جستجوی مقالات فارسی – تصویر بیگانگان در شعر مشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی)- قسمت …

با حجاب از حور بهتر می شود روسفیـد روز محشـــــر می شود
شافعش زهرای اطهــر می شود قسمتش از حوض کوثر می شود
( همان: ۷۶۹)
سید اشرف الدین در این اشعار و در بسیاری دیگر از سروده هایش به عرب، مسلمان و شیعه بودن خود تأکید و افتخار کرده و همواره تصویری مثبت از اعراب در اشعارش آورده است.
۴-۱-۳-۲-۱- تصویرشناسی اعراب
سید اشرف الدین شاعری کاملاً مذهبی بود. او با توجه به اعتقاد به دین اسلام و شیعه بودنش، تصویری که از اعراب در دیوانش نشان داده است تصویری مثبت و مبتنی بر ایدئولوژی دینی اوست. اوکه خودرا عرب میدانست در دیدگاهش اعراب را صاحب علم و قوانین جدید معرفی کرد. به باور او اعراب بودند که حامی و حافظ دین شدند. سید با عشق و علاقهی خاصی به آنان توجه داشت و با افتخار از اعراب نام برده است.
دگر تصویر اعراب در اشعار او، همان چیزی است که اعراب از خود بروز دادهاند و سید آن را پذیرفته است. مجموعهی تصاویرکلیشهای، الگوی قالبی و پیشداوریهای او تصویری برتر از اعراب در نگرش او پدید آورده بود. محیطی که سید در آن پرورش یافته، سالها تحصیل او در اماکن مذهبی کربلا و نجف و معمم بودن او در ایجاد این نگرش تأثیر به سزایی داشت. در تصاویر او کمترین نقدی به اعراب دیده نشده است. او شدیداً پایبند به اصول بود و قانون اعراب را با عمل به قرآن در یک ردیف قرار میدهدو معتقد است اگردنیای اسلام بر طبق قوانین عرب و قرآن عمل میکردند، میتوانستند تمام ملل جهان را تسخیرکنند و همهی سلاطین را مطیع خود سازند. او با صراحت و از روی اعتقاد قلبی از پیامبرمکرّم اسلام و امامان معصوم یاد کرده و سردوه است:
«به عرب چون ندهم دل که محمد عرب است»(همان:۴۲۲)
در مجموع در دیدگاه او اعراب پس از اسلام، انسانهایی دینمدار و اخلاقگرا بودند که توانستهاند با تکیه بر دستورات اسلام از دیگر ملتها ممتاز شوند.
۴-۱-۳-۳-میرزا علی اکبر صابر(ملا نصرالدین):
سید اشرف الدین نه تنها از حیث زبان و قلم، بلکه از جهت مضمون و اندیشه نیز عمیقاً تحت تأثیر میرزا علی اکبرصابر، طنزسرایترقّیخواه قفقازی بوده است. او در سرودههایی که مضمون عدالتجویانه و ضد استثماری داشت تأثیر عمیقتری از صابر پذیرفته است. به گونه ای که پارهای از آنها در حقیقت ترجمهی آزاد اشعار صابر است و در سرودن برخی دیگر نیز که مضمون و بیان، اصیل و ابتکاری مینماید صابر را سرمشق خود قرارداده بود. به عنوان مثال شعر«گفتگوی ارباب با فعلهی رنجبر» در حقیقت ترجمهی آزادی از چند سرودهی صابردربارهیکارگران است(صدری نیا، ۱۳۷۱:۹۸)
ای فعله تو هم داخل آدم شدی امروز بیچاره چرا میرزا قشمشم شدی امروز
(گیلانی،۱۳۷۱: ۳۷۶)
به هر حال اقتباس و استقراض « نسیم شمال» از صابر اگر از قدر هنری این شاعر تا حدی بکاهد، از قدر خدمت بزرگ گویندهی آن‌ها که رسانندهی این مضامین به ایرانیان و کمک به آزادی ایران میباشد، هیچ نخواهد کاست، زیرا ارزش و اهمیت اینگفتهها بیشتر به مضامین آنها و هدفی است که از سرودنشان در مد نظر بوده است»(آرین پور، ۱۳۷۲: ج۲/۶۴-۶۶).
