مقاله دانشگاهی – أغراض بلاغی کاربرد أسماء اشاره در ده جزء اول قرآن کریم- قسمت ۲۲

« اشاره با «ذلکُم» به بلای نیکوست و این اشاره تنها برای تأکید مقصود از بلای نیکو است و اینکه آن ابتلا برای خوار کردن کفار میباشد. کلام با اسم اشاره افتتاح شده به قصد تنبیه به اهمّیّت آن چیزی که مابعدش میآید و تعلیلی است برای آن. اسم اشاره در این جا مبتدا و خبرش محذوف میباشد و جمله بعد به آن عطف شده است .» ( ابن عاشور، ج‏۹:۵۳ )
آنچه از تفاسیر بر می‌آید اشاره به حکایت شکست دشمنان و فتح مسلمانان به اراده خداوند به وسیله « ذلِکُم » مورد تأکید قرار گرفته است.
  «وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ فَتابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیم‏ » (بقره: ۵۴ )
« و (یاد کنید) وقتى که موسى به قوم خود گفت: اى قوم، شما به نفس خود ستم کردید که (به جهالت) گوساله پرست شدید، اکنون به سوى آفریدگارتان باز گردید و (به کیفر جهالتِ خود) به کشتن یکدیگر تیغ برکشید، این براى شما در پیشگاه آفریدگارتان بهترین (کفّاره عمل) است. آن گاه از شما در گذشت که او بسیار توبه‏پذیر و مهربان است. » (الهی قمشه‌ای)
پس از ارتکاب قوم یهود به گناه بسیار بزرگ گوساله پرستی، خداوند ایشان را به توبه و کشتنشان به دست خویش فرمان میدهد. سپس برای خطاب قرار دادنِ جمع، با «ذلِکُم» به انجام توبه مطابق دستور خدا و کشتن بنی اسرائیل به دست خودشان، مستفاد از ماقبل به منظور کفّاره گناهِ بزرگ گوساله پرستی، اشاره می کند. غرض، تأکید بر انجام عمل و بیان بهتر بودن آن از زندگی چند روزه دنیایی و عدم گرفتاری به عذاب همیشگی است؛ همچنین نوعی تعلیل در کلام وتشویق به انجام کار نیز از سیاق آیه برداشت می‌شود.
« وَ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَن یَنکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَیْنهَم بِالمْعْرُوفِ ذَالِکَ یُوعَظُ بِهِ مَن کاَنَ مِنکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ ذَلِکمُ‏ْ أَزْکىَ‏ لَکمُ‏ْ وَ أَطْهَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ » (بقره: ۲۳۲)
«و چون زنان را طلاق دادید و زمان عده آنها به پایان رسید، نباید آنها را از شوهر کردن منع کنید هر گاه به طریق مشروع به ازدواج با مردى تراضى کنند. بدین سخن پند داده شود هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورده. این دستور براى تزکیه نفوس شما بهتر است و خدا (به مصلحت شما) داناست و شما (خیر و صلاح خود) نمى‏دانید. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه پس از ذکر احکامی از طلاق و نکاح و بیان این نکته که اوامر و دستورات الهی برای آنان که به خدا و روز قیامت ایمان دارند پند و نصیحت است، با «ذلِکُم» به قصد تأکید، مجدداً این احکام و اوامر را مورد اشاره قرار داده، آن را برای تزکیه نفوس بهتر میداند. همچنین با التفات از مفرد (پیامبر(ص) یا هر یک شنوندهای) به مجموع مسلمانان بر امرِ مذکور تأکید نموده است.
« إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ » (آل عمران: ۶۲)
« این داستان به حقیقت سخن حق است، و جز آن خداى یکتا، خدایى نیست، و همانا خداست که (بر همه کار) توانا و (به حقایق) داناست. » (الهی قمشه‌ای)
خداوند متعال پس از آنکه در آیاتِ قبل داستان حضرت عیسی(ع) و مادرش مریم را بیان نموده و حوادث آنها را با استدلالات محکم تشریح میکند در آیات دیگر بر غیبی بودن و وحی بودن آن آیات از جانب خداوند خبر میدهد. سپس در این آیه با استفاده از «هذا» به این مذکورات ما قبل اشاره نموده و با تأکیدات مختلف به وسیله «إنّ»، جمله اسمیه، «لام تأکید» متّصل به ضمیر «هو»، اشاره به مباهله، بر داستانهای ساختگی و افترای نصارا خط بطلان کشیده تأکید میکند که داستان واقعی این است که خداوند بیان مینماید. برخی تفاسیر مانند بحرالعلوم وجه دیگر مشارٌ الیه را کلّ آیاتِ قرآن ذکر میکنند.
