انواع درمان ها و مقایسه آنها

گروه حمایت همتایان

این گروه در جنوب کالیفرنیا ایجادشد و بر پایه اصول جلسات 12 گامی است. این جلسات در بیشتر از 98 شهر بزرگ آمریکا، کانادا، نیوزیلند و استرالیا انجام می شود. این گروه شبکه حمایتی فراهم می کند و به شخص در بهبود رفتارهای پرخطرجنسی کمک می کند. طی ملاقات افراد این گروها در مورد مسائل مرتبط با استفاده مانند فعالیت جنسی خطرناک و رفتارهای خطرخاصHIV برای افزایش آگاهی میان شرکت کنندگان بحث   می کنند(جاندرا[1]،2010).

چندین مطالعه اثرجلسات12 قدمی را به عنوان یک مؤلفه از مدلهای درمانی پیچیده مانند مدل مینه سوتا یا مدل ماتریکس بیان می کنند، پژوهشگران در این مطالعه با مصرف کنندگان که در سه ماه آخرین مصرفشان و رفتارهای پرخطرجنسی آنها می گذشت و اکنون در جلسات و دیگر گروههای12گامی شرکت می کردند، مصاحبه کردند.گزارش شدکه شریکان جنسی ازتقریباً 7 نفر در هر ماه  به 1 نفر در هر ماه کاهش پیداکرد و نسبت به عمل جنسی  ناایمن از 70% به 24% کاهش یافت. یافته های مطالعه ممکن است با اثردرمانی جلسات12گام دیگر مانند معتادان بی نام، الکلی های بی نام …و برنامه های درمان دارویی مداوم همپوشانی داشته باشد(گازمن،2007).

جلسات12گامی

برای بهینه کردن درمان، شرکت در جلسات 12گامی، در مرکزدرمانی، یک بار در هفته توصیه می شود. این جلسات رسمی نیستند. ترجیحا، بیمارانی که در درمان هستند و بیمارانی که درمانشان به اتمام رسیده است،     می توانند در این جلسات درمانی، با هدف آشناکردن بیماران ناآشنا به این جلسات شرکت کنند. همراه شدن در جلسات 12 گامی برای فرد مناسب است  و اضطراب کمتری برای فرد دارد(میکائیلی و هاشمی،1392).

 تحلیل عود

وقتی بیماران به طورغیرمنتظره ای  و یا به طورمکرر دچار لغزش می شوند، و به نظرمی رسدکه علت های عود را نمی داند، تمرین خاصی لازم نیست. این تمرین و فرم هایش، به درمانگر و بیماران برای شناسایی مسائل  و رویدادهای که قبل از عود اتفاق می افتد، کمک می کند. این تمرین معمولا طی جلسات فردی با بیمار و احتمالاً اشخاص مهم زندگی بیمارانجام می شود(محمدی،1390).

 حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی به بیماران کمک می کندکه دوستان و فعالیت هایی که به  مواد و رفتارهای پرخطرجنسی مرتبط نیستند، را جایگزین دوستان و فعالیتهای خودکنند. این گروها از گروهای پیشگیری از عود دارای ساختارکمتری هستند. محتوای این جلسات توسط نیازهای افرادتعیین می شود مثلاً اگر بیماران دچارعود شده باشند، فعالیت های پیشگیری از عود لازم است، یا به  بیمارانی که دارای ثبات نیستند، کمک می شودکه ثابت شوند و بیمارانی که با موفقیت مراحل بهبودی را طی کرده اند، به تغییرسبک زندگی تشویق می شوند(راوسون، مارینلی و آنجلین[2]، 2004).

 

 مدل ماتریکس

مدل ماتریکس بیماران سرپایی در اوج شیوع کوکائین در دهه1980 در جنوب کالیفرنیا توسعه یافت. در نواحی شهر لوس آنجلس، کوکائین و کراک بیشترین داروهایی بودندکه بر جوامع تأثیرداشتند و در غرب لس آنجلس، تعدادزیادی ازاستفاده کنندگان  مت آمفتامین  به کلینیک ماتریکس برای دریافت کمک مراجعه کردند. در آن زمان رویکرد ساختاریافته تأثیرآغاز تعامل بین متخصصانی که با مراجعین کار می کردند و محققانی که اطلاعات مربوطه راجمع آوری می کردند، بود. همانطورکه متخصصان در درمان افراد وابسته به مواد محرک تجارب بالینی راکسب می کردند، مشکلات مربوط به درمان، توسط یافته های تحقیقات جواب داده می شود. مؤلفه های درمانی مدل ماتریکس از مؤلفه های درمانی کل کارآیی آنها ثابت شده بود، اقتباس شده اند. مؤلفان رویکرد ماتریکس، دانش موجود و تکنیک هایی که ازحمایت تجربی برخوردارند را به شکل دستور العمل منحصر به فرد، و به چند تکنیکی که می تواند به عنوان یک پروتکل درمانی بیماران سرپایی برای استفاده کنندگان مت آمفتامین وکوکائین رفتارهای پرخطر جنسی به کار رود، ترکیب کردند. دستورالعملی که برای بیماران نوشته شده است، شامل تکالیف برای هرجلسه است. هر موضوع توسط یک تمرین ساده معرفی می شود و اطلاعات علمی به شکل دوستانه برای بیماران توضیح داده می شود(راوسن،1995).

