تصویر بیگانگان در شعر مشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی)- قسمت …

یا در سرودهی « نیکلای مخلوع بخواند» سید این چنین عواقب عمل روسها را برای آن ها بازگو می‌کند:
هر کس که به این سلسله ی پاک جفا کرد بد کرد نفهمیده غلط کــــرد خطا کرد
دیــدی که یزید از ستم و کینه چهــا کـرد آخر به درک رفت به روحش شرر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
(همان: ۴۵۸)
سید در شعر « یا غریب الغربا» که از زبان امام رضا(ع) بیان میشود، به این واقعه تلخ و دردناک اشاره کرد:
در خراسان یک نگاهی بر بنای من کنید یک نظر بر روضه و صحن و سرای من کنید
با زبان حال شــــرح ماجرای مـــن کنید بعد از این هر ســاله ترتیب عزای مـن کنید
( همان: ۴۵۳)
او در مورد بی واکنشی هموطنان در برابر این واقعه چنین میسراید:
خانه ی ما شده از صدمه ی همسایه خراب جگر ما شده از شعله ی بیگانه کبـــاب
خلق بیــدار ولی ما همه در خُرخُر خــــواب نه صداقت نه دیانت نه حیا و نه حجاب
(همان: ۲۲۰)
اشرف الدین روسیه را درکنار دو قدرت استعماری دیگر آن زمان یعنی آلمان و انگلیس، ویرانگر خاک وطن میداند.
سید در سرودهی « قوقولی قو» ایران را که دستخوش تجاوزات و توطئههای بیگانگان شده، خزان زده معرفی میکند که دیگر دلاورانی چون رستم و بهمن ندارد. او که گویی در قسمتهایی از این سروده اش به مرز ناامیدی رسیده است بر این عقیده است که: از ایرانیان خواب زده و مست که غیرت خود را نسبت به وطن از دست داده‌اند کاری ساخته نیست هر چند در پایان، ایرانیان را تشویق میکند که برخیزند و با اجنبیانی که خاک وطن را اشغال کرده اند بجنگند:
می خواند خروسی به شبستان قوقولی قو می گفت که ای فرقه ی مستان قوقولی قو
کو بهمن و کو رستـم دستان قوقولی قو آوخ که خــزان زد به گلستـــان قوقولی قو
فریاد ز سرمای زمستان قوقولی قو
اُف باد بر این زندگی و طالع منحوس تف باد بر این غیرت و این دفتر معکوس
افسوس که تبریز شده دستخوش روس قزوین شده جولانگه روسان قوقولی قو
(همان: ۱۶۴-۱۶۵)
با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷م. در روسیه و به قدرت رسیدن حزب بلشویک، که دنیا را تهدید میکرد ، سید اشرف الدین تحت تأثیر تبلیغات انگلیسیها یا ضدیت حکومت رضاخانی با این حزب، در مناظرهی « خروس و کلاغ» علت گرفتاری خروس را داشتن تاج، صدای خوش، شهوترانی و حرص و طمع میداند در این سروده حکومت زیادهخواه روسیه به خروسی مانند شده که بلشویک های شوروی برای نابودی اش آمده اند:
کلاغ:
پس گفت که ای خروس مسکین ای صاحب خال و خط رنگین
یاران عـــزیـــــز می کشنـــدت از بهر سه چیـــز می کشندت
اول تو به فـــــرق تــــــاج داری زین تــــاج خیال بــاج داری
آن خـــواندن بی محل تـرا کشت وآن زمزمه ی غزل ترا کشت
دیگر چــــو ز اهــــل خلوتی تو دایــــم به خیال شهــوتی تو
با این همه خوبــــی و قشنــــگی نام تو بود خــــروس جنگی…
آن روز که بلشویـــــک بیایــــد آن مرغــــک زرد را ربـــاید
پس باعث قتــــــل و غـــارت تو حرص و طمعست و شهوت تو
این مخلص در به در بـــه باغـــی قانع شده ام به یــک کلاغــی
نــــه در خانـــه شریــــک دارم نــــه ترس زبلشویــــک دارم
(همان:۴۰۶-۴۰۷)
سید در ترجیع بندی با عنوان« راجع به بی وفایی دنیا» تصویر روسیهی بعد از انقلاب را در یکی از بندهای این شعر، بازآفرینی میکند. او که از نابودی تزارهای روس کاملاً راضی به نظر میرسد مشروطه خواهان و انقلابیون روسیه را دلیرو عاقل می نامدکه حق از آستین آنان بیرون آمده و صفحهی استعمار روسیه را در هم پیچیده اند.
روسیه به هم خورده ببین قهر خدا را بردار کشیدنـد دلیـــــران « نیکلا» را
کردنــد روان جانب دومـــا وکلا را حق ساخت عیان حاصل فکر عقلا را
آن ها که تو دیدی همه رفتند آ مـلا با چوب و چماق و قمه رفتند آمــلا

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.