ورود به دنیای ذهن و خلاقیت، واقعا نگاهی به اوجگاه هنرنمایی خدا، در موجودی به نام انسانه. خدا حکیم در خلقت آدم، هنرهایی رقم زده که بعضی وقتا به وسیله پزشکان و بعضی وقتا به وسیله جستجو‏گران روان و هنرمندان، کشف و عرضه و مورد اشاره و بررسی قرار گرفته.

دنیای ذهن از این بحث‏هاست؛ قابل رؤیت نیس؛ ولی قابل توضیح، بررسی و شناساییه و دنیای علم و کاروان اندیشه بشری، بعد از ایجاد رشته‏های زیاد و جور واجور، بهش دست یازیده که یکی از این عوالم و علم‏های جدید، دنیای روان‏شناسیه. تلاش شده تا در این مقاله، به این بحث پرداخته شه.

هوش و قدرت ذهنی از هوش کلامی شروع می‏شه و تا هوش طبیعی گسترش می‏یابد.

فردی به نام گاردنر (۱۶۸۳ تا ۲۰۰۲م.) تحقیقات بزرگی روی هوش انجام داد و بقیه هم روی نظریه اون کار کرده‏ان.

اون معتقد به وجود هشت نوع هوشه که در زیر با این هشت هوش و حتی مشاغلی که این هوش‏ها در اونا نقطه قوته (نه قطعیت و حتمیت) آشنا می‏شیم.

  1. هوش و مهارت‏های کلامی‏

این هوش و قدرت ذهنی، شامل توانایی تفکر کلامی و استفاده از زبون واسه بیان منظورهاست؛

یعنی آدمایی که بتونن از کلام، در وسعت بزرگی، جهت توضیح مقاصد و استدلالات خود استفاده کنه. کلام، تراوشات ذهنی رو به اصوات تبدیل می‏کنه و خیلی از متکلمان هم قشنگ می‏گویند؛ هم قشنگ می‏نویسند و هم قشنگ بررسی می ‏کنن.

 

از صدرالدین شیرازی (فیلسوف متأخر اسلامی) سؤال شد که فرق پیامبران و فیلسوفان چیه؟

اون جواب داد «پیامبر اون کسیه که با کشتی وحی، آدم‏ها رو از یک طرف اقیانوس ناآرام زندگی و زندگی، به طرف دیگه می‏برد و فیلسوف و دانشمند تلاش داره تا به دلیل نیرو و قدرت ذهنی و فکری خود مردم رو تنها از یک طرف ساحل به طرف دیگه ساحل برسونه».۱

افراد نمونه اول در مشاغل مختلفی مثل: مؤلفان، روزنامه‏نگاران، سخنوران، مبلغان دینی، سخنرانان پرانرژی و حتی مدرسان و استادان موفق در رابطه کلامی وجود دارن.

بعضی وقتا حتی در بین کم سوادان دور و بر ما آدمایی یافت می‏شن که قدرت کلامی فوق العاده‏ای دارن.

  1. هوش و مهارت ریاضی‏

این جور افراد، دارای قدرت و توانایی انجام عملیات ریاضی‏ان. این مهارت به استدلال و درک روابط عددی و منطق اعداد، اشکال، فضای هندسی و ریاضی ذهنی منتهی می ‏شه.

دقت، سرعت، درک‏های فراشناختی و استدلال هندسی و ریاضی در این افراد بسیار بالاست.

مشاغل مورد توجه و یا مناسب این افراد، عبارتند از: مهندسی، حسابداری، دانشمندی و نظریه‏پردازی.

  1. هوش و مهارت فضایی‏

آدمایی که دارای مهارت فضایی‏ان، کسائی هستن که توانایی تفکر سه بعدی رو دارن. به خاطر این خوب در تحصیل موقعیت یا شرایط فیزیکی و فضایی، پشت ترکیب‏ها رو می‏بینن. مشاغلی مورد توجه یا مناسب این افراد، عبارتند از: معماری، نقاشی، ملوانی و….

