تأثیر فرزندان بر فرایند تصمیم‏گیری انتخاب مقصد در گردشگری داخلی مورد مطالعه شهر کرج- قسمت …

مرحله ی تصمیم گیری عنصر مهمی در تأثیر فرزند بر تصمیم گیری هاست (ونگ ۲۰۰۶ ). در مطالعه ای در زمینه ی تصمیم گیری مصرف خانواده توسط شوهام و دالاکاس (۱۹۹۳ ) شواهدی بدست آمد که نشان داد فرزندان احتمالاً زمانیکه درگیری بیشتری با مقوله ی محصول دارند، بیشتر بر تصمیم گیری تأثیر داشته باشند. تحقیق آن ها با تصمیمات سفر خانواده های اسرائیلی دو فرضیه ی مهم را پشتیبانی کرد :

  1. فرزندان حتماً بر خرید های خانواده تأثیر دارند ، به ویژه زمانیکه میزان زیادی از ارتباط با آن ها وجود داشته باشد
  2. در طول مرحله ی اولیه ، تأثیر آن ها بر خرید بیشتر است .

پس تأیید می شود که فرزندان قدرت ایجاد اثر بر رفتار و نظرات والدینشان دارند و درگیری در حال افزایش فرزندان با یک مقوله ی محصول باید سطح تأثیر آنان را در تصمیمات خانواده افزایش دهد ( روبین ۲۰۱۰ ) . نظریه ی دوم شوهام و دالاکاس ادعا می کند که از سه مرحله ی ارزیابی شده [ خاطر نشان می شود که در این مطالعه مرحله ی ارزیابی جایگزین ها بررسی نشده است ] در فرایند تصمیم گیری تأثیر فرزندان در مرحله ی اول یعنی شناخت نیاز و ایده ی اولیه ، است .
شوهام و دالاکاس در سال ۲۰۰۵ نیز تأثیر فرزندان بر مراحل تصمیم گیری را با بررسی طیف گسترده ای از محصولات مطالعه کردند که شامل این موارد بود : محصولات مربوط به فرزندان ، فعالیت ها ( تفریحات بیرونی ، رستوران های معمولی ، تعطیلات خانواده )، مسائل مربوط به تحصیل فرزندان ، کالاهای بادوام (تلویزیون ، لوازم منزل ، یخچال ، خانه /آپارتمان ، اتوموبیل و بیمه ی عمر ) و کالاهای بی دوام (دارو ، لوازم بهداشتی منزل و… ). آن ها در این تحقیق ۴ مرحله ی شناخت مسئله یا برانگیختن نیاز ، جستجوی اطلاعات ، ارزیابی جایگزین ها و تصمیم نهایی را بررسی کردند تا فهم جزئی و دقیقی از تأثیر فرزندان بر فرایند تصمیم گیری را بدست آورند. آن ها دریافتند که تأثیر کلی فرزندان ، به استفاده محصول و اهمیت درک شده ی آن توسط آن ها بر می گردد. در حالیکه در مراحل تصمیم گیری ، تأثیر فرزندان در مرحله ی آغازین، بیشترین و همانطور که مراحل ادامه می یابند ، این تأثیر کاهش می یابد ( ونگ ۲۰۰۶ ).
رودر جان در مطالعات خود بیان می دارد که تأثیر فرزندان در مقوله های مصرفی بادوام و گران در مرحله ی اولیه تصمیم گیری ، بیشترین است و کمترین تأثیر مربوط به مرحله ی تصمیم نهایی است و در نهایت نیز فرزندان خانواده های پر درامد تر بیشترین تأثیر را نسبت به فرزندان خانواده های کم درآمد دارند و در خانواده های با سبک کمتر اقتدار نیز تأثیر فرزندان بیشتر است( رودر جان ۱۹۹۹).
