دانلود پایان نامه

سیاسی، تئوری قدرت سیاسی قرار دارد که توسط سالامون و سیگفرید (1977) توسعه یافته است. مطابق با این تئوری، شرکت های بزرگتر از قدرت سیاسی و اقتصادی ممتازی نسبت به شرکت های کوچکتر بهره می برند. این شرکت ها با بهره گرفتن از قدرت اقتصادی و زد و بندهای سیاسی، می توانند در طرح ها و پروژه های مالیات کاه سرمایه گذاری کرده و در نهایت هزینه مالیات کمتری را متحمل شوند(سیگفرید،1976، ص 32). محققانی همچون کیم و لیمپافایوم (1998) نیز نوع رابطه بین اندازه شرکت و دیدگاه مالیاتی آن را منوط به نوع سیستم اقتصادی و میزان توسعه یافتگی محیط فعالیت شرکت می دانند. محققان مذکور بر این باورند که ممکن است فرضیه هزینه سیاسی در کشورهای در حال توسعه صادق نباشد زیرا در چنین کشورهایی دولت ناگزیر است در راستای رسیدن به اهداف اقتصادی و توسعه ملی با شرکت های بزرگ تعامل و همکاری بیشتری را داشته باشد که این امر می تواند در امتیازات مالیاتی متبلور شود. با توجه به موارد پیش گفته، می توان فرضیه اول تحقیق را به شرح زیر عنوان نمود:
فرضیه اول: “بین اندازه شرکت و نرخ موثر مالیات رابطه معناداری وجود دارد.”
3-5-2. بررسی ارتباط بین اهرم مالی و مدیریت مالیات
ساختار سرمایه شرکت دیگر ویژگی می باشد که انتظار می رود با نرخ موثر مالیاتی در ارتباط باشد. در ادبیات مالی از بدهی به عنوان یکی از سپرهای مالیاتی یاد می شود(کیم و لیمپافایوم،1998). این ادعا از آنجا نشات می گیرد که هزینه بهره نوعی هزینه قابل قبول مالیاتی است و شرکتی که جهت تامین نیازهای مالی خود از بدهی استفاده می کند در نهایت سود کمتر و مالیات کمتری را پرداخت خواهد نمود. استیکنی و مک جی (1982) و گوپتا و نیوبری(1997) در تحقیقات خود رابطه ای منفی بین نرخ موثر مالیاتی و سطح اهرم مالی مشاهده نمودند. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که سیاست شرکت در مورد بدهی ها به چه ترتیب می باشد. چنانچه شرکت در مورد بدهی های خود سیاستی محافظه کارانه اتخاذ کند، از بدهی های بلندمدت استفاده خواهد کرد که این امر سبب می شود هزینه بهره بیشتری را متحمل شود. در حالتی که سیاست شرکت، سیاستی جسورانه باشد، بیشتر از بدهی های کوتاه مدت استفاده خواهد و با هزینه بهره کمتری مواجه می شود و در نهایت از مزیت مالیاتی کمتری بهره مند خواهد شد.
فرضیه دوم تحقیق به شکل زیر قابل تقریر است:
فرضیه دوم: ” بین میزان اهرم مالی شرکت و نرخ موثر مالیات رابطه منفی و معناداری وجود دارد.”
3-5-3. بررسی ارتباط بین فرصت های رشد و مدیریت مالیات
کیم و لیمپافایوم(1998) معتقدند شرکتی که در دوران رشد به سر می برد احتمالا سرمایه گذاری های بیشتری انجام می دهد که این خود به هزینه های عملیاتی بیشتر منجر می شود. این افزایش در هزینه های عملیاتی سبب می شود درآمد مشمول مالیات شرکت کمتر و در نهایت هزینه مالیات شرکت کمتر شود. از این رو افراد مذکور رابطه ای منفی بین فرصت های رشد و نرخ موثر مالیاتی یک شرکت پیش بینی نموده اند. همچنین برخی قوانین مالیاتی موجود در کشور نیز نشانگر این است که شرکت های با فرصت های سرمایه گذاری و رشد بیشتر می توانند از معافیت مالیاتی بیشتری برخوردار شوند. به عنوان مثال بر طبق ماده 138 قانون مالیات های مستقیم،سود ابرازی شرکت که برای توسعه، بازسازی، نوسازی یا تکمیل واحد های صنعتی یا معدنی خود یا ایجاد واحد جدید در آن سال صرف می شود به شرط اخذ مجوز از وزارتخانه ذیربط از 50% مالیات ماده 105 معافند. فرضیه سوم تحقیق به شکل زیر ارائه می گردد:
فرضیه سوم: ” بین فرصت های رشد شرکت و نرخ موثر مالیات رابطه منفی و معناداری وجود دارد.”
