اهمیت موضوع این پژوهش به تاثیر و اهمیت استحکام خانواده و نقش آن در جامعه است.به دلیل انتزاعی بودن موضوع و متغیرهای تحقیق، در فرهنگ های مختلف رضایت و سازگاری و همچنین تعریف هوش هیجانی ،بنا به بررسی های به عمل آمده ، معمولاً متفاوت دیده شده است.مفاهیم ارزشی دارای چنین خصوصیاتی هستند.با توجه به جدید بودن مفهوم هوش هیجانی ، تحقیقات متفاوتی در این زمینه با سایر متغییرها صورت پذیرفته است و نتایج متفاوتی بدست آمده است که در پیشینه تحقیق بیان شده است. اما آنچه به عنوان یک خلاء تحقیقاتی به نظر می رسد این است که، در زمینه رضایت جنسی و سازگاری زناشویی، بایستی زوج های یک خانواده مورد آزمون قرار گیرند و بیشتر پژوهش ها، در این متغیرها، فقط جنسیت ملاک عمل بوده و دیدگاه زوج های حقیقی مورد آزمون قرار نگرفته است،چرا که در این صورت نتایج و تحلیل ها بیشتر و بهتر به واقعیت، زندگی زوج ها نزدیک تر است.برای داشتن یک خانواده سازگار، پرداختن به این موضوع از اهمیت و ضرورت خاص خود برخوردار است. نتایج این تحقیق می تواند به مبانی نظری و غنای علم روان شناسی و مشاوره کمک قابل توجهی بنماید و در عمل نتایج می تواند در کلینیک های مشاوره ازدواج و خانواده مورد استفاده قرار گیرد تا در شرایطی که زوج ها از هم آشنایی چندانی ندارند با یک مشاوره در خصوص میزان رضایت جنسی و موارد توافق در رضایت زناشویی، به عنوان راهنمایی برای بهتر انتخاب کردن زوج هم کفو خود باشد(سیف، 1384).
یکی از ابعاد مهم رابطه همسران که اغلب مورد غفلت قرار می گیرد، رابطه جنسی می باشد.”میل جنسی در تمامی جوامع و مذاهب یک تابو است که در هاله ای از مسائل خرافی پیچیده شده و صحبت در حدود آن معمولاً با احساس های منفی مثل شرم، خجالت، ترس و گناه همراه است. این در حالی است که رفتار و روابط جنسی، مثل خوردن و آشامیدن جزئی از نیازهای زندگی همه انسانها و به عبارتی لازمه یک زندگی مشترک سالم و بقاء نسل او است. از زمانی که الیس، کینزی و بعد از آن مسترز و جانسون، به مطالعه سیستماتیک رفتارهای جنسی انسان پرداختند، روشن شد که مشکلات و اختلالات جنسی شایع تر از آن است که قبلاً تصور می گردید. وجود مشکلاتی در زمینه مسائل جنسی مثل کمبود تمایلات جنسی، ناتوانی جنسی و غیره چه بسا که به خاطر ترس و اضطراب، شرم و خجالت یا احساس بی کفایتی و گناه مخفی مانده وبیان نشده و زنان به علت حجب و حیا علائم این مشکلات را درست بیان نمی کنند و مشکلات جنسی بصورت نهفته با علائم و عوارض دیگری مثل ناراحتی های جسمانی، افسردگی و نارضایتی از زندگی زناشویی بروز می کند (اوحدی،1384)
نارضایتی از مناسبات جنسی، علاوه برتأثیرات منفی روحی و روانی بر خود فرد مانند افسردگی، عدم تعادل روحی و روانی و شخصیتی،پیامدهایی چون پرخاشگری و خشونت، روابط جنسی خارج از چارچوب خانواده نیز داشته و بردیگر اعضاء خانواده، اطرافیان و سلامت جامعه نیز تأثیر گذار خواهد بود.نتایج مطالعات نشان می دهند که رضایت جنسی و رضایت زناشویی با یکدیگر ارتباط متقابل دارندرضایت از رابطه زناشویی، باعث احساس شاد بودن وایجاد صمیمیت در زوجین می شود(گئو ، هانگ ،2005).
از آنجا که آمار طلاق در کل جهان در حال افزایش است و این افزایش تا حدی است که برخی از کشورها با بحران روبه رو شده اند، به همین سبب در دهه گذشته پژوهشگران بسیاری عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی را بررسی کرده اند(منجزی وهمکاران، 1391).
آمار نشان می دهد که 50 درصد زوجین در مراحلی از زندگی زناشویی خود اختلال در روابط جنسی را تجربه کرده اند. پژوهش در زوج های موفق نیز نشان می دهد که 77 درصد خانم ها دچار نارسایی جنسی بوده اند، بنابراین حتی در افراد موفق از نظر جنسی نیز ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد. اختلالات جنسی به هر علتی که ایجاد شوند دارای پیامدهای منفی بسیاری هستند. تحقیقات نشان می دهد که نارسایی های جنسی ارتباط تنگاتنگی با عدم رضایت زناشویی ودر نتیجه طلاق دارد. مطالعات نشان می دهد1/68درصد از زنان مراجعه کننده به دادگاه های طلاق مشکلاتی در روابط جنسی داشته اند(توکلی زاده، وثوق، 1392).
از دیگر مشکلات بین زوج مشکلات ارتباطی است که بسیار رایج می باشد بیش از 90 درصد از زوجهایی که از زندگی خود رضایت چندانی نداشته و روابط آشفته ای را تجربه می کنند دارای مشکل ارتباطی و عدم مهارت لازم در این زمینه می باشند، واین مشکل را به عنوان مشکل اصلی خود بیان میکنند(رضازاده، 1387).
با توجه به اهمیت مسائل بیان شده در یک ارتباط زناشویی وتاثیر متقابل این متغیرها محقق را برآن داشت تا اهمیت هر یک از این ابعاد را مشخص کرده و به هدف مورد نظر خود که همان بررسی رابطه بین مولفه های جنسی و مهارتهای ارتباطی بر رضایت زناشویی بپردازد.

1-4-اهداف تحقیق
1-4-1-هدف علمی: بررسی مولفه های جنسی ومهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی در زنان متاهل میباشد .

1-4-2-هدف کاربردی: نتایج به دست آمده از پژوهش دردرمان مشکلات جنسی و بالارفتن سطح رضایت زناشویی در مراکز مشاوره خانواده و برای مشاوران و روانشناسان کاربرد دارد.

