یکی از مهمترین صورتا فرق آدم از این جور موجودات قدرت تفکر و خلاقیت اونه. قدرت دستکاری تو ذهن و پدیده هاست، قدرت کشف و تولید وسیله و اندیشه های جدیده، که همه اینا به یه جور خلاقیته. همه آدما کم و بیش خلاق ان و این توانایی مثل شکلای جور واجور هوش با درجات متفاوت در همه ما هست، مهم اینه که بتونیم اونو شکوفا کرده، پیشرفت دهیم و به خدمت بگیریم.تفکر خلاقانه

داشتن تفکر خلاق ساده نیس اما آنقدرها هم سخت نمیشه اگه شما بخواهید. با ما همراه شید تا 10 روش به دست آوردن تفکری خلاقانه رو بررسی کنیم.

تفکر خلاقانه

داشتن تفکر خلاقانه
خیلی کم پیش میاد که ایده ای نورانی خودش زنگ در خونه ی شما رو بزنه. «جون اینگلدو»، در کتاب جدیدش به نام «چیجوری ایده های عالی داشته باشیم:راهنمای تفکر خلاقانه » به معرفی 53 راه حل پرداخته. ما اینجا 10 مورد از بهترین روشای هدف دار این کتاب رو واسه رسیدن به موفقیت بزرگ بعدیتون ارائه می کنیم.

با جون اینگلدو، عکاس و استاد مدعو در دانشکده ی فیلم، رسانه، و طراحی دانشگاه «وست لندن» واسه رسیدن به ایدهایی نورانی همراه میشیم.

1. از خود بپرسید که «چیکار دیگری میشه با اون انجام داد؟»

ما به خیلی از چیزها، اشیا، ساختمانا، فضاها، مواد، فناوری، و سیستما از دریچه ی عادت و آشنایی نگاه می کنیم و از احتمالات زیاد دیگری که واسه استفاده از اونا هست، بیخیال میشیم. باید با این تمایل موجود تو ذهن خود جنگ کنین. این سوال که «چیکار دیگری میتونم با اون انجام دهم؟» باعث اختراعات و ایده های جدید می شه.

پیشنهاد:زباله رو به طلا تبدیل کنین. تموم نامهای دور انداختنی صندوق پست خود رو به چیزایی مهم تبدیل کنین. چیکار دیگری می تونین با روزنامه انجام بدین؟

2. با دقت نگاه کنین

پروفسور «گای کلاکستون»، استاد علوم، فهمیده که افراد خلاق، متخصصِ دقیق نگاه کردن هستن. اونا توانایی بالایی در مشاهده­ ی نکات ظریف، جمع آوری و استفاده از چیزایی دارن که بقیه اونا رو ندیده می گیرن. داشتن کنجکاوی فعال در مورد جهانی که در دور و بر شماس، باعث ظهور ایده های جدید می شه. کنجکاو باشین و خوب دور و برتون رو ببینین.

پیشنهاد:چهره­ ها، حیوانات، حروف و اعدادی رو که به طور تصادفی در اثر فرسایش، تعمیر، گذر زمان، پوسیدگیا، نشتا، شکستگیا، جابجاییا، نور، سایه، باران یا برف ایجاد می ­شه کشف و جمع آوری کنین. بعضی از این موارد تنها زمانی خود رو رو می­ کنن که شما به اونا کج، وارونه یا در جهت برعکس نگاه کنین.

3. ساده بگیرین

مشکلات بیشتر پشت اطلاعات بیشتر از حد، مخفی شدن. رقابت جلو خود رو با صرف زمان واسه درک و تعریف مشکل، روشن و مشخص کنین. می تونین اونو در 10 کلمه، 5 کلمه، و یا حتی 3 کلمه ساده کنین؟

پیشنهاد:نویسنده ی معروفی به نام «ارنست همینگوی» چالشی رو واسه نوشتن یک داستان در 6 کلمه برگزار کرد. شمام امتحان کنین یا اونو به شکل یک رقابت توییتری در بیارین و داستانی با تنها 140 حرف ارسال کنین.

