببینید، خوشحالی خود و دوستان و خانواده خود را احساس کنید و… . شما باید قبل از انجام تکنیک تصویر مربوطه را کامل و بدون اشکال در ذهن خود ساخته باشید.

مراحل انجام تکنیک

۱-زمان مناسب را برای انجام تکنیک انتخاب کنید.

۲-در حالت خلسه قرار بگیرید. (میتوانید از تکنیک خلسه استفاده کنید)

۳-تصویر مراسم جشن فارغ التحصیلی را با دقت و تامل در ذهن مرور کنید.

۴-با چند تنفس عمیق و آرام به حالت طبیعی باز گردید..

۵-برنامه ای منظم برای تکرار تکنیک در نظر بگیرید.

خودت را بشناس
پیش از آنکه تغییر در خود را آغاز کنید، لازم است خودتان را بهتر بشناسید و با شگفتی ای به نام تلقین و قدرت تلقین آشنا شوید.

برای شروع، آزمون شخصیت انجام دهید، در خود به جست و جو بپردازید و جمع بندی کنید. ضمن این کار، علت ناهماهنگی بین جسم و روحتان را -که تمام بیماری ها نتیجه آن است- شناسایی کنید.

3: روان شناسی تصویر ذهنی
بیماری خیالی
چند سال پیش در کتابی مربوط به هیپنوتیزم، مطلبی درباره آزمایشی جالب خواندم. یک هیپنوتیزور به دختر دانشجویی که تحت تاثیر هیپنوتیزم قرار داشت، تلقین کرد که تکه یخی پشت دستش میگذارد و او به وضوح سرمای یخ را احساس خواهد کرد، اما در واقع پشت دست دختر دانشجو سکه ای گذاشته بود.

قدرت تلقین چقدر است؟
قدرت تلقین چقدر است؟

ایجاد تاول بر اثر تلقین
سپس هیپنوتیزور سکه را برداشت و به دختر تلقین کرد که تکه فلزی داغ پشت دست دیگرش خواهد گذاشت و در واقع، همان سکه را پشت دست دیگر دختر دانشجو قرار داد. دخترگ بر اثر سوزش شدید تکانی خورد و چهره در هم کشید گویی که دستش سوخته باشد. پس از چند دقیقه پشت دست دختر مانند زخم سوختگی، تاول زده بود. وقتی پس از بیداری از دختر دانشجو، درباره حالات او سوال شد، نمیتوانست به درستی سرمای یخ و سوزش فلز داغ را به خاطر آورد، حتی باور نمیکرد که در هر دو مورد، از سکه ای واحد استفاده شده است. چه توجیهی برای این حالات وجود دارد؟

ذهن نیمه هوشیار پیامی را که از فلز داغ فرستاده شده بود باور کرده، آن را کاملا دریافت داشته و با زدن تاول، مانند سوختگی واقعی، عکس العمل نشان داده بود. به این ترتیب، میتوان پی برد که تصور ذهنی تا چه حد میتواند روی جسم تاثیر بگذارد، البته بیماری را نیز میتوان به همین صورت به خود «تلقین» کرد.

فکر کردن دائم به بیماری، به راستی سبب بروز آن بیماری میشود. پزشک نیز بیماری را تشخیص خواهد داد و تمام علائم بیماری مشهود و عوارض بیماری نیز کاملا واقعی خواهد بود، پزشک علت را خواهد یافت و تنها در رفع علائم بیماری با دارو خواهد کوشید. گاه دیده میشود که بیمار سرسختانه در برابر دارو مقاومت میکند. اگر در چنین وضعیتی قرار دارید، تنها راه درمان قطعی ایجاد تغییر در نحوه نگرش ذهنی شماست. اگر افکار بیماری زا را از سر به در کنید، علائم بیماری نیز به سرعت و بدون نیاز به دارو ناپدید میشوند. این پدیده، نشان میدهد که باید از منفی بافی، ساختن تصاویر مخرب و تلقین بیماری به خود اجتناب کنیم، میتوان با تلقین مثبت این تندرستی را به جسم بیمار باز آورد.

تلقین مثبت: من تندرست هستم
اگر خود را عادت دهید که افکار منفی را با تمام نیرو از خود برانید و در برابر دیدگان ذهنی خویش، خود را دائما مثبت و سالم ببینید، این تصور به تدریج چای خود را باز میکند، زیرا ذهن نیمه هوشیار شما نیز آن را به همان صورت دریافت کرده، تصور تندرستی گامل را میپذیرد و از بیماری رهایی یافته، دیگر بیمار نخواهید شد.

از دست ندهید : گوشه ای از قدرت ضمیر ناخودآگاه
تاثیر پذیری ذهن نیمه هوشیار، زمانی بیشتر میشود که تصویر ذهنی مورد نظر را در مکان آرمیدگی ذهنی به آن بدهید. برای این کار، توصیه های زیر مفید به نظر میرسد:

دو بار در روز هر بار به مدت 10 دقیقه به ذهنتان استراحت بدهید و خود را تندرست ببینید.
از نگرش های منفی اجتناب کنید.
به بهود تدریجی بیماری نیندیشید، بلکه نتیجه را در پیش روی خود ببینید انگار که از یقین به هدف رسیده اید.
خود را صحیح و سالم و سرشار از شور و نشاط ببینید.( همین طور هم خواهد بود)
انسان همان چیزی است که فکر میکند باید باشد.

در مکان آرمیدگی ذهنی، خود را تندرست ببینید
بد نیست بدانید که 80 درصد از بیماری ها ریشه روان-تنی دارند، یعنی در اثر جریانات روحی پدید می آیند، پس امکانات بسیار زیاد تصویر سازی ذهنی را در مهاار بیماری ها فراموش نکنید.

با این اوصاف هنگام بیماری نزد پزشک بروید، اما بدانید که طول مدت بیماری به خودتان بستگی دارد، افزون بر آن، میتوانید از بروز بسیاری از بیماری ها جلوگیری کنید.

به یاد دارم که همسرم چند سال پیش، ناگزیر از عمل جراحی دشواری بود و محل بریدگی در مدت اندکی بهبود یافت. شگفتی پزشکان روز به روز برانگیخته تر میشد. آنان باور نمیکردند که این معجزه آن باشد که او هر روز خود را در مکان آرمیدگی ذهنی تندرست میدید. به این ترتیب، زخم او 4 تا 5 بار سریعتر مداوا شد !

تاثیر داروهای دل خوش کنک و راه انداز
مسهل به جای قرص خواب
مدتی پیش خانم بیماری داستان زیر را برایم تعریف کرد. او از بی خوابی مزمن رنج میبرد و مجبور به استفاده دائم از دارو بود. وی شبی 4 قرص خواب آور میخورد. شبی به اشتباه، به جای قرص خواب، مسهل مصرف کرد و درست مثل هر شب به خواب رفت. وی روز بعد دچار اسهال شد، این موضوع تعجب او را برانگیخت، اما توجه چندانی به آن نکرد. شب بعد نیز از همان شیشه 4 قرص خواب آور برداشت و فردای آن روز دچار اسهال شدید تری شد. پس از بررسی های لازم، پی به اشتباهش برد. او پی برد که بدون داروی خواب آور، به همان خوبی خوابیده است و از آن روز به بعد، مصرف قرص خواب آور را قطع کرد.

در مورد او، داروی دل خوش کنک تاثیر خود را کرده بود. بیمار یا به عبارتی ذهن نیمه هوشیار او، باور کرده بود که قرص خواب آور مصرف کرده است و متناسب با آن عکس العمل نشان داده بود.

از دست ندهید : 4 گام طلایی شبکه سازی، اصل طلایی موفقیت!

آزمون بی نام مضاعف
در یک آزمون بی نام مضاعف در کلینیکی مشهور، بیماران به دو دسته تقسیم شدند. به گروه اول داروهای معمولی و به گروه دوم، قرص هایی کاملا مشابه به آنچه مصرف میکردند. اما بدون تاثیر دارویی داده شد. پزشک و بیماران نمیدانستند که از گروه اول هستند یا از گروه دوم، موفقیت گروه اول 70 درصد و موفقیت گروه دوم -که از داروهای دل خوش کنک استفاده میکردند- نیز 70 درصد بود.

این آزمایش ثابت میکند که دارو تنها نقش راه انداز دارد و مداوا بر عهده ذهن نیمه هوشیار است. ضرب المثل قدیمی چه خوب گفته است که: «دوره سرما خوردگی بدون درمان پزشکی 14 روز و با درمان پزشکی 2 هفته است.»

مفهوم راه انداز
بی شک ذهن نیمه هوشیار شما در برابر دارو، به عنوان عاملی راه انداز، عکس العمل نشان میدهد، افزون بر آن، میتوانید هر جریان دلخواهی را به عنوان راه انداز به کار گیرید، به عنوان مثال، من ذهن نیمه هوشیار خود را آموخته ام که هر بار دراز کشیدم، بی درنگ در آرامش مطلق فرو روم، تمام مشکلات از من دور شوند و در حالت وانهادگی کامل قرار بگیرم. عاملا راه انداز در این دراز کشیدن است. همین که دراز میکشم، تمام این روند رفتاری همچون بازتابی مشروط تکرار میشود (اشاره به آزمایش معروف پاولوف که پیش از غذا دادن به سگی، همیشه زنگی را به صدا در می آورد، به طوری که سرانجام به محض به صدا درآوردن زنگ، آب دهان سگ راه می افتاد.در واقع، دو عامل در ذهن نیمه هوشیار، با ترتیبی خاص با یکدیگر پیوند خورده اند که هیچ ربطی به هم ندارند، زیرا مسلما میتوان به سگ به جای صدای زنگ با علائم نوری تعلیم داد. عکس العمل سگ همان خواهد بود).

نشان دادن واکنش مناسب در برابر حالات مختلف، در مکان آرمیدگی ذهنی آموزش داده میشود، زیرا در آن جا ذهن نیمه هوشیار آسان تر میتواند واکنش نشان دهد. اگر موضوع مربوط به عملی باشد که یک بار اتفاق می افتد، (مثلا واکنش نسبت به یک امتحان) در آن صورت، به کارگیری «روش تخته» کفایت میکند. اما اگر قصد تغییر دائمی واکنشی را داشته باشید، «روش 21 روزه» را به کار بگیرید. برای مطالعه توضیح این دو روش بر روی آنها کلیک کنید.

به گزینی راه انداز
به گزینی راه انداز بسیار مهم است. ذهن نیمه هوشیار به هر راه انداز دلخواهی واکنش نشان میدهد، اما این واکنش همیشه بهترین واکنش نیست، مثلا این که عادت کنید به محض شنیدن موسیقی، تمایل به رقصیدن در شما ایجاد شود راه انداز موسیقی غالبا وجود دارد. چنین واکنشی ممکن است بسیار درد آفرین باشد اگر شما هنگام کار، صدای موسیقی را بشنوید، ناگزیر خواهید شد میل به رقصیدن را در خود سرکوب کنید. بر همین باور، بهتر است راه اندازی را انتخاب کنید که بتوانید آن را در هر زمان بنا به میل و اراده خود به کار گیرید یا از کار بیندازید.