  1. هوش و مهارت بدنی – جنبشی‏

این افراد دارای روحیه جنبشی و نبود سکون و جنب و جوش زیاد و دستکاری اشیا و وسیله و محیط فیزیکی دور و بر خود می‏باشن و اصطلاحاً با وسیله و وسایل فیزیکی دور و بر مأنوس می‏باشن و دارای مهارت جسمی‏ان.

مشاغل مورد علاقه و مناسب این افراد عبارتند از: جراحی، صنعت گری، هنرهای قشنگ و تئاترهای پرتحرک و ورزش.

  1. هوش موسیقیایی‏

این دسته از افراد نسبت به اصوات و صداها و زیر و بم بودن آهنگ‏ها حساس هستن. ریتم و تن صداها رو می‏شناسند و دقت فوق العاده‏ای در تشخیص صداهای مخلوط دارن.

مشاغل و حرفه‏های گرایشی یا مورد علاقه این افراد، عبارتند از: آهنگ سازی، موسیقی، نکته‏سنجی و نقادی.

  1. هوش و مهارت بین فردی

این رشته از افراد، توانایی بالایی در درک بقیه، تیپ‏شناسی، قرائت ذهن از حالات و سکنات افراد و ایجاد رابطه و رفت و امد مثبت و مؤثر با بقیه رو دارن و حتی در زندگی خصوصی و زناشویی موفق ظاهر می‏شن و در تربیت عاطفی فرزندان هم موفق می‏باشن.

مشاغل گرایشی یا مورد علاقه این افراد، عبارتند از: معلمی، روان‏شناسی، روان‏کاوی، بهداشت روانی، مشاوره و….

  1. هوش و مهارت درون فردی‏

این مهارت در افرادیه که توانایی فهم خود رو دارن؛ یعنی اهل غور و تفحّص در خود هستن و بیشتر جست‏وجو گر درون خویشند.

مشاغل مورد علاقه و یا پیشنهاد شده به این افراد، عبارتند از: الهیات، روان‏شناسی و آدم‏شناسی.

  1. هوش و مهارت طبیعی‏

توانایی مشاهده الگوهای طبیعت، فهم نظام‏های طبیعی و مصنوعی ساخته آدم و غور در طبیعت بی‏جون و جون‏دار، ویژگی‏های این جور افراده.

مشاغل و علایق این جور افراد، عبارتند از: کشاورزی، گیاه‏شناسی، بوشناسی، نقاشی چشم‏اندازه ها و هر نوع کار مربوط به طبیعت.

نباید از یاد ببرم که خیلی از ادما از همه هوش‏های هشت گانه و قدرت ذهنی بهره دارن؛ اما بعضی وقتا بعضی افراد در بعضی هوش‏ها قوی‏تر و در بعضی ضعیف‏ترن و نباید از یاد ببرم که بیشتر افراد ترکیبی از این هوش‏های چندگانه‏ان.

نکته دیگه این که داشتن استعداد و هوش یا قدرت ذهنی در این نوع خاص، باعث تمایل به کارای مشابه، موازی یا جانشین هم می‏شه.

خیلی از آدمایی که به معماری تمایل داشته‏ان و دارای هوش فضایی‏ان، بعضی وقتا به هنر و خصوصاً سینما و فیلم سازی کشیده می‏شن که این تفکری چند بعدیه و دقیقاً با مهارت و هوش فضایی هماهنگی داره. در جامعه ما هم این افراد زیادند. شهید آوینی، داود میرباقری و… نمونه‏هایی از این افرادند.