4. غیرمنطقی باشین

غیرمنطقی بودن در قلب تعدادی از خلاقانه ترین ایده های مربوط به قرن 19 و 20 میلادی قرار داره. «لوئیس کارول» و «ادوارد لیر» از پوچی و غیرمنطقی بودن موقعیتا در داستان سرایی استفاده می کردن؛ برادران «مارکس»، «اسپایک میلیگان»، و «مونتی پایتون» از غیرمنطقی دیدن امور، به عنوان منبعی واسه کمدی بهره می بردن. «ساموئل بکت» هم از آن واسه درام استفاده می کرد؛ «فرانک زاپا» واسه موسیقی؛ «السا اسکیاپارلی» در طراحی مد و دادائیستا و سوررئالیستا از آن واسه خلق هنر استفاده می کردن.

پروژه:از سیستم علامت زبون چشمی استفاده کنین و نشونه های غیرمنطقی و خلاف عادتی رو بسازین که بینندگان رو گیج کنه، تحریک کنه یا به خنده وادارد.

5. سیستما رو با همدیگه مبادله کنین

استفاده از سیستمای آماده، موفق، آزمایش شده و مطمئنِ موجود در یک بخش ی عمل در بخش ی دیگه می تونه به نوآوری بزرگی منجر شه.

«اوون مک لارن» اولین کالسکه­ ی تاشوی بچه ها رو با استفاده از سیستم طراحی شده­ ی ارابهای فرود تاشوی هواپیماهای «اسپیت فایر» که مربوط به جنگ جهانی دوم بود، ساخت. «جیمز دایسون» از سیستم گردبادی که واسه جذب خاک ارهای موجود در کارخانه های چوب بُری استفاده می شد استفاده کرد و اونو در جاروهای خونگی استفاده کرد. اینا هر دو انقلابی در طرح­ های ثابت شده­ ی قبلی بود. اگه شما الان سیستمی رو ناامیدکننده یا کم میدونید، تلاش کنین سیستم دیگری رو از زمینه ای دیگه قرض بگیرین.

پیشنهاد:نگاهی به سیستمای تغییر سریع صحنه ی تئاتر بندازین و اونا رو واسه تغییر محل زندگی و یا فضای کار خود به خدمت گیرید.

6. تغییر موقعیت

تغییر در چگونگی نگاه کردن به چیزی، می تونه امکانات و ایده های جدیدی رو واسه ما رو کنه. این کار رو می تونین با جستجوی تموم زوایای دید ممکن، و با تغییر دادن بافت زمینه انجام بدین.

جعبه­ های مربوط به سیم­ های شستشو و قوطی­ های صابون مواردی آشنا در سوپر مارکت هستن. تختای نامرتب در اتاق خواب هر نوجوونی هست و لاشه ی گاو و گوسفند رو میشه در پستوی هر مغازه ی قصابی ای پیدا کرد، اما اونا رو در یک گالری هنری بذارین تا یه اثر هنری بزرگ بوجود بیارین! نزدیک به 100 سال پیش، «مارسل دوشان» اولین هنرمندی بود که درک کرد اینجور تغییری می تونه اثر داشته باشه. اون به چشم دید که یک نمایشگاه هنری از سرامیکای سرویس بهداشتی که بر پشت به شکل صاف قرار گرفته بودن، چه ولوله ای بر پا کرد.

پیشنهاد:چیزای عادی رو قابل توجه کنین. به یک مغازه مصالح ساختمانی برید و یک وسیله ارزون قیمت پیدا کنین که با تغییر موقعیت اون در خونه، هدف جدید و تعجب آوری پیدا کنه.

7. قالبای تازه رو امتحان کنین

استفاده از فرآیندهای تغییر و تغییر خیلی تحریک کننده ی ایده هاس. تبدیل چیزها از یک فرم و یا محیط به دیگری، می تونه افکار رو در جهات جدید و هیجان انگیز هدایت کنه. یادتون باشه که یک ایده باعث ایده ی دیگری می شه.

«واسیلی کاندینسکی»، هنرمند نامدار روسی، موسیقی سنتی رو به نقاشیای ذهنی تبدیل کرد و رنگای مختلفی رو واسه مشخص کردن احساسات متفاوتی که به وسیله موسیقی برانگیخته می شن، انتخاب کرد. هم اینکه اون ماشینی رو اختراع کرد که اصوات موسیقی رو به دستورالعملایی واسه نقاشی تبدیل می کرد.