مطلب مشابه :  «مه» قاعده‌ی زندگی است!

از دست ندهید : 7 گام تا موفقیت ابدی

راه انداز آزموده شده
در این قسمت، چند تلقین راه انداز آزموده شده –که من نمیز آن ها را به کار گرفته ام– به شما آموخته میشود. اگر این عوامل راه انداز را به کار ببرید، میتوانید از نتیجه آن مطمئن باشید:

همین که دراز میکشم، در آرامش مطلق فرو میروم. تمام مشکلات از من دور میشوند و اعصابم در آرامش کامل قرار میگیرد.
هرگاه از من سوالی پرسیده شود، بی درنگ جواب صحیح میدهم.
اگر بخواهم مشکلی را حل کنم، شب هنگام آن را با تمام جزئیاتش و با استفاده از روش «تخته» به ذهن نیمه هوشیارم میدهم و روز بعد، همین که چشمانم را باز میکنم سر میز صبحانه، راه حل آن را میابم.
وقتی با دهان سه نفس عمیق میکشم، همان دم، برای کارهای عملی با بیشترین بازده آماده میشوم.(در این جا مهم آن است که به خود بگویید «هربار که با دهان نفس میکشم» در غیر این صورت ذهن نیمه هوشیار شما هر بار که چند نفس عمیق بکشید، تمام نیروهای ذخیره بدن را بسیج میکند و جون ممکن است در طول روز چندین بار از راه بینی نفس عمیق بکشید، لذا آمادگی نیروهای ذخیره بدن، غیر ضروری مینماید و ذهن نیمه هوشیار شما، پس از مدتی دیگر به این راه انداز توجهی نشان نمیدهد)
هرگاه سر جلسه امتحان حاضر میشوم، در آرامش مطلق فرو میروم، در عین حال ذهنی هوشیار دارم.
هر گاه انگشتان شست و سبابه هر دو دست را روی هم تا میکنم، هر آنچه در آن لحظه گفته شود، در حافظه ام بایگانی میشود و من هر زمان که بخواهم آن را با تمام جزئیاتش به خاطر می آورم. (این نکته به ویژه در سخنرانی ها و جلسات دروس نظری بسیار کارآمد است.)
هرگاه شریک زندگی ام مرا به نرمی نوازش میکند، همان دم غم و غصه هایم را فراموش میکنم و سرشار از عشق و محبت میشوم.
هرگاه پشت فرمان اتومبیل مینشینم، در آرامش مطلق فرو میروم و عصبانیت از من دور میشود و با تسلط کامل عکس العمل نشان میدهم.
همین که به رخت خواب میرم، خوابم میبرد.
عزت نفس در واقع اسکلت روانی ماست. همانطور که جسم ما بدون استخوان و اسکلت بندی کاربردی ندارد،‌ بدون عزت نفس هم روان و شخصیتِ ما معلول خواهد بود. این ملموس‌ترین تعریفی است که می‌توانستم از عزت نفس ذکر کنم.

عزت نفس بخشی از هویتِ ماست. در مرکز ناخودآگاه قرار دارد و هر رفتار، واکنش و تصمیمی، قبل از هرچیز از فیلترِ عزت نفس خواهد گذشت.

عزت نفس به تعریف دیگر یعنی احترام به خود. یعنی من چقدر از نظر خودم انسان ارزشمندی هستم؟ یعنی من چقدر لایق یک زندگی بامعنا و سرشار از فراوانی هستم؟

تفاوت عزت نفس و اعتماد بنفس چیست؟
عزت نفس با اعتماد به نفس فرق دارد. اعتماد به نفس در مورد یک مهارت خاص مطرح می‌شود. اگر شما بلدید سخنرانی کنید، پس در سخنرانی اعتماد به نفس دارید، اما ممکن است در فوتبال بازی کردن اعتماد به نفس نداشته باشید.

این مقاله در واقع یک تحقیق کامل درباره عزت نفس است. در ادامه در یک اینفوگرافی به طور کلی به بحث عزت نفس و در عنوان‌های بعد به عواملی که موجب بالا رفتن عزت نفس میشود پرداخته ام. امیدوارم مورد توجهتان قرار بگیرد…

عزت نفس چیست
افزایش عزت نفس

راه های افزایش عزت نفس:
بیشترین بخش عزت نفس ما در دوران جوانی شکل می‌گیرد. انتقاد مداوم خانواده، دوستان و جامعه، رفته رفته احساس ارزشمند بودن را در ما کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌کند. عزت نفس پایین ، اعتماد به نفس مان را تا حدی کاهش می‌دهد که حتی نمی‌توانیم تصمیمات کوچک زندگی‌مان را بگیریم. به هر حال این احساس کم ارزش بودن و ناتوانی لزوما تا پایان عمر همراه ما نخواهد بود. تقویت و افزایش عزت نفس باعث بالا رفتن اعتماد به نفس در ما می‌شود و این اولین گام برای رسیدن به یک زندگی بهتر و خوشبختی است. در ادامه این مطلب همراه با وبسایت خودباور با راه های تقویت و افزایش عزت نفس آشنا خواهید شد، همچنین تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس را کشف خواهید کرد.

بخش 1: عزت نفس تان را شناسایی کنید:
راه های افزایش عزت نفس
عزت نفس تان را شناسایی کنید

1. عزت نفس دقیقا چیست؟
عزت نفس همان احساسی است که ما نسبت به خود داریم. عزت نفس مهم ترین جنبه عاطفی و روانی زندگی ماست.
عزت نفس بالا یعنی من خودم را به همین شکل و صورتی که هستم می‌پذیرم، دوست دارم و بیشتر مواقع احساس رضایت دارم. عزت نفس پایین یعنی از چیزی که اکنون هستم رضایت نداشته باشم.

مرکز اختلالات بالینی آمریکا افراد با عزت نفس پایین را اینگونه توصیف می‌کند: افرادی که باورهای اساسی، عمیق و منفی در مورد خودشان و شخصیت‌شان دارند. این باورها اغلب جزو اساسی از هویت آن‌ها هستند.
عدم درمان عزت نفس پایین اغلب به یک عمر زندگی پر از مشکلات ختم می‌شود. برای مثال قربانی شدن در روابطی که از آن‌ها سوءاستفاده می‌کنند، خجولی زیاد و ترس بسیار از شکست خوردن به حدی که جرأت نمی‌کنند برای خودشان هدف بگذارند.
2. عزت نفس تان را ارزیابی کنید
راه های افزایش عزت نفس
عزت نفس تان را ارزیابی کنید

دانستن این مطلب که عزت نفس تان پایین است، اولین گام برای از میان برداشتن این عادت ذهنی است. اگر افکار منفی در مورد خودتان دارید، احتمالا عزت نفس پایینی دارید. به طور مثال ممکن است این افکار منفی در مورد اضافه یا کمبود وزنتان یا یک رفتار خاص باشد، یا اینکه حوزه‌های وسیع تری مثل کار و روابط عاطفی‌تان را در بر بگیرد.

اگر بیشتر اوقات در افکار و ندای درونی‌تان از خود انتقاد می‌کنید، احتمالا عزت نفس پایینی دارید.
اگر ندای درونی و افکارتان به سمت آرامش و مثبت نگری متمایل هستند، احتمالا عزت نفس بالاتری دارید.
3. به ندای درونی‌تان گوش کنید
گوش دادن به ندای درون
به ندای درونتان گوش کنید

به ندای درونتان گوش کنیدافکاری که در مورد خود دارید را نظاره کنید. آیا مثبت هستند یا منفی؟ سعی کنی متوجه شوید که بیشتر آن ها مثبت هستند یا منفی. اگر این کار برایتان مشکل است، در موقعیت‌های مختلف افکار و برداشتتان نسبت به خودتان را یادداشت کنید و در طول یک هفته آن ها را بررسی کنید.

ندای درونی فردی که عزت نفس پایینی دارد اغلب به یکی از شکل‌های روبرو است: غرغر می کند، کمال گراست، خودش را با دیگران مقایسه می‌کند، مشکلات را بیش از حد بزرگ می‌کند، فکر می‌کند دیگران در مورد او نظر منفی دارند و ذهن آن‌ها را می‌خواند. همه این افکار منفی درونی باعث توهین به خودتان و یا برداشت منفی دیگران نسبت به شما خواهند شد و عزت نفس تان را به شدت کاهش خواهند داد.
ساکت کردن ندای منفی درونی اولین گام برای ساختن اعتماد به نفس است و جایگزین کردن آن با یک ندای مثبت می‌تواند گام مهم بعدی باشد.
به عنوان مثال ممکن است ندای درونی‌تان بگوید: “من هرگز در هیچ مصاحبه استخدامی قبول نخواهم شد و هرگز هیچ شغلی پیدا نخواهم کرد و به درد نخور هستم.” و شما می خواهید این عبارت را تغییر دهید به: “من از اینکه نتوانستم در این مصاحبه قبول شوم نا‌امید شدم، اما من خیلی تلاش کردم و مطمینم که شغل مورد نظرم منتظر من است و من فقط باید آن را پیدا کنم.”
از دست ندهید : زبان بدن و نشانه های غیر کلامی اعتماد به نفس
4. منبع کاهش دهنده عزت نفس تان را شناسایی کنید
راه های افزایش عزت نفس
منبع کاهش دهنده عزت نفس تان را شناسایی کنید

هیچ کس ار بدو تولدش به طور ذاتی مشکل عزت نفس ندارد. معمولا عزت نفس از دوران کودکی و بر اثر خواسته‌های برآورده نشده، بازخوردهای منفی دیگران و یا یک اتفاق بزرگ منفی در زندگی، ضعیف می‌شود. پیدا کردن منبع و علت عزت نفس پایین تان در حل کردن این مشکل به شما کمک می‌کند.

اگر هنگام بررسی الگوی ندای درونی که در قسمت قبل گفته شد، متوجه یک الگوی منحصر به فرد و تکرار شونده شدید، سعی کنید ردِ‌پای این احساسات را تا اولین خاطره‌ای که در ذهنتان از آن‌ها دارید پیگیری کنید.
به عنوان مثال اگر احساس منفی در مورد وزن یا ظاهرتان است، سعی کنید اولین باری که احساس بدی نسبت به وزنتان پیدا کردید را به یاد بیاورید. آیا این احساس نتیجه نظر یک شخص خاص بود یا مجموعه ای از افراد؟
5. برای بالا بردن عزت نفس تان، هدف گذاری کنید
بالا بردن عزت نفس
برای بالا بردن عزت نفس تان هدف گذاری کنید

کلید بالا بردن عزت نفس تبدیل کردن ندای درونی منفی و انتقادی به یک صدای مثبت و انگیزه بخش است. در نهایت باید تصمیم بگیرید، تصویری که از خود در ذهنتان دارید را تغییر دهید. هدف گذاری برای این‌ که در مورد خودتان مثبت تر باشید، شما را در مسیر کسب اعتماد به نفس بالاتر قرار خواهد داد.