مهارت‏های طبیعی، آخرین اضافات گاردنر به نظریه هوش‏های متعدده. گری لارسون، کاریکاتوریست مشهور، مهارت‏های طبیعی بی‏نظیری داره. لارسون در زمان کودکی‏اش علاقه به علم و طبیعت داشت؛ ولی به جای اون که به دنبال این رشته برود، علاقه‏اش رو در کاریکاتورهایش بروز داد و باحال این که دلیل مهارت‏های طبیعی لارسون اینه که زیست شناسا نام بعضی از گونه‏های جانوری رو از کاریکاتورهای اون گرفته‏ان.

نکته مهم اینه که گر چه اون فعالیت جایگزینی رو انتخاب کرد، اما ذوق تخصصی اون باعث خلق آثار می‏شد که تمایل به هوش اون داشت و استفاده کنندگان از آثارش هم بیان‏گر این موضوع می‏باشن.

گاردنر باور داره که آرامش، مطالعه آثار مهم و منطقی، فلسفی، ادبی، رو به رشد و دوری از آثار تخریب کننده و کاهش لذت‏ها، ظهور و بروز این قدرت ذهنی، استعدادها و هوش‏ها رو دو برابر می‏کنه.

هم اینکه طی تحقیقات گاردنر آسیب مغزی، به این هوش‏ها آسیب می‏رساند. هر کدوم از این هوش‏ها، لازمه وجود مهارت‏های شناختی خاصی هستن و هر یک در آدم‏های سرآمد و عقب ماندگان ذهنی یا مبتلایان به گوشه‏گیری، برجسته می‏شن.

مطلب مشابه :  مدل کامل فلسفه شخصی یا پازل ذهنی ما

اخیراً در آموزش‏های مدرسه‏ای و دانشگاهی به نظریه گاردنر توجه شده و برنامه آموزشی و آزمایش طرح طیف مهارت‏ها و توانمندی‏های ذهنی با این ایده شروع می‏شه که هر علم‏آموزی در یک یا چند بخش، توانمندی بالایی داره.

آدم‏ها هوش عمومی و قدرت ذهنی متفاوتی دارن؟

چارلز اسپیرمن به فکر بود که آدم‏ها دارای هوش عمومی‏۲ و هوش‏های اختصاصی‏۳ می‏باشن؛ اما نظریه هوش‏های هشت‏گانه گاردنر این مسئله رو عمیق‏تر مطرح ساخت و کلا اختلاف نظر در مورد وجود یا نبود وجود بعضی جنبه‏های هوش عمومی هست و اختلاف نظر در مورد وجود هوش‏های اختصاصی هم ادامه داره.

یکی از ویژگی‏های کلی تعدد یا عمیق بودن هوش و قدرت ذهنی افراد، ظهور خلاقیت‏۴ه.

خلاق بودن چیه؟ خلاقیت، نوین، متفاوت و حتی غیرمعمول فکر کردن و رسیدن به راه‏های نامتعارفه.

نباید از یاد ببرم که هوش و خلاقیت، یکی نیستن؛ از این جهت، بسیاری آدم‏های باهوش بعضی وقتا چیزایی تولید یا عرضه می‏کنن که حتماً نوین نیستن. هم اینکه بعضی وقتا آدم‏های بسیار خلاق به حرف جمع گوش نمی‏کنن؛ ولی آدم‏های بسیار باهوش، بیشتر دنبال خشنود کردن جمع هستن.

آدم‏های خلاق، بیشتر متفکران واگرا هستن. در تفکر واگرا، فرد واسه یک سؤال، جواب‏های زیادی تولید می‏کنه. اگه بخوایم قضیه هوش و خلاقیت رو بیشتر باز کنیم، باید بگیم که خلاقیت زاییده هوشه و این قانون حاصل می‏شه که بیشتر خلاق‏ها باهوشند؛ ولی بیشتر باهوش‏ها خلاق نمی‏باشن.

«می‏توان گفت که شرط خلاقیت، هوشه و یا یکی از نشونه‏های خلاقیت، هوش بالاست».