پیشنهاد:کلمات زیر رو به علایم و نشونه های رمزی (تایپوگرافی) تبدیل کنین:تنبل، خوشحال، صدای بلند، نرم.

8. بداهه پردازی کنین

بداهه عمل کردن، خلاقیت برخلاف تموم محدود کردن هاست. یه جور نحوه ی تفکر و عمله که به راه حلایی در موقعیتای بسیار رقابت برانگیز منجر می شه. مثل زمانی که افراد خود رو در زندان، تک وتنها در جایی دورافتاده، در محاصره، اسیر، گمشده در دریا و در کشتی شکسته یا در حال غرق شدن پیدا میکنن.

پیشنهاد:رقابت «مایلای طراحی». مثلا در ابتکار «مایلای غذایی» فاصله زیادی که مواد غذایی از محل تولید تا میز غذا طی می کنن به رقابت کشیده شد. قصد این کمپین حمایت از انتخاب اجناس محلی بود، اجناس محلی واسه رسیدن به دست مصرف کننده کمه کم فاصله رو طی می کنن و در این جابجایی کوتاه منابع جهان کمتر خالی می شه. رقابت «مایلای طراحی» هم مشابه همین چالشه. تنها از چیزایی استفاده کنین که دم دست شماس. شمام می تونین با حل مشکلات، تنها با استفاده از چیزایی که در جیب خود، روی میز، مواد در دسترس، چیزای باقی مونده از کاری دیگه یا تنها با استفاده از چیزی که در فاصله بسیار کوتاهی از شما هست، خود رو به رقابت بکشین.

مطلب مشابه :  دستیابی به اهداف با رعایت این نکات :

9. روش خود رو درک کنین

واسه تولید سریع و همیشگی ایده ها، درک اینکه چه شرایطی شما رو بیشتر به خلاقیت وا می داره، لازمه. «چایکوفسکی»، پیوتر ایلیچ چایکوفسکی، آهنگساز شهیر روسی، می گه:«اگه منتظر حس و حال لازم شیم، بی اونکه واسه بدست آوردنش در بین تلاشهایمان حرکتی کرده باشیم، خیلی ساده به آدمای بی عمل و بی انگیزه بدل میشیم.»

پیشنهاد:فرایندای باعث خلاقیت رو در قهرمانان ایده پردازی که به اونا علاقه مندید کشف کنین. بعضی از این روش ها بسیار نامتعارف ان، مثلا «فریدریش شیلر»، شاعر آلمانی، دریافت زمانی بهتر کار می کنه که بوی سیب فاسد رو بو کشیدن کنه.

10. از زندگی خودتون الهام بگیرین

از همه چیز زندگی و تجربه خود واسه ایجاد جرقه ی ایده استفاده کنین:چیزایی که در مورد خود یا خونواده تون میدونید و چیزایی که ریشهاتون هستن.

همونطور که «آل ژان»، یکی از نویسندگان اصلی مجموعه کارتونی «سیمپسونا» می گه:«شما ایده ها رو از زندگی واقعی دریافت می کنین. از معلمانی که داشته اید، مشکلاتی که فرزندانتان در مدرسه با اونا برخورد می کنن و چیزایی که در روزنامه ها می خونین.»

واسه آشنایی با مهارت فکر کردن خارج از چارچوب بذارین اول یک داستان کوتاه رو بازگو کنیم:

جون استیگل بوت(John Stiggelbout) هنگام درخواست واسه تکمیل در دوره کارشناسی ارشد ایده خوب و جالبی استفاده کرد. اون کاری کرد که افراد عادی اونو کاری فوق العاده بد و بد به حساب میاورند. اما نتیجه کارش الهام بخش و شگفت انگیز بود. واقعیت امر این بود که اون یهو تصمیم گرفت که در دانشگاه مدیریت بازرگانی به تحصیلاتش ادامه بده، و چون مهلت ارسال درخواستا تموم شده بود، تصمیم گرفت درخواستی غیر معمولی بنویسه و از این روش نظر مسئولان کارا رو به خود جلب کنه. طوری که اعضای کمیته ی بررسی کننده تقاضاها پس از خوندن نامه اقرار کردن که تا کنون تقاضانامه ای با این اوصاف ندیده بودن. با وجود این اونا به جای اینکه تقاضانامه ی جون رو مردود شمرده و دست رد به سینه اش بزنن کنجکاوانه علاقمند شدن اونو ببینن. به خاطر همین به دانشکده دعوتش کردن.