برای مثال هدف‌تان می‌تواند این باشد: “من در مورد خودم افکار مثبت‌تری خواهم داشت و به جای اینکه مانند دشمن با خودم صحبت کنم، مثل یک دوست خواهم بود.”
بخش 2: بیشتر به خودتان توجه کنید
بالا بردن عزت نفس
بیشتر به خودتان توجه کنید

1. ویژگی های مثبت‌تان را لیست کنید
بر روی ویژگی‌هایی که خود را به خاطرشان تحسین می‌کنید و آن‌ها را دوست دارید، تمرکز کنید، تا به یاد داشته باشید که بسیار بیشتر از این چیزی که افکار و ندای درونی منفی‌تان بر روی آن تمرکز کرده ارزشمند هستید. برای موفقیت‌هایی که کسب می کنید جشن بگیرید بدون توجه به اینکه چقدر بزرگ یا کوچک‌اند.

افرادی که عزت نفس بالاتری دارند می‌توانند بپذیرند که نکات مثبتی دارند، حتی اگر کامل و بی نقص نباشند.
لیستی که تهیه کردید را جلوی چشمان‌تان قرار دهید و هر روز به آن نگاه کنید. مثلا می‌توانید آن را به آیینه اتاق‌تان بچسبانید، همچنین می‌توانید آن را جاهای بیشتری قرار دهید تا افکار و صدای گفت‌و‌‌گوی درونی‌تان مثبت تر شود.
از دست ندهید : تغییرات مثبت – چگونه عادت های بد را ترک کنیم؟
2. یک دفتر یادداشت مثبت نگری داشته باشید
بالا بردن عزت نفس
یک دفتر یادداشت مثبت نگری داشته باشید

موفقیت‌ها، تحسین‌ها، تمجیداتی که دیگران در موردتان می‌کنند و تفکرات مثبتی که در مورد خود دارید را یادداشت کنید. ممکن است افکار منفی با این کار کاملا از بین نروند، اما تمرکز بر نقاط مثبت می‌تواند به طور کلی احساس ارزشمند بودن را در شما تقویت کند.

نوشتن مداوم می‌تواند یک راه قدرتمند برای نظاره کردن گفت‌و‌گوی درونی و بالا بردن عزت نفس تان باشد.
سعی کنید برای مقابله با افکار منفی درون‌تان بر روی نوشتن نکات مثبت در این دفترچه متمرکز شوید. به عنوان مثال اگر می‌خواهید ذهن‌تان را از تفکرات منفی منحرف کنید، بنشینید و چند نکته مثبت در مورد خودتان بنویسید یا نوشته های قبلی را بخوانید.
3. از دفتر یادداشت‌تان برای هدف گذاری استفاده کنید
افزایش عزت نفس
از دفتر یادداشت‌تان برای هدف گذاری استفاده کنید

می‌توانید بدون اینکه توقع داشته باشید کامل و بی‌نقص باشید، اهدافی برای پیشرفت خودتان در تمام جنبه‌های زندگی قرار دهید. اهداف‌تان باید واضح و مشخص باشند، اما کمال‌گرا نباشید.

مثلا به جای اینکه بگویید: “من دیگر هرگز شکر نمی‌خورم و 10 کیلو وزن کم خواهم کرد”، بگویید: “من تلاش می‌کنم سالم‌تر زندگی کنم، مواد غذایی بهتری مصرف کنم و بیشتر ورزش کنم”
4. خودتان را برای نقص‌هایتان ببخشید
افزایش عزت نفس
خودتان را برای نقص‌هایتان ببخشید

به یاد داشته باشید، شما هم مثل همه، یک انسان هستید و لازم نیست برای داشتن عزت نفس بالا کامل و بی‌نقص باشید. اگر بتوانید خودتان را به همین صورتی که هستید بپذیرید، در حالی که برای بهبود خودتان در بعضی زمینه ها تلاش می کنید، عزت نفس بسیار بالاتری خواهید داشت.

جمله‌ی خاصی برای خودتان بسازید مثل: “اشکالی ندارد، من در هر صورتی فوق‌العاده هستم.”
به عنوان مثال اگر کنترل‌تان را از دست دادید و در پارک سر فرزندتان داد زدید، می‌توانید به خود بگویید: “من کامل نیستم و تلاش می‌کنم تا بتوانم احساساتم را کنترل کنم، از فرزندم به خاطر داد زدن عذر‌خواهی می‌کنم و به او توضیح می‌دهم که چرا ناراحت شدم. اشکالی ندارد، من در هر صورت مادرِ فوق العاده‌ای هستم.”
5. به دنبال یک مشاور باشید
افزایش عزت نفس
به دنبال یک مشاور باشید

اگر احساس می‌کنید به تنهایی قادر به بهبود عزت نفس تان نیستید و یا اگر به هنگام جستجو در ریشه‌های عزت نفس پایین‌تان احساس ناراحتی شدیدی می‌کنید، بهتر است به یک متخصص که می‌تواند شما را در شناخت و مقابله با ریشه‌های عزت نفس پایین کمک کند مراجعه کنید.

6. در امور خیریه شرکت کنید
مهارت افزایش عزت نفس
در امور خیریه شرکت کنید

بسیاری از افراد زمانی که از خواسته‌های خودشان خارج شده و به رفع نیاز‌های دیگران می پردازند احساس بهتری پیدا می‌کنند. کمک کردن به سازمان‌های خییه معتبر باعث می شود هم نیازمندان زندگی بهتری داشته باشند و هم شما احساس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید و از این راه عزت نفس بالاتری را تجربه کنید و در این رابطه هر دو طرف برنده هستند.

سازمان خیریه‌ای پیدا کنید که نسبت به آن احساس نزدیکی و شور و حال می‌کنید.
با یک یا چند نفر از دوستان‌تان به صورت داوطلبانه در امور خیریه شرکت کنید تا هم کارتان سبک‌تر شود و هم بیشتر لذت ببرید.
بخش 3: برای افزایش عزت نفس، شیوه زندگی مثبت‌تری را در پیش بگیرید
مهارت افزایش عزت نفس
شیوه زندگی مثبت‌تری را در پیش بگیرید

1. برای مراقبت از خود زمان اختصاص دهید
اختصاص دادن زمان برای خودتان می‌تواند کار دشواری باشد، اما زمان گذاشتن برای اموری که به شما احساس آرامش و شادمانی می‌دهند، عزت نفس تان را بالاتر می‌برد.

سرگرمی‌ای پیدا کنید که باعث میشود از نظر جسمی و ذهنی احساس بهتری داشته باشید. یوگا، دوچرخه سواری یا دویدن به احساس آرامش، خونسردی و مثبت اندیشی بسیاری افراد کمک میکند.
از دست ندهید : راههای افزایش اعتماد به نفس در بزرگسالان
2. اطرافتان را با افراد مثبت پر کنید
مهارت افزایش عزت نفس
اطرافتان را با افراد مثبت پر کنید

اگر نکات منفی در زندگی‌تان وجود دارند که باعث می‌شوند نسبت به خودتان احساس بدی داشته باشید، سعی کنید زمان کمتری به آن‌ها اختصاص دهید یا حتی این زمان را حذف کنید و به جای آن وقت‌تان را به معاشرت با افراد مثبت‌تری که باعث بیشتر شدن مثبت نگری نسبت به خودتان می‌شوند بگذرانید.

آگاه کردن افرادی که واقعا شما را دوست دارند، از نقش‌شان در ساختن عزت نفس تان می‌تواند به کمک کردن و پشتیبانی آن‌ها از این امر منجر شود.
ممکن است به دوستان نزدیک یا خانواده‌تان بگویید که: “من دارم روی بهبود عزت نفس ام کار می‌کنم. شما می‌توانید وقتی چیز منفی در مورد خودم گفتم به من یادآوری کنید و من را کمک کنید تا بیشتر مراقب افکار منفی‌ام باشم.”
3. غذا‌های سالم مصرف کنید
مهارت افزایش عزت نفس
غذاهای سالم مصرف کنید

مصرف مواد غذایی طبیعی و با قند و چربی کم‌تر می‌تواند انرژی‌تان را بیشتر کند، از کسالت و بی‌حالی جلوگیری کند و وضعیت عمومی سلامتی‌تان را بهبود دهد.

از مصرف شکلات، نوشابه، کیک و شیرینی خوداری کنید، چون باعث سنگینی و کسالت می‌شوند، ارزش غذایی کمی دارند و همچنین می‌توانند باعث بیماری و اضافه وزن شوند.
سعی کنید بیشتر میوه، سبزیجات، گوشت بدون چربی و حبوبات مصرف کنید. این مواد می‌توانند انرژی شما را برای یک روز کامل فراهم کنند و باعث می‌شوند در تمام طول روز، چه در محل کار و چه در کنار خانواده، سرِحال و پر‌‌انرژی باشید، در برابر بیماری ها مقاوم باشید، عمر طولانی‌تری داشته باشید و بنابراین می‌توانید زمان بیشتری را از بودن در کنار عزیزانتان لذت ببرید.
4. بیشتر ورزش کنید
راه های افزایش عزت نفس
بیشتر ورزش کنید

حتی اگر فرصت باشگاه رفتن را ندارید یک پیاده روی سریع می تواند برای بهبود وضعیت سلامتی‌تان بسیار مفید باشد. کمی تمرین ورزشی می‌تواند باعث شود احساس بهتر و انرژی بیشتری داشته باشید، همین‌طور سیسم ایمنی بدن‌تان قوی‌تر شود.

بیشتر افراد احساس می‌کنند که قدم زدن در فضای باز شادی بخش است، مخصوصا اگر بیشتر وقت‌شان را داخل منزل یا محیط کار باشند.
حتی یک تمرین ده دقیقه‌ای یک یا دوبار در روز می‌تواند کمک بسیاری به سلامتی‌تان کند.
5. به زیبایی ظاهری و بهداشت شخصی‌تان اهمیت دهید
راه های افزایش عزت نفس
به زیبایی ظاهری و بهداشت شخصی‌تان اهمیت دهید

اگر اندکی فکر و زمان‌تان را با انتخاب و پوشیدن لباس‌هایی که به شما احساس اعتماد به نفس می‌دهند، صرف توجه به ظاهر خود کنید و به بهداشت فردی اهمیت دهید، مثلا مسواک بزنید و سعی کنید همیشه بوی خوش داشته باشید، بسیار احساس راحتی و اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت.

بخش 4: برای افزایش عزت نفس، کمال طلبی را رها کنید
مهارت افزایش عزت نفس
کمال طلبی را رها کنید

1. استانداردهای غیر قابل دسترس را تشخیص دهید
کامل بودن هر چیزی بستگی به نوع نگاه بیننده دارد. کمال یک امر ذهنی است و اغلب از دید هر فرد متفاوت است. این‌که در زندگی استانداردهای بالایی داشته باشیم خیلی خوب است اما نباید ایده‌آل گرا باشیم، چون زندگی همیشه همان‌طور که برنامه ریزی کرده‌ایم پیش نخواهد رفت و ممکن است وقتی به تصویر ایده‌آلی که ساختید نرسیدید، به سادگی ناامید شوید.