به زبون ساده‏تر، ردپا و نشونه وجود هوش، ظهور خلاقیته.

به خاطر این، بعضی وقتا هوش بالا هست، ولی خلاقیت ظاهر نمی‏شه و بعضی وقتا با ظهور خلاقیت، می‏توان هوش بالا رو نتیجه گرفت.

 

مراحل خلاقیت ذهنی‏

 

صاحب‏نظران، خلاقیت رو بیشترً یک مراحل پنج مرحله‏ای می‏دانند :

  1. آمادگی؛ وقتی غرق مسئله یا موضوع مورد علاقه‏تون می‏شید و کنجکاوی شما تحریک می‏شه، خیلی راحت از کنار مسئله رد نمی‏شید.
  2. پرورش؛ ایده‏هایی به ذهنتون خطور می‏کنه و در این مرحله، بعضی وقتا بین امور، رابطه‏ای نامعمولی پیدا می‏کنین.
  3. بینش؛ این همون مرحله «آها» است؛ لحظه‏ای که فرد به رابطه مراحل پی می‏برد و مسئله حل می‏شه؛ یعنی تموم قطعات پازل کنار هم چیده می‏شه.
  4. آزمایش؛ حالا باید تصمیم بگیرین که کدوم یکی از ایده‏هاتون باارزشه و ارزش دنبال کردن رو داره.
  5. گسترش؛ این، آخرین مرحله خلاقیت و بیشترً طولانی‏ترین و سخت‏ترین مرحله اینه؛ یعنی باید بشه اونو گسترش داد.

ادیسون (مخترع مشهور) می‏گوید:

خلاقیت یک درصد فکر بکره و ۹۹ درصد زحمت؛ یعنی خلاقیت بعضی وقتا تا یک درصد کافیه؛ ولی واسه رسیدن به مرحله آزمایش، گسترش، گسترش و گسترش، ۹۹ درصد زحمت لازمه.

میهالی، یکی از متخصصین معروف می‏گوید: پنج مرحله ساختار ذهنی و مهندسی ذهن در مسئله خلاقیت، خوب مطرح شده، اما همیشه آدم‏های خلاق، این مراحل رو با همین ترتیب طی نمی‏کنن.

به طور مثال، بعضی وقتا یک شکل یا آخر یک محصول رو فرد خلاق تو ذهن می‏بیند و حالا به پرورش ایده‏هاش می‏پردازه.

در معماران خلاق، این ایده جاریه.

 

خصوصیات متفکران خلاق‏

متفکران خلاق چه ویژگی‏هایی دارن؟ «پرکینز»۶ چار ویژگی واسه این افراد خلاقه :

الف) تفکر انعطاف‏پذیر و شیطنت‏آمیز

متفکران خلاق، انعطاف‏پذیرند و با مسائل بازی می‏کنن. نکته‏ای که اختلاف برانگیزه، اینه که خلاقیت هر چند سخت و سخته، ولی اگه اونو آسون بگیریم، آسون می‏شه و به تعبیری، شوخی، چرخ‏های خلاقیت رو روان می‏کنه؛ البته منظور از شوخی در این جا، انعطاف روحی و تخیله.

ب) انگیزه داخلی‏

آدم‏های خلاق، معمولاً از ساختن، لذت می‏برند و به نمره، پول و حتی راضی کردن بقیه خیلی اهمیت نمی‏دهند؛ بلکه همیشه به دنبال خلق این هشتند. پس، آدم‏های خلاق، بیشتر انگیزه داخلی دارن و نه انگیزه بیرونی.

ج) خطر پذیری و خطر‏

خطرپذیری یا بی‏مبالاتی و بی‏توجهی و قهرمون‏بازی متفاوته.