درخواست اون به شکل نامه ای به توضیح زیر بود:

“جون رو الابختکی در اتوبوس مسافربری ملاقات کردم. اون کف اتوبوس غش کرده بود. در کنارش یک لیوان کاغذی پر از ته سیگار دیده میشه. در ملاقاتای بعدی با همدیگه اخت و صمیمی شدیم و حالا سالهاست که اون بهترین دوست منه.پس از سرقت از مغازه سون ایلون هر دو دستگیر و در سلولی زندان شدیم.

ویژگی شخصیتی جون همه رو تحت تاثیر قرار می ده. به طور مثال وقتی خمیازه می کشین دندان هاش رو تحت تاثیر سیگار زرد و قهوه شده مخفی میکنه.اون تنها زمانی پنجره اتاقش رو باز میکنه که بخواد آب دهنش رو بیرون بندازه. میتونه با استفاده از انگشتانش با صدای بلند سوت بزنه.ماهی یه بار دوش میگیره. و اگه هنگام استحمام صابون پیدا نکنه به ان همیت نمیده جون رو در زندان رهبر بزرگی واسه همه ما بود. تموم همبندیهایم باور داشتن که اون پس از بیرون اومدن از زندان در هرزمینه ای فعالیت کنه کار و بارش میگیره و اسم و رسمی بهم میزنه. البته شاید بهش خوبی که من از ان تعریف میکنم نباشه.”

زندان فدرال شهر والاوالا- زندانی سلول شماره 335342

با اینکه نامه ی جون به دانشگاه مخالف عرف دانشگاهی و انتظار خواننده بود. با این حال در عین ناباوری اون در آخر تونست به اولین هدف خود که دعوت واسه مصاحبه در دانشگاه بود،برسه.اینکه در آخر اون در مصاحبه چیجوری صحبت کرده تا قبول کرد شه موضوع بحث ما نیس،هدف از آوردن این داستان در این مقاله بیان تفکر خارج از چارچوبه. جون تونست بر همه محدودیتای اداری و دانشگاهی خط بطلان بکشه و در فرصت یک مصاحبه ی حضوری رو واسه خود رقم بزنه. توانایی شکستن روالای عادی به ما این فرصت رو می ده تا راه جدیدی واسه رسیدن به هدف خود پیدا کنیم که بقیه اونو نشدنی خطاب میکنن. به قول هیتلر وقتی ما اونجا رو فتح کردیم، کسی نمپرسد چیجوری!

نوشته شده درژانویه 22, 2018
موضوع نابینایی

موضوع نابینایی هم مانع دیگه ایه که از افزایش تولید محصول جلوگیری میکنه. به طور مثال پیش از نصب دستگاه های خود پرداز در جلوی بانکها، از بعضی افراد پرسیدند که اگه بتونن به وسیله دستگاهی پول خود رو به حسابشان واریز کنن یا بتونن از حسابشان برداشت کنن بازم به بانک مراجعه می کنن. جالبه بدونین که بیشتر به استفاده از این دستگاه تمایل نشون ندادند. حتی تصور اینکه بتونن عادت و رفتارشون رو در این مورد تغییر براشون سخت بود.اما پس از آن که همه به این نتیجه رسیدن دستگاه خودپرداز، واریز و برداشت پول از حساب رو خیلی آسون کردن میکنه، واسه بعضی افراد زندگی بدون ان قابل تصور نبود.