1-5-تعاریف واصطلاحات
1-5-1-تعاریف مفهومی
1-تعریف مفهومی رضایت زناشویی:رضایت مندی زناشویی انطباق بین وضعیت موجود فرد درروابط زناشویی با وضعیت مورد انتظار است (روف ،1989؛به نقل ازفراست،1381).
2-تعریف مفهومی مهارت های ارتباطی: مجموعه ای از فعالیت ها و تعاملات است که موجب وتامین نیازهای افراد می گردد و به عنوان یک نیاز انسانی بین انسان هایی که با هم زندگی می کنند پدیدار می شود(عطاری،حسین پور،راهنورد،1388).
3-مولفه های جنسی: عبارت است از ابعادی مثل آگاهی جنسی، حرمت جنسی، اشتغال ذهن جنسی، کنترل جنسی درونی و بیرونی، انگیزش جنسی، اضطراب جنسی، قاطعیت جنسی، افسردگی جنسی، نظارت جنسی، ترس از رابطه جنسی، رضایت جنسی.
1-حرمت جنسی: توجه مثبت و توانایی اطمینان به تجربه مسائل جنسی از طریقی لذت بخش و راضی کننده.
2-اشتغال ذهنی جنسی: تمایل به تفکر بیش از حد در مورد مسائل جنسی.
3-کنترل جنسی درونی: اعتقاد به اینکه ابعاد جنسی زندگی فرد تحت کنترل شخصی خود فرد هستند.
4-آگاهی جنسی: تمایل فرد به تفکر و اندیشه در مورد طبیعت مسائل جنسی.
5-انگیزش جنسی: تمایل به درگیر شدن در یک رابطه جنسی.
6-اضطراب جنسی: احساس تنش، راحت نبودن، و اضطراب فرد در مورد ابعاد جنسی زندگی.
7-قاطعیت جنسی: تمایل به قاطعیت در روابط جنسی.
8-افسردگی جنسی: تجربه فرد از احساس غمگینی، ناراحتی، و افسردگی در مورد زندگی جنسی اش.
9-کنترل جنسی بیرونی: اعتقاد فرد به اینکه مسائل جنسی اش تحت تاثیر چیزهایی خارج از کنترل وی قرار دارند.
10-نظارت جنسی: تمایل فردآگاهی از تاثیری که مسائل جنسی زندگی اش بردیگران می گذارد.
11-ترس از رابطه جنسی: ترس از ایجاد رابطه جنسی با فرد دیگر.
12-رضایت جنسی: تمایل فرد به اینکه از ابعاد زندگی جنسی اش به حد زیادی رضایت داشته باشد(اسنل وهمکاران، 1993).

1-5-2-تعاریف عملیاتی
1-تعریف عملیاتی رضایت زناشویی:عبارت از نمره هر آزمودنی در پاسخ به سوالات آزمون رضایت زناشویی اینریچ است که در این تحقیق برای سنجش رضایت زناشویی بکار رفته است . و نمره بالاتر نشانه رضایت بیشتر و بر عکس.
2-تعریف عملیاتی مهارتهای ارتباطی: عبارت از نمره هر آزمودنی در پاسخ به سوالات آزمون مهارتهای ارتباطی است که در این تحقیق برای سنجش مهارتهای ارتباطی بکار رفته است . و نمره بالاتر نشانه مهارت ارتباطی بیشتر و بر عکس.
3-تعریف عملیاتی مولفه های جنسی: عبارت از نمره هر آزمودنی در پاسخ به سوالات آزمون مولفه های جنسی(MSQ) است که در این تحقیق برای سنجش مولفه های جنسی بکار رفته است

فصل دوم:
پیشینه پژوهش

2-1- مقدمه
ازداوج مقدس ترین و پیچیده ترین رابطه میان دو انسان از دو جنس مخالف است که ابعاد وسیع، عمیق و هدف های متعددی دارد. بی شک هیچ نابهنجاری عاطفی و اجتماعی که از تأثیر خانواده فارغ باشد وجود ندارد. افلاطون می گفت برای آنکه جمهوری خوب سازمان یابد باید قوانین اصلی آن قوانینی باشد که رابطه زناشویی را سامان بخشد(دانش ،1384 به نقل ازاکبری،1391)
اگر جامعه ای از خانواده های سالم و متعادل برخوردار نباشد، نمی تواند ادعای سلامتی کند. خانواده هایی که در آن زن و شوهر با هم تفاهم دارند و از زندگی احساس رضایت می کنند کارکرد مناسب تری داشته و نقش خود را بهتر ایفا می کنند. رضایت زناشویی یکی از عوامی پیشرفت و دست یابی به اهداف زندگی است ( بخشی و همکاران،1386). رضایت زناشویی عبارت است از وجود یک رابطه دوستانه همراه با حس تفاهم و درک یکدیگر، وجود یک تعادل منطقی بین نیازهای مادی و معنوی زوجین . رضایت زناشویی در خانواده مهمترین رکن سلامت روانی افراد خانواده است(کجباف، 1383).
رضایت زناشویی نشانگر استحکام و کارایی نظام خانواده است. خانواده و جامعه سالم از پیوند های آگاهانه و ارتباط سالم و بالنده زوجین شکل می گیرد. چنانچه پایه خانواده از استحکام لازم برخوردار نباشد تبعات منفی آن نه تنها برای خانواده بلکه برای کل جامعه خواهد بود(ابراهیمی،1387). رضایت زناشویی کیفیتی است که از عوامل متعدی تاثیر می پذیرد از جمله: عوامل روانی- شخصیتی، اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی. در میان مجموعه ی این عوامل تعامل زناشویی گاه از عواملی نظیر بیماریهای جسمانی و وضعیت حاد زیستی تاثیر می پذیرد و موجب می شود فرد نیازی فزاینده برای تکیه کردن به همسر خویش در انجام مسائل خود احساس کند. این پدیده قطعا” احساس دلتنگی و به دنبال ان هیجان پذیری و برافروختگی سریع را به بار خواهد آورد. از آنجا که رابطه ی جسم و روان رابطه ای متقابل و دوسویه است، قطعا” در اغلب موارد اختلال در عملکرد زیستی- فیزیولوژیکی بر تعادل روانی و تعامل اجتماعی تاثیر مخرب خواهد داشت. در مورد روابط خانوادگی، این وضعیت موجب درک نکردن طبیعت و وضعیت روان شناختی همدیگر می شود. در چنین شرایطی تصمیم گیری و قضاوت تحت تاثیر احساس خواهد بود نه خرد و در نتیجه بعضا” بروز مشاجرات و اختلافاتی در روابط زوجین به بار خواهد آورد. بنابراین در نظر گرفتن وضعیت جسمانی و شرایط فیزیولوژیکی همسران در چهارچوب تعاملات زناشویی ، اهمیت داشته و بررسی و توجه بیشتری را ایجاب می کند(دنفورث،2004 به نقل ازاکبری و همکاران ،1391).

