تصویر بیگانگان در شعر مشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی)

از جمله مقالاتی که با چارچوب مفهومی این پژوهش در ارتباط است عبارتند از:مقالات ایو شورل(۲۰۰۹)، ژان ماریکاره(۱۹۹۹)، دانیل پاژو(۱۹۹۴)، آموسی و هرچبرگپیرو(۱۹۹۹)، که در این مقالات به پیشینهی تصویرشناسی و تعریف ابعاد و چارچوب مفهومی تصویرشناسی پرداختهاند.
۱-۳-۲- پژوهش‏های داخلی
۱- نامور مطلق، بهمن(۱۳۸۸)، «درآمدی برتصویرشناسی معرفی یک روش نقد ادبی و هنری در ادبیات تطبیقی»، مطالعات تطبیقی، سال سوم، شمارهی۱۲، ص ۱۱۹ – ۱۳۸٫
نویسنده در این مقاله در قالب روش نقد ادبی و هنری به معرفی تصویرشناسی پرداخته است. وی ضمن تعریف تصویرشناسی نظرهای موافقان و مخالفان آن را مورد بررسی قرار داده است. نویسنده با تأکید بر تصویر مینویسد انسان تصویرساز بیش از این که در جهان بیرونی زندگی کند در جهان تصویری که خود و دیگران ساخته و پرداخته اند زندگی می کند. آن چه برای نویسنده نقش محوری دارد بررسی تصویرشناسی در حوزه ادبیات تطبیقی است. او ضمن ارائهی تاریخچهی تصویرشناسی به جایگاه تصویرشناسی در ادبیات تطبیقی و انواع تصاویر در ادبیات تطبیقی اشاره کرده است. اما در این پژوهش با وجود بیان اصول کلی تصویرشناسی به مصداقهای عینی تصویر شناسی که هدف پژوهش حاضر است اشاره ندارد.
۲- نانکت، لاتیشیا( ۱۳۹۰)،«تصویرشناسی به منزلهی خوانش متون نثر معاصر فرانسه و فارسی»، ترجمهی مژده دقیقی، ادبیات تطبیقی، شماره ی ۱، ص۱۰۰- ۱۱۵ .
نانکت در این مقاله بر آن است که تصویرشناسی را در متون نثر معاصر فرانسه و فارسی نشان دهد. او پس از بحث دربارهی مفهوم «دیگری» که مبنای اندیشهی تصویرشناسی است، قواعد تصویرشناسی و مراحل خوانش آن را در متون فرانسوی و فارسی، ارائه کرده است و از شیوه های تحلیلی چون کلیشه، تصویر و الگوی قالبی در زمینهی نمونههای ادبی در ادبیات فرانسه و ایران بحث کرده است. وی بر این نکته تأکید دارد که تصویرشناسی می تواند ما را به درک بهتری از عمل دیگرسازی رهنمون شود. این مقاله اگرچه در تشریح مفهوم «دیگری» به خوبی عمل کرده است، تصویرسازیهایی که شاعران معاصر ایران از کشورهای بیگانه دارند و مقصود این تحقیق است را بیان نکرده است.
فلاح، غلامعلی(۱۳۸۳)، بازتاب حضور سیاسی بیگانگان در دیوان محمد تقی بهار، زبان و ادبیات فارسی، شماره ی ۴۷-۴۹ ، ص ۱۷۹-۲۱۲ .
نویسنده در این مقاله دیدگاههای محمد تقی بهار را دربارهی رخدادهای مهم بین المللی از جمله جنگ جهانی اول و دوم، عواقب آنها، وضعیت ایران و برخی دولتهای آسیایی و اروپایی در این جنگ ها، بررسی کرد. با توجه به این که ارائهی تصویر بیگانگان در اشعار سه شاعر مشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی) هدف این پژوهش است در این مقاله، از نوع تصویر ایرانیان از بیگانگان بر اساس چارچوب مفهومی این پژوهش، مطلبی گفته نشد.