برنامه درمانی فشرده بیماران سرپایی16 هفته است که ابتدا ساختار جلسات  به صورت جلسات گروهی و هدفش آموزش مهارتهای بهبود اولیه و مهارتهای پیشگیری ازعود و رفتارهای پرخطراست. درمانگر باید هر دو جلسات درمانی فردی وگروهی را برای هر بیمار انجام دهد، جلسات درمانی بیماران دو بار در هفته می باشدکه در ماه اول درمان دوبار در هفته آموزش مهارتهای اولیه برای بهبود و در سه ماه باقیمانده دوبار در هفته برنامه های پیشگیری ازعودآموزش داده می شود. همچنین در 12هفته اول درمان جلسات گروهی آموزش خانواده و بیمار و 4هفته آخر جلسات گروهی حمایت اجتماعی انجام می شود. انجام آزمایش ادرار درآخر هر هفته مؤلفه دیگر این برنامه است و همچنین شرکت کنندگان برای انجام جلسات 12 قدمی به عنوان یک منبعی برای حمایت اجتماعی و حمایت عاطفی تشویق می شوند(رل، راوسون، لینگ و شاپ تاو[3]، 2009).

مطلب مشابه :  بیست عامل بروز پدیده کودک خیابانی

مدل ماتریکس درگروه وسیعی از مردم انجام شده است. درکلینیک ماتریکس در جنوب کالیفرنیا، درمان ماتریکس در نژادهای مختلف که شامل 17% آفریقایی- آمریکایی، 18% اسپانیایی، 62% قفقازی و30% بقیه انجام شده است. بیماران زن حدود3/1 جمعیت بیماران بودند(راوسون و همکاران، 2009) دستورالعمل درمانی مدل ماتریکس توسط موسسه انتشارات هازلدن چاپ شده است(راوسون، 2005).

همچنین یک نسخه از دستورالعمل ماتریکس برای آمریکایی های بومی چاپ شده است(رینگر[4]، 2005). این مدل همچنین برای درمان همجنس بازان و دوجنس گراها و رفتارهای پرخطرجنسی انطباق شده است.

 اصول راهنما در درمان ماتریکس

درمان ماتریکس، تعدادی مفاهیم اصلی دارد. این مفاهیم شامل:

  1. ایجاد رابطه مثبت و همیارانه با بیمار

2.ایجادساختار و انتظارات روشن و واضح

3.آموزش اطلاعات روانی آموزشی

4.معرفی و بکاربردن مفاهیم شناختی رفتاری

5.تقویت مثبت برای تغییر رفتار نامطلوب به شکل رفتارمطلوب

6.آموزش اعضای خانواده با توجه به دورهای مورد انتظاربهبودی

7.معرفی و تشویق به شرکت در جلسات خودیاری

رابطه مثبت وهمیارانه

مفهوم مدل ماتریکس با رابطه مثبت و همیارانه بین بیمار و درمانگر مشخص می شود. در این مدل، با وجود این که درمانگرباید رهنمود باشد، اما باید حالت درمانی مراجع محور را حفظ کند. همانطورکه در بیشترتحقیقات روان درمانی مشخص شد، رابطه با همدلی صحیح، توجه مثبت، گرم و واقعی ضروری است. این رابطه به این معنی است که بیمار با احترام و گوش دادن فعال درمان می شود و بدون قضاوت  درمانگر، تجربیاتشان را منعکس می کنند. یک رابطه همیارانه وقتی ایجاد می شودکه درمانگر فعالانه به نگرانی ها و نظرات بیمارگوش دهد و تلاش کند که دنیا را از دیدگاه بیمار ببیند. این رابطه روحیه همیاری و تلاش دو طرفه ایجاد می کند. برعکس، هدف ها و خواسته های درمانی تحمیلی درمانگر و سبک مقابله ای او، رابطه رقابتی مخالف ایجاد   می کندکه بطور زیادی در پایان زودرس درمان نقش دارد. توافق دوطرفه بر هدف های که مراجع را درگیر درمان می کند، یک فعالیت مهم است به علاوه این رابطه مهارت های و تمرین های بیمار را معتبرمی سازد و بنابراین اتحاد درمانی را تقویت می کند. جوهمیارانه، آمادگی بیماربرای یادگیری مهارت های جدید و راهبردهای مقابله ای سازگارانه تر را افزایش می دهد و محیطی فراهم می کندکه فرد موفیقت ها و شکست های استفاده راهبردهای جدید را ایجاد یک رابطه درمانی موفق آمیز با بیماران در درمان سرپایی ارزشمنداست. این مهارتهای بالینی، با رویکردهای که در طی درمان، به خصوص طی هفته هایی اولیه درمان ترکیب                  می شود(مکری و اختیاری، 1388).