همانطور که توسط ونگ و همکاران گزارش شد تمامی مطالعات یافتند که فرزندان بر میزان هزینه کرد و تصمیم نهایی تأثیر کمی دارند . اکستروم و همکاران (۱۹۸۶) دریافتند که فرزندان فقط بر تصمیم گیری های فراغتی خانواده تأثیر دارند .شایسته است یادآور شویم که این مطالعات همه قبل از ۱۹۸۹ بوده اند و نیاز به ارزیابی های جدیدتر احساس می شود (گرام ۲۰۰۵ ).
موشیز و میشل (۱۹۸۶) تأثیر فرزندان را بر مراحل تصمیم گیری از جنبه های مختلف و طی همان چهار مرحله بررسی کردند.آن ها مدعی اند که فرزندان بزرگتر تأثیز بیشتری در تمامی مراحل نسبت به کوچکتر ها دارند . به علاوه آن ها دریافتند که تأثیر دختراندر تمام مراحل ، در کل به مراتب نسبت به پسران بیشتر است(ونگ ۲۰۰۶)
هاوارد و مادریگال (۱۹۹۰) مطالعات را مرور کردند و دریافتند که تأثیر شوهر ، زن و فرزندان بر اساس موارد زیر است :

  • نوع تصمیم خرید
  • مرحله ی فرایند تصمیم گیری
  • ویژگی های خانوادگی

سوئین یارد و سیم در مطالعات خود در ۱۹۸۷ دریافتند که پاسخ دهندگان تأثیر فرزندان را ۶۸٫۷% در شناخت مسئله و ایده ی اولیه ، ۳۹% در جستجوی اطلاعات و ۴۹٫۲% در تصمیم نهایی و ۲۰٫۲ % در انتخاب خرید می دانند. ( گرام ۲۰۰۵ ) .
سیزبیلو و سوسانی (۱۹۷۷) دریافتند که فرزندان در نزدیک به ۶۰ تا ۸۰ درصد از مراحل فرایند تصمیم گیری مداخله دارند و تأثیر فرزندان با نوع خدمات در مرحله ی تصمیم گیری متغیر است و حداقل ۳۴%از تصمیمات در هر مرحله به تصمیم مشترک زن و شوهر اختصاص دارد ( سیزبیلو و سو سانی ۱۹۷۷، ونگ ۲۰۰۶) البته جنکینز(۱۹۷۹) نیز این مورد را تأیید کرده است ، آن ها دریافتند که فرزندان به شدت در تمام مراحل تصمیم گیری برای غذا خوردن بیرون از منزل دخیلند و نلسون[۱۵۵] نیز اینرا تأیید می کند .
ونگ و همکاران دریافتند که کودکان در رابطه با تورهای گروهی ، در درجه ی اول در مرحله ی شناخت مسئله شرکت می کنند . کمی هم در تصمیم نهایی و کمتر در مرحله ی جستجوی اطلاعات مداخله دارند.
۲٫۱۱تأثیر فرزندان بر تصمیم گیری تعطیلات
مطالعات در زمینه ی تأثیر فرزندان بر تصمیم گیری در مقوله های مختلف ادامه می یابد تا تعطیلات به عنوان مقوله ای که فرزندان بر آن اثر دارند ، آشکار می شود ( روبین ۲۰۱۰، هولمن و اپرسون ۱۰۸۴ ، مارتینز و پولو[۱۵۶] ۱۹۹۹، سوئین یارد و سیم ۱۹۸۷ ) . روند رو به رشد در سفرهای تفریحی و تعطیلات خانوادگی به همراه شواهد تصمیم گیری تحت تأثیر فرزندان در جای جای دنیا ، توجه به چگونگی انتخاب مقصد ، انتخاب فعالیت سفر و… را تحت تأثیر فرزندان مورد توجه قرار داده است . نزدیک به نیمی از تمام سفرهای تفریحی و تعطیلات خانوادگی در ایالات متحده شامل افرادی می شود که فرزندان خود را به همراه خود برده اند.
