با موضوع عوامل تأثیر گذار بر رفتار شهروندی سازمانی

  • ویژگیای فردی کارکنان
  • ویژگیای شغلی
  • ویژگیای سازمانی
  • رفتارای رهبری

تحقیقات اولیه انجام شده به وسیله بخش و همکاران بیشترً بر نگرشای کارکنان و گرایشها و رفتار حمایتی رهبر متمرکز بوده. پادساکف و همکاران، قلمرو رفتارای رهبری رو به نوعای جورواجور رفتارای رهبری ، تعاملی و تحولی گسترش دادن . اثرات ویژگیای شغلی و سازمانی بیشترً در تئوریای مربوط به جایگزینای رهبری مطرح شده که به وسیله صاحب نظران جور واجور مورد مطالعه قرار گرفته .

پژوهشای اولیه در بر گیرنده ویژگیای فردی بر دو محور اصلی رضایت کارکنان و تایید حالت روحی مثبت کارکنان متمرکزه. اورگان و ریان عامل کلی مؤثر بر روحیه رو تعهد سازمانی، درک از عدالت و درک از رفتار حمایتی رهبری تلقی می کنن و بقیه تحقیقات بیان کننده رابطه با معنی اونا از رفتار شهروندی سازمانیه (البته شدت این همبستگیا متفاوت بوده ) که نشون دهنده مهم بودن این متغیرا در تعیین رفتار شهروندی سازمانیه (مستبصری و نجابی ،۱۳۸۷، رضایی کلید بری و باقر سلیمی ،۱۳۸۷، اسلامی،۱۳۸۷ )

روحیه

علت دیگه در فهم شهروندی سازمانی ،اثر حالت روحی مثبت فرده . در دهه گذشته بحثای زیادی در مورد برتری شناخت بر عاطفه در تعیین رفتار شهروندی سازمانی صورت گرفته .

در حالی پودساکوف و همکاران و بقیه اثر متغیرهای خاص شخصیتی و مزاجی رو بر ابعاد جور واجور رفتار شهروندی سازمانی مورد انتقاد قرار داده ، یافته های جورج پیشنهاد می کنه که پژوهشای قبلی که به بررسی این متغیرهای روحی و مزاجی پرداخته ان می تونن به جای اثرات حالت مزاجی برروی اثرات ویژگی صفتی تمرکز کنن . اینم بگیم که اثرات حالتی عموماً به توصیف چگونگی احساس فرد در نقطه خاصی از زمان می پردازه در حالی که اثرات ویژگی صفتی عموماً نشون دهنده تفاوتای ظاهر فرد در طول زمونه . (هادی زاده،۱۳۸۹)

علاوه بر این جورج گفت که بین حالت روحی مثبت در کار و تمایل کارکنان واسه کمک کردن به بقیه ( بعد نوع دوستی رفتار شهروندی سازمانی) رابطه معنی دار هست پس عاطفه (احساسات ) نقش مهمی در رفتار شهروندی سازمانی هم صدق می کنه با این وجود، هیچ کدوم از این تحقیقات به بررسی اندازه اثر حالت روحی مثبت بر تفسیر کلی این سازه نپرداخته.

پژوهشای انجام گرفته در روانشناسی اجتماعی نشون میده:

روانشناسی

آدمایی که احساس می کنن کفایت بیشتری دارن ، در بیشتر موارد تمایل بیشتری هم به کمک دارن. علاوه بر این میدلاسکی گزارش داده که کفایت ممکنه یکی از عوامل انگیزشی ای باشه که افراد رو واسه کمک به بقیه تحت اثر قرار میده . پس آدمایی که به دیگر افراد کمک کنن، در ازای کمکی که فرد کمک کننده ارائه میده ، کمک کننده احساس رضایت داخلی بیشتر و یا شادی حاصل از انجام یه کار خوب رو دریافت می کنه. بطور مشابه درک کارکنان از کفایت خود در کار می تونه به عنوان تمایل به کمک در محیط کار تفسیر شه چون فرد تسلط بیشتری بر کار خود داره .

