با موضوع شهروندی

شهروندی از جمله مفاهیم نو پدیدیه که به طور خاصی به برابری و عدالت توجه داره و در عقاید اجتماعی، سیاسی و حقوقی جایگاه خاصی پیدا کرده. بحث «شهروندی» وقتی تحقق می یابد که همه افراد یه جامعه از کلیه حقوق مدنی و سیاسی بهره مند باشن و هم اینکه به فرصت های مورد نظر زندگی از نظر اقتصادی و اجتماعی دسترسی آسون داشته باشن. ضمن اینکه شهروندان به عنوان اعضای یه جامعه در بخش های جور واجور مشارکت دارن و در برابر حقوقی که دارن، مسئولیت هایی رو هم هم جهت با اداره بهتر جامعه و ایجاد نظم رو دوش می گیرند، و شناخت این حقوق و تکالیف نقش مؤثری در ارتقا شهروندی و ایجاد جامعه ای براساس نظم و عدالت داره.(صبور،۱۳۸۷)

اقتصادی

اسلام به عنوان یه دین گسترده که به همه ابعاد زندگی بشر توجه کرده، دستورات روشن و شفافی واسه روابط اجتماعی آدم ها داره و نه فقط به کمال الهی آدم ها توجه کرده بلکه به چگونگی ساختن جامعه ای نمونه هم توجه داره. از جمله مسائل مهم حقوق شهروندی در اسلام توجه به کرامت آدما به عنوان اشرف مخلوقات، ارزش زندگی و زندگی افراد، برابری بدون توجه به نژاد، رنگ، پوست و …، هدف دار کردن آفرینش آدما و الکی نبودن زندگی آدم می باشه.(تقوی،۱۳۸۹)

در تعریف شهروند میشه گفت که شهروند کسیه که حقوق فردی و جمعی خود رو می شناسه و از اونا دفاع می کنه، قانون رو می شناسه و به اون عمل می کنه و از راه اون مطالبه می کنه، از حقوق معینی برخورداره. می دونه که کس دیگه ای هم حضور داره و دفاع از حقوق اون یعنی دفاع از حقوق خودش و فردی که در امور شهر مشارکت داره. پس شهروند نه فقط به معنی سکونت تو یه شهر به مدت مشخص که به معنی مجموعه ایی از آگاهیای حقوقی، فردی و اجتماعیه. (زاهدی،۱۳۸۱)

عناصری مثل هویت ملی و تعلقات اجتماعی- فرهنگی و مشارکت سیاسی از عناصر مهم در معنی شهروندیه ولی تو یه جامعه مدنی حقوق یه فرد عبارتند از:” حقوق اساسی به معنی حقوق بنیادی شهروندان یه جامعه، حقوق سیاسی به معنی حق مشارکت در پروسه های سیاسی، حقوق اجتماعی که در برگیرنده حقوق اقتصادی و هم دست کم استانداردهای زندگی درتسهیلات اجتماعیه.”(طبرسا،۱۳۸۹:۳۶)
اقتصاد

واسه اینکه «شهروندی» دارای معنی و جوهره واقعی باشه، شهروندان باید بر مبنای معیارهای عینی و شفاف مورد قضاوت قرارگیرند. بنابر این «شهروندی» در اول خودش یه قواست و در ادامه زاینده حقوق زیاد دیگری واسه شهروند می باشه. از این رو «شهروندی» توانائی افراد رو واسه قضاوت در مورد زندگی خودشون تایید می کنه و زندگی اونا از پیش به وسیله نژاد، مذهب، طبقه، جنسیت و یا فقطً از روی یکی از هویت شون تعیین نمی شه. موقعیت شهروند به یه حس عضویت داشتن تو یه جامعه گسترده دلالت داره. این موقعیت، کمکی رو که یه فرد خاص به اون جامعه می کنه، می پذیرد و به اون استقلال می دهد. این استقلال در مجموعه ای از حقوق درخشش پیدا می کنه که هر چند از نظر شامل در زمان ها و مکان های جور واجور متفاوت ان اما، همیشه بر پذیرش کارگذاری و فاعلیت سیاسی دارندگان اون حقوق دخالت دارن. (کرمی نیا،۱۳۸۹)

پس، ویژگی کلیدی کلمه «شهروندی» که اون رو از «تابعیت» صرف جدا می کنه وجود یه اخلاق مشارکته. به این دید از اونجا که «شهروندی» در مورد روابط انسانی یه تعریف ساده و ایستا رو که واسه همه جوامع در همه زمان ها به کار رود برنمی تابد.

اما، می توان گفت که شهروندی «موقعیتیه که فرد با برخورداری از اون می تونه تو یه جامعه سیاسی، اخلاقی شده و زندگی خود رو براساس وابستگی های دوطرفه و براساس موازین و تعادل حقوق و مسئولیت های اجتماعی ساماندهی کنه.(فولادی،۱۳۸۸:۲۶)

 

 

۲-۲ مفاهیم شهروندی

معنی حقوق بشر بیشتر در کنار دو معنی «حقوق اساسی» و «حقوق شهروندی» مطرح می شه. این سه معنی، گاه هم معنی جانشین همدیگه به کار می روند اما در تفکیک مفهومی مرزهای ظریفی میون این مفاهیم سه گانه و دلالت موضوعی هست.

