تصویر بیگانگان در شعر مشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی)- …

در این مثنوی بهار با اشاره به شباهت وضعیت «عبدالحمید» حاکم مستبد عثمانی و محمدعلیشاه، پادشاه ایران او را نصیحت میکند که دست از ظلم و ستم بردارد:
شرح لـویی شانزده نبود مفید پنـــد فراگیر ز عبدالحمیــد
کو چو تو شاهنشه اســلام بود نیز نکـــو فال و نکو نام بود…
کوس اولوالامری میزد همی بندهی امر و سخطش عالمـی
لیک چو بود خیره سر و مستبد ملت کردند به مشروطه جد
(بهار، ۱۳۸۷: ۷۹۲)
جدای از مشروطهطلبی ملت عثمانی، عامل دیگری که باعث همدلی ایرانیان با عثمانی بود اتحاد حکومت عثمانی با کشور آلمان بود که علیه روس و انگلیس میجنگید:
بر ما ز روس و انگلیس است بیش اجحاف و کین و ستیز
بر ما رسد هر دم دو صد گونه نیش زان فرقه ی بی تمیز
شد مملکت بیخانمان و پریش چون خانم بی جهیز
هرکس چو داماد آید از هر کنار تا گیـــردش درکــنار
(همان: ۱۱۶)
ملکالشعرای بهار در یک دوبیتی که به مناسبت شکست حزب اتحاد ترقی و سقوط امپراتور عثمانی در جنگ اول جهانی سروده است به اسامی رجال معروف ترک به طور استعاره اشاره میکند:
فغان که «ترک» مرا تیره گشت «رومــی»روی دگـــر به گرد دل خستـه ترکتازی نیست
برفت«شوکت» و طی شد «جمال» و «طلعت» او مرا دگر به رخ «انور»ش «نیاز»ی نیست[۷]
(همان: ۱۱۳۷ )
۴-۲-۲-۲-۱- تصویرشناسی عثمانی
کشور عثمانی که شرایط اجتماعی و سیاسی تقریباً مشابه با ایران داشت و یک کشور اسلامی محسوب میشد، در کنار آلمان، علیه روس و انگلیس میجنگید؛ مجموعهی این عوامل باعث ایجاد تصویری در میان ایرانیان شد که حمایت جمعی آنان را از ملت عثمانی به دنبال داشت. همچنین ارزشهای مشترک میان دو کشور ایران و عثمانی، که از سابقهی تاریخی ارتباطات میان دوملت نشأت میگرفت، موجب نزدیکی بیشتر ایران و عثمانی گردید. ملک الشعرای‌بهار، به پیروی از همین نگرش جمعی، تصویری مثبت از عثمانی در اشعارش به نمایش گذاشت و همدلی و اشتراکات مذهبی و دینی ایران و عثمانی را یادآوری کرد. به جهت این که تصویر بهار از عثمانی، تصویری امروزی است، این تصویر جزء تصاویر باز محسوب می شود.
۴-۲-۲-۳- کشورهای عربی: (اعراب)
بهار شاعر سیاست، وطنپرستی و مذهب بود؛ قصاید او در مدح پیامبر گرامی و امامان واهل بیت، گواهی بر این مدعاست. از طرف دیگر، از آنجا که کشورهای عربی نیز همچون ایران تحت استعمار انگلیس بودند، موضوعات شعر بهار با بسیاری از شعرای عرب همچون احمد شوقی، شاعر مصری و جمیل صدقی الزهاوی، شاعر عراقی، مشتراکات فراوانی دارد. جمیل صدقی با بهار دوستی دیرینه ومفاوضات ادبی داشت در کنگرهی فردوسی، در زمرهی دانشمندان و مستشرقین از طرف دولت عراق به ایران آمد و در بزرگداشت فردوسی، اثر ادبی شیوایی عرضه کرد. بهار، به پاس روابط دیرین و تجلیل از او در رثای این شاعر ترکیببندی را سرود و انتشار داد:
دجلهی بغداد بر مرگ ذهاوی خون گریست نی خطا گفتم که شرق از نیل تا سیحون گریست
(بهار،۱۳۸۷: ۵۲۶)
مبارزه با کشورهای استعماری در قرون اخیر، از مضامین اصلی اشعار شاعران کشورهای اسلامی و به طور کلی مشرق زمین است. اشعار وطنی شاعر عراقی، احمد صافی نجفی از بارزترین اشعار ضد استعماری است. نکوهش کشورهای استعماری، ترویج فرهنگ آزادیخواهی و ضرورت آگاهکردن عامه، موضوعاتی است که در شعر بهار و شاعران کشورهای اسلامی که وضعیت مشابهی چون ایران داشته اند فراوان یافت میشود.
