أغراض بلاغی کاربرد أسماء اشاره در ده جزء اول قرآن کریم- قسمت ۲۱

در این آیه نگاه را به اهل کتاب یعنی یهود متوجّه نموده که ظاهراً پس از جنگ اُحُد به تعهّداتِ خود عمل نکرده و به نوعی کفّار قریش را به مسلمانان ترجیح میدهند و با بیانی گستاخانه و با استهزاءِ مسلمانان، کفّارِ بُت پرست را با «هؤلاء» به جای ضمیر « أنتُم » به قصد تمایز کامل مورد اشاره قرار داده و با حالتی طعن‌آمیز و ناشی از حسادت و عِناد، آنان را از مسلمانان و پیروان پیامبر اسلام(ص) راه یافته‌تر و راهنمایان بهتری میدانند.
« وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِیباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَکائِنا فَما کانَ لِشُرَکائِهِمْ فَلا یَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ ما کانَ لِلَّهِ فَهُوَ یَصِلُ إِلى‏ شُرَکائِهِمْ ساءَ ما یَحْکُمُونَ » (انعام: ۱۳۶)
«و براى خدا از روییدنیها و چهارپایانى که آفریده نصیبى معیّن کردند و به گمان خودشان گفتند: این سهم براى خدا و این سهم براى دیگر شریکان و بتان ما. پس آن سهمى که شریکانشان را بود به خدا نمى‏رسید و آن که براى خدا بود به شریکان مى‏رسید! حکمى سخت (جاهلانه و) ناشایسته مى‏کنند.» (الهی قمشه‌ای)
« هر دو لفظِ «هذا» اشاره به سهم معیّنی برای خدا و بتها دارد و هر یک از آنها به طور اجمال اشاره به یکی از آن دو سهم دارد. » (ابن عاشور: ج‏۷ / ۷۲ )
در این آیه نیز بت پرستان به قصد تمایز از باب تفریع تفصیل بر اجمال، با «هذا» به سهم مشخّص و معیّنی از روییدنی‌ها و چهارپایان(که همان نصیب تعیین شده است) اشاره دارند.
«وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون‏» (انعام: ۱۵۳)
« و این است راه راست من، از آن پیروى کنید و از راههاى دیگر که موجب تفرقه شما از راه اوست متابعت نکنید. این است سفارش خدا به شما، شاید پرهیزکار شوید. » (الهی قمشه‌ای)
پس از بیانِ اوامر و نواهی متعدّدی در آیات اخیر اعمّ از امور اعتقادی و احکام شرعی با «هذا» آنها را مورد اشاره قرار داده و مشخّص و کاملاً متمایز آن را راه خود و صراط مستقیم مینامد که همان راه حق، عدالت، تقوا و پاکی است.
« وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى‏ الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِم‏ یُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْل‏… » (توبه: ۳۰)
« و یهود گفتند: عُزَیر پسر خداست و نصارى گفتند: مسیح پسر خداست! این سخنى است که تنها بر زبان مى‏رانند و با گفتار و کیش کافران مشرکِ پیشین نزدیکى و مشابهت دارند، خدا آنها را هلاک و نابود کند!… » (الهی قمشه‌ای)
« با « ذلکَ» به سخن « قالت الیهود » و « قالت النّصاری » اشاره دارد و مقصود از کاربرد اسم اشاره معرّفی و تمایز آن گفتار و زشتی آن نزد مسلمانان است.» (ابن عاشور: ج‏۱۰/ ۷۰). یعنی این گفتار از نوع لقلقه زبانی، ظاهری، بی‌منطق و بدون پشتوانه است نه از روی عقل، دل، منطق، علم و آگاهی. با ذکر افواه تأکید و مبالغه بر این نوع کلام دارد. با «ذلک» سخن را ویژه و متمایز نموده است. اشاره به دور، بُعدِ درجه این امر در زشتی و مذمّت آن را میرساند.
۳-۳-۱۰ اظهار استغراب(تعجّب)
« استغراب » مصدر باب استفعال و به معنای غریب شمردن، عجیب دانستن چیزی و به شگفت آمدن از امری است. گاهی استفاده از اسم اشاره به قصد بیان حالت تعجّب نسبت به مشارٌ الیه و ابراز شگفتی از آن است. در آیات مورد بحث به این اغراض از کاربرد اسمهای اشاره پرداخته می‌شود.
«فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ کَفَّلَها زَکَرِیَّا کُلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ یا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ »( آل عمران: ۳۷)
«پس خدا او را به نیکویى پذیرفت و به تربیتى نیکو پرورش داد و زکریّا را براى کفالت و نگهبانى او برگماشت؛ هر وقت زکریّا به صومعه عبادتِ مریم مى‏آمد، نزد او رزق شگفت آورى مى‏یافت، گفت که اى مریم، این روزى از کجا براى تو مى‏رسد؟ پاسخ داد که این از جانب خداست، همانا خدا به هر کس خواهد روزى بى‏حساب دهد.» (الهی قمشه‌ای)
در این آیه «هذا» مبتدای مؤخّر و محلاً مرفوع در موضع مسندٌ الیه میباشد. از آنچه در تفاسیر مختلف برمیآید زمانی حضرت مریم(س) در محراب و مسجدی که هفت در بر روی وی بسته بود، مشغول عبادت گشت و آن زمان به تعبیر برخی از مفسّرین ایّام قحطی و خشکسالی بوده و یا ایّام و فصلی خاص که برخی از میوهها نایاب بودهاند. لذا زمانی که حضرت زکریّا(ع) برای دیدن او وارد مسجد میشود با انبوهی از میوهها و غذاهای لذیذ در مقابل مریم مواجه میگردد که به تعبیری بی‌شباهت با میوهها و اطعمه دُنیوی بوده است. پس به قصدِ استغراب و اظهار تعجّب به آن میوهها اشاره کرده و میپرسد: «یا مریم أَنَّی لکِ هذا ؟»: «ای مریم این روزی از کجا برای تو می‌رسد؟»
«أَ وَ لَمَّا أَصابَتْکُمْ مُصِیبَهٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَیْها قُلْتُمْ أَنَّى هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ » (آل عمران: ۱۶۵)
«آیا هر گاه به شما آسیبى رسد در صورتى که دو برابر آن آسیب را به دشمنان رساندید (باز از روى تعجّب) گویید: این از کجاست؟ بگو: این مصیبت از دست خود کشیدید، همانا خدا بر هر چیز تواناست. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه پس از پیروزی مسلمانان در جنگِ بدر یعنی هنگام وقوع جنگ اُحُد که مسلمانان به ظاهر شکست خورده بودند از قول مسلمانان با «هذا» و به غرضِ تعجّب به این شکست اشاره شده که: این شکست دیگر از کجا آمد؟ ما که مسلمانیم و مخالفان ما کافر و خدا به ما وعده پیروزی داده است .
البته در این کاربردِ اسم اشاره، توجیه انکار و استبعاد از علّت و استعظام شکست نیز وجود دارد که مسلمانان نمیخواستند علّت اصلی شکست را به خودشان نسبت دهند. در ادامه نیز خداوند به پیامبرش میفرماید: به آنها بگو: این مصیبت از جانب خودتان است.
«وَ یَقُولُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ أَقْسَمُواْ بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمَانهِِمْ إِنهَُّمْ لمََعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسرِِینَ» (مائده: ۵۳)
« و اهل ایمان گویند: آیا اینان هستند که با جدیّت و مبالغه بسیار به خدا سوگند یاد مى‏کردند که ما از شما هستیم؟! اعمالشان باطل گردید و سخت زیانکار شدند. » (الهی قمشه‌ای)
در آیه قبل، وضعیت گروهی از منافقین ذکر شده است که به واسطه مرض در قلبشان و از ترس، به سوی یهود و نصارا میشتافتند. لذا از قولِ مؤمنینِ پیروز در جنگ که ایمانِ سست منافقین با وجود سوگند محکمشان را دیده و سپس تمایل به یهود و امید به مساعدت آنها را مشاهده کرده بودند به قصد تعجّب و تقریع با «هؤلاء» به آنها اشاره نموده و میپرسند: اینان بودند که میگفتند ما با شمائیم؟ و یا اینکه مسلمانان پس از ظفر به قصد تعجّب، توبیخ و تحقیر با اشاره به منافقین از یهود و نصارا می پرسند: اینان بودند که با سوگند سخت میگفتند ما با شمائیم؟
« قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِیم‏ » (اعراف: ۱۰۹ )
«مهتران قوم فرعون گفتند که این شخص ساحرى سخت ماهر و داناست. » (الهی قمشه‌ای)
«هذا» اسم «إنَّ» و محلاً منصوب و در موضع مسندٌ الیه واقع شده است. این آیه بیان کننده زمانی است که بزرگان بنی‌اسرائیل و فرعون از حضرت موسی(ع) تقاضای بیّنه برای اثبات صدق گفتارش را نمودند، آن حضرت عصای خود را افکند و ناگهان اژدهایی عظیم پدیدار گردید و دست از گریبان خود برآورد، ناگاه در نظر بینندگان سپید و روشن نمودار گردید. آنگاه مهتران قوم فرعون با تعجّب از این اعمالِ موسی که از هیچ کس دیگری بر نمیآمد به شگفت آمده و به غرضِ استغراب، آن کار پیامبر خدا را مورد اشاره قرار داده، آن را سحر و جادو دانسته و حضرت موسی(ع) را جادوگری زبردست خواندند. آنچه از سیاق آیه و مبالغه در تأکید جمله با إنّ و لام تأکید و علیم بودن برمی آید اظهار استغراب است. البته با این بیان علاوه بر اظهار تعجّب، قصد تکفیرِ آن حضرت را نیز داشتند.