این لزوما چیز بدی نیست چرا که همین امر علت انگیزه گرفتن بسیاری از افراد برای پیشرفت، یافتن راه‌های بهتر و موثر‌تر برای انجام کارها و تبدیل شدن به بهترین چیزی که می‌توانند است.
2. خودتان را ببخشید
مهارت افزایش عزت نفس
خودتان را ببخشید

می‌توانیم یاد بگیریم که با بخشیدن خود در زمانی که هیچ چیز درست پیش نمی‌رود و داشتن احساس خوب بیشتر در زمان کسب موفقیت در زندگی و کار، از تبدیل شدن به یک انسان بی‌فایده که می‌ترسد دست به هر کاری بزند جلوگیری کنیم. در نتیجه می‌توانیم خیلی بیشتر از همین چیزی که در همین لحظه هستیم لذت ببریم.

تمرین آرامش : در جایی ساکت و آرام به حالت نشسته یا درازکش قرار بگیرید و سپس با سه نفس عمیق ( دم و بازدم ) تمام عضلات بدن خود را شل و سست نمایید . (از نوک پا تا سر) زمانی که احساس سبکی و راحتی کردید تلقین ها را شروع کنید . سعی کنید به جای استفاده از جملات من باید ، از جملاتی مانند من موفق هستم و روز به روز و ساعت به ساعت در جهت مثبت و سازنده تغییر می کنم ، استفاده کنید و همراه با آن تصاویر مربوط به جمله را در ذهن خود مجسم کنید تا اثر القایی آن بیشتر شود .

جملات و کلمات باید فقط به شکل مثبت و درباره توانایی ها و استعدادها و نقاط قوت باشد و کلمات و جملات منفی نباید مورد استفاده قرار بگیرد . همواره تصویر و هویتی مثبت و خوشایند از خود داشته باشید . و آن گاه این حالت را با حالات قبلی در روزهای گذشته مقایسه کنید.

یک آهن ربا تا زمانی که آهن است یک قطعه کوچک مثل یک سوزن را هم نمیتواند به خود جذب کند اما به محض آهن ربا شدن و عبور جریان الکتریسیته از آن می تواند مقدار زیادی آهن را به طرف خود بکشاند.

فکر و مغز انسان هم از جهتی مانند همان قطعه آهن است که می تواند با خود تلقینی مثبت تبدیل به آهن ربا شود یا در اثر محرک ها ، و تلقین های منفی و تضعیف کننده به شکل یک آهن بی خاصیت درآید . همواره خود را به خاطر موفقیت های حتی به ظاهر کوچک و کم اهمیت تشویق کرده به خود پاداش بدهید و برای خود جایزه تعیین کنید این کار اثرهای زیادی در روحیه شما ایجاد خواهد کرد ، آن را جدی بگیرید.

تلقین نفس

شاید یکی از عوامل نیرو زا و انرژی دهنده بشر تلقین باشد . شما می توانید با تلقین های مثبت و سازنده همیشه خود را شاداب ، سرحال و جوان احساس کنید و چون تقریباً تمام دستگاه های بدن به نحوی با سلسله اعصاب در ارتباط اند و از روند مثبت فعالیت آن انرژی مثبت می گیرند . در دنیا تیم های مخصوصی وجود دارد که کارشان تقویت روحیه و انرژی درمانی است . روان شناسان و روان پزشکان با تجربه مرتب روحیه بیماران خود را بمباران تقویتی می کنند. و آن تیمی پیروز است که بیمارانش از روحیه ای بهتر برخوردار شوند . اگر مدام انتظار شکست یا انواع امراض سخت را داشته باشیم در پی بوجود آمدن این احساس منفی در ما به احتمال زیاد شکست و بیماری بر ما مستولی می شود . پس باید سعی کنیم یک تلاش همه جانبه علیه این تلقین ها را داشته باشیم . یکی از راه های مبارزه جایگزین کردن پیام های مثبت روحی است باید در طول روز دائماً به خود بگویید من موفق می شوم . من خود را با تمام نقاط ضعف و قوت قبول دارم . من به هر کاری دست بزنم موفق می شوم . و روز به روز و ساعت به ساعت به نیروهایم افزوده می شود

از عملکرد خود راضی باشید و خودتان را دوست بدارید تا بتوانید خود تلقینی خوبی داشته باشید با دیگران هم ارتباط خوبی برقرار نمایید و آنان را دوست بدارید در ارتباطات اجتماعی خود نقاط مثبت و خوب اطرافیان را به آنان خاطر نشان کنید تا هم به خود و هم به طرف مقابل انرژی مثبت بدهید.

از بیان هر جمله و کلمه منفی برای خود و دیگران خودداری کنید و مطمئن باشید در روحیه و سلامت شما و دیگران بسیار موثر خواهد بود . جملات مثبت را هر چقدر هم ساده باشند با صدای بلند تکرار کنید زیرا باعث افزایش قدرت منجر می شود و در مورد بعضی از انواع فراموشی می تواند کارساز باشد .

پس یکی از روشهای خود تلقینی ، صحبت کردن با خود با صدای بلند است وقتی شما با خودتان حرف می زنید در حقیقت مشغول ایجاد یک ارتباط موثر با خودتان هستید این روش برای کسب روحیه و بالابردن قوای ذهن بسیار موثر است . اگر بخواهید تلقینات مثبت داشته باشید و اثر آن را در وجودتان مشاهده کنید برای عمل هیچ وقت دیر نیست از همین حالا شروع کنید . دفتری بدین منظور تهیه کنید و پیام های مثبت شخصیتی خود را هر شب در آن بنویسید و در طول روز آن ها را تکرار کنید .

تکرارها هر چقدر عمیق تر و با ایمان و اعتقاد راسخ به خداوند صورت گیرد بهتر و موثرتر است . و بعدها تاثیرات معجزه آسای آن را در اعمال و رفتارتان خواهید دید.در ضمن شادی و نشاطی که در اثر تلقینات مثبت در وجود افراد تجلی می کند تأثیری مستقیم بر روی زیبایی چهره و جسم خواهد داشت . گشاده رویی و نشاط افراد می تواند در شادی اطرافیان هم موثر باشد به جرئت می توان گفت با استفاده از تلقینات مثبت ، تمام مشکلات زندگی قابل کنترل است.در احادیث اسلامی از قول معصومین – علیهم السلام – بر گشاده رویی و شادابی مومن تأکید بسیار شده است . همیشه این نکته را به دیگران بگویید که نقاط مثبت شما را فراموش نکنند . اصل حمیت به خود و دیگران را سرلوحه زندگی تان قرار دهید .

قواعد طلایی برای تقلیل استرس

زمانی استرس زیان آور است که میزان آن بیش از حد باشد و برای

تقلیل دادن آن ، موارد زیر می تواند خیلی مفید باشد

v به موقع اولویت ها را به کار ببرید

v همواره به موضوعات روزمره بیندیشید و سعی کنید از قبل برنامه ریزی کنید که چگونه می توان با مشکلات کنار آمد

v نگرانی هایتان را با افراد خانواده و دوستان در میان بگذارید و به این ترتیب از بـار فشــاری که بر شـما وارد می شود بکاهیـــد

v ارتباطات اجتماعی خود را گسترش دهید و دوستانی برای خود پیدا کنید

v به طور مرتب ورزش کنید

v یک زندگی برنامه ریزی شده را در پیش بگیرید

v خود را به خاطر کارهای مثبت موضعگیری های خوب و طرز فکرهای صحیح تحسین نمایید

v سعی کنید خودتان را بهتر بشناسید . نقاط ضعف خود را تقویت کنید

v درباره مشکلات به طور واقعی فکر کنید و همواره در قبال هر مشکل یک عکس العمل مطابق با آن را برگزینید . اگر لازم شد همواره سعی کنید به چیزهای مطبوع بیندیشید و خود را تحت فشار قرار ندهید. خود خوری نکنید و عم و عصه را از خود دور کنید .

v سعی کنید هر چیزی را در موقعیت و رفتار درست تماشا کنید

v نسبت به خود سخت نگیرید

v اگر در مورد سلامتی خود نگران هستید ، به پزشک مراجعه کنید بعضــی از انســان ها بسیار با اراده هستنــد و در هر وضعیتی دست به چاره جویی مناسب می زنند . هنگام مواجه شدن با مشکلات خاص از تجربیات این افراد سود ببرید

v مرتباً تغییرات کوچکی را در روش زندگی خود مورد توجه قرار دهید

v کار را تقسیم کنید و بار خود را سبک سازید فکر نکنید هیچکس دیگر از عهده انجام این کار برنمی آید و فقط شما قادر به انجام دادن آن هستید

v ساعات صرف غذای روزانه را خوب رعایت کنید

v برای هر روز و هر هفته خود برنامه ریزی کنید

v با دقت به حرف های اطرافیان و سایر مردم گوش بدهید

v کمی به فکر خود و خانواده تان باشید

مطالعه موفق با تمرکز

از یکی از فیلسوفان و مرتاضان هندی پرسیدند : آیا پس از این همه دانش و فرزانگی و ریاضت هنوز هم به ریاضت مشغولی ؟ گفت : آری . گفتند : چگونه ؟ گفت : وقتی غذا می خورم صرفاً غذا می خورم و وقتی می خوابم فقط می خوایم

موفقیت زندگی روزانه ما تماماً به میزان تمرکز ما بر امور روزانه ارتباط دارد.

تمام نوابغ جهان کسانی بودند که از قدرت تمرکز فوق العاده ای برخوردار بودند.

موفقیت یعنی تمرکز , تمرکز , تمرکز

تمرکز حواس یک مهارت بی چون و چرا است که نیاز به فراگیری و تمرین مستمر دارد

اگر شما روش های کاربردی را چند روزی تمرین کنید و بعد رهایش کنید نتیجه همان می شود که اکنون به آن گرفتارید . تمرینات را با صبرو حوصله کافی انجام دهید آرام و منظم پیش بروید . لرد بایرون می گوید برای پیشرفت و به روزی سه چیز لازم است اول : پشتکار دوم : پشتکار سوم : پشتکار . اگر مصمم هستید تمرکزتان بهتر شود تمرین ها را انجام دهید .

تمرکز حواس یعنی عوامل حواس پرتی . با به حداقل رساندن و با تمرین هایی که جلوتر شرح خواهیم داد شما می توانید عوامل حواس پرتی خود را کمتر کنید .

استعداد بالقوه تمرکز حواس در همگان وجود دارد و مانند هر استعداد دیگری می توان آن را در خود رشد داد و پروراند .

تمرین :

زمان مشخصی را انتخاب کنید هر زمانی که دوست دارید مثلاً ده شب تا ده و ده دقیقه به مدت یک ماه تمام به یک موضوع ویژه فکر کنید . فکر کنید 4 الی 5 شب به یک تصویر ثابت فکر کنید زمانی تصویر را عوض کنید که احساس کنید این تصویر دیگر در شما ایجاد انگیزه نمی کند و تکراری شده است تلاش کنید که فکرتان منحرف نشود به مرور می کنید که رفته رفته میزان انحراف های ذهنی شما کاهش می یابد به طوری که در روز بیستم حتی کمتر از پنج بار در طول ده دقیقه فکرتان منحرف می شود . فراموش نکنید که استمرار یک ماهه در این تمرین بسیار حائز اهمیت است .