جنکینز (۱۹۷۹ ) و فیلیارترات وریچی (۱۹۸۰ ) اولین کسانی بودند که تأثیر فرزندان را در تصمیمات تعطیلات اذعان داشتند و به عواملی که این تأثیر را تعیین می کرد توجه کردند و تحقیقاتشان راه را به سوی مطالعات بیشتر دیگری باز کرد (روبین ۲۰۱۰ ، باچمن ، جان و رائو ، ۱۹۹۳ ، فلاری و برنز ۲۰۰۵).تحقیقات اولیه در زمینه ی تأثیر فرزندان بر تصمیم گیری شامل برنامه ریزی تعطیلات تأثیر اعمال می کنند و عمدتاً بر تصمیماتی که فرزند باید در آن مداخله کند یا نه و تصمیماتی که مربوط به جمع آوری اطلاعات و میزان پول برای خرج کردن است. سایر مطالعات بیان می کنند که فرزندان هم چنین بر اینکه کجا برویم ( مقصد) و کی برویم تأثیر دارند(وانته و وینچستر [۱۵۷]۲۰۱۱ و بلچ و بلچ ۱۹۸۵).
همانطور که ذکر شد ، فرزندان تأثیر اساسی در تصمیم گیری خریدی دارند که خودشان مصرف کننده ی اولیه ی آن هستند برای مثال فهمیده شد که فرزندان تأثیر چشمگیری بر تصمیمیات غلات صبحانه ، غذا ، اسباب بازی ،لباس و لوازم مدرسه دارند؛ فرزندان ما هم چنین بر تصمیماتی در مورد فعالیت های زمان فراغت ( مثل تعطیلات ، سینما ، غذا خوردن بیرون از منزل و … ) اثر گذارند، اگرچه تأثیر آن ها در این تصمیمات کمتر از تصمیمات مربوط به مصرف شخصیشان است ( ونگ ۲۰۰۶ ،مانگلبرگ ۱۹۹۰) .
فعالیت های فراغتی نیز می باید با مشارکت فرزندان باشد ، البته می توان این مشارکت را نسبت به محصولات مورد استفاده ی مکرر او ، تا حدی محدود کرد( مانگلبرگ ۱۹۹۰).
همانطور که فرزند با تجربه تر می شود ، در پیشنهاد فعالیت ها بسیار فعالتر می گردند ولی برای آن ها بسیار طول می کشد که دریابند چیزها چقدر قیمت دارند یا چقدر طول می کشد که به مکان مورد نظر برسند . همانطور که تجربه ی آن ها بیشتر می شود، آن ها مکان های مورد علاقه و علایق شخصی را بیشتر توسعه می دهند، درخواست ها بسیار خاص تر می شود . (رابینسون [۱۵۸]۲۰۰۸). اگرچه یک تمایل فرزند به دیدن قطارهای منجر به رانندگی دو ساعته به نزدیکترین راه آهن بخار قدیمی نخواهد شد ، اما والدین ممکن است در عوض تصمیم بگیرند که راه آهن با ریل باریک در پارک نزدیک بروند و برای بستنی ، قطار سواری و فعالیت های دیگر پول خرج کنند (رابینسون ۲۰۰۸).
این یک سطح پایین از گردشگری است ولی هر جاذبه ی محلی که می تواند مخاطبان کوچکتر خود را جذب کند احتمال دارد که به یک علاقه ی خانوادگی تبدیل شود. به طور خلاصه ، بزرگسالان – به ویژه مادران – زمانیکه وقت تعیین مکان می شود که خانواده به سفر و تعطیلات برود ، تصمیم گیران اصلی باقی می مانند ( رابینسون ۲۰۰۸ ). به هر حال فرزندان با فراهم کردن درونداد برای آن چه دوست دارند انجام دهند ، بخشی فعال هستند . آن ها در تصمیم گیری خاص اینکه خانواده دقیقاً کجا خواهد رفت نسبتاً منفعل هستند ، اگرچه والدین تصمیماتشان را بر اساس علایق و گرایشات فرزندشان تغییر می دهند( رابینسون ۲۰۰۸ ).