2-2- مفاهیم نظری رضایت زناشویی
از نظر اسپانیر و لیوایس رضایت زناشویی حالتی از رضایت مندی در ازدواج است که به وسیله ی ادراک درون فردی (واکنش تجربه شده درونی ) یا یک ادراک بین شخصی ( سازش بین انتظارات یکی و رفتار دیگری ) تعریف می شود، تمرکز رضایت زناشویی به احتمال زیاد، بر رضایتمندی از فرصت ها، تصمیم گیریها درآمد، سبک زندگی، ارتباط، رابطه ی جنسی یا دوستان است (به نقل از تبریزی و همکاران، 1385).
رضایت زناشویی حالتی است که طیّ آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارند (سینها و ماکرجی1، 1991 به نقل از میر احمدی زاده و همکاران، 1382).
و ینچ2 و همکاران او (1974) معتقدند که رضایت زناشویی انطباق بین وضعیّت موجود و وضعیت مورد انتظار است. طبق این تعریف رضایت زناشویی زمانی محقق می گردد که وضعیت موجود در روابط زناشویی با وضعیت مورد انتظار فرد منطبق باشد.
هم چنین الیس3 بیان می کند که رضایت زناشویی احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسّط زن یا شوهر است هنگامی که همه جنبه های ازدواج شان را در نظر می گیرند (سلیمانیان، 1373).
رضایت زناشویی فرآیندی است که در طول زندگی زوجین به وجود می‌آید؛ زیرا لازمه آن، انطباق سلیقه‌ها، شناخت ویژگی‌های شخصیتی، ایجاد قواعد رفتاری و شکل‌گیری الگو‌های مراوده‌ای است. (خدابخش احمدی و همکاران ،1380).
رضایتمندی زناشویی را می توان نتیجه خرسندی عمومی از زندگی مشترک، رضایت از روابط جنسی و رضایتمندی عاطفی و هیجانی دانست(شاکریان وهمکاران، 1389).
دونلان و همکاران با اشاره به تحقیقات متعدد انجام شده، بر این نکته تاکید دارند که رضایت زناشویی بیش از همه، از ویژگیهای شخصیتی زوجین متأثر است (دونالان، کانگر، براینت، 2004).
اکستی مینویسد:در الگوی تبادل اجتماعی رضایت زناشویی به این صورت تعریف شده است.وجود ارتباط بین آنچه فرد در زندگی زناشویی انتظار دارد و آنچه در واقع امر در زندگی تجربه میکند (الماسی ،خبیری، فراهانی ،حمایت طلب،1389).
اولسون و همکاران معتقدند سه زمینه کلی رضایتمندی که به یکدیگر وابسته اند عبارتند از: رضایت افراد از ازدواجشان، رضایت از زندگی زناشویی و بهطور کلی رضایت از زندگی(اولسون و همکاران،1989به نقل از الماسی وهمکاران، 1389).

2-3-رضایت زناشویی
تمرکز رضایت زناشویی به احتمال زیاد، بر رضایتمندی از فرصتها، تصمیم گیریها، درآمد، سبک زندگی، ارتباط، رابطه ی جنسی یا دوستان است بدین لحاظ رضایت از رابطه ی زناشویی را یک مفهوم چند بعدی می دانند که عوامل گوناگونی را در بر می گیرد و مجموعه ی این عوامل در رضایت یا خشنودی کلی از روابط نقش دارند (اسرار، 1383).
به طور کلی رضایت زناشویی را احساسات مثبت، دوست داشتن، رضایت جنسی، توافق در امور اقتصادی، خانه داری و تربیت کودک می دانند رضایت زناشویى، انطباق بین وضعیت موجودو وضعیت مورد انتظار است. طبق این تعریف رضایت زناشویى زمانى محقق مى شود که وضعیت موجود فرد در روابط زناشویى مطابق با آنچه که وى انتظار داشته است باشد. رضایت زناشویى در واقع نگرش مثبت و لذت بخشى است که زن و شوهر از جنبه هاى مختلف روابط زناشویى خوددارندنتایج پژوهش محققان نشان داده است که هم عواملى مانند موضوعات رشدى درون فردى شامل ویژگى هاى شخصیتى، بازخوردها، باورها، ارزش ها و انتظارات و هم موضوعات رشدى بین فردى مانند عشق، صمیمیت، تعهد، عواطف ورابطه جنسى، الگوهاى ارتباطى، موضوعات خانوادگى و موضوعات اجتماعى بر میزان رضامندى زناشویى مؤثرند(وینچ ،1999به نقل از منصورى نیا،اعتمادى،فاتحى زاده،حسن پور،1390).
این بدین معنا است که هرچه فرد توانایی و آگاهی بیشتری از شناخت و چگونگی انتخاب و تفکیک ویژگیهای شخصیتی خود و هماهنگی آنها با ویژگیهای شخصیتی طرف مقابل خود داشته باشد توانایی انتخاب مناسبتردراو تقویت می شود و همین انتخاب صحیح و مناسب زمینه ساز رضایتمندی را در فردفراهم می سازد. مى توان بیان کرد آموزش برخى از مهارتها ، مانند آمادگى و ارتباط، مهارتهاى ارتباطى و مجموعه مهارتهاى زندگى پیش نیاز درک متقابل و درک همسر مى باشد که لازمه رضایت زناشویى است(منصوری وهمکاران،1390).
رضایت زناشویی را یک متغیر نگرشی می دانند و بنابراین، براساس این دیدگاه رضایت زوجی یک خصوصیت فردی زن و شوهر بشمار می رود. بر پایه ی این تعریف، رضایت زناشویی در واقع نگرش مثبت و لذت بخشی است که زن و شوهر از جنبه های گوناگون روابط زناشویی خود دارند و نارضایتی زناشویی در واقع نگرش منفی و ناخشنود ازجنبه های گوناگون روابط زناشویی است عوامل زیادی می توانند در رضایت زناشویی مؤثر باشند و هرکس با توجه به نگرش ویژه ی خود و یا نتایج پژوهشهایش عواملی را برای رضایت زناشویی بیان می کند. برخی بلوغ فکری عاطفی زوجین، داشتن تحصیلات، طبقه ی مشابه خانوادگی، داشتن علاقه و طرز تفکر مشترک را از جمله عوامل تأثیرگذار بر رضایت زناشویی می دانند (ساروخانی ،1370).
رضایت‌مندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش‌ها یا احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه‌اش تعریف می‌کنند. یعنی رضایت‌مندی زناشویی یک پدیده درون‌فردی و یک برداشت فردی از همسر و رابطه است. چنین تعریفی از رضایت‌مندی زناشویی، نشانگر آن است که رضایت‌مندی یک مفهوم تک‌ بعدی و بیانگر ارزیابی کلی فرد درباره همسر و رابطه‌اش است. رضایت‌مندی زناشویی پیامد سازگاری زناشویی است و به صورت درونی احساس می‌شود. اصطلاح توافق زناشویی، رابطه مناسب زن و شوهر را توصیف می‌کند. در رابطه با توافق بالا، هر دو زوج، به گونه‌ای رفتار، تصور و ادارک می‌کنند که گویا نیازها و انتظار‌هایشان برآورده شده و چیزی وجود ندارد که در روابطه‌شان خلل ایجاد کند. در ازدواج بدون سازگاری زناشویی، مشکلات موجود میان زوجین به حدی زیاد است که آنها را از احساس برآورده شدن نیازها و انتظارات باز می‌دارد. اغلب زوج‌ها، جایی بین این دو انتها قرار دارند و زمینه‌هایی از توافق و نبود توافق را تجربه می‌‌کنند. رضایت‌مندی زناشویی، یک مفهوم کلی است که در وضعیت مطلوب روابط زناشویی احساس می‌شود. از طرفی رضایت‌مندی زمانی اتفاق می‌افتد که روابط زن و شوهر در تمامی حیطه‌ها بهنجار گزارش شود. بنابر‌این،محققان برای آسانی در سنجش، همچنین عملیاتی کردن این مفهوم، رضایت‌مندی زناشویی را به چهار بٌعد اساسی تقسیم کرده‌اند که عبارتند از:
الف) جاذبه: عبارت است از جنبه‌ای از یک شئ، یک فعالیت یا یک شخص، که بر‌انگیزاننده پاسخ‌های نزدیکی‌ در دیگران باشد؛ تمایلی برای نزدیک شدن به یک شی، فعالیت یا شخص که در رضایت زناشویی جاذبه‌های بدنی و جنسی انسان مد نظر قرار گرفته است؛
ب)تفاهم: ارتباطی مبتنی بر پذیرش دوسویه، راحت و بدون تنش و دغدغه خاطر که بین دو نفر برقرار می‌شود؛
ج)نگرش: نوعی سوگیری عاطفی درونی که عمل یک فرد را تبیین می‌کند. در اصل، این تعریف در برگیرنده قصد و نیت فرد ‌است؛
د)سرمایه‌ گذاری: منظور از این عبارت آن است که هر یک از زوج‌ها برای بهتر ساختن رابطه و نیز خوشایندی طرف مقابل، کارهایی را انجام می‌دهند و یا از انجام آن خود‌داری می‌کنند. به بیان دیگر، مقابله به مثل کردن، هنگامی که رفتار طرف مقابل پاداش‌دهنده است، و خودداری از انجام عمل متقابل، هنگامی که رفتار وی پاداش‌دهنده نیست (جهاندیده،1389).