فلاح، مرتضی- جعفری، لیلا (۱۳۸۷)، بیگانهستیزی در اشعار میرزاده عشقی، دانشکدهی علوم انسانی دانشگاه سمنان، شماره۲۲ ، ص ۱۱۱- ۱۳۰ .
نویسندگان این مقاله سعی کردهاند به یکی از مهمترین درون مایههای اشعار میرزاده عشقی که مخالفت با بیگانگان و ستیز وی با استعمارگران به ویژه انگلیس است، بپردازند. این مقاله با وجود بیان دقیق خود درباره واکنش عشقی در برابر بیگانگان و مبارزهی بیامان او با وطن فروشان، تنها به جنبههای منفی حضور بیگانگان و بالاخص انگلیس اشاره کرده و کشورهای دیگر را به نوعی نادیده گرفته است.
۱-۴- حدود پژوهش
دیوان اشعار سید اشرف الدین گیلانی، میرزاده عشقی و محمدتقی بهار
۱-۵- اهداف پژوهش
این پژوهش میخواهد به این هدف برسد که سید اشرف الدین گیلانی، عشقی و بهار، چه تصویرهایی از بیگانگان در قالب چارچوب مفهومی که در فصل دوم ارائه شده، دارند و این تصاویر چقدر با هم یکسانند و یا از هم متمایز و متفاوت.
۱-۶- ضرورت انجام پژوهش
در خصوص تصویرشناسی بیگانگان در عصر مشروطه، با توجه به بررسیهای انجام شده، پژوهش خاصی صورت نگرفته است؛ بنابراین با توجه به اینکه عصر مشروطه یا عصر بیداری با حضور چشمگیر بیگانگان در عرصههای مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی همزمان بوده است و به نوعی میتوان این دوره را شروع مداخلات گستردهی خارجیها در امور ایرانیان به شمار آورد؛ روشن شدن ابعاد حضور بیگانگان در آثار شاعران عصر مشروطه ( بهار، عشقی و نسیم شمال) میتواند در دیدگاه ایرانیان، نسبت به این حضور گسترده موثّر باشد. همچنین بررسی تصاویر بیگانگان در اشعار این شعرا، نوع ارتباط و تعامل ایرانیان را با کشورهای دیگر(دوست یا دشمن) تبیین میکند.
۱- ۷- روش شناسی پژوهش
روش پژوهش در این پایان نامه تحلیلی و از روش جمعآوری اطلاعات کتابخانهای است. در این تحقیق دیوان و کلیات اشعار سید اشرفالدین گیلانی (نسیم شمال)، ملک الشعرای بهار و میرزاده عشقی متن معیار قرارگرفته است. محقق پس از مطالعه در زمینهی نظریهی تصویرشناسی، متون مورد نظر را بر اساس مؤلفههای نظریهی فوق مورد بررسی قرار داده است.
فصل دوم-چارچوب مفهومی تحقیق
۲-۱- تصویر شناسی
روابط انسانها بر اساس تصاویری که از دیگران دارند بنا میشود. این دیدگاهها و نظرها، اساس روابط انسانی را شکل میدهند. انسان تصویرساز بیش از اینکه در جهان بیرونی زندگی کند در جهان تصویری که از خود و دیگران ساخته و پرداخته است زندگی میکند. در شاخههای متعدد دانش بشری پژوهشهای زیادی در زمینهی تصویر صورت گرفته و هر دانشی از دریچهی خاص خود، آن را تبیین کرده است. بخشی از تحقیقات ادبی، هنری، روانشناسی، انسان شناسی، مردم شناسی و نیز فلسفه به این موضوع اختصاص دارد. بنابراین تصویرشناسی به نوعی موضوع بینارشتهای محسوب میشود(نامور مطلق، ۱۳۸۸: ۱۲۰).