بسیاری از والدین رضایت چشمگیری از مشاهده ی خوشحال بودن فرزندشان بدست می آورند ؛ به ویژه اگر به رشد و تحریک فیزیکی و عقلی فرزندشان مربوط باشد. بنابراین رشد و ارتقای آموزشی – تفریحی[۱۵۹] به عنوان بخشی از تجربه ی بازدید کنندگی آن ها هم چنین از نیاز به شاد نگه داشتن فرزند و همینطور کاهش استرس کل تجربه در خانواده به عنوان کل آگاهند( رابینسون ۲۰۰۸) .
تورنتون (۱۹۹۷) بیان می کند که به نظر می رسد فرزندان تأثیر کمی بر تصمیم سفر داشته باشند چون نامکرر و گران است . تنها تأثیر آن ها تغییر رابطه ی زن و شوهر است . در مقابل کالینگفورد بیان می کند که فرزندان حتماً مقداری تأثیر مستقیم بر رفتار سفر دارند به خصوص در رابطه با تصمیمات گران محدود بیشتر است .
اما ارتباط درک شده ی محصول به فرزند منجر به براورد بیش از حد تأثیر آن ها می شود (بلچ و همکاران ۱۹۸۵) . برای مثال ، تصمیم تعطیلات خانواده درک شد ، که برای فرزندان مهم باشد ، در نتیجه آن ها دوست دارند که حس نمایند ، تأثیر زیادی بر فرایند تصمیم گیری دارند (ونگ ۲۰۰۶).
۲٫۱۲متغیرهای تأثیر گذار بر تأثیر فرزندان بر فرایند تصمیم گیری انتخاب مقصد
عواملی که بر تأثیر فرزندان اثر می گذارند ، شامل ویژگی های فرزند نظیر سن و جنسیت آن ها می شود . مطاعلات بسیاری صورت گرفته است ، که نتایج آن ها در ذیل بحث خواهد شد.
۲٫۱۲٫۱سن فرزندان
به نظر می رسد که سن فرزندان ، متغیر مهمی باشد که میزان تأثیر آن ها را بر تصمیمات والدین ، تعیین می کند (مارتنسن ۲۰۰۸ ، ونگ ۲۰۰۶ ، مانگلبرگ ۱۹۹۰ ،فوکسمن و تانسو هاج ۱۹۸۸ ) . مک نیل و یه (۲۰۰۳) در مطالعاتشان نشان دادند که رابطه ی مثبتی میان سن و تأثیر بر تصمیمات خرید والدین وجود دارد. به نظر می رسد فرزندان بزرگتر بیشتر از فرزندان کوچکتر تأثیر می گذارند ( علی و باترا ۲۰۱۱ ،رمزی ، اوگدن ،اوگدن ۲۰۱۰ ، مارتنسن ۲۰۰۸ ، ونگ ۲۰۰۶ ، رودر جان ۱۹۹۹ ، دارلی و لیم ۱۹۸۶). اتکین [۱۶۰](۱۹۷۸) دریافت که والدین درخواست های فرندان کوچکتر را بیشتر ، رد و درخواست های فرزندان بزرگتر را بیشتر می پذیرند (رمزی ، اوگدن ،اوگدن ۲۰۱۰) مطالعات اتکین (۱۹۷۸) و موشیزو میشل (۱۹۸۶) نشان دادند که با افزایش سن فرزند ، تأثیر آن ها در تصمیمات خرید خانواده افزایش می یابد و این به علت رشد توانایی های شناختی فرزندان است ( مانگلبرگ ۱۹۹۰ ، فوکسمن و تاسوهاج ۱۹۸۸ ). البته مانگلبرگ (۱۹۹۰ ) بیان می کند که تأثیر بیشتر فرزندان بزرگتر علاوه بر بیشتر بودن وتوانایی های شناختی ، تجربه ی بیشتر آن ها از محصولات و خدمات و نقش های مصرفی است. و به تدریج که سن فرزندان بیشتر می شود ، آن ها جایگاه قوی تری در متقاعد کردنن و مذاکره به دست می آورند زیرا از استراتژی