کلید لازم یابی ،شناسایی نارساییها و تلاش واسه برطرف کردن اوناست. ممکنه این مشکل در باره ی نحوه ی استفاده مردم از محصولی خاص و یا وضعیت سرویس دهی شرکت تولید کننده و یا اخلاق و رفتار کارکنان اون شرکت باشه. چندی پیش فرصتی دست داد تا مایکل بری، کارشناس نیازیابی شرکت پویینت فوروارد گفتگو کنم . اون داستان جالبی از شرکت کیمبرلی کلارک، تولید کننده دستمال کاغذی کلینکس و پوشک هاگینز برام تعریف کرد.که در ادامه مطلب میخونین.

اون گفت این شرکت در اغاز کارش با رقبای قدرت مثل پروکتر و کمبل(تولبد کننده پمپرز) روربرو بود. از نظر فروش به گرد پای شرکتهای حریف هم نمی رسید. دست اندرکاران شرکت کلینکس از واسه این موضوع خیلی نگران بودن. به خاطر همین از گروه مایکل خواستن که انان رو واسه آزمایش این مشکل و برطرف کردن ان کمک کنه. مایکل ودستیارانش پس از مشاهده ی دقیق چگونگی فروش پوشکها، بررسی روی بسته های پوشک و مصاحبه با جند تن از والدین به این نتیجه رسیدن که این شرکت در عرضه محصولاتش دچار مشکله, کارکنان پوشک طوری پوشکها رو عرضه می کردن گویی چیزایی زائد،خطرناک و دور انداختنی هستن. در صورتی که والدین درباره پوشک بدست اومده متفاوت داشتن.از نظر والدین پوشک بخشی از مراحل مراقبت از بچه هاست و این کار رو اسان میکنه و می تونه یک تکه لباس تلقی شه.این یافته ها در تازه ای رو بروی شرکت کیمبرلی کلارک گشود و جهت گیری جدید رو در ان درست کرد. پس از یه مدت کوتاه هاگیز با شکل و ظاهری متفاوت به بازار اومد. مایکل با بررسی دقیق فرصت بزرگتری رو شناسایی کرد. اون دریافت که وقتی فروشندگان از والدین میپرسن که : ” بازم بچتون از پوشک استفاده میکنه؟” اونا ناراحت و شرمنده می شن. مایکل در فکر فرو رفت که چیجوری میشه این وضعیت رو دگرگونه کرد و به این مشکل پایان بخشید. چیجوری ممکنه پوشک به جای اسباب شکست و خجالت به نماد موفقیت تبدیل شه.یهو فکر بکری به ذهنش خطور کرد:

ترکیبی از پوشک و لباس به نام پول اپز “pull-ups”. تغییر پوشک هاگیز، به پوشک-لباس پول آپ، واسه بچه ها و هم والدین بسیار به درد بخور و کارساز بود و از آن استقبال زیادی شد. بچه میتونست پول آپ رو بدون کمک والدین پنهون و احساس غرور کنه. این ابتکار ساده سود هرساله شرکت کیمبرلی کلارک رو حدود یک میلیارد دلار بالا برد وشرایطی جفت و جور اورد که گوی پیشی رو از تموم رقیبایش برباید. محصول جدید زاییده توجه به فرآینده نیازیابی، تعریف دقیق صورت موضوع و تبدیل اون به فرصت بود.

شما همیشه آرزو می کنین که ای کاش پول بیشتری داشتین، درست می گم؟به دست آوردن پول ،تا می تونستید اون لباس قشنگ یا اون گجت جدید رو بخرین، تا می تونستید پول بیشتری رو واسه رفتن به تعطیلات یا یک شام اشرافی پس انداز کنین، تا می تواستید قرضای خود رو زودتر بدین و به همون ثبات مالی قبلی بر گردید. لیست زیر شامل راه های ساده و در عین حال موثر واسه پول در آوردن بدون صرف هزینه و تلاش زیاده!

مطلب مشابه :  ابعاد کلّی ذهن ما

هوش، استعداد و جذابیت ویژگیای خیلی خوبی هستن اما بیشتر این موارد نیستن که افراد موفق و پولدار رو از بقیه جدا می کنن. موفقیت شانسی نیس و ثروت هم اتفاقی به دست نمیاد. آدمایی که به موفقیت و ثروت دست پیدا میکنن، عادتایی دارن که بازده و بهره وری شون رو زیاد می کنه. «کامل کورلی» در کتابی با عنوانِ «عادات ثروتمندان: عادات روازنه ی افراد پولدار واسه موفقیت»، به عادتایی می پردازه که «دارا»ها رو از «نَدار»ها جدا می کنه. در این مقاله شما با 12 تا از این عادتا واسه به دست آوردن پول و ثروت و موفقیت آشنا میشید.