مطلب مشابه :  این داستان شگفت‌انگیز، واقعی است!

2-4-عوامل تاثیرگذاربر رضایتمندی زناشویی:
عوامل مختلفی برپایداری ازدواج واستحکام خانواده موثر است.زمانی که زن وشوهر از زندگی زناشویی خودرضایت داشته باشند،خانواده از استحکام خوبی برخوردار می شود وآنها می توانندبا مسائل ومشکلات به درستی برخورد کنند واز آسیبها در امان باشند(موسوی،1383).
عوامل شناختی، باورهای غیر منطقی، اسنادهای ناسازگار و تعبیر و تفسیرهای غلط، عوامل هیجانی و عاطفی، عوامل فیزیولوژیکی و بدنی ،الگوهای رفتاری ،حمایت اجتماعی،خشونت، وجود فرزند، تاریخچه زندگی و ویژگیهای فردی، استرس، مسائل اقتصادی، مذهب، نوع رابطه زوجین، ساختار قدرت درخانواده ورضایت مندی زناشویی، آداب و سنن اجتماعی- فرهنگی و زبان و هنجارها و تفاهم فکری و توافق مذهبی،ملاک های همسر گزینی و شیوه های همسر گزینی .بهداشت روانى جامعه و سلامت فیزیکى وعاطفى، در گرو سلامت روابط زناشویى و تداوم و بقاى ازدواج است (شاملو،1369).
گرچه عوامل اجتماعی و فرهنگی نقشی مهم در سازگاری زناشویی دارند، اما عوامل یا ویژگی های فردی که در اینجا از آن به عنوان شخصیت نام برده می شود، تاثیر ویژه و بیشتری دارند. روی هم رفته، شواهد موجود نشان می دهند که عوامل شخصیتی، پیش بینی کننده های تجربی موثری برای سازگاری و ثبات زناشویی هستند و وجود روابط بین عوامل شخصیتی و بازدهی زناشویی زوجین با استفاده از طرحهای طولی و مقطعی گوناگون تایید شده است اگر شخصیت را به عنوان ترکیبی از اعمال، افکار، هیجانات و انگیزشهای فرد بدانیم مولفه های سازنده آن ممکن است در افراد گوناگون، متفاوت باشند.از سوی دیگر، امکان دارد این مولفه ها از راههای گوناگونی ترکیب شده باشند؛ به گونه ای که الگوهای شخصیتی گوناگونی را بوجود آورند (معین، غیاثی، مسموعی،1389).
پختگی روانی و رشد عاطفی فکری طرفین: این ویژگی به سن بستگی ندارد و هر فردی باید هنگام ازدواج به رشد عاطفی، فکری و اجتماعی کاملا رسیده و بالغ باشد. از آنجایی که رشد عاطفی-فکری با رشد هوشی رابطه مستقیم دارد ، اختلاف زیاد در این زمینه سبب بروز اختلافات و نارضایتی زناشوئی می شود(گنجی،1384).
ارتباط میان ناراحتی روان شناختی و عدم رضایت زناشویی در بیماران متأهّلی که طیف وسیعی از مشکلات روان شناختی را تجربه می کنند به اثبات رسیده است در میان اختلالات روان شناختی عمده، افسردگی به طور وسیع تری مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شده است که ارتباطی قوی با آشفتگی زناشویی دارد (میرزولاندزبرگر، 2002).
پژوهشگران همچنین ارتباطی قوی میان اختلالات اضطرابی و آشفتگی زناشویی اثبات کرده اند. علاوه بر اختلالات روانی، مشکلات ارتباطی با بیماری های جسمانی نیز همبستگی دارد. افرادی که روابط رضایت بخش و حمایت کننده دارند، احتمال کمی وجود دارد که مبتلا به بیماری سختی شوند و اگر هم بیمار شوند سریع تر بهبود می یابند (هالفورد،1384). طرز تفکر، عقاید و تمایلات: باید قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی مخصوصا در دوران نامزدی در موضوعات مهم زندگی توافق نظر وجود داشته باشد. ثابت شده است که توافق های زیاد قبل از ازدواج روابط بعد از ازدواج را نیز محکمتر کرده و معنی و مفهوم بهتر به زندگی زناشوئی می دهد (گنجی،1384).
شواهد فزاینده ای وجود دارد که شیوه های درک ، تفسیر و ارزیابی زوج از یکدیگر و رویدادهایی که در روابط شان اتفاق می افتند، تأثیر مهمی بر کیفیت روابط آنها می گذارد (باوکام، اپستین، سایر زوشر 1989 به نقل از ترکان 1385). تاثیر منفی “باورهای غیر منطقی” یا در نهایت معیارهای غیر واقع نگرانه ای که افراد در مورد روابط صمیمانه دارند را بر الگوهای تعامل و رضایت همسران مورد تاکید قرار دارد( آلبرت الیس1976، به نقل از اپستین و دیگران، 2005) .
زوجین مشکل دار، بیشتر مشکلات رابطه شان را به همسرشان نسبت می دهند و فکر می کنند وی از روی عمد به گونه ای ناخوشایند با آنها رفتار می کند. در مقابل، زوجین خوشبخت، احتمالاً بیشتر رفتارهای منفی را به شرایط محیطی موقت نسبت می دهند (هالفورد، 1384).