های پیشرفته تری استفاده کرده و خود را با شرایط مباحثه سازگار تر می کنند (مارتنسن و گرانهلت ۲۰۰۸ ، رودر جان ۱۹۹۹ ) و والدین هماطور که فرزندان بزرگتر می شوند ، اعتماد بنفس بیشتری را در توانایی های تصمیم گیری آنان ، حس می کنن (رمزی ، اوگدن ،اوگدن ۲۰۱۰) . موشیز و مور ( ۱۹۷۹) در مطالعه ی خودشان یک ارتباط مثبت بین زمینه های ترجیحات برند برای محصولات متعدد به اثبات رساندند . آنان دریافتند که سن تعیین کننده ی مهمی برای ترجیح دوستان برای منبع اطلاعاتی می باشد . مشاهده شدد که افزایش سن ، وابستگی آن ها را به والدین کاهش می دهد و مایلند که خود مصرف کنندگان با تجربه ای شوند (علی و باترا ۲۰۱۱). پیترز[۱۶۱] (۱۹۸۵) بیان می کند که همانطور که فرزندان به نوجوان تبدیل می شوند ، به نظر می رسد که نقش آن ها در اجتماعی شدن مجدد[۱۶۲] والدین ، بیشتر شود . یافته شد که نوجوانان کانادایی بر نظرات و رفتار والدینشان در حوزه های ورزشی ، فراغتی و… تأثیر دارند (فوکسمن و تانسوهاج ۱۹۸۸) . در مطالعات بازاریابی اخیر ، شواهدی بدست آمد که تأثیر نوجوانان بر تصمیمات خانوادگی خاص ، بر اساس کلاس محصول ، مرحله ی فرایند تصمیم گیری و حوزه های جغرافیایی ، متغیر است . ( فوکسمن و تانسو هاج ۱۹۸۸، دارلی و لیم ۱۹۸۶) . جنکینز (۱۹۷۹) نیز دریافت که فرزندان بزرگتر به خصوص نوجوانان ، به شدت بر فعالیت هایی که خانواده به طور مشترک در آن مشارکت دارد به ویژه تصمیمات سفر و تعطیلات ، به شدت تدثیر گذارند ( جنکینز ۱۹۷۹ ، دارلی و لیم ۱۹۸۸).
رودر جان (۱۹۹۹) بیان می دارد که فرزندان کوچکتر ، با حضور صرفشان و با نیاز های خاصشان و ایجاد محدودیت های خاص و تقاضای آن چه که خانواده می خواهد ، انجام دهد ، تأثیر می گذارند . (گرام ۲۰۰۵ ، رودر جان ۱۹۹۹ ). فرزندان کوچکتر با درخواست ساده تدثیر می گذارند ( مارتنسن و گرانهلت ۲۰۰۸)
نکته ی جالب اینکه روبین در پایان نامه ی خود در سال ۲۰۱۰ که در زمینه ی تأثیر فرزندان بر فرایند تصمیم گیری انتخاب جاذبه انجام داد به این نتیجه رسید که فرزندان ۷-۱۳ ساله نسبت به فرزندان ۱۴ -۱۷ ساله از قدرت تأثیری بیشتری بر فرایند تصمیم گیری برخوردارند ( روبین ۲۰۱۰) . تورنتون بیان می کند که در تحقیقات قبلی تأثیر فرزندان ، با افزایش سن ، کاهش می یابد ؛ برای مثال کلی دریافت که در فعالیت های فراغتی غیر تعطیلاتی ، فرزندان پیش از دبستان ، تأثیر بیشتری در مشارکت در فعالیت ها دارند . به عیارت دیگر حضور یک فرزند کم سن بر سایر اثرات ، شامل حضور فرزندان بزرگتر ، غلبه دارد که با نتایج یافته های گذشته متفاوت است (تورنتون ۱۹۹۷) .
۲٫۱۲٫۲جنسیت فرزندان

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است