3-5-4. بررسی رابطه بین ساختار دارایی ها( شدت سرمایه گذاری در دارایی ها) و مدیریت مالیات
تصمیمات شرکت پیرامون سرمایه گذاری و نحوه استفاده از منابع موجود نیز از جمله مواردی است که می تواند نرخ موثر مالیاتی یک شرکت را تحت تاثیر قرار دهد(ریچاردسون و لانیس،2007). شرکتی که اکثریت منابع خود را در در دارایی های ثابت و استهلاک پذیر سرمایه گذاری کرده با هزینه استهلاک بیشتر روبرو می شود؛ هزینه ای که باعث سود کمتر و هزینه مالیات کمتر می شود. از طرف دیگر موجودی کالا دارایی است که گاهی اوقات بخشی قابل توجه از منابع یک شرکت را به خود اختصاص می دهد در حالی که دارای هزینه استهلاک نمی باشد. زیمرمن(1983) معتقد است شرکتی که بیشتر در موجودی کالا سرمایه گذاری نموده است دارای نرخ موثر مالیاتی بالاتری می باشد.
فرضیه چهارم و پنجم تحقیق به شکل زیر قابل بیان می باشد:
فرضیه چهارم: “بین شدت سرمایه گذاری در دارایی های ثابت و نرخ موثر مالیات رابطه منفی و معناداری وجود دارد.”
فرضیه پنجم: “بین شدت سرمایه گذاری در موجودی کالا و نرخ موثر مالیات رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.”
3-5-5. بررسی ارتباط بین عمر شرکت و مدیریت مالیات
سابقه و مدت فعالیت شرکت نیز ممکن است بر نرخ موثر مالیات آن تاثیرگذار باشد. شرکت های با عمر طولانی تر این امکان را داشته اند تا در طرح های بلندمدت و مالیات کاه سرمایه گذاری نموده و از مزیت های مالیاتی آن بهره مند شوند. همچنین شرکت ها با گذر زمان می توانند با تکنیک های مختلف مدیریت مالیات آشنا شوند و هزینه مالیات خود را بهتر از سایرین مدیریت نمایند. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که شرکت های تازه تاسیس، از فرصت رشد بیشتری بهره می برند و همانگونه که عنوان شد انتظار می رود شرکت های با فرصت رشد بیشتر، از نرخ موثر مالیاتی
پایین تری برخوردار باشند.
فرضیه ششم تحقیق به ترتیب زیر بیان می شود:
فرضیه ششم: ” بین میزان مدت فعالیت شرکت(عمر شرکت) و نرخ موثر مالیات رابطه ای معنی دار وجود دارد.”

 
 
3-5-6. بررسی ارتباط بین نوع صنعت و مدیریت مالیات
با توجه به قوانین مالیاتی موجود در کشور می توان چنین انتظار داشت که بین نوع صنعتی که شرکت در آن مشغول به فعالیت می باشد و مدیریت مالیات رابطه‌ای معنی دار وجود داشته باشد. بر طبق مواد شماره 81 و 141 قانون مالیات های مستقیم درآمدهای حاصل از فعالیت‌های کشاورزی و همچنین درآمدهای حاصل از صادرات محصولات تمام شده صنعتی و کشاورزی از معافیت 100% مالیاتی برخوردار هستند. حال این امکان وجود دارد که شرکت های فعال در برخی از صنایع بهتر بتوانند از مواد قانونی مذکور استفاده نمایند و هزینه مالیات خود را بیش از سایرین مدیریت نمایند. به عنوان مثال شرکت‌های فعال در صنعتی مانند صنعت شیمیایی مدیران این اختیار دارند که محصول خود را هم در بازارهای داخلی و هم در بازارهای خارجی به فروش رسانند زیرا معمولا محصولات تولید شده در چنین صنایعی متقاضیان خارجی نیز دارد. از این رو، مدیران با فروش محصولات به مشتریان خارجی و صدور آن به خارج از کشور می توانند از معافیت‌های مالیاتی ذکرشده در قانون مالیات استفاده نمایند و هزینه مالیات کمتری متحمل شوند. این امر در مورد صنایعی که امکان تولید محصولات کشاورزی دارند نیز صادق می باشد.
فرضیه هفتم تحقیق به شرح زیر خواهد بود:
فرضیه هفتم: “بین نوع صنعت و نرخ موثر مالیات رابطه ای معنی دار وجود دارد.”