عقاید مذهبی: عقاید مذهبی در سعادت کانون خانوادگی اهمیت دارد. تحقیقات نشان می دهد که اعتقادات و نگرش های زن و مرد اکثرا پس از ازدواج ادامه می یابد و اگر زن و شوهر از یک مذهب ولی دارای اعتقادات و دید فلسفی متفاوت نسبت به اصول و موازین مذهبی خود باشند باز هم منجر به اختلافات عدیده شده و دیگر مسائل زندگی را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.توافق و طرز فکر درباره امور جنسی:تحقیقات نشان می دهد که مسائل جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول یک زندگی زناشوئی قرار دارد و سازگاری و رضایت در روابط جنسی از مهمترین علل خوشبختی زندگی زناشویی است. چنان چه این روابط ارضاء کننده و کامل نباشد، منجر به ناراحتی شدید، اختلافات و حتی از هم پاشیدگی خانواده می شود.بیماری روانی در خانواده:وراثت یکی از عوامل مهم بیماری های جسمی و روانی است لذا شایسته است در موقع انتخاب همسر تحقیقات لازم در این باره انجام شود.یکی از عوامل کلیدی در پایداری زندگی مشترک تعهد دو طرف نسبت به ازدواج است(گنجی،1384).
فردیت و تمایز خود :باور “زن و شوهر نیمه بهتر یکدیگرند” در واقع نشان دهنده ی اشتباه فرهنگی در زمینه ازدواج است. نقش های جنسی انعطاف پذیر در این فرهنگ به این معتقد است که با کنار هم گذاردن دو نیمه¬ی انسان یک شخص کامل ایجاد می شود. برداشت به گونه ای است که انگار یک دوم ضربدر یک دوم مساوی یک می شود، و حال آنکه یک دوم ضربدر یک دوم مساوی یک چهارم است که از یک دوم کمتر است. به همین دلیل وقتی دو نفر برای تکمیل شدن ازدواج می کنند، در مقایسه با آن زمان که کامل و تکمیل نبودند، ناقص تر می شوند و این علت بسیاری از شکست های ازدواج هاست. بنابراین افرادی که از وضعیت درونی سازمان یافته تری برخوردارند در نظم دادن به وضعیت طرف مقابل نیز موفق تر می باشند (برنشتاین و برنشتاین، 1382) .
صمیمیت و خود افشاسازی :اگر چه همسران مایلند دیدگاه های مشابهی در مورد صمیمت و خود افشاسازی در رابطه زناشویی داشته باشند، لیکن معلوم گردیده است که میان زنان و مردان در صمیمیت و رضایت زناشویی تفاوت وجود دارد (گریف و مالرب، 2001).
به عبارت دیگر تجربه صمیمیت در میان زنان و مردان متفاوت است. زنان خود افشایی در زمینه احساسات را به عنوان صمیمیت زیاد می دانند و مردان داشتن فعالیت های مشترک با همسر را نشانه صمیمت می دانند (مارکمن و کرافت، 1989 به نقل از هالفورد، 1384).
هیجان و مهارت مندی هیجانی :پژوهش در زمینه هیجان، در حیطه اتفاق می افتد. حیطه اول وقوع، ظرفیت و شدت پاسخدهی هیجانی را در ازدواج بررسی کرد. مثلاً بررسی گاتمن در این حیطه مشخص کرده است که زوج های آشفته نسبت به غیر آشفته، تقابل و عاطفه منفی تری را نشان می دهند. حیطه دوم، نقش هیجانات مختل از قبیل افسردگی و اضطراب را در سلامت زناشویی بررسی کرد. این حیطه پژوهشی یک رابطه نیرومند میان عاطفه افسرده و آشفتگی زناشویی را نشان داده است .مثلاً پژوهش بیچ حیطه سوم، نقش هیجانات را در زوج درمانی بررسی نمود. از نظر این حیطه پژوهشی اصل یا ریشه آشفتگی رابطه در عواطف منفی است که در تعامل با همسر آشکار می شود(کردوا، گی و وارن 2005).
سطح هیجان خواهی زن و شوهر صرف نظر از همسانی و ناهمسانی هیجان خواهی آنها، سازگاری زناشویی را به طور منفی تحت تأثیر قرار می دهد. آنها در تبیین این مسئله به این موضوع اشاره کرده اند که از آنجا که ازدواج قراردادی طولانی مدت است که با انعقاد آن محدودیت هایی برای افراد ایجاد می گردد، این محدودیت ها برای افراد هیجان خواه به راحتی قابل پذیرش نیست و لذا سازگاری و رضایت از ازدواج در این افراد کاهش می یابد(عطاری و همکاران، 1384).
حمایت خانوادگی:هالفورد(1384) معتقد است میزان حمایت های عاطفی (مانندگوش دادن همدلانه به دردودل های همسر) و عملی (مانند کمک کردن به دیگران) که زوجین به یکدیگر ابراز می کنند به طور قابل توجهی رضایت مندی از رابطه را در عرض سال های اولیه ازدواج پیش بینی می کند.رابطه معنی داری بین عدم پذیرش زوجین از سوی خانواده های یکدیگر وتوفیق یا عدم توفیق درزندگی وجود دارد همچنین میزان دخالت بستگان درزندگی مشترک درخانواده های ناموفق بیشتر است . به علاوه خانواده های زوج های موفق بیشتر درجریان آشنایی های قبل از ازدواج فزندان خود با یکدیگر بوده اند.بنابراین آگاهی والدین وهدایت صحیح آن ها می تواند درموقعیت زندگی فرزندانش مؤثر باشد(بهمن، مافینی، 1388).
رویدادهای زندگی:رویدادهای زندگی به تحولات رشدی وتغییر یافتن موقعیت هایی که زوجین باهم به صورت فردی با آن مواجه می شوند اشاره می کند.به احتمال زیاد در دورانی که نرخ تغییر وحوادث استرس آور زندگی زیاد می‌شود مشکلات ارتباطی نیز بیشتر می شود (هالفورد،1384). مثلاً درآغاز دوره زناشویی بارداری و فرزند پروری، موارد مشکل وموارد اختلاف درفرزند پروری: بیماری شدید یا مرگ فرزند یا خویشاوندان دوره نوجوانی فرزندان؛ ترک کردن خانه توسط فرزندان. خیانت وجدایی (سادوک 2007). بازنشستگی نیز یک انتقال عمده دیگر برای زوجین است که با آشفتگی در رابطه همراه است که با آشفتگی در رابطه همراه است (هالفورد،1384).

