سامانه پژوهشی – تصویر بیگانگان در شعر مشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی)- …

(بهار،۱۳۸۷: ۲۳۰)
بهار همچنین مسمط مستزاد « ای مردم ایران» را که به زبان عامه در سال ۱۲۹۴ش. سروده است به اوضاع ایران در بحبوحه ی جنگ جهانی اول اشاره دارد و برای برانگیختن حس وطندوستی ایرانیان و دفاع در مقابل روس و انگلیس به هم نژادی ایرانیان و آلمانیها تأکید کرد (فلاح، ۱۳۸۳: ۲۰۰):
امید که جنبش کند این خون کیــانی در مـلت آریـن
گیرند ز سر مرد صفت تازه جـوانی چون مردم ژرمن
در ملک نگهداری و در ملک ستانی کز سطوت جمشید وز قدرت بهمن
دارند بسی بر ورق دهر نشانی
(بهار ،۱۳۸۷: ۲۳۵)
در قصیدهی «صفحهای از تاریخ» بهار یکی از دلایل اشغال ایران به دست نیروهای انگلیسی را اندیشهی حملهی آلمان به هندوستان از راه ایران میداند و چنین میگوید:
آلمان بدید روضهی هندوستان به خواب ترکش ز راه آهن تعبیر خواب کرد
و اندر فضــای شهر پستــدام، ویلهلــم با نیکلا به گفت و شنو فتح باب کرد
روباه پیر یافت که آلمان به قصد شرق دندان و پنجه تیزتر از شیر و غاب کرد
(همان: ۵۵۲)
بهار در قصیدهی «چگونهای؟» که برای نمایاندن اوضاع آشفتهیکشور ایران، در دوران قبل ازکودتای۱۲۹۹ش. سروده است با اظهار خوشحالی از پیروزیهای آلمانیها، در یک بیت تصویری از گسترش قلمرو حزب فاشیست روم و آلمان نازی که در حال فتح دیگر کشورها بودند ارائه کرد :
ای عاشق حکومت ملی ، جهان گرفت فاشیست روم و نازی آلمان چگونهای؟
(همان: ۵۳۲)
۴-۲-۲-۱-۱- تصویرشناسی آلمان
تصویری که بهار از آلمان ارائه کرد به عنوان کشوری که طی دو جنگ بزرگ جهانی، برضد دو کشور استعماری آن عصر یعنی، روسیه و انگلستان میجنگید و توانست ضربات سختی به آنها وارد کند، از نوع الگوی قالبی است؛ چرا که این تصویر، تصویر جمعی دیدگاه ایرانیان در آن دوره بوده است. ایرانیان و از جمله بهار به آلمان به عنوان عامل رهایی و دستیابی به استقلال و آزادیشان مینگریستند و این حاصل شناخت مردم ایران از آلمان بوده است.
الگوی قالبی اکثر ایرانیان از آلمان تصویر کشوری قدرتمند بود که توانست استعمار روس و انگلستان را به زانو درآورد؛ در عینحال هم نژادی ایران و آلمان و مشترکات تاریخی، این احساس نزدیکی را تقویت میکرد.
هرچند مستقیماً هدف آلمان، نابودی استعمار برای آزادی دیگر کشورها از چنگال استعمار نبوده و منافع خود را دنبال میکرد؛ نتیجهی رویارویی آلمان با کشورهای بزرگ استعماری، متضمن چنین نتیجهگیری بود.
۴-۲-۲- ۲- عثمانی
در نگاه و تصویر بهار، سرنوشت و وضعیت اجتماعی و سیاسی مردم عثمانی، شباهت زیادی با وضعیت مردم ایران و اوضاع اجتماعی آنان داشت:
ملت عثمانی، با ما یکی است ما دو جماعت را مبدأ یکی است
ما دوگروهیــــم ز یک پیرهن نیست میـــانه سخــن از ما و من
( همان:۷۹۴)
بهار در ادامهی همین مثنوی، به دوران قدرت حکومت اسلامی اشاره دارد و تنها عامل آن همه قدرت و شکوه را اتحاد و یکدلی میداند و نفاق را عامل رنج و درد و از پای درآمدن میشمارد:
زان که به اســـلام در آن گه به جدّ یک جهت و متفق و متحد
لیک نفاق آمد و کرد آنچه کرد تا که فتادیم در این رنج و درد
(همان )
او با مطرحکردن بحث شیعه و سنی و ایجاد تفرقه در میان امت اسلامی توسط تندروهای مذهبی و بیگانگان، آن را عامل اصلی جدایی ملتهای اسلامی و عقبماندگی آنها می داند:
گفت که این کین که جهانسوز شد ز آل صفی مشعله افروز شد
یاوه ســــــرایان ز خــود بیخبـــر یاوه سـرودند به هر بوم و بر
(همان: ۷۹۴)
با شروع جنگ جهانی اول، مسألهی اتحاد جهان اسلام که از سالیان پیش با کوششهای جمالالدین افغانی و یاران او آغاز شده بود، از نو به میان آمد و این ترانهی خوشآیند با فتوای علمای شیعهی مقیم عتبات و شرکت بعضی از آنان در جبههی جنگ نیز همراه شد(آرین پور: ۱۳۷۲: ۲/۲۵۰).
موضوع اتحاد شیعه و سنی از مسائلی بود که ذهن بهار را به خود مشغول کرده بود او در مثنوی « اندرز به پادشاه» که در سال ۱۲۸۶ش. در بحبوحهی مبارزات شدید ملت مشروطهخواه ایران سروده بود،ضمن نصیحت به پادشاه مستبد ایران؛ محمدعلی شاه، ملل اسلامی را به اتحاد تشویق و دعوت می کرد:
ای همگـــی پیــــرو دین قویم ای پســــران پـــدران قدیـــــم
سنی و شیعـــی ز که و کیستند؟ در پـــــی آزار هــم از چیستند؟
جمله مسلمان و ز یک مذهبند جمله سبق خواندهی یک مکتبند
(بهار، ۱۳۸۷: ۷۹۴)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.