3-5-7. بررسی رابطه بین مالکیت نهادی و مدیریت مالیات
شلیفر و ویشنی (1986) ادعا می کنند که سرمایه گذاران نهادی نقشی مهم در فرآیند نظارت و نظام دهی به فعالیت مدیران ایفا می کنند. آنها استدلال می کنند که سرمایه گذاران نهادی از طریق سهام عمده ای که در اختیار دارند و حق رای ناشی از آن، مدیران را مجبور می کنند تا بر عملکرد اقتصادی تمرکز کنند و از رفتارهای مغایر با منافع شرکت اجتناب کنند. افزون بر این سرمایه گذاران نهادی به خاطر مسئولیت امانتداری که بر عهده دارند، از انگیزه مضاعفی در راستای اطمینان از اینکه تصمیمات اتخاذ شده منجر به حداکثرسازی ثروت سهامداران می شود، برخوردار هستند(بوشی ،2001 و دیوید و همکاران ،2001). به طور خلاصه می توان گفت سرمایه گذاران نهادی محرک هایی برای بهبود عملکرد دارند. علاوه بر این، آنها توان تنبیه مدیرانی که در جهت منافعشان حرکت نمی کنند را دارا می باشند. شواهد تجربی عمدتا از این فرضیه دفاع می کنند(حساس یگانه و همکاران،1387). همان طور که عنوان شد، مدیریت مالیات، فعالیتی ارزش زا است و سهامداران شرکت معتقدند که باید توسط مدیریت شرکت، نرخ مالیاتی شرکت مدیریت شود (گراهام و تاکر، 2006). همچنین مدیریت مالیات در نهایت سود خالص شرکت را افزایش داده و منجر به کاهش جریانات نقدی خروجی ناشی از مالیات می شود که این امر خود می تواند افزایش ارزش شرکت را در پی داشته باشند.بنابراین با توجه به نقش سرمایه گذاران نهادی در افزایش ارزش شرکت، می توان انتظار داشت که این سرمایه گذاران در راستای مدیریت مالیات نقشی فعال داشته باشند. همچنین سرمایه گذاران نهادی با توجه به نقش نظارتی که بر روی مدیران دارند، می توانند تضادهای نمایندگی را کاهش دهند و کاری کنند تا مدیران از جریانات نقدی حاصل از صرفه جویی های مالیاتی به نحو بهینه و در جهت حداکثرسازی ارزش شرکت استفاده نمایند.
فرضیه هشتم تحقیق به شکل زیر ارائه می شود:
فرضیه هشتم: “بین درصد مالکیت نهادی و نرخ موثر مالیات رابطه معنادار وجود دارد.”
3-6. متغیرهای مدل و تعریف عملیاتی آنها
اساساً در هر کار تحقیقی، تعیین متغیرها یکی از عمدهترین مراحل تحقیق است. متغیر چیزی است که میتواند از لحاض مقدار تغییر کند و معمولاً میتواند ارزشهای عددی متفاوتی بپذیرد. در واقع متغیر ویژگیهایی است که پژوهشگر آن را مشاهده، کنترل و یا در آن دخل و تصرف میکند. به طور کلی، متغیرها به دو دسته متغیر مستقل و وابسته تقسیم میشوند (آذر و مومنی، 1387).
3-6-1. متغیر وابسته
متغیر وابسته در این تحقیق، مدیریت مالیات می باشد. در تحقیقات صورت گرفته پیرامون مدیریت مالیات از نرخ موثر مالیاتی به عنوان معیاری برای سنجش مدیریت مالیات استفاده شده است. بحث درباره نحوه محاسبه نرخ موثر مالیاتی فراوان است. این مباحث از آنجا نشات می گیرد که ارقام مختلفی را می توان در صورت و مخرج کسر مورد استفاده قرار داد. رقم مورد استفاده در صورت کسر به طور معمول هزینه مالیات ابرازی بدون هیچ گونه تعدیلی می باشد. اما در کشورهایی که هزینه مالیات معوق در صورت های مالی ظاهر می شود، صورت کسر را از بابت هزینه مالیات معوق تعدیل می نمایند. محققان از رقم های مختلفی شامل فروش شرکت، سود عملیاتی ، سود خالص قبل از مالیات، جریان نقد عملیاتی و درآمد مشمول مالیات در مخرج کسر استفاده نموده اند. گوپتا و نیوبری(1997) معتقدند استفاده از درآمد مشمول مالیات در مخرج موجب می شود اثرات معافیت های مالیاتی خنثی شود از این رو معیار مناسبی نمی باشد. در اینجا به پیروی از زیمرمن(1983) و کیم و لیمپافایوم(1998) نرخ موثر مالیاتی از طریق رابطه زیر به دست آمده است:
ETRGAAP =

که در این رابطه:
ETRGAAP: نرخ موثر مالیاتی بر اساس استانداردهای حسابداری می باشد.
TAX EXPENSE: هزینه مالیات ابرازی شرکت می باشد که در صورت سود و زیان نشان داده می شود.