2-5-عوامل توفیق وحفظ زناشویی :
1- حوصله وبردباری
حوصله وبردباری درزندگی زناشویی از اهمیت خاصی برخوردار است.کسانی که درقبال مسائل خانوادگی واختلاف بین خود وهمسر حوصله به خرج نمی دهند وپس از کوچکترین موضوع مورد اختلاف به عکس العمل ها مبادرت می کنند زندگی زناشویی را به طرف ناسازگاری وناشادی پیش می برند.
2- خلوص
منظور از خلوص سادگی،پاکی وبی آلایش است. اگر بین زن وشوهر ریا وتظاهر حکم فرما باشد زندگی معنا وصمیمیت خود را از دست می دهد. ریا و تظاهر به مهربانی وصداقت بدون آنکه واقعیت داشته باشد بیان زناشویی را سست خواهدکرد.

3- مهربانی
زن وشوهر باید یکدیگر را دوست داشته باشند ونسبت به هم مهربان باشند ودرغم ورنج یکدیگر شریک بوده ویار یکدیگر هم باشند(جهاندیده،1389).

2-6-ارتباط جنسی ورضایت زناشویی
یکی از ابعاد مهم رابطه همسران که اغلب مورد غفلت قرار می گیرد، رابطه جنسی می باشد.”میل جنسی در تمامی جوامع و مذاهب یک تابو است که در هاله ای از مسائل خرافی پیچیده شده و صحبت در حدود آن معمولاً با احساس های منفی مثل شرم، خجالت، ترس و گناه همراه است. این در حالی است که رفتار و روابط جنسی، مثل خوردن و آشامیدن جزئی از نیازهای زندگی همه انسانها و به عبارتی لازمه یک زندگی مشترک سالم و بقاء نسل او است. از زمانی که الیس، کینزی و بعد از آن مسترز و جانسون، به مطالعه سیستماتیک رفتارهای جنسی انسان پرداختند، روشن شد که مشکلات و اختلالات جنسی شایع تر از آن است که قبلاً تصور می گردید. وجود مشکلاتی در زمینه مسائل جنسی مثل کمبود تمایلات جنسی، ناتوانی جنسی و غیره چه بسا که به خاطر ترس و اضطراب، شرم و خجالت یا احساس بی کفایتی و گناه مخفی مانده وبیان نشده و زنان به علت حجب و حیا علائم این مشکلات را درست بیان نمی کنند و مشکلات جنسی بصورت نهفته با علائم و عوارض دیگری مثل ناراحتی های جسمانی، افسردگی و نارضایتی از زندگی زناشویی بروز می کند نارضایتی از مناسبات جنسی، علاوه برتأثیرات منفی روحی و روانی بر خود فرد مانند افسردگی، عدم تعادل روحی و روانی و شخصیتی،پیامدهایی چون پرخاشگری و خشونت، روابط جنسی خارج از چارچوب خانواده نیز داشته و بردیگر اعضاء خانواده، اطرافیان و سلامت جامعه نیز تأثیر گذار خواهد بود(اوحدی، 1384 ).
رابطه جنسی با رضایت مداوم از رابطه پیوند دارد. همسران رضایتمند، همخوانی بیشتری میان فعالیت جنسی که خواهان آن هستند و فعالیت جنسی که تجربه می کنند گزارش می نمایند. هم چنین برای مردان و هم برای زنان، رضایت از رابطه جنسی به طور معناداری با سطح کارکرد خانواده ارتباط دارد تحقیقات حاکی از آن بود که رضایت جنسی مولّفه بسیار مهمی در روابط وفادارانه است. به هر حال رضایت اوّلیّه از رابطه جنسی یک عامل پیش بینی کننده قوی برای رضایت و تداوم رابطه در زمان های بعدی است(سلمانی،1387).
پژوهش ها نشان داده اند که توانایی مردان در خود ابرازی جنسی بیشتر از زنان است این موضوع می تواند تحت تاثیر تجارب گذشته دو جنس، نقش های جنسیتی و شیوه های تربیتی متفاوت باشد که ممکن است به تفاوت های اساسی در رضایت جنسی دو جنس منجر شود. اصولاً برداشت زنان و مردان از رابطه جنسی متفاوت است به هر حال یافته های ناهمسو در زمینه های تفاوت رضایت زناشوئی و متعاقب آن رضایت از روابط جنسی بین زنان و مردان می تواند بیانگر این مسئله باشد که رضایت زناشوئی و متعاقب آن رضایت از روابط جنسی بین زنان و مردان بیانگر این مسئله باشد که رضایت زناشویی و زیر مقیاس های ان از جمله رضایت جنسی وابسته به دو فردی است که با هم در روابط زناشویی قرار می گیرند و رضایت یا عدم رضایت در زن و مرد بیش از آنکه متاثر از جنس وی باشد از بافت زناشویی انها تاثیر پذیرفته و به همسویی و انطباق زن و شوهر بستگی دارد نه فقط به یکی از آن¬ها بستگی دارد بنابراین برای تکمیل مناسب تر باید زوجین در مقایسه با هم مطالعه شوند تا بتوانند با سنجش جنبه های متفاوت زناشویی هر یک از زوجین به داوری در مورد تفاوت مردان و زنان در این زمینه پرداخت(گاتمن، 1389).