شاید شمام به این فکر کرده باشین که به چه دلیل بیشتر مردم زندگی شون رو روی حالت «پرواز خودکار» (AutoPilot) گذاشته ان و لحظه ای درنگ نمی کنن تا الگوهای هر روزه شون رو بازنگری کنن.

مقاله در رابطه:6 راه واسه پولدار شدن

ایجاد عادات خوبِ روزانه واسه به دست آوردن پول
عادات خوب، پایه و اساسی واسه بنایِ ثروت هستن. فرق بین افراد موفق و ناموفق در عادات روزانه اوناس. به عبارت ساده تر، افراد موفق عادات خوبِ زیاد و عادات بدِ کمی دارن. اگه فهمیده باشین که عادات بدتون از پولدار شدن تون جلوگیری می کنن، پس قدم اول رو واسه بهبود شرایط تون ورداشته اید.

کورلی در کتابش از شما میخواد که یک برگه ی کاغذ وردارین و عادتای بدتون رو در یک ستون بنویسین. بعد اونا رو طوری تغییر بدین که به عادتای خوب تبدیل شن. به شکل زیر:

عادات خوب

خودمو محدود می کنم که فقط روزی یک ساعت تلویزیون نگاه کنم.

ناما رو یادداشت می کنم و به خاطر می سپارم.

عادات بد

زیاد تلویزیون نگاه می کنم.

نام افراد رو از یاد میبرم.

بعد واسه 30 روز، راهنماییای فهرست عادتای خوب و جدیدتون رو دنبال کنین. مطمئن باشین از اینکه می تونین تا چه حد خوب باشین، متعجب میشید!

پیشرفت فردی روزانه واسه به دست آوردن پول
افراد موفق همیشه به دنبال به دست آوردن پول وراهایی واسه رشد و پیشرفت خودشون هستن. هر روز مطالعه می کنن و در حرفه ی خودشون مثل دانشجویان رفتار می کنن. هیچوقت وقت شون رو صرف فعالیتایی نمی کنن که می دونن اونا رو به اهداف شون نزدیک تر نمی کنه.

اخیرا در رویدادی که با میزبانی «بِرِندن بِرچارد»، نویسنده ی آمریکایی، برگزار شد. این نویسنده می گفت همیشه واسه خلق امور تازه وقت میذاره. افراد موفقی مثل بِرچارد می دونن که زمان باارزش تر از اینه که بذارن هدر برود. اونا وقت شون رو صرف کارایی می کنن که واسه کسب وکارشان منفعت بسازه. تعهد داشتن نسبت به دست آوردن پول وبه رشد و پیشرفت فردی به این معناه که فعالیتایی داشته باشین که شما رو به رقابت بکشن.

راه هایی رو پیدا کنین تا علم تون رو گسترش بدین. این همیشه آسون نیس، اما افراد در روبرو شدن با عواملی رشد می کنن که اونا رو به رقابت بکشن. وقتی که علم تون زیاد شه، فرصتا خودشون ظاهر می شن.

هدف گذاریای منظم
افراد موفق از اهداف شون انگیزه می گیرن. اونا همیشه هدف سازی می کنن. شب قبل از خواب، روز بعد رو با فهرستِ «کارایی که باید بکنن» برنامه ریزی می کنن.

آدمایی که به طرف موفقیت در حرکتند، بلندمدت فکر می کنن. اونا اهداف روزانه، هفتگی، ماهیانه و سالیانه دارن. اما هدف بدون برنامه ای واسه رسیدن بهش، به چه دردی می خوره؟ پس افراد موفق نه تنها هدف دارن، بلکه روشایی واسه رسیدن به هدف هاشون هم پیدا می کنن و خودشون رو مجبور به انجام اون می کنن.