 ساختارانتظارات

ساختاریک عنصراساسی در هر برنامه سرپایی مؤثراست. در درمان سرپایی ساختار با این توضیح برای بیمارکه فعالیت های درمانی شامل حضور در جلسات فردی  وگروهی درمان شرکت در گروهای خودیاری، و برنامه ریزی روزانه که  موجب حداقل تماس با وضعیت های پرخطر برای مصرف و رفتارهای جنسی می شود، شکل می گیرد.این ساختار، به بیماران در فهم برنامه درمانی و شکل گیری انتظارات بیمار و ایجادیک سیربهبودی کمک می کند. برنامه درمانی با ساختارمی تواند استرس را کاهش دهد و یک  سبک زندگی باثبات  و قابل پیش بینی که با سبک زندگی بی مسئولیتی، بابرنامه وآشفته دوران اعتیاد مغایراست، ایجادکند.

مؤلفه اولیه ساختارطی درمان سرپایی، برنامه ریزی برای فعالیت ها به طور روزانه  و یا ساعت به ساعت است. هدف اصلی مهارت، آموختن برنامه ریزی، و بهرمندشدن از برنامه ریزی پیش از هر فعالیت، اعم از فعالیت های کاری، فعالیت درمان و بهبود، فعالیت های خانواده و فعالیت های آرامبخش است. این تمرین، تمرین برنامه ریزی، شناسایی و اجتناب از موقعیت ها و افرادپرخطر را آموزش می دهد و افراد را در رفتارهای جایگزین جدید و بدون دارو درگیر می کند. ایجاد برنامه شناسایی و اجتناب از موقعیت ها و افراد پرخطر را آموزش    می دهد و افراد را در رفتارهای جایگزین جدید و بدون دارو درگیر می کند. ایجاد برنامه 24 ساعته به بیمارکمک می کندکه به طورمؤثری، یک روز را در زمان درمان پاک بماند. این تمرین می تواند حس مغلوب شدن در اوایل بهبودی و یا حس غافل شدن از خود راکه طی تلاش برای حل کردن فوری مشکلاتی که به وسیله اعتیاد ایجادشده است، به وجودمی آید، کاهش دهد. بیمار باید برنامه ثبت شده را داشته باشد و هر روز به آن مراجعه بکند.

مهم است که مشاور، رونوشت از برنامه را داشته باشد وآن را درآغازجلسه بعدی، مورد بازبینی قراردهد، طی مراحل اولیه درمان، بیماران عمل کردن طبق برنامه را فراموش می کنند و یا تصمیم می گیرندکه برنامه را نادیده بگیرند. درطی درمان ممکن است لغزش هایی اتفاق بیافتد و این لغزش ها عدم استفاده از فرایندبرنامه راتقویت می کند. بیماران باید بدانندکه می توانند درصورت لزوم برای تغییربرنامه اقدام کنند. به این شرط که برای تغییر برنامه وقت مناسبی را بگذارند و فعالیت های جدید را جایگزین کنند. این فرایند به بیماران امکان تفکردر مورد صلاح بودن تغییربرنامه و عمل بودن برنامه را می دهد(برور[5]، 1998).

مطلب مشابه :  «مه» قاعده‌ی زندگی است!

مهارت های شناختی- رفتاری

دانش مهارت های درمان شناختی- رفتاری، در مدل ماتریکس بسیار مهم است(رینینگر[6]، 2005) در ایجاد محتوای درمانی شناختی رفتاری در مدل ماتریکس، سهم بزرگ داشتند.