نکته دیگر حتماً به موضوع مورد علاقه خود فکر کنید به ویژه در روزهای اول تمرین چرا که هر آنچه مورد علاقه است خود به خود ایجاد تمرکز میکند . مرحله اول تمرین مثلاً به یک سیب نگاه کنید تا زمانی که ده دقیقه تمام شود دیدن یک جسم با چشم بسته بعد از چند روز ، دیدن اشیاء با چشم باز و فکر کردن به آن ، وقتی که احساس کردید در این کار مهارت یافتید همان جسم یا یا شی ء دیگر ار در ذهن خود ببینید و به آن فکر کنید . در حالی آسوده بنشینید چشمان خود را ببندید و به تصویر ذهنی خود توجه کنید هر بار که ذهنتان فرار می کند به تصویرها و افکار دیگر متمایل می شود با تلاشی ساده و آرام به تصویر ذهنی خود برگردید . مرحله دوم تمرین ، کمی آن را برای خود
دشوارتر کنید . اینک به اسامی معنی توجه کنید . به محبت ، فداکاری ، خشم . چون اسم های معنی تصویر عینی ندارند ، بهتر است که آنها را در وجود یک شخص مورد علاقه ببینید مثلاً شادی را در چهره دوستان و فداکاری را در چهره مادر و …… . تمرکز پیدا کردن بر اسامی یعنی ، قدرت تمرکز فکر شما را بسیار عالی می کند به شرط آنکه در مراحل 1 و 2 تمرین مهارت کسب کرده باشید در روزهای آخر شما می توانید به مفاهیم گسترده تر و عمیق تری که تصاویر دنباله داری را شامل می شوند فکر کنید البته به صورت منظم و منسجم . مثلاً جنگ مفهوم گسترده ای است که تصاویر فراوانی را در ذهن شما تداعی می کند . مثلاً حمله هواپیماها ، بمباران ، خشم افراد . این تصاویر دنباله دار را با یک نظم ثابت و مشخص در ذهن خود بیاورید .

سئوال : در مرحله اول تمرین ممکن است با این سئوال مواجه شوید که مثلاً وقتی سیب را می بینید به چند چیز آن فکر کنیم ؟ ما موکداً پاسخ می دهیم به هیچ چیز : فقط تصویر را ببینید فکر خودی به خود ایجاد می شود . رنگ ، شکل ، کله های کوچک اندازه ، نوع و …..