مقاله در رابطه:10 روش اثبات شده در مورد چگونگی پولدار شدن

مراقبت منظم از سلامت فردی واسه به دست آوردن پول
افراد موفق هر روز و همیشه تلاش می کنن که تغذیه ی سالم داشته باشن و ورزش کنن. تغذیه ی درست بیشترین اهمیت رو داره. ورزش روزانه هم می تونه به یک عادت منظم تبدیل شه، درست مثل دوش گرفتن! آدمایی که هر روز ورزش می کنن، انرژی بیشتری واسه انجام کارا دارن. وضعیت شما در این مورد چیجوریه؟

به طور منظم پس انداز کردن واسه به دست آوردن پول
طبق گفته های کورلی، افراد موفق 10 تا 20 درصدِ درآمد ناخالص شون رو پس انداز یا سرمایه گذاری می کنن یا واسه بازنشستگی شون برنامه ریزی می کنن. همه افراد توانایی این کار رو ندارن، اما مهم اینه شما چند درصد کنار می ذارین؟

میونه روی در کارا جهت به دست آوردن پول
اگه در فعالیتای تون میونه رو باشین، اون وقت زندگی تون تعادل پیدا می کنه. این به معنی متعادل بودن در کار، خوردوخوراک، ورزش، مصرف نوشیدنیا، تلویزیون نگاه کردن، استفاده از اینترنت و بقیه کارهاه. پس ی این کار، ادما از هم نشینی با شما حال می کنن. اگه افراد در کنارِ شما بودن رو دوست داشته باشن، اون وقت شما به همکاری با بقیه یا یافتن شریک کاری جدیدی واسه پیشرفت کسب و کار، تمایل بیشتری پیدا می کنین.

به انجام رساندن کارا

به انجام رساندن کارا و به دست آوردن پول
کار امروز رو به فردا نیندازید و همین حالا تمومش کنین! همه افراد ترسایی دارن، اما افراد موفق ترسای شون رو پشت سر می گذارن. اونا کارا رو به عقب نمیندازن و به هر قیمتی، کارای مهم رو انجام میدن.

کورلی در کتابِ «عادات ثروتمندان»، توضیح میده که وقتی که فکر عقب انداختن کاری به ذهنتون میاد، با گفتن جمله «همین حالا انجامش بده!» فورا از ذهنتون بیرونش کنین. اگه لازمه، 100 بار هم که شده، این جمله رو تکرار کنین. اما تا وقتی که کارتون تموم نشده، از آن دست نکشید.

مقاله در رابطه:چیجوری میلیاردر شیم

وقت گذاشتن واسه ایجاد ارتباطات و به دست آوردن پول
افراد موفق آدمایی اجتماعی هستن. اونا در طول روز زمانی رو صرف تقویت پیوندهای صمیمی شون می کنن و با بقیه روابط بلندمدت برقرار می کنن. شبکه سازی کاریه که همیشه انجام میدن. اونا با آشنایان شون رابطه برقرار می کنن و راه هایی واسه کمک به اونا پیدا میکنن، بدون اینکه انتظار پاداش و منفعتی داشته باشن.

جمله معروفی هست که زیباترین صدای روی زمین، شنیدن نام تونه. پس یادگیری نام تموم آدمایی رو که ملاقات می کنین، جزو اهداف تون بذارین. وقتی کسی نام شما رو به یاد داره، خوشحال نمی شین؟ افراد زیادی هستن که خوشحال می شن! پس متفاوت باشین و نام افراد رو به خاطر بسپارین.

مثبت به نظر رسیدن واسه به دست آوردن پول
موفق ترین فردی رو که می شناسین، درنظر بگیرین. این فرد مثبته یا منفی؟ به احتمال زیاد اون فردی مثبت، مشتاق، پرانرژی و شاده. اینجور فردی تصمیم گرفته که خوبیا رو در خودش و در بقیه ببینه. واسه این شخص، مشکلات فقط فرصتایی هستن که باید کشف شن.

مردم هر روز با اخبارِ رویدادها و اعمال بد بمباران می شن. افراد موفق تا جایی که بتونن خودشون رو در خطر اینجور خبره هایی قرار نمی دن و عوضش تصمیم می گیرن که ذهن شون رو با ایده های مثبتِ کتابا و مجله ها پر کنن.