این رویکرد به بیماران آموزش می دهدکه مصرف مواد و عود و رفتارهای پرخطرجنسی، رویدادهای تصادفی نیستند و آنها می توانند با آموزش مهارت ها و به کاربردن آنها در زندگی روزمره، پاک بمانند و از عودجلوگیری نمایند. یکی از این مهارت ها، نظارت برخود به صورت آگاهی احساس کسالت یا نشانه های ناخوشایند، افکارنشانه های هشدار، وضعیت های پرخطر و رویدادهای ناگهانی است. بیماران مهارت های شناسایی برانگیزان ها،  مهارت های مقابله و مدیریت مشکلات فوری را یاد می گیرند. آنها به انجام دادن فعالیت های جدید در خارج از جلسات درمانی تشویق می شوند. در هر جلسه بیماران آنچه را که انجام داده اند و آنچه را که انجام نداده اند و موانعی را که با آن رو به رو می شوند را توضیح می دهند. هر عنوان جلسه ماتریکس، به تکنیک های درمانی شناختی رفتاری مربوط می شود. هر عنوان توسط درمانگر به بیمار معرفی می شود و درباره رابطه آن موضوع با موفقیت در بهبودی، توضیح داده می شود. در دفترچه تکالیف خانگی این مفاهیم توضیح داده می شود و سوال هایی از فرد پرسیده  می شودکه مفاهیم را برای فرد، مشخص سازی می کند وآن را مرتبط با ویژگی های هرشخص می کند. هر بیمار در هر جلسه مطرح می کندکه  هر موضوع چه نقشی در زندگی اش داشته است و چگونه مهارت هایی آموخته شده اند، به حل مشکل ها در بهبودی کمک می کند. درمانگر باید به بیمار انجام مهارت های آموخته شد را در روزهای بعد پیشنهاددهد(نجفی، بیگدلی، دهشیری، رحمتیان و طباطبایی، 1391).

بعضی ازنمونه های استفاده از تکنیک های مدیریت وابستگی در برنامه ماتریکس عبارتنداز :

پرهیز: درآغاز درمان، از بیماران خواسته می شود، هر روزی را که از رفتارهای پرخطردور می مانند درتقویم علامت بزنند.آغاز هرجلسه، درمانگر با بیمارتعدادروزهای پاک را مورد بازبینی قرارمی دهد. ثبت این اطلاعات و مشخص کردن پیشرفت روزهای بدون رفتارپرخطر، تقویت مناسب برای فرداست.

به موقع آمدن درجلسات: شیرینی ها و شکلات هایی که 5 دقیقه قبل از شروع جلسات وجوددارد. تنها به کسانی که در10 دقیقه قبل از جلسات درکلینیک حضور داشته باشند، می توانند ازآنها استفاده کنند.

رفتار اعضا: مشاوران درطی جلسات، به مراجعانی که تغییرات مثبت در نگرششان یا بهبودی در رفتارشان رامنعکس می کنند، اعضای دیگر گروه را حمایت می کنند و قوانین را طی جلسه رعایت می کنند و رفتار آنها را تشویق می کنند.

 گروه های خودیاری

جلسات AA-NA بسیار قابل دسترس هستند، بدون هزینه هستند و مکانی هستندکه افراد بهبودیافته در مورد مسائل مشابه صحبت کنند و اخیراً چند مطالعه برای اثبات تجربی مفید بودن شرکت در برنامه های12 قدمی انجام شده است. این جلسات برای بیماران، به عنوان منابع درمانی مداومی هستند و مدل ماتریکس شامل عنوان هایی است که برای آشناکردن بیماران با این منابع طرح شده است.

هیچ کس به طور مناسب به شرکت در این جلسات پاسخ نمی دهد. تعداد زیادی از بیماران به شرکت در این جلسات راغب نیستند، یا برای نمونه در یک یا دو جلسه شرکت می کنند و متوجه می شوندکه غیرمفیداست. بسیاری از مقاومت ها به شرکت در این جلسات، به بعد معنویAA-NA مربوط  می شود. برای کاهش مقاومت، درمانگرباید توجه بیمار را به منافع دیگر این برنامه که مفیداست جلب کند. برای مثال یک اصل اساسی در رویکرد ماتریکس ایجادساختار و توسعه فعالیت های بدون مرتبط با مواد و رفتارهای پرخطراست. اغلب تکنیک های مصاحبه انگیزشی می تواندبرای برخود با مقاومت برای شرکت در برنامه 12 قدمی مفید باشد. مردان همجنس باز مصرف کننده به برنامه درمانی خاص نیازدارند(مستشاری و وزیریان، 1382)

به کسانی که شیشه را برای رابطه جنسی مصرف می کنند باید، رفتارهای جنسی غیروابسته به مصرف شیشه آموخته شود(راوسون، هابر، ابرت، شاپ تاو و لینگ[7]، 2002).

3 _  Jandra

1 _  Rawson & Marinelli & Anglin

1 _  Roll & Rawson & Ling & Shptaw

1  _  Reiniger

1 _  Brewr

1 _  Reiniger

[7] – Rawson & Huber & Obert & Shoptow & Ling