OPERATING INCOME: درآمد عملیاتی شرکت می باشد که در صورت سود زیان وجود دارد.

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3-6-2. متغیرهای مستقل
دلیل تغییر در متغیر وابسته را باید در متغیر مستقل جستجو کرد. متغیرهای مستقل در این تحقیق شامل اندازه شرکت، اهرم مالی، فرصت‌های رشد، شدت سرمایه‌گذاری در دارایی‌های ثابت، شدت سرمایه‌گذاری در موجودی کالا، عمر شرکت، نوع صنعت و درصد سهام تحت تملک مالکان نهادی می باشد.
اندازه شرکت
در تحقیقات انجام شده در ادبیات مالی از معیارهای مختلفی از قبیل لگاریتم ارزش دفتری دارایی‌های شرکت، لگاریتم ارزش بازار شرکت، لگاریتم ارزش بازار حقوق صاحبان سهام، لگاریتم فروش شرکت، تعداد کارکنان شرکت به عنوان معیاری از اندازه شرکت استفاده شده است. در این تحقیق با توجه به آنکه مبلغ هزینه مالیات تحت تاثیر مبلغ فروش قرار می‌گیرد، از این رو استفاده از لگاریتم فروش شرکت ممکن بود نتایج آماری پژوهش را تحت تاثیر قرار دهد و از معیار مزبور استفاده نشد. در این تحقیق با توجه به وجود تورم در کشور و دور بودن مبلغ دفتری دارایی های شرکت از ارزش واقعی آنها، از لگاریتم ارزش بازار شرکت به عنوان معیاری جهت سنجش اندازه شرکت استفاده شده است.
اهرم مالی
یکی از مهمترین مقیاسهای اهرم، نسبت بدهی است که از تقسیم بدهیها به داراییها بهدست میآید. بنابراین، در این پژوهش از نسبت کل بدهیها به کل داراییها برای سنجش اهرم مالی استفاده شده است.
فرصت های رشد
معمولاً از متغیرهای مختلفی برای اندازه‌گیری رشد واحد تجاری استفاده می شود که مهم ترین آنها به شرح زیر می باشد:
الف) نسبت مجموع ارزش بازار حقوق صاحبان سهام و ارزش دفتری کل بدهی های شرکت به ارزش دفتری کل دارایی‌‌ها
ب) نسبت ارزش بازار حقوق صاحبان سهام به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام
ج) نسبت ناخالص اموال، ماشین آلات و تجهیزات به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام
د) نسبت مجموع هرینه استهلاک دارایی های مشهود و نامشهود به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام
و) نسبت کل سرمایه گذاری های واحد تجاری به فروش‌های خالص آن
ز) نسبت کل سرمایه گذاری های واحد تجاری به سود خالص آن(ذولفقاری به نقل از مهرانی و باقری،1389).
در این پژوهش از نسبت Q توبین ساده که در واقع به طریقی مشابه با معیار الف ذکر شده در بالا به دست می‌آید، جهت سنجش فرصت‌های رشد، استفاده می شود.
شدت سرمایه گذاری در دارایی‌های ثابت و موجودی کالا
این متغیر در واقع به اشاره به ساختار دارایی‌ها و نحوه تخصیص منابع شرکت بین دارایی‌های مختلف دارد. در این پژوهش به پیروی از تحقیق ریچاردسون و لانیس(200)، متغیر شدت سرمایه‌گذاری در دارایی‌های ثابت از طریق تقسیم جمع دارایی های ثابت به کل دارایی‌ها و متغیر شدت سرمایه گذاری در موجودی کالا نیز از طریق تقسیم موجودی کالا به کل دارایی‌ها به دست آمده است.
عمر شرکت
عمر شرکت نیز از جمله متغیرهایی است که در تحقیقات صورت گرفته در حوزه حسابداری مورد استفاده قرار گرفته است. در این تحقیق نیز از عمر شرکت استفاده گردیده و برای محاسبه آن ابتدا تاریخ شروع به فعالیت شرکت از صورت‌های مالی استخراج گردیده و سپس از سال مورد بررسی کسر گردیده تا عمر شرکت حاصل شود. پس از آن، از لگاریتم عدد به دست آمده استفاده شده است.
نوع صنعت
با توجه به آنکه انتظار می‌رفت نوع صنعت نیز متغیری اثرگذار بر امکان‌پذیری مدیریت مالیات باشد، این متغیر یکی دیگر از متغیرهای مستقل می باشد. در این تحقیق جهت سنجش و اندازه‌گیری اثر صنعت از یک متغیر مجازی استفاده شده است و چنانچه شرکت‌های مورد بررسی در صنعت شیمیایی مشغول به فعالیت باشند، عدد یک و در غیر این صورت از عدد صفر استفاده

دیدگاهتان را بنویسید