اکثر مردم جهان با تلقین نا درست و مخرب ذهن خود و دیگران را نابود میکنند انگار که خود مامور تخریب
خود ودیگران هستند اصلا تلقین به نفس چیست؟وبه طور صد در صد ناخوداگاه دیگران و خودشان را بیمار
میکنند
حتما میپرسید مگر میشود که ما مسبب بیماری خودمان باشیم؟! جواب: البته به طور قطع و یقین؛ هر
اتفاقی که برای شما میافتد شما با تلقینات منفی اون اتفاقات را برای خودتان ودیگران به وجود اورده اید
وبعضی ها که تعدادشان کم است با تلقینات مثبت ودرست زندگی خود و دیگران را بهشت میکنن
اصلا تلقین چیه وچه طور به وجود مییاد؟
تلقین به چه معناست؟
ما برااساس باورها وتجربه های قبلی که داشته ایم( چه درست وچه نادرست)چهار چوب های ذهنی برای
خودمان ساخته ایم وفکر می کنیم که اون باورها واقعیته واصرار داریم که اون باورهای قبلی را یک حقیقت
بدانیم
(شما چه بگویید میتوانم وچه بگویید نمیتوانم در هر دوصورت حق باشماست)
ما در وجود خود دو ضمیر داریم یکی اگاه و دیگری ناخود اگاه وضمیر اگاه ما تجربه میکند و بعد از چند روز ان
تجربه را به صورت یک باور به ضمیر ناخوداگاه میفرستد تا در انجا بایگانی شود
وهر زمان که به مشکلی شبیه ان برخورد کند به طور ناخوداگاه ان باور از بایگانی ذهن بالا میاید تا دوباره
ضمیر اگاه از ان استفاده کند
حالا چه ان تجربه قبلی درست ومثبت بوده چه نادرست ومنفی به عنوان یک باور در اعماق وجود شما ثبت
شده و مرجع شما شده وهر مورد مشابهی که میبیند به خود تلقین میکنید
که دیدی من درست فکر میکردم وان باور را قوی تر میکنید
مثلا افراد منفی یک بار شکست عاطفی یا مالی خورده اند اینقدر به ضمیرناخود اگاه خودشون تلقین میکند
که من دیگر نمیتوانم کمر راست کنم یا دنیای نامردیه یاادم خوب و صادق دیگه پیدا نمیشه
واینقدر با تلقینات منفی خودشون را بمب باران میکنند که ذهنشون ؛ اونها را شکست خورده باور میکند و
دیگر قدرتی در خودش احساس نمیکند تا دوباره بایستد
و مشکلات را از سر راه بردارد این افراد گرفتار انواع بیماری های مختلف میشوند وسیستم ایمنی بدنشون
کاملا نابود میشود ولی افراد مثبت نگر با تلقینات مثبت نیروی درونی خودشون را دوباره زنده میکنند
مثلا به خود تلقین میکنند شاید زخمی به وجود بیاید وخونریزی کند وپس از مدتی خوب شود البته جای
زخم خواهد ماند ولی لازم نیست همیشه درد داشته باشد یا به خود تلقین میکنند:
کودک من برای راه رفتن صد بار زمین خورد و دوباره بلند شد و انقدر زمین خورد وبلند شد تا شیوه راه رفتن
بدون زمین خوردن را یاد گرفت ایا من از ان کودک کمترم ؟؟؟
یا مشکلات برای انسان زنده است ومنم زنده ام ومشکلات را حل میکنم
مثلا تجربه کرده بودیم که وقتی گرفتار یک بیماری سخت شده بودیم به دکتر رفتیم و سالم شدیم تا اینجای
کار مسئله ای نیست
تلقین قدرت ماورائ
تلقین قدرت ماورا
یک دسته از افراد فقط وقتی دچار بیماری سختی باشند به دکتر میروند ودر بقیه موارد جزئی تلقین به
بهبودی میکنن و به بدن خودشان اجازه میدهند تا سیستم ایمنی بدنشان بیماری های کوچک را درمان کند .
و دسته دوم؛ مشکل از اینجا شروع میشود این افراد اینقدر به خودشان تلقین منفی میکن که من بدون دکتر
خوب نمیشوم که این فکر به فکر وسواس تبدیل میشود
وبرای کوچکترین درد یا ناراحتی راهی دکتر میشوند یا به خود تلقین میکنن دیدی فلانی سر درد داشت
سرطان گرفت. منم که سر درد دارم حتما سرطان دارم وجالب اینجاست
که این افراد همیشه مریض خواهند ماند و تلقینهای منفی جالبتری هم میکنن مثلا من تا ۴تا امپول فلان
نزنم خوب نمیشوم ؛یا من سرما خوردگیم؛
ده روز ادامه داره خوب ضمیر ناخود اگاه یا کودک درون هر دو مورد تلقین منفی ومثبت را میشنود وبرای این
که حرف صاحبش دوتا نشود هر دو را کامل انجام میدهد
ایا راهی هست که فردی قوی وبا اراده وتوانایی شویم؟؟؟
البته؛ هست فقط کمی مشکل است؛ ولی شدنی است. با برنامه ریزی دوباره تلقیناتی که به خودمان
میکنیم باید یاد بگیریم فقط تلقینات مثبت وسازنده ونیرو بخش به ضمیر ناخوداگاهمان بفرستیم
باید فهرستی از تمام تلقینات منفی که به خودمان میکنیم به دست بیاوریم واین کار یک هفته وقت میگیرد
وبعد اونها رایکی یکی روی ورقی بنویسیم.
البته برای هر باور یا تلقین منفی یک روز اختصاص بدهیم بعد سراغ بعدی برویم واون باور یا تلقین منفی را
مشخص در یک قطعه کاغذ بنویسیم
وبا صدای بلند بخوانیم وبعد ان کاغذی که باور غلط مان روی ان نوشته شده را اتش بزنیم وبا صدای بلند
نفرت خودمون را از این باور ابراز کنیم وبعد ان کاغد سوخته را در فاضلاب به اندازیم
وبگوییم این باور منفی را به زباله دان انداختم ودیگر ان را نمیخواهم ویک باور مثبت متضاد اون باور منفی
بسازیم وبگوییم از این لحظه این باور را میخواهم وتا روز بعد ان باور مثبت را تکرار کنیم
مثلا روی کاغذ نوشته ام من خجول وترسو هستم با صدای بلند میگویم من این باور را نمیخواهم واتش
میزنم وفریاد میکشم من اینن باور غلط را در فاضلاب رها میکنم واو را نمیخواهم
( باید چنان جدی باشی ومنقلب شوی وچنان هیجان زده رفتار کنی که اعماق ضمیر ناخوداگاهت باور کند
که در توانقلابی رخ داده واراده کردی که این باور چندین ساله را رها می کنی)
ودر ادامه میگویی من بسیارجسور وبی باک وسخنور هستم و تا روز بعد این جمله مثبت را هزاران بار
درذهنت تکرار کنی
والی اخرهر روز یکی از باورهای تضعیف کننده را رها میکنیم و یه تلقین مثبت جایگزین ان میکنیم. من قول
میدهم بعد از مدت کوتاهی از خودتان وافکارتان لذت ببرید و به خودتان افتخار کنید
تلقین
تلقین
شاید هزاران بار این کلمه را شنیده باشید. از هر سخنران انگیزشی گرفته تا مدرس حوزه بازاریابی نیز از این
کلمه استفاده کرده است.
چرا اینقدر زیاد این کلمه به کار میرود؟ آیا تاثیر آن هم زیاد است؟ یا خرافات؟
باید به عرض تان برسانیم که این کلمه واقــــعا مفید است و قدرت غیرقابل تصوری دارد !
به هیچ وجه خرافات نیست؛ زیرا دانشمندان بزرگی همچون انیشتین، نیوتن یا روانشناسان بزرگی مثل
فروید در نوشته هایشان به قدرت باور و تلقین اشاره کرده اند و البته تمامی پیامبران با شیوه تدریس
خودشان یکی از اصولی که به انسان ها آموختند این بود : “باور کنید تا ببینید…”
” هر آنچه هستیم، همان است که اندیشیده ایم.
ذهن همه چیز است. هرآنچه را باور کنیم، همان میشویم. ”بودا
شاید بپرسید «اصلا تلقین چیه؟» خب… سخت نیست چون تلقین فقط یک جمله است ! به همین سادگی.
اما این جمله ساده میتواند آینده یک کودک را بسازد (و یا آنرا ویران کند) یک جمله ساده چنان تاثیری ژرفی
در ناخودآگاه انسان دارد که زبده ترین روانشناسان هم (تقریبا) نمیتواند آنرا از ضمیر ناخودآگاه بیرون کنند…
شما در طول روز هزاران هزار از این جملات را خودتان به خودتان میگویید و چند صد تا هم از دیگران
میشونید؛
این یعنی اگر کنترلی بر آنها نداشته باشید به راحتی میتوانند مسیر زندگی شما را تغییر بدهند ! بیهوده
نیست که در هر درسِ موفقیت زندگی از روانشناسان یا مدرسان و افراد موفق (از جمله وارن بافِت) یکی از
درس های مهم، «انتخاب دوست صحیحِ» است
چرا باید دوستان بازنده تان را ترک کنید !
شما اگر زمان تان را با فردی که تماما در حال گفتنِ جملاتِ منفی و مخرب است، سپری کنید این جملات در
ضمیر ناخودآگاه شما مینشیند و به سختی قادر خواهید بود آنرا عوض کنید.
یک مثال ساده این است : شما در طول روز بی وقفه به خودتان بگویید «امروز روز خوبی است.» حتی اگر
روز خوبی هم نباشد کم کم آنرا احساس خواهید کرد که نکند «روز خوبی است» و شما خبر ندارید؟ به
همین راحتی !
اما در این مقاله قصد داریم قدرت استفاده از تلقین را به شما بیاموزیم،
ذهن و بدن چطور کار میکند؟ چرا ضمیر ناخودآگاه چنین مهم است؟
چطور از ضمیر ناخودآگاه به نفع خودمان استفاده کنیم؟
تلقین ها چطور کار میکنند؟
چطور با قدرت تلقین پول بیشتر / روابط بهتر و زندگی شاد تر داشته باشیم؟
تلقین ها خوب چطور بر زندگی ما تاثیر میگذارند؟
برای شروع اجازه دهید سیستم ذهن/بدن انسان را برایتان شرح دهم :
انسان تشکیل شده از ذهن و بدن.
ذهن انسان از دو قسمت تشکیل شده : ضمیر آگاه / ضمیر ناخودآگاه
ضمیر آگاه ۱۰% از تاثیرات را در زندگیتان دارد و همان ذهنی است که هنگام فکر کردن با آن کار میکنید.
هنگامی که مطلبی جدید یاد میگیرید ضمیر آگاه شما فعال است. این ضمیر قدرت این را دارد که اطلاعات
دریافتی راقبول یا رد کند.
قدرت انتخاب افکار را دارد و میتوانید احساسات را تحلیل کند، اما بر روی تصمیمگیری ها و باورهایتان قدرت
کمی دارد.
ضمیرناخودآگاه ۹۰% از فعالیت ذهن ما را به خود اختصاص میدهد. تقریبا اکثر کارهایی که در طول روز
انجام میدهید، بدون فکر کردن است و ضمیرناخودآگاه شما به شما کمک میکند تا آن کار را انجام دهید.
برای مثال، وقتی میخواهید راه بروید شما اینطوری فکر نمیکنید «خب اول عضله پای راست ام را منقبض
کنم، استخوان ران ام را کشیده و به سمت بالا بیاورم،
با چرخش باسن زانوی پای چپ ام را با زاویه ۴۰۰% جمع میکنم سپس عضله پای راست ام را منبسط
میکنم و …» تا اینکه بخواهید یک قدم بردارید !
شما یک بار وقتی بچه بودید برای یادگرفتن این افکار را در ضمیرناخودآگاه تان ضبط کردید و بعد از آن تمام
کارها را ضمیرناخودآگاه تان خودش انجام داده…
اما جالب است بدانید ضمیر ناخودآگاه قدرت انتخاب ندارد ! تحلیل نمیکند، قدرت اجرایی بالایی دارد و هرآنچه
به آن بدهید قبول میکند.
کارآفرینانی که ثروت میلیونی دارند میزان IQ آنها عددی معمولی است !
اما این افراد در کودکی مورد خطاب جملاتی کاملا مثبت و امیدوار کننده بوده اند و باعث شده آنها باور کنند
که شخص بزرگی خواهند شد (و شدند… ! مثل ادیسون که میتوانید زندگینامه او را بخوانید بسیار جالب
است.)
شما هنگامی که یک جمله را یکبار ادا میکنید، ضمیر آگاه شما بر روی جمله قضاوت میکند و با توجه به
جملاتی که ضمیرناخودآگاه نسبت به آن واکنش میدهد، یا آنرا قبول میکند یا نمیکند.
اما اگر جمله ای را چندین بار در چندین ساعت مختلف روز بگویید ضمیرآگاه شما قادر به جلوگیری از آن
نخواهد بود و کار را به ضمیرناخودآگاه می سپارد.
ضمیر ناخودآگاه هم بعد از چندین بار تکرار آنرا قبول میکند، زیرا قوه ی تشخیص درست یا غلط را ندارد
! ضمیرناخودآگاه شما فقط اجرا میکند
و نمیتواند تشخیص بدهد این جمله ای قرار است تبدیل به باور شما شود به نفع شماست یا به ضرر شما…
و سپس با تکرار های مجدد در طول مدت طولانی این جمله و این فکر وارد قسمت اولویت ها برتر
ضمیرناخودآگاه میشود و به راحتی زندگی شما را طبق آن جمله پیش می برد.
برای مثال، همین الان چند بار با خودتان این جمله را تکرار کنید : «من عاشق خود هستم.»
چه احساسی به شما دست داد؟ اگر تا به حال از این دست جمله ها (مثبت) برای تقویت عزت نفس تان
بکار نبردید احتمالا احساسی بد پیدا کرده اید… انگار لیاقت این جمله را ندارد ! میدانید چرا ؟
چون، ضمیرناخودآگاه شما این جمله را با جملات پیشین (که احتمالا منفی بودند) مقایسه میکند و به شما
احساسی بد میدهد، این یعنی به شما میگوید «این جمله با جملات قبلی فرق میکند !!!!»
و این احساس ناراحت و آشفته باعث میشود آنرا نخواهید قبول کنید.
میدانید طبق نظریه روانشناسان چرا افراد فقیری که در قرعه کشی پول زیادی بدست می آورند خیلی زود
آنرا از دست میدهد؟
چون آنها همیشه باور داشتند لیاقت پول زیاد را ندارند (ضمیر ناخودآگاه شان دیگر برای آنها انتخاب میکند…)
اما شما باید یادتان باشد :
تلقین
تلقین
«هرآنچه را که در مرکز توجه تان قرار دهید و چندین بار در چند ساعت مختلف تکرار کنید
در ضمیر ناخودآگاهتان ریشه خواهد گذاشت…»
افرادی که به سختی وزن کم میکنند ابتدا باید باور کنند که میتوانند لاغر باشند
افرادی که همیشه در امتحانات نمرات بدی داشته اند باید باور کنند که لیاقت نمره بالاتر را دارند
افرادی که باهوش هستند قبلا باور کرده اند که میتوانند سریع تر و بهتر مسائل را درک کنند
خب یک سوال چالش برانگیز از شما داریم :
این افراد چاق بودند و بعد باور چاق بودن را پذیرفتند؟
یا باور چاق بودن را پذیرفتند و بعد چاق شدند و چاق ماندند؟
در تفکر سیستمی (که از اینجا میتوانید این دوره صوتی را رایگان آنرا دانلود کنید) :
«اگر A علت B باشد… احتمالا B هم باعث تقویت علت A است.»
یعنی این افراد بعد از اینکه باور را پذیرفته اند که چاق هستند، بعد از آن با گفتن این جمله که من چاق
هستم و به سختی وزن کم میکنم باورشان را تقویت کرده اند طوری که هر دارو، رژیم، عمل و …
هم انجام دهند تا مادامی که باورشان عوض نشده باشد، هیچ تاثیری بر بدنشان نخواهد گذاشت (هر
تاثیری هم موقتی خواهد بود)
باور ما و جملاتی که در ضمیر ناخودآگاه ما وجود دارد مادام در حال تصحیح زندگی و افکار ما با آن جملات
است. طوری که آنرا ملاک اصلی قرار داده است و به ندرت خلاف آنرا قبول میکند.
اما برای شروعِ شخم زدنِ ضمیرناخودآگاه بهتر است کارهای زیر را انجام دهید :
از امروز به دقت بر روی جملاتی که روزانه با خودتان در حال صحبت هستید تمرکز کنید و آنها را شناسایی
کنید. آگاه باشید در حال چه گفتگوی درونی هستید. اگر جملات شما منفی بود
(مهم نیست درست است یا غلط) آنرا یادداشت کنید(۱) و فعل آنرا تغییر دهید تا مثبت شود(۲۲) بعد دوباره
آنرا چندین بار بخوانید.
برای مثال : «من چقدر دست و پا چلفتی ام» -> «من چقدر زرنگ و تیز هستم.»
بعد از انجام این کار، روزانه به صورت آگاهانه چندین بار این جملات را تکرار کنید. امکان دارد اوایل احساس
بدی به شما دست بدهد که عالی است،
زیرا نشان میدهد واقعا این جملات ریشه در تفکرات قدیم ضمیرناخودآگاه تان دوانده و شما در حال تغییر آن
هستید.
در روز صبح هنگام بیدار شدن، عصر و شب قبل از خواب جملاتِ مثبتی را با خود تکرار کنید. جملاتی از قبیل :
من عالی هستم
زندگی من فوق العاده است
چقدر زندگی ام رو دوست دارم
من عاشق خودم هستم
من توانایی های فوق العاده زیادی دارم.
من هوش فوق العاده خوبی دارم
برگرفته شده از قدرت باورنکردنی تلقین (چطور از آن استفاده کنیم؟)
قوانین تلقین توسط دکتر امیل کوئه داروساز و روان‌شناس فرانسوی پایه‌گذاری شدند. در ادامه بیان می‌کنیم که تلقین چیست؟ و قوانین تلقین چگونه توسط دکتر امیل کوئه بیان شدند.

مطلب مشابه :  رموز موفقیت

دکتر کوئه روزی در داروخانه خود مشغول کار بود که یکی از بیمارانش با عصبانیت وارد داروخانه شد و با همان حالت شروع به اعتراض کرد و گفت: آقای دکتر تمام داروهایی که به من داده‌اید بی‌تاثیر هستند و هیچ تاثیری روی بیماری من ندارند.

قوانین تلقین دکتر امیل کوئه

در زمانی که او داشت اعتراض می‌کرد انگار چیزی یا کسی در ذهن دکتر کوئه گفت: داروی قبلی بیمار را بگیر و با کپسول و رنگ دیگری به بیمار بده و به او بگو که این دارو، داروی جدیدی است که بیماران زیادی را درمان کرده است.

او چنین کرد داروی قبلی را با پوشش و رنگ متفاوتی به بیمار داد وبه او گفت که دارویی که به تو می‌دهم تازه دستم رسیده، مطمئن باش که این دارو بیماری تو را معالجه خواهد کرد.

بیمار دارو را با این ذهنیت که حتما بیماریش با داروی جدید بهبود پیدا خواهد کرد، داروخانه را ترک کرد.

تاثیر تلقین
پس از چند روز بیمار دکتر کوئه با خوشحالی برگشت و به دکتر گفت: آقای دکتر از شما به دلیل داروی جدید ممنونم. داروی جدید بیماری مرا معالجه کرده است.