مطلب مشابه :  اصول اساسی در پرورش خلاقیت

2-7-ارتباط جنسی
جنسیت هم یک پدیده ی روان شناختی وهم یک پدیده ی اجتماعی است. تنها برای مطالعه جنبه روان شناختی جنسیت نمود جنسیت در سطح بی مانند یک شخصی مطرح است و به گونه ای مصنوعی می‌بایست جنسیت را از بعد سیاسی اقتصادی واجتماعی که براستی بخشی ازآن محسوب می شود مجزا شود. برای درک حدس جنسیت مانند روان شناسان باید آماده شویم تاخارج از حیطه‌ی روان شناختی گام برداریم.
جنس: یک اصطلاح زیست شناختی است که بر کروموزوم های مشخص که در سلول های بدن حمل می شود برمی گردد. بیست وسه جفت کروموزوم مربوط به جنس هستند یا با ترکیب xx مؤنث ویا با ترکیب xy (مذکر) و(درحالت عادی) سبب تولید دو الگوی متفاوت توسعه ی جهانی می‌شوند که ما آنها را در رابطه با مردان وزنان می شناسیم(بید،1385) .
رابطه جنسی نقش اساسی در روابط صمیمانه ناشی از ازدواج، زندگی مشترک یا شکل¬های دیگر زندگی، بازی می¬کند. کلینیک ما پذیرای همه نوع زوج است و ما تمایزی بین زوج¬های مراجعه¬کننده برای درمان قایل نیستیم. وجود بیماری روانی،معلولیت جسمی، یا اختلال ذهنی مانعی برای زوج¬هایی نیست که از مساله جنسی شکایت دارند. ما همچنین به زوج¬های دارای پیشینیه فرهنگی بسیار متفاوت یاری رسانده¬ایم.از آن¬جا که ما معمولا زوج¬هایی را می¬بینیم که غیر هم¬جنس و از نظر جسمی و ذهنی سا¬لم هستند.معمولا تصور این است که رابطه جنسی دارای سه جزء است؛ یعنی تمایل، برانگیختگی و ارگاسم. هر یک از این اجزاء پاسخ¬های جسمی عاطفی را در بر¬می¬گیرد. با این وجود، گوناگونی گسترده¬ای در شکل پاسخ افراد در چارچوب این سه جزء و در برابر نیاز¬های متفاوت شریک جنسی وجود دارد. هنگامی که جنبه¬های جسمی و عاطفی بر¬انگیختگی جنسی دو نفر نا¬همخوان باشد، به سادگی سوءتفاهم¬ها شکل می¬گیرد. برای مثال، یک مرد ممکن است هنگامی که زنش از دست او عصبانی و در نتیجه برانگیخته است، او را بسیار جذاب بیاید؛ در حا¬لی که عصبانیت زن ممکن است او را از بر-انگیخته شدن باز دارد، و بنابراین نتواند جواب¬گوی خواهش¬های بعدی مرد باشد. دیگری ممکن است یک معاشقه پر شور و جدی را خواهان باشد در حالی که شریک جنسی به دنبال یک معاشقه سرگرم-کننده و نه چندان جدی باشد. چنین زن و شوهری به¬سختی ممکن است متوجه تفاوت¬های خود در تمایل و بر¬انگیختگی شوند؛ گاه فقط وقتی زن درگیر رابطه¬ای دیگر شد و زوج برای درمان مراجعه کردند، شوهر متوجه می¬شود که باید معاشقه با همسر را جدی¬تر بگیرد، و قادر می¬شود در امر معاشقه جنبه-های سرگرمی و شوخی آن را نیز در نظر بگیرد(کرو،ریدلی،1384).

2-8-نقش های جنسیتی
نقش یک اصطلاح به عاریت گرفته شده ی جامعه شناختی است. همان گونه که شما ممکن است حدس بزنید از تأثیر نقش به مجموعه ای از رفتارها بر می گردد وظایف و انتظار‌های فرد را مقید می سازد به اشغال یک موقعیت اجتماعی ویژه همانند کشیش یا افسر پلیس نقش‌های جنسیتی به روش هایی رجوع می کند که ما انتظار داریم که زنان و مردان با آن روش ها رفتار کنند بنابراین نقش همچنین دارای یک عنصر کشش متقابل است و بر دو جانبه بودن دلالت دارد تقسیم کار جنسی شماری از روش های انجام کار وجود دارد که تحت آن کــاری که زنان و مردان انجام می‌دهند بین آن ها تقسیم می‌شود. «تقسیم کار جنسی عمومی »به این واقعیت برمی گردد درمقایسه با زنان احتمال بیشتری وجود دارد که مردان موقعیت برتر، دستمزد خوب وهمچنین مشاغل امنی را اشغال کنند تقسیم کار جنس افقی به روشی برمی گردد که تحت آن رتبه ی مشاغل وشاغلان براساس جنسیت تعریف و تعیین می شود درمورد زنانگی و مردانگی این اصطلاحات به انتظارهای اجتماعی و فرهنگی بر می گردد که حدآن فرد مقید شده که یک زن باشد یا یک مرد.زنانگی ومردانگی تمام ابعاد اندیشه ها و رفتارها، وخواسته ها و آرزوها ی ما ، نگاره ی ظاهری ما و مانند این ها را پوشش می دهد. چون زنانگی و مردانگی به لحاظ اجتماعی ساخته شده وتوسعه یافته اند خوهای زنانگی و مردانگی بوسیله مردمی که فرهنگی مشترک دارند تولید و بـاز تولیـد می شوند ارضای غرایز جنس زن در نتیجه یک زن را به یک شریک زندگی بهتر برای مـــردان مبــدل می سازد، کار خارج از منزل خانواده یا زندگی خصوصی را مهیج تر یا «مساوات طلب» تر می¬سازد استقلال مالی این اطمینان را به وجود می‌آورد که بچه با وجود ماهیت ناکارامد جنس مخالف(زنان) می¬توانند حمایت شوند. واقعیت آن است که بیشتر زن و شوهر ها هرگز یاد نگرفته اند که برای داشتن روابط جنسی بهتر جز از طریق شکایت از وضع موجود با یکدیگر گفتگو کنند. حال آنکه عشق ورزی عملی صرفاً غریزی نیست بلکه هنری است که باید فـــراگرفته شود وانتقــاد مثبت نه تنها می تواند وسیله مؤثری برای آموزش باشد بلکه نمایانگر آن است که طرف مقابل از کوششی که همسر برای برآوردن انتظارات جنسی او از خود نشان می دهد قدردانی کنددرواقع پشبرد روابط جنسی منوط به آن است که طرفین مطالعات بالقوه مفید خودرا با یکدیگر مبادله کنند به عبارت دیگر به طرز سازنده ای از یکدیگر انتقاد کنند به نظر جان گاگفن (جامعه شناس) برای حل ورفع مسائل مشکلات جنسی باید با آن به طورمستقیم برخورد کرد.( احمدی ،1383، 163- 23).