 

در سالای گذشته پادساکوف و همکاران تو یه فراتحلیل از تحقیقات مربوط به ۱۵ سال گذشته در مورد رفتار شهروندی سازمانی ، اندازه اثر گذاری تعدادی از متغیرها بر ابعاد جور واجور رفتار شهروندی سازمانی رو ترسیم کردن . از جمله متغیرهایی که با رفتار شهروندی سازمانی رابطه همساز داشتن عبارت بودن از: متغیرهای مربوط به شغل مثل  رضایت مندی شغلی، یکنواختی شغلی و باز خود شغلی در مورد متغیرهای شغلی تحقیقات بیشترً دور مبحث تئوری جانشینای رهبری بوده که یافته های نشون دهنده رابطه پایدار ویژگیای شغلی با رفتار شهروندیه . (فالکس،۱۳۸۱)

علاوه بر اون ، هر سه نوع ویژگیای شغلی ( بازخود شغلی ، یکنواختی شغلی ، رضایت مندی داخلی شغلی) ، بطور معنا داری با مؤلفه های جور واجور رفتار شهروندی سازمانی (نوع دوستی ،نزاکت ، وظیفه شناسی، جوانمردی و فضیلت مدنی ) رابطه داشتن ، طوریکه بازخود شغلی و رضایتمندی داخلی شغل ، ارتباطی مثبت با رفتار شهروندی سازمانی داشته در حالی که یکنواختی شغلی رابطه منفی رو با رفتار شهروندی سازمانی نشون میده.

روابط بین ویژگیای سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی تا حدود زیادی نابسامانه. هیچ کدوم از موارد رسمیت سازمانی، انعطاف پذیری سازمانی و پشتیبانی ستادی رابطه مستمری با رفتارای شهروندی سازمانی نداشتن. ولی به هر حال مؤلفه اتحاد گروهی با تموم مؤلفه های رفتار شهروندی سازمانی دارای رابطه مثبت بوده ، پشتیبانی سازمانی ادارک شده با نوع دوستی کارکنان رابطه معناداری داشته . علاوه بر اون پاداشای خارج از کنترل رهبران با مؤلفه های نوع دوستی ، نزاکت و وظیفه شناسی رابطه منفی داشتن. (بالت،نقل ازکارگزاری،۱۳۸۳)

۲-۹ ویژگیای کلیدی رفتار شهروندی

  • یه جور رفتاره بالاتر از چیزی که واسه کارکنان سازمان به طور رسمی تشریح گردیده
  • رفتاریه که به صورت اختیاری و براساس چیزهای مورد علاقه فردیه
  • رفتاریه که مستقیما پاداشی به دنبال نداره و یا از راه ساختار رسمی سازمانی مورد تشکر قرار نمی گیره .
  • رفتاریه که واسه کارکرد سازمان و موفقیت عملیات سازمان خیلی مهمه. (مستبصری و نجابی ،۱۳۸۷)

تحقیقات انجام شده در مورد رفتارای شهروندی سازمانی بیشترً بر سه نوع هستن : گروهی از تحقیقات بر پیش بینی عوامل ایجاد کننده رفتارای شهروندی سازمانی متمرکز بودن .

در این مورد عواملی مثل رضایت شغلی ، تعهد سازمانی ، هویت سازمانی ، عدالت سازمانی ، اعتماد ، شکل های جور واجور رهبری ، رابطه رهبر و پیرو به عنوان عوامل ایجاد کننده رفتارای شهروندی سازمانی مطرح شده. (رضایی کلید بری و باقر سلیمی ،۱۳۸۷، اسلامی،۱۳۸۷ )

از طرف دیگه، بعضی تحقیقات بر نتیجه های رفتارای شهروندی سازمانی متمرکز بودن ، در این مورد عواملی مثل کارکرد سازمان ، تاثیر سازمانی ، موفقیت سازمانی ، رضایت مشتری ، وفاداری مشتری و سرمایه اجتماعی مطرح شده. (اسلامی،۱۳۸۷ )

گروهی از تحقیقات هم منحصراً روی معنی رفتارای شهروندی سازمانی متمرکز بودن و تلاش کردن تعریف جدیدی از اون داشته باشن، ابعاد اون رو مشخص کنن و یا با کمک روش تحلیل دلیلی مقیاسای استانداردی واسه امتحان این معنی بسازن . (مستبصری و نجابی ،۱۳۸۷، رضایی کلید بری و باقر سلیمی ،۱۳۸۷، اسلامی،۱۳۸۷ )

۲-۱۰ نظریه های رفتار شهروندی

نظریه های جور واجور علمی که برگرفته از مطالعه های میدونی در سازمانا و واحدهای دولتی و خصوصیه، نشون دهنده اهمیت رفتار شهروندی به عنوان یه عامل موثر دربهبود کارکرد فردی و سازمانیه. به نظر مطالعه های انجام شده رفتار شهروندی سازمانی بهره وری مدیریتی و سازمانی رو از راه تقویت روحیه کار تیمی ، انسجام وهمبستگی در سازمان، افزایش ثبات کارکرد سازمانی، افزایش برابری سازمان با تغییرات محیطی و درآخر پیشرفت کیفیت خدمات، زیاد می کنه .(پدسکف،۱۹۹۷)

 