بهار با وجود تعلق خاطر به ایران باستان مانند بعضی از وطنپرستان چون آخوندزاده، میرزاآقاخان کرمانی و عشقی، اندیشهی ضد دینی نداشت. در ذهن و زبان بهار، ایران یک کل غیر قابل تجزیه بود و برای او ایران، چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام، یکی بود در وطنیات بهار، گرایش به ایران باستان، دستاویزی برای نفی ایران اسلامی نبود. بهار تنها یک ایران میبیند که بر بستر زمان، متناسب با اقتضائات جاری است. او از ناکامیهای ایران پیش از اسلام، همان قدر متأسف است که از ناکامیهای پس از اسلام ( زارع، نیکوبخت، ۱۳۸۶: ۱۴۸).
او دربارهی شکست دولت ساسانی و پیروزی« خیل عریان عربان» میگوید:
زان شهنشاهان به آخر خســـرو پرویز بود خسرو هشیار و صاحب رای و با تمییز بود
لاجرم لشکر بر او شورید و شد شیرویه شاه خســـرو پرویز شد در بند شیـــرویه تبـــاه
عرصـــهی ایوان کســـری آشیــان بوم شد دیرگاهی کشور از امن و امان محـــروم شد
لاجرم بر ما شکست آمد ز گشت روزگار شاه شاهان کشته شد در مرو و باطل ماند کـار
ایزد احمد را به شوری مرسل و مأمور کرد تا به دستآویز شوری خصــم را مقهور کرد
(بهار،۱۳۸۷: ۷۰)
میتوان گفت، ملک الشعرای بهار، شاعری ملی– مذهبی بود و برخلاف بعض دیدگاهها روحیهی عرب‌ستیزی نداشت. هدف بهار و بسیاری از شاعران مشروطه از توجه به تاریخ ایران باستان، احیای هویت ملی، التیام احساسحقارت در برابر بیگانگان، انتقاد از اوضاع و احوال عصر و تحریک غرور ملی مردم ایرانیان بوده است. بهار در قصیدهی« آواز خدا» وضعیت عراق را همچون وضعیت ایران تصویر میکند و چنین می سراید:
مــا را بشکست پرخـــــاش ملــــوک پرخاش ملـــوک مرگ فقراست…
در خطه ی فارس جوش است و خروش در ملک عراق شور است و نواست
( همان: ۲۲۷)
بهار که از سیاستهای پشت پردهی کشور های اسعتماری آگاهی داشت در اثنای جنگ چین و ژاپن و در آستانهی جنگ جهانی دوم، در حالی که دول زورمند عالم دم از گفتوگو میزدند و در باطن استعمار ملل ضعیف را در سر داشتند قصیدهی « خیال خام» را سرود و در آن با اشاره به کشورهای مشرق زمین از جمله عراق و شام، تصویری از درماندگی و گرفتاری این کشورهای استعمار زده ارائه کرد:
کسان که شـــور به ترک سلاح عام کنند خدنگ غمزهی خونریز را چه نام کنند؟
مسلم است که جنگ از جهـان نخواهد رفت ز روی وهم گروهی خیال خـــام کنند؟

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.