دکتر امیل کوئه از اینکه داروی قبلی توانسته بود بیماری او را معالجه کند بسیار متعجب شد. این همان داروی قبلی است، چگونه قدرت درمان بیماری با تعویض کپسول دارو زیاد شده است؟ حتی خودش به دارو مشکوک شد و آن را در آزمایشگاه خود آزمایش کرد.

بعد از اینکه مطمئن شد دارو همان داروی قبلی است به این نتیجه رسید که جملاتی که به بیمار گفته است باعث معالجه بیمار گردیده است.این اولین جرقه ای بود که در ذهن دکتر امیل کوئه خورد.

ولی اتفاق دیگری هم افتاد که باعث شد این نکته به صورت جدی تری از طرف دکتر کوئه پی‌گیری شود.

زمان برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه
در یکی از روزها در هنگام صبح موقعی که پسر دکتر کوئه از خواب بیدار شد، دکتر کوئه به دلایلی شروع به پرخاش کرد و با عصبانیت به سر پسرش داد زد و او را سرزنش کرد.

پس از این کار او پسرش را زیر نظر داشت و متوجه شد که تا چند روز شخصیت پسرش به هم ریخته و حال او دگرگون شده است.

او در روزها و ساعات دیگری هم فرزندش را با عصبانیت سرزنش کرده بود ولی حال او را اینگونه دگرگون نکرده بود. برای اینکه مطئن شود در روز دیگری و همان ساعت یعنی اول صبح موقع بیدار شدن پسرش دوباره این کار را تکرار کرد و به همان نتیجه رسید.

یعنی مشاهده کرد که تا چند روز پس از این ماجرا حال پسرش دگرگون است و این جرقه دوم بود که در ذهن کوئه خورد.

دکتر کوئه پس از اتفاقی که افتاد به این نتیجه رسید که هرگاه در اول صبح موقع بیدار شدن از خواب و یا در آخر شب موقع خوابیدن جملات مثبت و یا منفی به کسی گفته شود ذهن او تا چند روز درگیر آن جمله خواهد بود.

او متوجه شد که در این ساعات ذهن ناخودآگاه افراد در بیشترین حالت برنامه پذیری می باشد.در این ساعتها می توان با تلقین های مثبتی ذهن بیمار را برنامه ریزی کرد.

هیپنوتیزم بهترین حالت برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه
دکتر کوئه پس از پی بردن به اینکه ذهن انسان می تواند در ساعات و لحظه های مذکور، بهتر و مفیدتر برنامه ریزی شود. با این ذهنیت او به بیمارانش می گفت: هنگام صبح در موقع بیدار شدن و یا آخر شب موقع بیدار شدن جملات مثبتی را به خود بگویند و با این کار می توانند ذهنیت مثبتی را نسبت به درمان بیماریشان ایجاد کنند.

مشکل دکتر کوئه این بود که در این لحظه ها نمی توانست کنار بیمارانش باشد و ذهن آنها را در آن موقع برنامه ریزی کند، لذا دنبال چیزی و یا پدیده ای می گشت که بتواند ذهن ناخودآگاه افراد را به بالاترین حالت برنامه پذیری وارد کند.

او پس از مدتی با پدیده ای به نام هیپنوتیزم آشنا شد و متوجه گردید که ذهن انسان در هنگام هیپنوتیزم بالاترین موقعیت برنامه پذیری و تلقین پذیری را دارد. پس از آن بیمارانش را هیپنوتیزم می کرد و جملات و کلمات مثبتی را به آنها تلقین می کرد و آنها را معالجه می کرد.

قوانین تلقین

دکتر کوئه پس از تحقیقات فراوانی که انجام داد، دانست که تلقین چیست؟ و قوانین تلقین را پایه گذاری کرد و این قوانین را در سه بند منتشر کرد که در ادامه به معرفی آنها می پردازیم.

۱-قانون توجه تمرکز یافته
دکتر کوئه بیان کرد که اگر کسی چیزی را در ذهن خود مرور کند و به آن بها دهد این ذهنیت کم کم جزئی از شخصیت او می شود و در وجود او نمود می‌کند پس اگر کسی پیش خود فکر کند که می‌تواند کاری را انجام دهد و به آن توجه کند آن کار را انجام می‌دهد و به نتیجه ای که در ذهنش به آن باور داشته است می‌رسد.

و اگر کسی خلاف این ذهنیت عمل کند، یعنی این ذهنیت را داشته باشد که توانایی انجام کاری را ندارد، در نتیجه به ذهنیت خود جامعه عمل می‌پوشاند و قادر به انجام آن کار نخواهد بود.

۲-قانون اثر متضاد
این قانون می‌گوید: اگر کسی به عملی نبودن کاری ایمان داشته باشد ولی برای انجام دادن آن کار اقدام کند، هرچه بیشر تلاش کند کمتر نتیجه می‌گیرد.

۳-قانون اثر عاطفی و هیجانی
معنی این قانون این است که اگر تلقینی با عاطفه و هیجان همراه باشد آن تلقین قدرت بیشتری می‌گیرد و در نهایت با شدت زیادی انجام می‌گیرد.

مثلا اگر پدر یا مادر شما و یا کسانی که شما علاقه و عاطفه زیادی به آنها دارید انجام کاری را از شما بخواهند شما هر چند که دوست ندارید آن کار را انجام دهید ولی به خاطر اینکه این کار خواسته کسی است که شما او را به شدت دوست دارید این کار را انجام می‌دهید. نمود این قانون در نامزدها و همسران به خوبی قابل لمس و مشاهده است.

حال که دانستید تلقین چیست؟ و چه کاربردهایی می تواند داشته باشد، می‌توانید زندگی خود را طوری برنامه‌ریزی کنید که از آنها در پیش برد اهداف مثبت زندگی خود استفاده کنید.

اکنون می‌دانید که درگیری و پرخاش کردن در اول صبح کاری است که ذهن شما را تا چند روز به هم می‌ریزد، پس به احتمال زیاد این کار را انجام نمی‌دهید. این را می‌دانید که برای انجام کاری باید باور انجام آن کار در ذهنتان پرورش یابد.

متوجه این نکته شده‌اید که اگر مادرتان و یا پدرتان و یا هرکس دیگری که به او علاقمندید کاری را از شما بخواهد به طور قطع آن کار را انجام خواهید داد. اینها همه نشان دهنده قدرت بی کران ذهن ناخودآگاه انسان را به نمایش می‌گذارند.

بسیارند افرادی که نمی‌دانند تلقین چیست؟ آنها نمی‌دانند که تلقین ها چقدر می‌توانند روی زندگی آنها تأثیر بگذارند. آنها از این که تلقین‌ها می توانند زندگی آنها را نابود کنند و یا زندگی آنها را بسازند بی‌خبرند.

اگر آنها بدانند تلقین چیست؟ و چگونه می‌توان از قدرت بی کران تلقین برای پیشبرد کارهای خود استفاده کنند هیچگاه در زندگی خود تحت تأثیر کلام منفی خود و دیگران قرار نمی‌گرفتند.

تأثیر تلقین در زندگی افراد
گاهی اوقات خود ما هم در زندگی خود با قدرت تلقین‌ها به صورت ناخواسته درگیر هستیم. زمانی که به خودمان می‌گوییم نمی توانیم و توان انجام فلان کار را نداریم دقیقا داریم به خودمان تلقین می‌کنیم. آن هم تلقین منفی. شاید شما نمی دانستید که تلقین چیست؟ و چه قدرتی دارد.

ولی الآن با خواندن این مقاله با تلقین آشنا شده و به قدرت بی پایان تلقین پی بردید. حال که دانستید تلقین چیست؟ و چگونه می‌توان از قدرت تلقین برای افزایش کارایی ذهنی و جسمی خود استفاده کرد به طوری که در زندگی به خواسته‌های خود رسید، می‌توانید از کلمات تأکیدی مثبت برای تلقین خود استفاده کنید.

بسیاری از روانشناسان معتقدند که کلمات تأکیدی مثبت می‌توانند به عنوان تلقین استفاده شوند و انرژی بخشی این کلمات می‌تواند طوری باشد که ذهن و جسم را درگیر خود کند.

چرا باید از کلمات منفی و انرژی بر برای تلقین خود استفاده کنید در حالیکه کلمات تأکیدی مثبت می‌توانند توان و قدرت جسم و ذهن شما را چندین برابر کنند.

شاید بارها برای شما هم اتفاق افتاده باشد که با تمام توان خود برای انجام کاری اقدام کرده‌اید. در آن زمان پیش خود گفته‌اید که این کار را می‌توانم انجام دهم و همه انرژی و قدرت خود را متمرکز کرده‌اید که آن کار را انجام دهید. در آخر هم چون که خواسته ذهن و جسم شما انجام آن کار بوده است و تلقین مثبتی هم پشت این کار بوده است، شما آن کار را با موفقیت انجام داده اید. برعکس این هم صادق است.

یعنی شما با تلقین‌های منفی به ذهن و جسم خود از انرژی و توان جسمی و ذهنی خود کاسته‌اید و برای انجام آن کار اقدام کرده اید. اقدام کردن برای انجام این کار با اقدام کردن برای انجام کار در شرایط قبل بسیار تفاوت دارد.

شما با تلقین‌های منفی انگیزه و انرژی را از خود می‌گیرید و در نهایت نمی‌توانید آن کار را انجام دهید. این است تفاوت تلقین مثبت و تلقین منفی.

گاهی اوقات تلقین های منفی افراد دیگری که با آنها در ارتباط هستیم باعث کاهش توان ما می‌شوند. ما با افراد زیادی ارتباط داریم. این ارتباطات می توانند انرژی بخش باشند و یا اینکه انرژی و توان ما را بگیرند. تلقین‌های دیگران، مخصوصا کسانی که با آنها ارتباطات نزدیکی داریم دقیقا ما را برنامه‌ریزی می‌کنند.

اگر این تلقین‌ها مثبت باشند که توان و انرژی ما را افزایش می‌دهند و اگر نه باعث کاهش انرژی و توان درونی ما شده و اجازه موفقیت در کارها را به ما نمی‌دهند.

بهترین راه برای مقابله با تلقین‌های بد نزدیکان کم کردن ارتباط ما با آنهاست. زیرا اگر هم بخواهید به صورت آگاهانه از تلقین های آنها متأثر نشوید به صورت ناخودآگاه، تلقین های منفی آنها کار خود را می‌کنند.

شاید پیش خود بگویید که مگر می‌شود ارتباطمان را با نزدیکان خود کم کنیم؟ جواب این سؤال را با طرح پرسشی به شما می گویم.

شما خودتان را دوست دارید یا افراد دیگر را؟ کافی است که عزت نفس داشته باشید اگر اینطور باشید جواب شما را می‌دانم. اگر خودتان را دوست دارید و به زندگی خود اهمیت می‌دهید باید ارتباط خود را با افرادی که می دانید جزء افراد منفی گرا هستند قطع و یا کم کنید.