می توان گفت حقوق شهروندی اون بخش از حقوق اساسیه که در قانون اساسی هر کشوری شکل «ملی» به خود می گیرد و فقط شامل حال شهروندان همون کشور خاص می شه (مانند حق مشارکت سیاسی که ملهم از حقوق بشر در شکل نسبی اون هستش)

بسیاری براین عقیده ان که قوانین موضوعه هر کشوری تاثیر مستقیم از معنی شهروندی و حقوق شهروندی می پذیرد. بعضی شهروندی رو در ابعاد اجتماعی، سیاسی و مدنی تقسیم بندی می کنن اما به نظر می رسد در دسته بندی کلی می توان شهروندی رو در مسئولیتهای فردی و اجتماعی شهروندان و هم اینکه مسئولیت های دولت در قبال شهروندان بررسی کرد. با نگاهی کلی در جوامع جور واجور میشه بخشی ازاین مفاهیم مشترک رو عنوان و تکمیل کرد.(رضایی پور،۱۳۸۵)

۱) مسئولیت های اجتماعی

شهروندان به طور داوطلبانه امکانات خود رو جهت کمک به پیشرفت و بهبود شهر به کار می گیرند. شهروندان فعال با در نظر گرفتن تخصص و استعداد خود در سازمانها و کمیته های محلی جورواجور مثل انجمن اولیا و مربیان و سازمان های غیردولتی عضویت و فعالیت می کنن. شرکت در نشست ها و اجتماعات شهری، حضور در محکمه های عمومی، هیات منصفه یا هیات های حل اختلاف، مشارکت در پروژه های اجتماعی واسه پیشرفت جامعه و هم اینکه پیدا کردن مشکلات و راه حل اون ها بسیار به درد بخور میشه.کارشناسان برین عقیده ان که اجتماعات محلی، و نهادهای مردم محور می تونن با ارائه رفتارای جدید و نهادینه ساختن اونا در جوامع، نقش موثری در ایجاد و بازتولید معنی شهروندی اجرا کنن.

مشکلات

 

۲)مسئولیت های فردی

 

رای دادن:حق رای در عین حالی که، از نظر بسیاری، از جمله مسئولیت های شهروندی حساب می شه اما در واقع یه امتیاز هم می باشه. کسائی که رای نمی بدن در واقع صداشون  در دولت شنیده نمی شه.

قبل از هر رای گیری، اطلاعات مربوط به موضوع یا نامزدها باید به شکل شفاف به اطلاع شهروندان برسه.

خدمت در ارتش: در زمان جنگ، هر مردی که توانایی بدنی داره، واسه جنگ فراخوانده می شه. در زمان صلح هم به صورت خدمت اجباری سربازی و یا داوطلبانه در نیروهای مسلح حاضر می شن.

احترام به قانون و حقوق بقیه: هر شهروندی می بایست از قوانین اجتماع، ایالت و کشوری که در اونجا زندگی می کنه، پیروی کنه.

هر شهروندی می بایست به حقوق بقیه احترام بزاره.

پرداخت مالیات: هر شهروندی موظف به پرداخت مالیات بر درآمد و دیگر مشکلات قانونی براساس درستکاری و راستی و سرموقع می باشه.

۳)مسئولیت های دولت

از جمله مسئولیت های دولت، خرج کردن مالیات و مشکلات دریافتی به وسیله بخش های دولتی جهت سرویس دهی زیر، به شهروندانه :

حفاظت از جون و مال و حقوق و امنیت شهروندان: به وسیله پلیس، آتیش نشانی، امداد در حوادث و بلایای پیش بینی نشده، دادگاه و سامانه قضایی و نیروهای مسلح.

بهداشت و سلامتی: آب و غذای سالم، بازرسی از شیر و گوشت، نگهداری از بیمارستان ها.

آموزش : مدرسه ها و کتابخونه عمومی.

نگهداری، تعمیر و ساخت جاده ها، بزرگراه ها و خیابون ها و راه آهن.

حفاظت و نگهبانی از منابع طبیعی، جنگل ها و محیط زیست.

حفاظت از پس اندازه ها، با بازرسی از بانک ها و ضمانت حساب های بانکی.

کمک و جبران خسارات : در موارد پیش بینی نشده مانند سیل، زلزله و خشکسالی. (شیبانی،۱۳۸۴)
زلزله

۲-۳ معنی شهروندی در اسلام

هرچند معنی امت اسلامی، قبل از هجرت رسول اکرم(ص) به مدینه، بالاتر از هر گونه تعلق مرزی، نژادی، قومی و قبیله ای تحقق پیدا کرده بود، اما با هجرت اون حضرت(ص) به مدینه و جمع شدن عناصر حکوت و سرزمین و جمعیت پیرو در مدینه، اولین حکومت اسلامی در این شهر به وجود اومد (علم پژوه، ۱۳۸۱، ۲۶).