سازمانا ، بدون تمایل داوطلبانه آدما به همکاری، قادر به پیشرفت موثر خرد جمعی خود نیستن . فرق همکاری داوطلبانه و اجباری از اهمیت فراوون برخورداره. در حالت اجباری شخص وظایف خود رو هم جهت با مقررات و قوانین و استانداردهای قابل قبول یه سازمان و فقط در حد رعایت چیزای مهم انجام میده. ولی در همکاری داوطلبانه موضوع بیشتر از وظیفه مطرحه و افراد کوششها، انرژی و بصیرت خود رو واسه شکوفایی توانایای خود به نفع سازمان میگن. بیشتر، در این حالت ادما از منافع شخصی خود میگذرن ومسئولیت پذیری هم جهت با منافع بقیه رو در اولویت قرار میدن. علاوه بر ضرورت این رفتار در دنیای از ان رو به اون رو الان، همکاری داوطلبانه یه عامل کلیدی در اجرای مؤثر

تصمیمای راهبردیه. اجرای هدفای تصمیم راهبردی، لازمه خلاقیت و اقدام همزمان افراد و هر دو لازمه روحیه همکاری داوطلبانه س؛ پس یکی از چالشای اساسی مدیریت راهبردی چگونگی جلب این همکاریه.  همونطور که توجه می شه ، سازمانا مخصوصا سازمانای کشورای جهان سوم که نیازمند جهشی کلی در افزایش مفید بودن هستن ، باید زمینه ر ا به شکلی جفت و جور کنن که کارکنان و مدیران شون با آسودگی خاطر همه تجربه ها، تواناییا و ظرفیتای خود رو در جهت برتری اهداف سازمانی مورد استفاده قرار بدن . این ممکن نمیشه، مگه اینکه عوامل مؤثر بر پیشرفت رفتارای شهروندی سازمانی شناسایی و بسترهای لازم واسه اجرا این جوری رفتارها جفت و جور شه.(منوریان،۱۳۸۷)

خلاقیت

برایان ترنر، دو گونه اصلی رو در نظریه های شهروندی مطرح می کنه:

نظریه های غیرمستقیم شهروندی اجتماعی و نظریه مرکزی شهروندی اجتماعی در کار مارشال. نظریه های غیرمستقیم شهروندی در گزارشای جامعه­شناسا کلاسیکی چون مارکس، دورکیم، ماکس وبر، تونیس و پارسونز به صورت غیرمستقیم در مباحث جامعه شناسی اونا آمده که در زیر به اونا اشاره می شه:

۱)شهروندی در نظریه کارل مارکس: طبق گزارش ترنر میشه الگوی مارکس رو «تئوری جامعه مدنی انقلابی شهروندی» دونست. مارکس با کم قبول کردن الگوی لیبرالی و بورژوایی شهروندی این الگو که خصیصه انقلابی داره، الگوی شهروندی خود رو مطرح می­ کنه. خطوط اصلی و شالوده تئوری مارکس رو میشه در محورای زیر یافت:

الف: شهروندی با عضویت اجتماعی و مشارکت سیاسی در جامعه مدنی به هم گره خورده.

ب: بدون تغییر و دگرگونیای انقلابی در قالبای حقوقی و سیاسی جامعه­ی مدنی، امکان تحقق شهروندی جفت و جور نیس.

۲) شهروندی در نظریه ماکس وبر: جهت گیری اصلی وبر، بررسی دو روند جامعه شناختی مدرنیزاسیون و عقلانی شدنه. محورهای تحلیلی وبر در این مورد عبارتند از:

الف) خاستگاه اصلی شهروندی رو باید در نابودی کم کم و پایانی فرماسیون فئودالیستی و پیشرفت و گسترش نظامی گری شهری سراغ گرفت.

ب) آموزهای دینی مسیحی هم از راه گسترش ایده انجمنای محلی شهری، به عنوان یه هویت سیاسی که بر یه ایمان و باور مشترک مبتنیه، بر تشکیل شهروندی تاثیر گذاشته.

ج) هویت­های سیاسی که بر یه ایمان و باور مشترک مسیحی مبتنیه، نقش هویت­هایی رو که بر عضویت محلی و عضویت قبیله ای ابتنا دارن، کم رنگ کرده، و از این روش به تشکیل شهروندی تاثیر گذاشته.(گلدوزیان،۱۳۸۵)

د) تشکیل پایانی شهروندی در غرب به­عنوان یه بخش اساسی از ساختار اجتماعی تمدن سرمایه داری مدرن ناشی می شه که از ترکیب چند عامل اجتماعی سیاسی مسیحی، تاسیس یه نهاد واحد در تقسیمات شهر بورژوایی و مدرن، ایجاد میشه. نتیجه­ی بحث وبر در مورد شهروندی، تلقی اون به  اندازه یه نوع «عضویت اجتماعی مدرن و عقلانی» است.