برای عنوان معرفت تصویری یا «ایماگولوژی»[۱] معادلی بهتر از «تصویرشناسی» نمیتوان نهاد. با این حال اصطلاح «تصویرشناسی» بسیار عام و فراگیر است؛ درصورتی که این رویکرد و نقد، تعریفی خاص دارد و بخش محدودی از تصویر پژوهی در معنای عام آن را دربر میگیرد. به بیان دیگر، میان عنوان و محتوا، رابطهی منطقی از نظر کمّی و کیفی وجود ندارد. اما نبود کلمات مناسب در این خصوص، موجب استفاده از کلمهای عام در معنایی خاص شده است. به این دلیل در همین جا لازم است از یک سوء تفاهم لفظی جلوگیری و اعلام شود که تصویرشناسی، معنایی خاص و محدود خود را دارد (همان: ۱۲۱).
تصویر شناسی یکی از رشتههای فرعی ادبیات تطبیقی است که در قرن نوزدهم در فرانسه تحت تأثیر متفکرانی مانند مادام دوستال[۲]، هیپولیتتن[۳] به وجود آمد.
زمینههای تحقیق در ادبیات تطبیقی گسترده و متعدد است. مهمترین این زمینهها عبارتند از: پژوهش در مورد وام واژهها؛ ادبیات ترجمه و بررسی مترجمان به عنوان واسطههای انتقال پدیدهها و آثار ادبی به ملت دیگر؛ بررسی سرگذشت انواع ادبی؛ تحقیق در باب موضوعات و اسطورههای فرا ملی؛ بررسی سرگذشت نویسندگان و تأثیر آنها بر ادبیات ملتهای دیگر؛ مطالعهی منابع خارجی یک اثر یا نویسنده؛ بررسی مکتب های ادبی و جریان فکری؛ تصویر یک ملت در ادبیات ملتی دیگر ( تصویر شناسی) و …(نظری منظم،۱۳۸۹: ۲۵۵).
تصویرشناسی یعنی؛ تصویری که ملتی از مردم و نژاد و فرهنگی دیگر در ذهن دارد، از دیگر موضوعات مورد توجه مکتب فرانسوی است. جواد حدیدی در آثارش، از جمله « جهانگردان فرانسوی در ایران» (۱۳۴۴ش.) و « ایران در ادبیات فرانسه» (۱۳۴۶ش.)، به سفر نامههای تاوِرنیه[۴] و شاردن[۵] و نقش آنها در ایجاد تصویری مثبت از ایرانیان و تمدن ایرانی در فرانسه اشاره کرده و نشان داده که چگونه انتشار این سفرنامهها باعث استقبال از ترجمهی آثار ادب فارسی به زبان فرانسه شده است و بسیاری از مضامین و شخصیتهای داستانی ادب فارسی از این طریق به ادبیات فرانسه راه یافته است(انوشیروانی،۱۳۸۹ : ۳۹).
هرچند چنین تحقیقاتی در مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی، مرسوم بوده است، نباید از آسیبهای آنها غافل شد. اغلب این سفرنامهها مملوّ از برداشتهای ساختگی و مغرضانه یا دستکم سطحی و منفعتطلبانه است. نویسندگان غربی بر اساس همین سفرنامهها رمانهایی دربارهی شرق نوشتهاند که یا با واقعیت انطباق ندارد یا در بهترین حالت، مانند رماننامههای ایرانی منتسکیو، از شخصیتهای ایرانی، برای هجو و نقد اجتماعی کشور خود استفاده کردهاند(همان : ۳۹).
قدمت تصویرشناسی در شکل امروزیاش به اواسط قرن بیستم میرسد که ژان- ماریکاره[۶] تصویرشناسی را « تفسیر متقابل ملتها، سفرها، سرابها » تعریف کرد. در تصویرشناسی عمدتاً دو نوع متن وجود دارد: نخست سفرنامهها و آثار داستانی هستند که شخصیت‌هایشان خارجیاند و یا متونی غیر سفرنامهای و داستانی که تصویر کلی از یک کشور خارجی به دست می‌دهند (نانکت، ۱۳۹۰: ۱۰۵).