با این تأکیدات مختلف و فنّ قصر، قلب و اِفراد و تذکیرِ اسم اشاره، کمالِ عنایت و تأکید بر این دارد که داستان صحیح حضرت عیسی(ع) و مادرش این است که ما بیان کردیم نه آن که معاندان در داستان تولّد و تثلیث آن حضرت بیان میکنند.
«لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا أَذىً کَثِیراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور» (آل عمران: ۱۸۶)
«محققاً شما را در مال و جان آزمایش خواهند کرد و از آنها که پیش از شما کتاب آسمانى به آنها داده شد و از مشرکان زخم زبان بسیار خواهید شنید، و اگر صبر پیشه کرده و پرهیزکار شوید (البته ظفر یابید) که ثبات و تقوا سبب قوت اراده در کارهاست. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه خداوند آزمایش بندگان را به وسیله مال و جان یاد آور شده و سفارش به صبر و تقوا مینماید. سپس به منظور تأکید امر، آن دو را با « ذلِکَ » مورد اشاره قرار داده و آن ها را علّت تقویت عزم و اراده میداند که هر انسان عاقلی باید بر آنها مصمّم باشد. این که اسم اشاره به صورت مفرد آمده است به اعتبار هر یک از مصادیق؛ صبر و تقوا میباشد. اشاره به دور، به قصد بُعدِ منزلت و علوّ درجه هر یک از آنها است. مفرد آمدن حرفِ خطاب به اعتبار هر یک از مخاطبین با توجّه به شأن آنها، یا فقط به منظور تنبیه یا به اعتبار ملازمت آن دو می‌باشد. این دستور سفارشی مؤکّد از جانب خداست.
«لا یُؤاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمانِکُمْ وَ لکِنْ یُؤاخِذُکُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَیْمانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَهِ مَساکِینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَهِ أَیَّامٍ ذلِکَ کَفَّارَهُ أَیْمانِکُمْ إِذا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَیْمانَکُمْ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏» (مائده ۸۹)
«خدا به قسم‌هاى لغو بیهوده، شما را مؤاخذه نخواهد کرد، و لیکن بر (شکستن) آن قسمى که از روى عقیده قلبى یاد کنید مؤاخذه خواهد نمود. و کفاره آن قسم طعام دادن ده فقیر است از آن طعام متوسط که بر اهل خود غالباً تهیه مى‏کنید، یا جامه بر آنها پوشانده و یا یک بنده آزاد کنید، و هر کس توانایى آن ندارد سه روز روزه بدارد. این است کفاره (شکستنِ) سوگندهایى که یاد مى‏کنید؛ و باید (حرمت) سوگندهاى خود را نگاه دارید. خدا بدین گونه روشن آیات خود را براى شما بیان مى‏کند، شاید که شکر او به جاى آرید. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه خداوند کفّاره گناه قسم و انواع آن را بیان میکند. سپس کفّارهها را با «ذلِکَ» مورد اشاره قرار داده و مجدّداً تأکید میفرماید که این کفّاره شکستن سوگندهایتان میباشد.
«ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یَأْتُوا بِالشَّهادَهِ عَلى‏ وَجْهِها أَوْ یَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَیْمانٌ بَعْدَ أَیْمانِهِمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسْمَعُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِین‏» (مائده: ۱۰۸)
«این گونه که بیان شد نزدیکتر به آن است که شهادت را بر وجه خود ادا کنند، یا از اینکه باز قسم را (اوصیاء بر ورثه) رد کنند بیمناک باشند. و از خدا بترسید و (سخن حق را) بشنوید، و خدا مردم بدکار را هدایت نخواهد کرد. » (الهی قمشه‌ای)
در آیاتِ قبل خداوند موضوع وصیت به هنگام مرگ، شرایط گرفتن شاهد بر وصیت، ویژگیهای شاهدین و شرایطی که با رعایت آن، سوگندِ شاهد مانعِ تضییع حقّ افراد می‌شود را بیان فرموده؛ سپس با اشاره به وسیله «ذلِکَ» این امرِ مذکورِ اخیر در آیه یا تمام امور مربوط به این احکام را مورد تأکید قرار داده به نوعی اشاره به تعلیل و حکمت امر نیز دارد.
«قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون‏ » (۱۵۱)وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ لا نُکَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ کانَ ذا قُرْبى‏ وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون‏» (۱۵۲) «وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون‏»( انعام: ۱۵۳)
در سه آیه ۱۵۱، ۱۵۲ و ۱۵۳ سوره مبارکه انعام خداوند برخی از دستورات اخلاقی، اجتماعی و دینی را بیان میفرماید سپس در پایان هر آیه، آن اوامر را با «ذلکُم» مورد اشاره قرار داده تا بر رعایت آنان تأکید نموده و حکمت و علّت آنها را نیز بیان فرماید.
«أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن یحَُادِدِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِیهَا ذَلِکَ الْخِزْىُ الْعَظِیمُ » (توبه: ۶۳ )
«آیا ندانسته‏اند که هر کس با خدا و رسولش به عداوت برخیزد آتش دوزخ کیفر دائمى اوست؟ و این به حقیقت ذلّت و خوارى بزرگ است. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه موضوع دشمنی با خداوند و پیامبرش بیان میگردد که عاقبتی جز آتش دوزخ ندارد. سپس با «ذلِکَ» این کیفرِ سخت و عظیم را به قصد تأکید مورد اشاره قرار داده، آن را خواری و ذلّت بزرگ میخواند.
۳-۳-۱۳ دلالت بر محذوف
گاهی تعابیر و اوصافی درباره شخص، شیء یا امری بیان میگردد. سپس در جملات و آیات بعد آن افراد، اشیاء یا موضوعات ذکر نشده و محذوف میباشند. در این موارد از اسم اشاره استفاده می‌شود و حکمی درباره آن بیان می‌شود تا به آنچه محذوف است دلالت نماید. در ادامه، کاربرد اسم اشاره با این غرض در آیات مورد پژوهش بررسی می‌شود.
«تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا کانُوا یَعْمَلُون‏» (بقره: ۱۳۴ )
«آنها گروهى بودند که درگذشتند، هر کار نیک و بد کردند براى خود کردند و شما هم هر چه کنید براى خویش خواهید کرد و شما مسئول کار آنها نخواهید بود. » (الهی قمشه‌ای)
در آیه قبل خداوند حکایت فرزندانِ یعقوب را بیان فرموده است که به آن حضرت گفته بودند پس از مرگ وی، خدای او و خدای پدرانش، ابراهیم، اسماعیل و اسحاق را میپرستند. در این آیه با «تِلکَ» به آن امّتها اشاره نموده و این اسم جایگزین آنها شده است. البته سیاق آیه یهود را توبیخ نموده که اعمال و ایمان گذشتگانِ آنها سودی به حال ایشان ندارد و تنبیه این امر است که شما مسؤول اعمال خود هستید . آیه ۱۴۱ سوره بقره « تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ » نیز با همین تعابیر تکرار شده است. با این تفاوت که این بار تنبیه به آن است که گذشتگان را مسؤول کار خودشان میداند.
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلى‏ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى‏ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُم‏ … » (بقره: ۱۷۸ )
«اى اهل ایمان بر شما حکم قصاص کشتگان چنین معیّن گشت که مرد آزاد در مقابل مرد آزاد، و بنده را به جاى بنده، و زن را به جاى زن قصاص توانید کرد. و چون صاحب خون از قاتل که برادر دینى اوست بخواهد درگذرد کارى است نیکو، پس قاتل دیه را در کمال خشنودى ادا کند. در این حکم، تخفیف (امر قصاص) و رحمت خداوندى است، … » (الهی قمشه‌ای)
این آیه احکامی درباره قصاص بیان میدارد. آنگاه بخشش صاحب خون از قاتل یا دریافت دیه را کاری نیک دانسته و به این حکم با «ذلکَ» اشاره نموده آن را تخفیفی از جانب پروردگار میداند. کاربرد اسم اشاره در این آیه واقع شدن آن به جای احکام ذکر شده است.
« … تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها … » (بقره: ۱۸۷ )
« … این احکام، حدود دین خداست، زنهار در آن راه مخالفت مپویید! … » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه خداوند احکام مباشرت با زنان در ماه رمضان و هنگام اعتکاف را بیان میکند. سپس از «تِلکَ» به جای بیان مجدّدِ احکام استفاده شده تا آن را از حدود (اوامر و نواهی) دین خدا بنامد. کاربرد این اسم اشاره به جهتِ تأکید امر و اهتمام به آن احکام و تحذیر و تنبیه نیز هست.
«وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَهٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَهٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَهِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَهِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَهٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَهٌ کامِلَهٌ ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقاب‏ » (بقره: ۱۹۶ )
 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.