2-9-رابطه جنسی:یک رخداد جسمی
جنسیت یک معنی اجتماعی از جنس است. جنسیت به مجموعه ای از ویژگی ها و رفتارهایی برمی گردد که آمده است تا به گونه ای متفاوت در رابطه باشد با آنچه را که از مردان وزنان درجامعه ای ویژه انتظار دارند.پندارهای ما ازمردانگی و زنانگی ازجمله ی این تفاوت ها در انتظارات از دو جنس است. چنین تفاوت‌هایی ممکن است واقعاً وجود داشته باشند یا آنها ممکن است تنها به صورت فرضی وجود داشته باشد.
رابطه جنسی یک رخداد جسمی است که کنش¬های فیزیولوژیک پیچیده¬ای را در هر دو طرف شامل می-شود. ساز¬و¬کارهای نعوظ و انزال و نیز ساز¬و¬کارهای ترشح و ارگاسم، بخشی از فیزیولوژی فرد هستند و ممکن است تحت تاثیر دارو¬ها یا بیماری¬های اثرگذار بر عصب¬ها و رگ¬های خونی، قرار گیرد( احمدی ،1383، 163- 23).
2-10-رابطه جنسی یک رخداد روان شناختی
هم چنین رابطه جنسی یک رخداد روان شناختی در فرد است و نگرش های فردتجربه قبلی او، اضطراب، خستگی و مشغله زیاد همگی می تواند اثرآسیب زای زیادی بر رابطه جنسی بگذارد. زنی که در کودکی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته است، ممکن است نزدیکی جنسی را همواره با اضطراب و وحشت تجربه کند. مردی که همیشه مادرش او را می زده است، زمانی که همسرش او را هنگام هم آغوشی با دستش لمس می کرد، در رابطه جنسی دچارمشکل می شد، به گونه ای که درمان جنسی به اجبار بر نزدیکی جنسی بدون آنکه دستان زن، مرد را لمس کند، متمرکزشد. در حال حاضر، بسیاری از زنان اصرار دارند که به صورت یک فرد، و نه شیئ جنسی، نگریسته شوند و این گونه زنان ممکن است خواهش های همسرخود را نوعی آزار جنسی بیانگارند. این گونه دلایل ما را وا می دارد تا رابطه جنسی را در قالب هر دو عامل رابطه، و جنبه فردی دو طرف در نظر گیریم. مسلم است که فقط کارکردن بر جنبه جسمی رابطه زن و شوهری که مشکل جنسی آنها مبتنی بر بیزاری و فقدان اعتماد است، همان قدر اشتباه است که کار بر روی رابطه مردی که ناتوانی جنسی او ناشی از ضایعه عصبی است. یک رویکرد یکپارچه چیزی است که ما می کوشیم به کار ببندیم و بیاموزیم؛ رویکردی که در آن از روش های درمانی مبتنی بر هر دو عامل رابطه و فرد استفاده می کنیم(کرو ، ریدلی ،1384).

2-11-مولفه های جنسی
2-11-1-حرمت جنسی:توجه مثبت وتوانایی اطمینان به تجربه مسائل جنسی از طریقی لذت بخش وراضی کننده (اسنل وهمکاران،1993). انسان در طول تاریخ، به منظور بقاء نسل، ملزم و نیازمند به نزدیکی و آمیزش بوده است. تمایلات جنسی، پدیده ای است که اهمیت به آن، امری واقع بینانه و نادیده انگاشتن آن از محالات می باشد؛ زیرا مانند سایر امیال غریزی انسان از آغاز تولد وجود داشته و متناسب با رشد او متحول و شکوفا می شود.مسائل جنسی از لحاظ اهمیت، جزء مسائل درجه اول زندگی زناشویی هستند و رضایت در روابط جنسی وتناسب و تعادل در آن در بین زوجین،از مهمترین عوامل خوشبختی و موفقیت زندگی زناشویی می باشد(گلمکانی، در محمدی، مظلوم،1392).

2-11-2-اشتغال ذهنی جنسی:تمایل به تفکر بیش از حددرموردرابطه جنسی. چون نقش رویدادهای شناختی به عنوان محرکهای رفتارجنسی مورد تایید قرارگرفته است، افکار، نگرش وارزشهای افرادبخشی ازمولفه های مهم رفتارجنسی هستند و منابع مهم موثر بر پاسخدهی جنسی محسوب می شوند. نگرش وعقایددال بر رویدادهای شناختی خواص نیست، بلکه به شیوه های تفکر یا سوءگیری در تفسیراطلاعات اطلاق می شودکه برمحتوی فعالیت شناختی تاثیر می گذارد. درحیطه مسائل جنسی،مردم عقایدونگرش راجع به طیف وسیعی ازموضوعات مانند فعالیت های جنسی بهنجاریا نا بهنجار،نقشهای جنسی یافعالیتهای جنسی دارند.افکارونگرشهای ناسازگارانه در چگونگی تفسیر اطلاعات در موقعیتهای جنسی و نهایتا تجربه، میل، برانگیختگی وارگاسم نقش بسیار مهمی ایجاد می کنند.اگرمحرک ورودی به گونه ای تفسیر شودکه باعث به وجود آمدن افکار جنسی مثبت گردد،درمقایسه باتغییری که باعث ایجادافکار منفی می شود،احتمالاتاثیرات متفاوتی بر پاسخ جنسی فرد خواهد گذاشت( اسپنس،ترجمه توزنده جانی وهمکاران ،1386).

2-11-3-آگاهی جنسی:تمایل فرد به تفکر واندیشه درمورد طبیعت مسائل جنسی. تجارب نشان داده است که دانش وآگاهی نسبت به مسائل جنسی،زندگی را تغییر می دهدواغلب آن را بهترمی کند.اماگاهی اوقات بین آموخته های فرد و پیوند آن بازندگی شکاف وجوددارد (وستیمر ، 2005 ، به نقل از یوسفی،1384). واکنش همسر به ناکنش وری در ایجاد و ابقاء مشکل جنسی نقش مهمی دارد، زیراتعامل جنسی موقعیت پویایی است که درآن دو نفربه طور مداوم بررفتاریکدیگرتاثیر میگذارند.ماهیت پیچیده دوجانبه تعاملهای جنسی موجب گردیده است تابسیاری ازمتخصصان اظهار دارندکه به طورکلی مشکلات جنسی بایدبه عنوان مشکلی که متعلق به زن وشوهر است درنظرگرفته شود،نه به عنوان مشکلی که متعلق به هریک ازهمسران است(اسپنس ،ترجمه توزنده جانی،محمدی، توکلی زاده ودهگان پور،1386).
تجارب نشان داده است که دانش آگاهی نسبت به مسائل جنسی، زندگی را تغییر می دهد و اغلب آن را بهتر می کند. اما گاهی اوقات بین آموخته های فرد و پیوند آن با زندگی شکاف وجود دارد( مستیمر، 2005، به نقل از یوسفی، 1384). از آنجا که رفتار جنسی تا حدود زیادی اکتسابی و مبتنی بر یادگیری است، نیاز به اموزش و تریبت ویژه دارد. هماهنگی و ارضاء نیازههای زوجین، براوردن نیازهای عاطفی، داشتن مهارت ها ی مربوط به ایجاد تفاهم و شیوه های محبت و ارضاء نیازهای جنسی زوجین می تواند باعث رضایت زوجین از زندگی مشترک و تداوم آن گردد( دانش، 1383). مطالعات نشان می دهند که دانش یعنی مجموعه معلومات، اطلاعات، دانش ‌و آگاهی فرد در مورد جنسیت و مسائل جنسی و باورهایی که در مورد فعالیتها و نقشهای جنسی وجود دارد، ارتباط معناداری با رضایت زناشویی دارند(ترودل ، 2002).