«تصویرشناسی» واژهای نو است که حتی در برخی از فرهنگهای لغت، هنوز ثبت نشده است (نامورمطلق،۱۳۸۸: ۱۲۱). شورل در این زمینه، ضمن مقایسه با اسطورهسنجی مینویسد: دو عبارت تصویرشناسی و اسطورهسنجی از ابداعات نو هستند که فرهنگهای تازه نیز آنها را همچنان نادیده انگاشتهاند. به طور مثال در فرهنگ گنجینهی زبان فرانسه در ویرایش مجازی آن در سال ۲۰۰۴ م. از تصویرشناسی سخنی به میان نیاورده است( به نقل از شورل در نامور مطلق،۱۳۸۸ : ۱۲۱).
«ما هرگز خودمان را نخواهیم شناخت، اگر فقط خودمان را بشناسیم». این جملهی معروف فردیناند برونتییر[۷] (۱۸۴۹- ۱۹۰۶ م.)- استاد زبان فرانسه و عضو فرهنگستان فرانسه است( شرکتمقدم، ۱۳۸۸: ۵۲).
موضوع تصویرشناسی، مطالعهی تصویر «دیگری» و به بیان دقیقتر« فرهنگ دیگری» و یا عناصر آن در ادبیات و یا هنر است. به عبارت دیگر تصویرشناسی، دانش و روشی است که در آن تصویر کشورها و شخصیتهای بیگانه در آثار یک نویسنده یا یک دوره و مکتب مطالعه میشود(نامور مطلق،۱۳۸۸: ۱۲۲).
هدف تصویرشناسی، بررسی تصویر فرهنگ خودی در ادبیات دیگری یا فرهنگ دیگری در ادبیات خودی است( همان :۱۲۱).
تصویر برگرفته از عقاید، تقاضا، نگرشها، فرضیهها، مسائل ذهنی، نظرهای از پیش تعیین شده، توهّم یا خیالاتی است که متعلق به گروهی از جامعه، مؤسّسات یا موارد دیگر است (گرون، ۲۰۰۷: ۲۱).
«در مطالعات تصویرشناسی، فراتصویر، به این اندیشه راجع است که به نظر یک ملت، دیگری چه دریافتی از آن ملت دارد» (نانکت،۱۳۹۰ : ۱۱۳).
آلن مونتاندون[۸] در تعریف تصویرشناسی بر موضوع «دیگری» تأکید میکند و مینویسد:« تصویر شناسی، مطالعهی بازنماییهای بیگانه در ادبیات است» (به نقل از مونتادون در نامورمطلق،۱۳۸۸: ۱۲۲).
۲-۲- تاریخچه ی تصویر شناسی
تاریخچهی تصویرشناسی به ادبیات تطبیقی میرسد؛ زمانی که در فرانسه بحث ادبیات تطبیقی به میان آمد و به چگونگی ماهیت تأثیرگذاری و تأثیرپذیری میان نویسندگان و آثار ادبی ملتها و زبانهای مختلف توجه شد. در شکلگیری مکتب تأثیر و تأثّر که به پیشتازی فرانسوا ویلمن[۹] یکی از استادان دانشگاه سوربن و چند تن از ادیبان فرانسوی صورت گرفت(کفافی،۱۳۸۲: ۷) ژان ماریکاره شرکت داشت؛ کاره را باید معرّف بعد جدیدی در ادبیات تطبیقی از منظر تصویرشناسی و پایهگذار این نظریه به حساب آورد( گویار ،۱۹۶۹: ۳۳ ).
بعد از کاره که در دهههای چهل و پنجاه قرن بیستم میلادی نظریهی تصویرشناسی را مطرح کرد باید از گویار[۱۰]، پاژو[۱۱] و هوگو دیزرنک[۱۲] نام برد .
مبانی نظری تصویرشناسی در اواسط قرن بیستم با انتشار کتاب« ادبیات تطبیقی» از سوی ام.اف. گویار تکمیل شد( شورل،۲۰۰۹: ۱).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.