در عوض افرادی هم هستند که مثبت نگر هستند و همیشه دوست دارند که نیمه پر لیوان را ببینند. ارتباط با افراد خوش بین و مثبت نگر می تواند روی ذهن و جسم شما هم تأثیر گذاشته و انرژی و توان شما را افزایش دهند.

داستان مردی که تلقین منفی باعث مرگ او شد
تلقینات در زندگی و کار افراد تأثیرات شگرفی می گذارند. برای درک بیشتر این موضوع به داستان زیر توجه کنید.

شخصی در اواخر ساعت کاری درون یکی از یخچال های گوشتی بزرگ اسیر و گرفتار می شود. با توجه به اینکه این یخچال از بیرون قفل شده بود و کسی متوجه حضور او در درون یخچال نشده بود، این شخص هیچ کوششی برای نجات خود از درون این یخچال نکرد. در آن زمان تلفن همراه هم نبود که او بتواند با دیگران ارتباط برقرار کند.

او در ذهن خود مرگ را پذیرفته بود و به اینکه در آن یخچال خواهد مرد ایمان و باور داشت. با این اوصاف او چنین کرد. کاغذ و خودکاری در جیب خود داشت و با این باور که خواهد مرد شروع به نوشتن خاطرات آن شب خود کرد.

او ماجرای زندانی شدن خود را می نوشت و در آخر هر جمله، جمله من در حال یخ زدن هستم را اضافه می کرد. او خاطره آن شب خود را نوشت و هر بار اضافه کرد من دارم یخ می زنم.

این نوشتن همچنان ادامه یافت و صبح زود همکاران او در یخچال را باز کردند و با کمال ناباوری دیدند که این شخص مرده است. دکتر علت مرگ را یخ زدگی تشخیص داد. کارگران سیم یخچال را بازدید کردند و دیدند که اصلا یخچال کار نمی کرده است زیرا برق یخچال قطع بوده است.

تلقین های منفی این شخص و جمله من دارم یخ می زنم باعث یخ زدن او شده بود. می توان گفت تلقین های منفی چقدر می توانند انسان را ضعیف و شکننده کنند و انرژی و توان او را بگیرند به طوری که منجر به مرگ او شوند.

تلقین چیست؟ و چگونه می توان از تلقین ها برای پیشبرد کارها و رسیدن به اهداف از تلقین ها استفاده کرد. این ها سؤالاتی بودند که در این مقاله سعی کردیم به آنها پاسخ بدهیم.

با توجه به اینکه الان می دانید تلقین چیست؟ سعی کنید از تلقین های مثبت به نفع خودتان استفاده کنید و به راحتی به آنچه که دوست دارید برسید.

تلقین های مثبت در زندگی ما تأثیرات بسیار می گذارند. ولی تلقین‌های مثبت هم شرایطی دارند که باید به آنها توجه کرد. در زیر به بعضی از این شرایط اشاره می کنیم.

شرایط تلقین های مثبت
شاید پیش خود فکر کنید که ما هرطوری که شده می توانیم از تلقین های مثبت استفاده کنیم و روی ذهن خود و دیگران تأثیرات مثبتی بگذاریم. باید بگوییم که تلقین های مثبت هم شرایطی دارند که باید به آن شرایط توجه کرد.

۱- تلقین ها باید تکرار شوند. با تکرار تلقین ها درهای ذهن ناخودآگاه باز می شوند و ذهن تلقین ها را قبول می کند

۲-تلقین ها باید به صورت کلام زیبا و مؤثر بیان شوند. ذهن انسان به نظم و شعر علاقه دارد و اگر تلقین های مثبت به صورت شعر و منظم بیان شوند تأثیر آنها بسیار زیادتر خواهد بود

۳- تلقین افراد مهم و عزیز، روی ما تأثیرات بیشتری می گذارند. با توجه به قانون عاطفی و هیجانی دکتر امیل کوئه اگر افراد مهم ونزدیک ما به ما تلقین بکنند روی ما تأثیرات بیشتری می گذارند.

۴- باور تلقین نتیجه تلقین را چندین برابر می کند.

۵- در زمانی که انسان آرامش زیادی دارد و از تنش ها به دور است تلقین ها بهتر اثر می گذارند.

۶- تلقین ها در فرکانس آلفای مغزی اثرگذاری بهتری دارند پس در زمانی که افراد تازه از خواب بیدار شده اند و یا اینکه در حال خواب رفتن هستند چون در فرکانس آلفای مغزی هستند، پس تلقین ها تأثیرات بسیاری می گذارند.

۷- اگر دوست دارید خودتلقینی داشته باشید بهتر است کلمات مثبت تأکیدی و جملات تلقینی را روی کاغذی یادداشت کرده و همیشه جلوی چشم خود قرار دهید و هر زمان که چشمتان به آنها افتاد، آنها را به زبان بیاورید و تکرار کنید.

۸- برای تلقین از جملات مثبت استفاده کنید. ذهن ناخودآگاه جملات منفی را قبول نمی کند. مثلا نگویید من فقیر نیستم، باید بگویید من ثروتمند هستم.

۹- جملات مثبت تأکیدی باید به زبان حال گفته شوند.مثلا بگویید من خوشحال هستم، نگویید من خوشحال خواهم شد.

۱۰- در هنگام گفتن جملات مثبت تأکیدی، احساسات را در نظر داشته باشید و این جملات و کلمات را همراه با احساس بیان کنید.

۱۱- برای بیان کلمات و تلقین ها به زبان و نحوه بیان آنها دقت کنید و به پستی و بلندی کلمات توجه کنید. مثلا برای تأکید و اثرگذاری بیشتر جملات بهتر است نحوه گفتن و لحن مد نظر قرار گیرد.

خود گویی مثبت یا تلقین به نفس چطور باعث قدرت انسان میشود؟

همه ما در مقاطعى از زندگى مان کارکرد و کارآیى این باور و زبانزد را که خواستن، توانستن است را تجربه کرده ایم. چون این باور صادقانه قدرت اراده فرد را تقویت کرده و موتور هدف جویانه فرد را روشن کرده و زمانى که فرد پا به میدان عمل میگذارد در بسیارى از موارد به‌طور خودکار لازمه هاى تحقق هدف فراهم می‌شود .

و علت این مسئله این است که اولاً عوامل روانشناختى در پاى کار نقش آفرین است و در ثانى این ناخودآگاهى است که به‌طور غیر مستقیم جریان کار را هدایت مى کند و چون تحقق هر هدفى در گروى برداشتن گامهاى اولیه است نیروى باور این انگیزه را در اختیار شخص قرار مى دهد.

در یک کلام براساس آنچه از شواهد بر مى آید این باور راستین است که شکست را تبدیل به پیروزى مى کند و این قدرتى است که به کرات در میدان هاى ورزشى و جنگ مورد استفاده مربیات و فرماندهان قرار مى گیرد. در این راستا می‌توان از یک ناخداى طوفان زده اى مثال آورد که به علت طوفان سهمگین به یکباره همه چیز را بر باد رفته مى انگارد اما از آنجا که میل به زنده ماندن در هر فردى پرقدرت است .

در این موقعیت نیز ناخدا به یکباره به این احساس مى رسد که میل به زنده ماندن در هر فردی پر قدرت است در این موقعیت نیز ناخدا به یکباره به این احساس می رسد که می‌تواند کشتی طوفان زده اش را به ساحل نجات برساند. همین احساس کافی است که این ناخدای مثالی را به این باور قلبی برساند که می‌تواند بر این طوفان غلبه کند که حاصل این باور نیز قدرت لازمه است.

شاید این مقاله هم مورد پسندتان باشد…
راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب
این واقعیت در موقعیت‌هایی چون اتش سوزی و گاز گرفتگی آنی خانه ها نیز صدق می‌کند که در بسیاری از این موقعیت ها فرد جان سالم از این خطرات مرگبار بدر می برد. اکنون پرسشی مطرح می‌شود که این کدام قدرت و ابزار است که فرد را از این موقعیت‌های مرگبار نجات می‌دهد؟ به زبان ساده تر آیا فرد به‌طور آگاهانه از این باتلاق مرگ نجات می یابد یا به‌طور غریزی و ناخودآگاهانه؟

پیشنهاد مینکم این مقاله را هم از دست ندهدید: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

پاسخ به این سؤال کاملاً روشن بوده و نیاز به توضیح بیشتر ندارد چون کارکردهای خودآگاهانه و ناخودآگاهانه کاملاً مشخص است. پیشتر به خوانندگان یادآور شدیم که خودآگاهی معروف هوش و عقل زمینی، رشدی و بزرگسالانه فرد است و این در حالی است که ماهیت غریزی و تجربی ناخودآگاهی این ذهن را وا می دارد که معمولاً در مواقع بحرانی جهت نجات جان فرد به‌طور احساسی و آنی از خود واکنش نشان دهد.

به زبان ساده تر در موقعیت‌های خطرناکی از نوع فوق ذهن منطقی و عقلانی فرد کاملاً تعطیل بوده و سکان هدایت کشتی زندگی در دست پرتوان نا خودآگاهی است و علت سر خوردگی و ناکامی هدف محور فرد در بسیاری از موارد، منطقی نگری فرد به مسائل بود و عقلانی نگری سبب می‌شود که فرد به‌طور خوکار از قدرت پا به رکاب نا خودآگاهیش استفاده نکند.

بله، علت کارساز بودن باور در این است که فرد بدین‌وسیله به منبع قدرت بی پایان یعنی ناخوداگاهی متصل شده و دارای مؤلفه های قدرت گفته شد، این قدرت به معنی واقعی کلمه اسمانی، ماورایی و روحانی است و این در حالی است که قدرت ذهن خود اگاه زمینی و محدود است.

شاید این مقاله هم مورد پسندتان باشد…
آهنگ زندگی چیست؟ رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب
به خوبی می دانیم که دستگاه ذهن آدمی متشکل از دو بخش به نامهای ناهوشیاری و هوشیاری است که قدمت ناهوشیاری بیشتر از خوداگاهی است. در واقع خوداگاهی بخش تکامل یافته و متجدد و امروزی هوش بدوی و اولیه است.
لذا بدین علت است که استدلال و تعقل در این بخش انجام می‌شود. اما چون ناخوداگاهی به هوش جهانی دسترسی داشته و در دنیای روحانی نیز فعال است بدین علت است که قدرت آن به مراتب بیشتر از هوش زمینی (قوه استدلال) است و راز کارآمدی این در ذهن همین مسئله نهفته است.

اکنون پرسشی که مطرح می‌شود این است که چگونه می‌توان از این قدرت برتر جهت پیشتبرد اهداف زندگی استفاده کرد؟ متأسفانه بسیاری از مردم از این قدرت بیکران استفاده نمی‌کنند و علت این مسئله این است که راه استفاده از ان را نمى دانند.

برای مثال مردم نمى دانند که توصل به این قدرت باید پیوسته و دایمى باشد تا بدین‌وسیله نیروى معجزه گرش ازاد شود. اکنون پرسشى که مطرح می‌شود این است که چرا فرد باید از طریق خودالقایى (تزریقات ذهنى مثبت) به این قدرت بى کران چنگ زده و دراویزد؟