دانلود پایان نامه

کلمات و مناسبات :

بعد مهم در ایجاد رابطه، رابطه س. خیلی از مشکلات از رابطه ناشی می شه. وقتی روابط خوب نیس باید مراقب کلماتی باشیم که به کار می بریم وگرنه ممکنه سوء تفاهم ایجاد شه. وقتی روابط خوب نیس طبیعتاً آدما به هم سوء ظن پیدا می کنن و اعتمادشون رو به یکدیگر از دست میدن و به جای توجه به قصد و منظور گوینده به عبارات اون دلیل می کنن و حرفهایشون رو به حساب توهین می ذارن.

از طرف دیگه وقتی روابط هماهنگ باشه، حتی بدون کلمه هم میتونیم رابطه برقرار کنیم وقتی اعتماد و احساس خوبی جاری باشه احتیاجی نیس مراقب کلاممون باشیم.میتونیم در صورت تمایل لبخند بزنیم یا نزنیم و با این حال منظورمون رو مخابره کنیم و به تفاهم برسیم. وقتی روابط حسنه نیس حتی یه فصل کلمه واسه مخابره پیام کافی نیس چون معانی رو نمیشه در کلمات یافت، معانی در افراد هستن.

نکته مهم در رابطه موثر رابطه شخص با شخصه، به محض اینکه با کسی این جوری رابطه برقرار میکنیم در یکدیگر اعتماد و اطمینان به وجود میاریم. در همین زمینه ببینین که ملاقات خصوصی مدیران با کارکنان و صحبت خصوصی با یه مشتری یا موکل چقدر اهمیت داره.

احمد انصاری - آموزش مذاکره و مهارتهای ارتباطی

مطالب کامل تر و کاملتر درباره آموزش سخنرانی ، فن بیان و مهارتهای ارتباطی در سایت احمد انصاری : www.ahmadansari.com

نقشه و قلمرو :

ایجاد روابط هماهنگ و رسیدن به تفاهم دوطرفه می تونه سخت باشه، هممون در دو دنیا زندگی میکنیم. یکی دنیای خصوصی ذهنی که در سر ماست و دیگری دنیای عینی که بیرون از ما قرار داره. میتونیم اولی رو نقشه های شخصی و دومی رو قلمرو در نظر بگیریم.

هیچکی نقشه صد در صد کامل و بی کم و کمبود از قلمرو و یا دنیای عینی و حقیقی نداره، هر ا ز بعضی وقتا تجاربی پیدا می کنیم که برداشت یا نقشه ذهنی ما از قلمرو یا از جهان عینی رو تغییر میده. وقتی این اتفاق میفته، رفتارمون تغییر میکنه و برداشت جدیدی پیدا می کنیم. در واقع تند ترین راه تغییر رفتار یه شخص اینه که نقشه یا قالبهای بدست اومده اون رو تغییر بدیم و این کار عملی نیس مگه اینکه به اون شخص نقش یا مسئولیت جدیدی واگذار کنیم ویا اون رادر موقعیت متفاوتی بذاریم.

مطلب مشابه :  رموز موفقیت

مهارت و امنیت :

مهارتهای ارتباطی مثل یه کوه یخ شناور هستن، بخش کوچیکی از کوه یخ شناور که از آب بیرون اومده سطح مهارت ارتباطه. توده بزرگ کوه یخ که مخفی از دید ماست سطح عمیق تری رو در بر گرفته میتونیم این سطح رو مبنای امنیت شخصی در نظر بگیریم، واسه اینکه بهبود دراز مدت معنی داری در توانایی ایجاد رابطه خود بسازیم باید به دو سطح مهارت و امنیت توجه داشته باشیم.رابطه موثر لازمه مهارته، واسه بهبود مهارتهای میان فردی باید تمرین کرد و احتیاج به صرف وقت داره ولی بدیش اینه بعضیا اصلاً علاقه ای به آموختن مهارتهای جدید ندارن و نمی خوان در مقام بهبود مهارتهای همدلانه باشن.گوش فرادادن با تموم وجود به گفته بقیه به امنیت خاطر خیلی زیادی احتیاج داره، آسیب پذیریهای آدم رو بروز می ده. ممکنه تغییر کنیم و اگه در اعماق وجود خود احساس نبود امنیت کنیم جربزه تغییر پیدا کردن رو به خود نخوایم داد و خیلیها از دور نمای تغییر می ترسن. اگه در اثر گوش دادن همدلانه تغییر کنیم و یا تحت تاثیر قرار بگیریم باید بتونیم بگیم که : “اشکالی نداره، خیلی فرقی ایجاد نمی کنه.” چون اعماق وجود ما بدون تغییر باقی مونده. در اعماق وجود ما مجموعه ارزشها و احساساتی وجود دارن که خودمون حقیقی ما رو نشون میده.احساس با ارزشی که جداگونه از رفتار بقیه با ماست این خودمون خراب نشدنی هویت واقعی ماست.

منطق و احساس :

رابطه موثر لازم میکنه که به زبون منطق و احساس صحبت کنیم، زبون منطق و زبون احساس دو زبون متفاوت هستن و این وسط زبون احساس و عاطفه بسیار قوی تر و انگیزه بخش تره. واسه همینه که می گیم باید با تموم وجود یعنی اول با چشمون و با دل گوش کنیم و بعد از گوشهایمان واسه شنیدن به کار گیری کنیم.

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه درموردمدیریت ارتباط

واسه بیان موثر نقطه نظر خود باید نظرات بقیه رو فهمید.

همدردی و همدلی :

توجه با تموم وجود ، حضور داشتن کامل، خود رو به جای بقیه گذاشتن و از دریچه چشم اونا نگاه کردن لازمه جربزه، صبر و احساس امنیت خاطره، به معنی آمادگی واسه یادگرفتن و تغییر کردنه، به معنی رفتن به اذهان و دلهای بقیه به خاطر نگاه کردن از زاویه دید آنانه. بدین معنانیست که احساس اونا رو داشته باشین،این همدردیه. بلکه منظور اینه که احساس اونا رو درک کنین و ببینین که چیجوری به دنیا نظر می کنن، این همدلیه. همدلی شما رو پذیرا، باز و گشوده نگاه می داره، بقیه احساس می کنن که چیزی یاد می گیرین. به این نتیجه می رسن که نفوذ پذیر هستین. واسه نفوذ بر بقیه ، اونا اول باید به این نتیجه برسن که میتونن روی شما نفوذ کنن.وقتی گوش دادن رو یاد می گیریم و واسه فهمیدن تلاش می کنیم ، درباره رابطه به درک تازه ای می رسیم. به این نتیجه می رسیم که به کار گیری ذهن واسه شکست دادن دل تلاشی بیهوده س. به این نتیجه می رسیم که که با دو زبون روبرو هستیم، یکی زبون منطق و دیگری زبون احساس و اینکه افراد بیشتر از اون مقدار که فکر می کنن از روی احساس خود حرف میزنن، به این نتیجه می رسیم اگه میان افراد احساس خوبی وجود نداشته باشه، تحت تاثیر مشکلات احساسی نمی تونن به زبون منطق با هم حرف بزنن. رابطه موضوعی مربوط به اعتماد کردن به بقیه و قبول کردن اوناس و قبول کردن عقاید و احساسات اوناس. قبول کردن این حقیقته که اونا متفاوت از بقیه هستن و اینکه خود رو بر حق می دونن.