آدم‏های خلاق، درصدی از خطر و خطر رو قبول می‏کنن و از این جهت اشتباه هم می‏کنن؛ البته این، نشونه مهارت کم اونا نیس؛ بلکه نشون می‏بده که ایده‏های بیشتری دارن و امکانات بیشتری رو در نظر می‏گیرند. بعضی از ایده‏های اونا جواب می‏بده و یه سریای دیگه با شکست روبرو می‏شه.

پبلو پیکاسو، نقاش اسپانیایی قرن ۱۲، بیشتر از بیست هزار نقاشی کشید؛ ولی تموم اونا شاهکار نشدند. متفکران خلاق، با نبود موفقیت‏های خود کنار می‏آیند و از شکست عبرت می‏گیرند.

د) آزمایش عینی کار۷

بر خلاف این تصور قالبی که آدم‏های خلاق، خود محور و ذهن گرا هستن، بیشتر متفکران خلاق تلاش می‏کنن از کارشون آزمایش عینی داشته باشن. اونا واسه قضاوت‏های فوق ملاک‏هایی دارن و به قضاوت آدم‏های قابل اعتماد و محترم بها می‏دهند و اینطوری، می‏فهمن که با تفکر خلاقانه بیشتر می‏توان کارشون رو بهتر کرد یا نه.

 

سه پیشنهاد واسه آدم‏های خلاق‏

  1. خود رو دست کم نگیرید و بر محور مهندسی ذهن خلاق خود تأمل بیشتری کنین.
  2. برنامه و زمان‏بندی داشته باشین؛ عمر کوتاهه و فرصت‏ها کم و شما ممتاز.

۳٫همه آدم‏ها رگه‏هایی از خلاقیت دارن و یقیناً شمام در بعضی زمینه‏های مورد اشاره این مقاله، خلاقانه ظاهر شده یا خلاقیتی بروز داده‏اید. اگه می‏خواهید به ابعاد خلاقیت و مهندسی ذهن خود باخبر شید، این نوشته‏ها رو دوباره بخونین.

 

نتیجه‏

طی چهل منزل به بحث مهندسی ذهن و بحث خلاقیت پرداختیم و تلاش کردیم این مبحث رو با الگوها، روش‏ها، به زندگی خلاقانه گره بزنیم.

مخاطب ما جوونه و جوون یعنی جهان؛ جهانی از توان.

از شما جوون خلاق و جویای نام، انتظار می‏رود که روی مطالب تأمل داشته باشین. شاید از بین مطالب همین چهل منزل، به نکات ظریفی از خلاقیت خود برسین. قبلاً هم در این مجموعه مقالات که چند ساله شده، گفته‏ام که «لذت کشف خود رو تجربه کنین». شاید شما آدم خوش فکر، خلاق و مستعدی باشین؛ ولی درنیافته‏اید و به لذت کشف توانای ناتموم خود نرسیده‏اید.

