تصویر بیگانگان در شعر مشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی)- …

( همان: ۹۱۷)
بهار در اشعار دیگرش چون: مستزاد «ایران در خطر است»( ۱۲۹۰ش.)، مسمط « ایران مال شماست» (۱۲۹۰ ش.) و قصیدهی « یک صفحه از تاریخ» (۱۳۲۰ش.)، نیز نگرانیاش را از مداخلات گستردهی انگلستان و روسیه در امور داخلی ایران ابراز میدارد.
قرارداد ۱۹۱۹م. از جمله قراردادهایی است که در زمان وثوق الدوله، بین ایران و انگلیس بسته شد. بهار در کنار سایر مشروطهخواهان نتوانست در برابر این قرارداد سکوت کند و اعتراض خود را بیان داشت. این قرارداد ضامن همهی منافع انگلستان بود. به موجب این قرارداد، ارتش و دارایی ایران زیر نظر انگلستان قرار میگرفت. هرچند وی در روزنامهی نیمه رسمی ایران، به تفسیر قرارداد مذکور و توضیح شرایط و موقعیت ایران در آن هنگام پرداخت و قرارداد را از نظر حفظ امنیت داخلی و اصلاح سازمانهای انتظامی و دارایی، گامی مثبت و مفید میپنداشت( ولایتی، ۱۳۷۰: ۶۴).
اما در دیوان بهار سه رباعی وجود دارد که به مناسبت کدورت بین او و وثوق الدله، راجعبه قرارداد ۱۹۱۹م. با عنوان « گلهی دوستانه» آمده است:
قلبم به حدیثـی که شنیدی مشکن عهدم به خطایی که ندیدی مشکن
تیغی که بدو فتح نمودی مفروش جـامی که بدو باده کشیدی مشکن
*
ای خواجه وثوق گاه غرق تو رسد هنگام خمود رعــد و برق تو رسد
جامی که شکسته ای به پای تو خَلَد تیغی که فکندهای به فـرق تو رسد
*
ای خواجــه به خــط بــــددلــی سیــر مکن خوبــی را بیبرکت و بیخیر مکن
کاری که پس از سه سال هم عهدی و صــدق با من کردی بس است با غیر مکن
(بهار، ۱۳۸۷: ۱۱۳۰)
ملکالشعرای بهار در مقابل قرارداد امتیاز دارسی نیز که نفت مناطق جنوب را در زمان مظفرالدین شاه، به انگلستان واگذار کرده بود و در زمان رضاخان تمدید شد به مخالفت برخاست و از تبانی رضاخان با شیخ خزعل و انگلستان در دیوان خود اشعاری آورده است.
مانده بود از امتیاز دارســــی با حساب پار و با پیرار ســــی
خلق ایران سرگران زین امتیاز ز آذری و مشهـدی و پارسـی
اهل آبادان فقیر و پر ز نفت لندن و پاریس و ناپل و مارسی
(همان: ۱۱۲۱)
جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸ م.)، تأثیرات زیادی بر وضعیت ایران برجای گذاشت و مداخلات کشورهای بیگانه را در ایران موجب شد. با وجود اینکه با دستور احمد شاه، اعلامیهی بیطرفی ایران از سوی مستوفیالممالک، نخست وزیر، صادر و به تمامی کشورهای جهان اعلام گردید کشورهای بیگانه، به انحای مختلف در ایران مداخله میکردند و ایران از تأثیرات مخرب این جنگ خانمانسوز برکنار نماند. بهار در مسمطی به طور ضمنی به شروع این جنگ بینالمللی اشاره میکند:
مـه شـــــوال بیاراست سپاهـی ز انجــم داد دیشب بـــه مـــــهِ روزه اولتیماتــــوم
گفت بایکـــوت عمومی را بردار ز خــم درِ خــــم خانــــه کن آزاد به روی مـردم
هم خــود از ملک، ده استعفا تا پاس نهم ور نه از پاس دهم باش خود آمادهی جنگ
(همان: ۲۱۷)
در طی این جنگ مناطق جنوبی ایران (مندرج در قرارداد۱۹۰۷م.) جزء مناطق تحت نفوذ انگلیس درآمد.
اوضاعی که ملکالشعرای بهار در طی این جنگ، از دخالتهای کشورهای بیگانه تصویر میکند وضعیت اسفباری است که در هیچ نقطهی ایران، کوچکترین آرامشی مشاهده نمیشود و شرق و غرب و شمال و جنوب کشور درگیر این جنگ ویرانگر شده است:
این کشور کیست در دست عــــدو این کشور ماست این کشور ماست
ما را بشکست پرخــــاش ملـــوک پرخاش ملـــوک مرگ فقـــراست
این یک به شمال وان یک به جنــوب این یک به خفا وان یک به ملاست
در مغرب ملک جنگ است و جـدال در مشرق ملک قتل است و شقاست
در خطهی فارس جوش است و خروش در ملک عراق شور است و نواست
( همان: ۲۲۷)
بهار در قصیدهی« یا مرگ یا تجدد»، به فقر و بدبختی و ناامنی حاصل از حضور اجنبیان در شمال و جنوب کشور ایران اشاره میکند. او این شعر را در توصیف این وضعیت در خطاب به احمدشاه سرود:
بنگر به ملک خویش که در وی یک تن جدا ز رنج و محن نیست
در کشـــــور تـو اجنبیـــان را کاری جز انقـلاب و فتــن نیست
بـــی دادها کننـــد وکســی را یـک دم مجــال داد زدن نیست
(همان: ۲۳۳)
درجنگ جهانی دوم که از سال ۱۹۳۹م. آغاز و تا سال ۱۹۴۵م. ادامه یافت انگلستان یکی از کشورهایی بود که در کنار آمریکا، شوروی، فرانسه و چین کشورهای متفق را تشکیل دادند و علیه دول متحد آلمان، ایتالیا و ژاپن میجنگیدند.
یکی از حوادث این جنگ که در دیوان بهار به تصویر کشیده شده، « آشوب بغداد » است. بغداد در سال ۱۹۱۷م. به تصرف بریتانیا درآمد و از آن سال به بعد تحت قیومیت این کشور قرار گرفت. در اثنای این جنگ، کودتایی در بغداد، به رهبری « رشید عالی» رخ داد که قوای انگلیس آن را سرکوب کردند (فلاح، ۱۳۸۳: ۱۹۶).