۳)شهروندی در نظریه عضویت اجتماعی شهری دورکیم: نظریه­ دورکیم رو میشه یه جور «عضویت اجتماعی شهری مدرن» به حساب آورد. اینجور عضویتی در جامعه­ی مدرن مبنای جدیدی واسه اتحاد و انسجام اجتماعی بوده، و جانشین نقش سنتی دین حساب می شه. مهم ترین گزارهای برگرفته از دیدگاه دورکیم عبارتند از:

 

الف) شهروندی یه جور عضویت اجتماعی در جامعه شهری مدرن (جامعه دچار سنت زدایی، جامعه شرعی و دنیوی شده) است.

ب) شهروندی جانشین و جانشین مدرن دین سنتیه.

ج) شهروندی، یه جور تعهد سیاسی شرعی و دنیوی مدرنه.

د) شهروندی یه جور چهارچوب اخلاقی در دل یه هستی اجتماعی بزرگ تر به  نام انسانیته.

۴)شهروندی در نظریه «عضویت اجتماعی گزلشافتی» تونیس: تونیس کوشیده شهروندی مدرن رو براساس گذار از وضعیت زندگی جمعی گیمنشافت (اجتماع) به هستی اجتماعی گزلشافتی (جامعه) تحلیل کنه. اون شهروندی رو یه جور نسخه­ی شرعی و دنیوی­شده از پیوندهای چندگانه و ابتدایی تر که میان دین، سنت و محلیت برقرار بوده، می­دونه. اینجور وضعیتی شکل جدیدی از مشارکت و اتحاد افراد رو در میدون­ زندگی جمعی جفت و جور میکنه.

۵)شهروندی در نظریه پیشرفت پارسونز: نظریه شهروندی در پارسونز، یه جور «شهروندی معطوف به عضویت اجتماعی مدرن همراه با کردارهای اجتماعی ناظر به انسجام اجتماعی مدرنیته» است. الگوی اون گذار از جامعه سنتی- منزلتی، به جامعه­ی مدرن- قراردادیه. از این رو تلاش می کنه متغیرهای الگویی واسه پیشرفت و تغییر رو ارائه دهد. مهم ترین گزارهای الگویی پارسونز عبارتند از:

الف) مدرنیته رو میشه براساس چهار متغیر الگویی عام گرایی، اکتساب، بی­طرفی ارزشی و جمع گرایی در تقابل با متغیرهای الگویی جامعه سنتی یعنی خاص گرایی، پیوند، جهت گیری ارزشی و فردگرایی تعریف کرد.

ب) براساس این تعریف، تحلیل مدرنیته به شکل تفکیک اجتماعی جامعه­ی مدرن، به بخشای جداگونه و هم اینکه تغییر هم شکلیای ارزشایی که موجب معتقد شدن مردم  ی مدرن به متغیرهای الگویی مدرن می شه، شکل میگیره.

 

ج) مدرنیته بدین سان یعنی انتقال جامعه از وضعیت بر اساس منزلت به جامعه بر اساس قرارداد.

د) شهروندی عبارتست از پیشرفت مدرنیته و انتقال ادما از وضعیت بر اساس منزلت، به وضعیت بر اساس قرارداد.

۶)شهروندی در نظریه مارشال: تحلیل تاریخی- جامعه شناختی «توماس هامفری مارشال» نقطه شروعی سنتی واسه مبحث شهروندیه. اندیشهش تا حد زیادی محصول زمان و مکانش بودن، چون که اون در بالاترین درجه خوش بینی مربوط به دولت رفاه پس از جنگ در بریتانیا قلم می زد و پس اندیشه هاش زیاد واسه درک جامعه معاصر مناسب نیستن. با این وجود، از دیدگاه مارشال شهروندی مدرن، از سه نوع حقوق اساسی تشکیل می شه: حقوق مدنی، حقوق اجتماعی و حقوق سیاسی. در بحث مارشال، عامل سیاسی شهروندی یعنی:

حق مشارکت در اعمال قدرت سیاسی به  منزله عضوی از سازمان که قدرت سیاسی به اون اعطا شده یا در مقام انتخاب کننده اعضای اینجور سازمانیه. در اینجور نگرشی، شهروندی فعال به تموم مردم گسترش می ابد. الگوی شهروندی دولت رفاه ، بیشترین ارزش رو به شهروند میده و شهروندی بعدی همگانی پیدا میکنه.(موحد،۱۳۸۱:۱۱۵)