بر خلاف حقوق امروز که تابعیت به معنی پیروی از دولت معیاره، از دیدگاه اسلام ملاک، پیروی خلق از خالقه و مذهب محوریت داره. از دیدگاه اسلام تابعیت بر دو گونه س:

۱) تابعیت امی و یا (اسلامی) یعنی پیوندی که در پرتو اون فقط افراد مؤمن و مسلمون گرد هم میان و امت واحدی رو تشکیل میدن. تابعیت اصل از نظر اسلام همین تبعیته و اسلام همیشه تلاش داشته تا جامعه مؤمنان رو جانشین «مجمع شهروندان» کنه.

۲) تابعیت ملی که جلسه افراد انسانی با پیوندهایی ملی بودن مثل هم زبانی، هم نژادی و هم فرهنگیه که یه ملت رو تشکیل میده که این تابعیت ثانوی و به تعبیر بوآزار (Sous-nationalite) است و می تونه اضطرابی باشه (خلیلیان، ۶۲، ۱۴۱)

گر چه اصطلاح شهروندی، واژه جدیدیه، اما معنی اون، یعنی چگونگی بهره مندی افراد جور واجور تو یه جامعه از حقوق، طبق نوع وابستگی و پیوند با حکومت، به قدمت تاریخ سابقه داره.در مدینه النبی، ملاک عضویت در جامعه اسلامی (شهروندی به زبون امروزی) یکی از دو چیز بوده؛ مسلمون بودن یا پیمان پذیر بودن. اینجوری امت مسلمون و امت یهود مدینه، در عین حفظ استقلال جامعه دینی خود، جامعه سیاسی واحدی رو به وجود میارن و پیامبر(ص) وحدت دینی رو جانشین وحدت قومی می کنه و پیروان بقیه دین های الهی رو به شرط پیمان به عضویت جامعه سیاسی در می آورد. با نزول آیات سوره توبه و تشریح پیمان ذمه، عضویت قراردادی در جامعه، از یهودیان مدینه بالاتر رفته و بقیه اهل کتاب رو هم در بر میگیره و اونا هم در پرتو پذیرش پیمان ذمه در جامعه اسلامی و نه امت مسلمون عضویت پیدا میکنن (علم پژوه، ۱۳۸۱ ،۲۷)

هرکی که هیچ کدوم از این دو شرط نداشت بیگانه (غیر شهروند) تلقی می شه. پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) و با گسترش دامنه فتوحات اسلام و افزایش جمعیت ساکن در قلمرو دولت اسلامی، اعضای جامعه سیاسی اسلامی ـ و نه امت مسلمون ـ بر مبنای یکی از این دو شرط تشخیص داده می شد و ویژگیای قومی، زبانی، سرزمین و امثال اون، تأثیری نداشت. حتی در وقتی که خلافت اسلامی از سیر درست نبوی فاصله گرفت و بی عدالتی نژادی و قومی بین عرب و عجم ظاهر شد، بازم این عناصر در تابعیت و نبود تابعیت افراد نسبت به دولت اسلامی نقشی نداشتن. به نظر می رسه حضرت علی(ع) در وقتی که معاویه خروج کرد و حکومت مستقلی در ناحیه شام به وجود آورد و این منطقه رو به دارالبغی تبدیل کرد، معاویه و پیروانش رو بیگانه تلقی ننمود، بلکه براساس قوانین جنگ با شورشیان داخلی اهل بغی و نه بیگانگان (کفار و مشرکین) با اونا به جنگ پرداخت (حمید الله، ۱۳۷۱ ،۲۵)

به طور اولیه، از نگاه اسلام، تبعه یعنی مسلمون، و غیر مسلمون بیگانه یا خارجی حساب می شه. غیر مسلمون با اجازه رسمی «امان» یا «زنهار» یا «ذمام» می تونه وارد کشور اسلامی شه، تا از اون جا عبور کنه و یا این که موقتاً اقامت کنه. تحقق امان به شرط درخواست بیگانه و قبول اون از طرف حکومت اسلامی و یا فرد مسلمانه و فرد بیگانه پس از کسب امان، «مستأمن» تلقی شده و می تونه وارد قلمرو اسلامی شده و از پشتیبانی حکومت اسلامی و حقوق و آزادیای خاص استفاده کنه (ضیایی ، ۱۳۶۸ ،۹۴)

یه دسته از بیگانگان، یعنی اقلیتای مذهبی، که منحصراً پیروان ادیان یهودی، مسیحی و یا زردتشتی رو تشکیل میدن، با پرداخت جزیه و امضای پیمان ذمه با حکومت اسلامی، اجازه اقامت دائم و بهره مندی از حقوق تقریباً کامل شهروندی رو پیدا می کنن. در مقایسه میشه گفت که اهل ذمه از تموم امتیازات مسلمانان در جامعه اسلامی بهره مند نیستن و دارای محدودیتایی هستن که این محدودیتا باید در پیمان ذمه مندرج بوده و به امضای اونا برسه، مثل نبود تبلیغ مذهبی، نبود تجاهر به منکرات، محدودیت احداث ساختمون بلندتر از خونه های مسلمانان و نبود ورود به مساجد و اماکن متبرکه اسلامی.

[۱] . Citizenship