تجربه کنین که به امتحانش می‏ارزه.ورود به دنیای ذهن و خلاقیت، واقعا نگاهی به اوجگاه هنرنمایی خدا، در موجودی به نام انسانه. خدا حکیم در خلقت آدم، هنرهایی رقم زده که بعضی وقتا به وسیله پزشکان و بعضی وقتا به وسیله جستجو گران روان و هنرمندان، کشف و عرضه و مورد اشاره و بررسی قرار گرفته .دنیای ذهن از این بحث هاست؛ قابل روءیت نیس؛ ولی قابل توضیح، بررسی و شناساییه و دنیای علم و کاروان اندیشه بشری، بعد از ایجاد رشته های زیاد و جور واجور، بهش دست یازیده که یکی از این عوالم و علمای جدید، دنیای روان شناسیه. تلاش شده تا در این مقاله، به این بحث پرداخته شه.
1
واژه هایی مثل معماری، مهندسی، ساختن، برآوردن، بنیان، ساخت، پیشرفت و رشد، نشون از حرکت، رشد و تغییر مثبت هستن و اون بعضی وقتا که از طبیعت و جزئیات زمینی بالاتر بریم، به معماری و مهندسی ذهن و روان می رسیم.
دکتر طوسی1 می گه: «هر انسانی معمار ذهن خویشه؛ مصالح هست؛ همت و حرکت فرد، عامل مهندسی و بارآوری ذهنه».
2
هندسه ذهنی افراد با هم متفاوته؛ بعضی شکلی سهل و ساده دارن و به خاطر این، از آرایه های قوی و لایه های زیاد ذهنی بی بهره ان و بعضی فیلترها و پیچیدگیای زیادی تو ذهن دارن. به خاطر این، ذهنی بررسی گر و قوی دارن. روان شناسا، دوستی و رابطه با افراد دارای ذهن هندسی، فعال، بررسی گر و البته امیدوار و رو به رشد رو پیشنهاد می کنن.
3
هویت اجتماعی خیلی از آدما در مورد بقیه و تأثیرپذیری از ذهنای پیرامونی شکل میگیره. روان شناسی به نام «تاجفل» می نویسه: «وقتی آدما در گروه قرار می گیرن، دست به همانندسازی میزنن و از این رابطه، اثرات ذهنی قبول می کنن و اگه با اذهان پویا و مثبت در رابطه باشن، صاحب خودانگاره مثبت می شن».
4
یکی از راهکارهای مهمی که محققان در شناخت افراد دارای ذهن عالی نشون میدن، شناخت دو چیزه که ما هم واسه این که این افراد رو بشناسیم، لازمه که این دو ویژگی رو خوب بشناسیم؛ روان شناسا، این دو ویژگی افراد دارای ذهنی عالی رو «قدرت تفکر» و «قدرت حل مسئله» می دونن.2
5
از طرفی نباید از یاد ببرم که دو استوانه یا دو ستون اصلی سلامت فکر، بُعد نظر، قدرت بررسی و از پایهً مهندسی ذهن رو این دو تشکیل میدن که این روزا به این دو قدرت و توان، «هوش» می گن.
6
نکته دیگری که در مهندسی ذهن مطرحه، اینه که یک فرد با ذهنی ساده یا کم تجربه، در ارتباطات همیشگی با ذهنای خلاق، اصطلاحاً موتورهای خاموشش روشن می شن.3
7
یک نکته باحال دیگه این که ما واسه شناخت و فراشناخت خود، میتونیم دست به بررسی خود بزنیم و رابطه ای رو کشف کنیم که نشون میده هوش یا قدرت ذهنی، در چه وضعیت کیفی در ما هست. در بعضی تحقیقات، به رابطه بین هوش و سرعت پردازش اطلاعات هم اشاره شده. محور اصلی این تحقیقات هم زمان عکس العمل بوده. «ورنون» در سال 2000م. طبق این تحقیقات، نتیجه میگیره که سرعت پردازش اطلاعات، یکی از جنبه های مهم هوشه.
8
نباید از یاد ببرم که هوش یک توانایی عمومیه که خود به چند توانایی تقسیم می شن. بر این پایه، نباید در قضاوت خود نسبت به خودمون یا بقیه دچار اشتباه شیم. بعضی جنبها در بعضی افراد متفاوت تر، قوی تر یا ضعیف ترن.
9