۳-۳-۱۱ اشاره کنایی به کند ذهنی شنونده
« غباوت » در لغت به معنای ؛ کند ذهن شدن، حماقت و ابلهی میباشد. گاهی متکلّم فهم و درکِ مخاطب خود را زیر سؤال برده و با حالتی کنایه‌آمیز و به قصد آن که این امر را به رخ بکشد با اسم اشاره به شخص، شیء یا موضوعی اشاره میکند. تا غباوت را مورد سرزنش قرار دهد. در پی، به کاربردِ اسم اشاره با این غرض در آیات مورد تحقیق، اشاره میشود.
« إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى‏ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ ذلِکُمُ اللَّهُ فَأَنَّى تُؤْفَکُون‏» (انعام: ۹۵)
«خداست که (در جَوفِ زمین) دانه و هسته را مى‏شکافد، زنده را از مرده و مرده را از زنده پدید مى‏آرد، آن (که چنین تواند کرد) خداست، پس به کجا گردانیده مى‏شوید (و نسبت خدایى را به آنان که نتوانند مى‏دهید)؟» (الهی قمشه‌ای)
خداوند، مشرکین، جاهلین یا نوع بشر را مورد خطاب قرار داده است. سپس فهم آنان را که خداوندِ عظیم با این همه قدرت و شکافنده دانه و هسته، زنده کننده مردگان و میراننده زندگان را تکذیب نموده و از او روی گردانند به چالش کشیده است. آنگاه با «ذلک» وجود خداوند متّعال را مورد اشاره قرار داده و به غرض کنایه زدن به فهم مخاطبین، به منظور تمییز کامل او، به جهت تنبیه و آگاهی دادن به قدرتِ لایزال و عظمتش او را به ایشان یادآوری مینماید. به آنان میگوید: « ای جاهلان ! خدای شما این قدرت لایزال است شما به کجا میروید و به چه باطلی روی میآورید ؟ » همچنین با استفاده از اشاره به دور، بُعد منزلت حق تعالی را مد نظر دارد.
۳-۳-۱۲ تأکید و یادآوری
«تأکید عبارت است از تثبیت و تمکین یک معنا و مفهوم در ذهن مخاطب و تقویت و تعمیق آن، جهت رفع هرگونه شک و تردید و ابهام نسبت به آن معنا و مفهومِ موردِ نظر با بهره گیری از ادوات و کلمات و اسلوبهای خاص بیانی .»(فاضلی،۵۵۳:۱۳۸۲). یکی از اسلوبهای تأکید در آیات قرآنی،استفاده از اسمهای اشاره است که در آیات مورد بحث به کاربرد اسمهای اشاره با این غرض اشاره میگردد.
«ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَکِیلٌ » (انعام: ۱۰۲)
«این است (وصف) پروردگار شما، که جز او هیچ خدایى نیست، آفریننده هر چیز است، پس او را پرستش کنید، و او نگهبان همه موجودات است. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه مشرکین یا جمیع مردم با «کُمِ خِطاب» متصل به «ذلکُم» مخاطب قرار گرفتهاند. سپس در ادامه آیاتِ قبل، چند بار صفات کمالیه خداوند را با « هُوَ الّذی » بیان فرموده است. آنگاه با توجّه به اوصافِ مذکور و احضار آنها به ذهن مخاطبین به قصد تأکید، تقریر و تحکیم امر، آن ذات مقدّس و بی‌همتا را مشارٌ الیه قرار داده است. این کلام نتیجه آیات قبل است که با غرض تأکید و تنبیه و یادآوری بیان شده است. اشاره به دور به قصدِ تعظیم و علوّ درجه و بلندی مرتبت به ذات خالق هستی بخش صورت گرفته است.
«ذَلِکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِ الْکَافِرِینَ» (انفال: ۱۸)
«این (فتح و غلبه در جنگ به خواست خدا) شما را نصیب شد و محقّقاً خدا بى‏اثر کننده مکر کفّار است.» (الهی قمشه‌ای)
خداوند « در آیه قبل خبر داد که مؤمنین را به بلائى نیکو مبتلا مى‏سازد. در اینجا مؤمنین را مخاطب ساخته، مى‏فرماید: این است نعمتى که خداوند از راه فتح و ظفر به شما ارزانى داشت و از راه ایجادِ ترس و اختلاف در میان کفّار، نیرنگ آنها را سست گردانید و گردنفرازان آنها را کشت و اشراف آنها را اسیر گردانید .» (طبرسی، ۱۳۷۲: ج‏۴ / ۸۱۶ )
« در این آیه براى تأکید و تعمیمِ موضوع مى‏فرماید: « سرنوشت مؤمنان و کافران و عاقبت کارشان همان بود که شنیدید، « ذلِکُمْ‏» » ( مکارم شیرازی، ۱۳۷۴: ج‏۷ / ۱۱۷ )

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.