اما سید اشرف الدین ضمن ابراز علاقه و دوستی خود به صابر، به سبب هجوی که صابر از او نموده، در شعر « عتاب و خطاب» از او انتقاد کرده است:
هر چند تویی قـــدوه ی احــــــــرار آملا شعـــر تو بـــود لؤلؤ شهـــــوار آملا
نــــام تو بـود شهـــره ی اقـــــــطار آملا با این همـه شیرینــــی گفتـــــار آملا
بیهوده مزن چانه بسیار آملا
در نقطه ی قفقاز تو چون شمع و چراغی در خطه ی تفلیس تو چون بلبل باغی
اما به برِ کهنـــه پرستان چو کلاغـــی از بس که زدی بر همه منقار آملا
( گیلانی، ۱۳۷۱: ۲۱۴-۲۱۵)
۴-۱-۳-۳-۱- تصویرشناسی میرزا علی اکبر صابر( ملانصرالدین)
دگر تصویری که میرزا علی اکبر صابر، از خود در خارج ارائه کرده بود همان چیزی است که در اشعار سید اشرف الدین پذیرفته شده است. سید الگوی شعری و شیوهی طنز پردازی و نگاه انتقادی خود را از این شاعر بیگانه اقتباس کرد. این اقتباس و تأثیرپذیری به نظر آرین پور به حدی بود که وی اغلب اشعار اصیل سید را نیز « صابرانه» ارزیابی میکند( آرین پور، ۱۳۷۲: ج۲/۶۲). تصویری که سید از این شاعر قفقازی در اشعارش ارائه کرد با وجود انتقادی که در شعر «عتاب و خطاب به ملا نصرالدین داشت، در کل تصویری مثبت است و از او به نیکویی یاد کرده است.
۴-۲-ملک الشعرای بهار
۴-۲-۱- کلیشه
۴-۲- ۱-۱- انگلستان
دولت انگلیس به طمع نفت ایران و به بهانهی حفاظت از منافع خود در شبه قارهی هند، مرکز اصلی دسیسه بر ضد ایران بود. بهار با آگاهی سیاسی خود کوشش کرد که نگرانی عمیقش را از سیاستهای استعماری دو قدرت شمالی و جنوبی (روسیه و انگلیس ) نشان دهد و آنان را از دخالت در امور کشورش برحذر دارد(فیاض، ۱۳۸۶: ۲۹۱).
بهار معتقد است که اکثر نابسامانیهای ایران، به علت دخالت بیگانگان است. او در سال ۱۳۲۰ ش. هنگام اشغال ایران به دست لشکریان انگلیس و روس، قصیدهای با عنوان « صفحهای از تاریخ » را سرود و مظالم همسایگان شمالی و جنوبی را به طور اجمالی بیان کرد:
ظلمی که انگلیس در این آب و خاک کرد نه بیوراسب کرد و نــه افراسـیـاب کرد
از جـور و ظلم تــازی و تاتار درگذشت ظلمی که انگلیس در این خاک و آب کرد
بشنــو حـدیث آن چه در این ملک بیگنـــاه از دیـربــاز تـا کنـــــون آن جنــــاب کرد
(بهار،۱۳۸۷: ۵۵۲)
در ابیاتی دیگر با اشاره به معاهده ۱۹۰۷ م. میان روس و انگلیس دربارهی تقسیم ایران میگوید:
با روس عهد بست و شمال و جنوب را اندر دو خط مقاسمی ناصــواب کرد
از غرب تا به مرکز و از شرق تا شمــال تسلیم خصم چیرهی وحشی مآب کرد
(همان:۵۵۳)
بهار در ادامهی همین قصیده، به نقش انگلیس، در پیدایش و نابودی انقلاب مشروطه اشاره میکند و می‌سراید:
بیمـــارگشت شـــاه و ولیعهد نوجــوان روسی نمود لهجه و ولگزی ثیاب کرد