مطلب مشابه :  روش‌های بصری برای بازنمایی، سازمان‌دهی و درک اطلاعات

نظریه هوش هشت گانه گاردنر

فرض کنین یک نفر مهارتای موسیقیایی بالایی داره؛ ولی در ریاضی یا زبون انگلیسی کارکرد خوبی نداره؛ لودویک فون بتهوون، آهنگ ساز مشهور، اینجور آدمی بود. بتهوون از دید قدرت ذهنی و هوش، آدمی کم هوش یا دارای ذهنی سطحی بوده؟ هیچوقت! بلکه اون در بعضی موارد، با هوش تر و در بعضی موارد، کم استعدادتر یا شاید بی استعداد باشه؛ ولی علاقه، حضور کم رنگی داشته باشه.
10
این نکته مهمیه که بعضی وقتا فرد در موارد زیاد و مختلفی، دارای استعدادهای پنهون، دست نخورده، زنده، ولی ثابت و غیرمتحول و کلا استعدادهای ایستا و متوقف باشه و ظهور نیافتن اونا، دلیل نبود اونا یا فضای خالی اونا نیس؛ بلکه به دلیل نبود توجه به اونا یا به حرکت در نیاوردن اوناس.
به راستی به چه دلیل بعضی استعدادهای پنهانما به حرکت درنمی آیند؟
11
شاید یکی از دلایل مهم توقف استعدادهای پنهون، تعدد مشغله ها یا توجه بیشتر از حد به بعضی جنبها و پر کردن اوقات و داشتن علایق و مشغولیتا در ظرف زمونه؛ چون زمان، فرصت محدودیه که در فعالیتای جور واجور پخش و تقسیم می شه.
12
یکی از دلایل دیگه، نبود وجود یک محرک یا عامل تمایل ساز ذهنی، محیطی، داخلی، اجتماعی، فرهنگی، پیشرفتی و تشویق گر یا حتی کاشف این حالت یا استعداد در وجود ماست.
13
آدمای خوش شانس، از جهت قدرت ذهنی و تکنولوژی فکر یا بارآوری هوش و استعدادهای خود، سه دسته ان؛
1. آدمای خود کاشف: آدمایی که لذت کشف خود رو از روش تأمل در خود، مطالعه خود و یادداشت عادتا و روحیات خود بررسی می کنن و حتی با تحقیقات منابع مهم، به ارجمندیای خود پی می برن و متوجه می شن که یادگیری شون سریعه؛ قدرت بررسی دارن؛ خوب مسائل رو می فهمن و سرعت استدلال دارن یا برعکس.
14
2. آدمای کشف شونده: این نوع آدما شاید دارای استعدادها و توانمندیای زیادی هم باشن؛ اما خود متوجه نمی شن یا این که خود رو مثل خیلی از افراد دیگه (عادی) تلقی می کنن؛ اما در یک شرایط خاص یا کنترل شده، به وسیله بقیه کشف می شن. بیشتر استعدادهای هنری، دانشگاهی، علمی، تخصصی، جسمی، مهارتی، ذهنی، خلاقیتا و سینمایی، این جور کشف می شن.
15
3. کشف محیطی: آدمایی که بعضی محیطا اونا رو کشف می کنن؛ یعنی این که بعضی محیطا آبستن شرایطیه که اگه فرد در اون محیط قرار گیرد، هم واسه خودش و هم در پیش بقیه شناخته می شه.
فرق کشف محیطی با دو کشف قبلی اینه که در دو مورد قبل، فرد شناخت شخصی (خودشناسی) جداگونه انجام میده و در دیگری، فرد به وسیله فرد پیرامونی شناخته می شه؛ اما در کشف محیطی، با شرایط یا فرصتایی که در اختیار فرد گذاشته می شه، جدا از اینکه بقیه، خود اون متوجه این ظهور، خلاقیت یا قدرت ذهنی و هوشی و استعداد خود می شه.
16
گر چه نباید از یاد ببرم که دور و بر ما و در خود ما استعدادهای بسته بندی شده و بی حرکت زیادی بایگانیه و کسی یا حتی خود ما این کمد حجیم و سنگین تواناییا رو به علل جور واجور باز و بهش توجه نکرده و چه بسا اونا رو نابود کرده.
فرصت تأمل در خود،
قرار گرفتن در فرصتای محیطی
و اجازه به افراد بافرهنگ، جهت نقد و بررسی ما، یا نصایح رو راست،
سه راه حل مهم ظهور استعدادها و قدرت ذهنی و فکری و توانایی هاست.