تصویر بیگانگان در شعر مشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی)- قسمت …

نـــــدای صلـــح به عـــــالم فکنده اند اول که معده پاک ز هضم عراق و شام کنند
( همان: ۵۲۳)
او در قصیدهی« نفرین به انگلستان» نیز به علّت دستاندازیها و نفوذ بیحدّ و حصر انگلستان در ممالک شرقی از جمله عراق و کشور های عربی، سیاست آنها را نمیپسندید و این نفریننامه را سرود:
چون که یاد آوری ز پالایشگه نفت عراق دل کنی چون کوره و از دیده خون پالا شوی
( همان: ۵۵۴)
گاهی در دیوان بهار اشعاری مییابیم که تحت تأثیر حس وطن دوستی او، رنگ و بوی عربستیزی دارد البته به جهت اعتقاد به باورهای اسلامی، این میهن دوستی آنگونه که در اشعار میرزاده عشقی دیده میشود او را به افراط نمیکشاند و همانطور که سطور قبلی بیان شد شکل ضد عرب نمیگیرد:
ساسانیان شدند یکی دولـت بزرگ نز رومشان تزلزل و نز چینشان زیان
روز دگــــر ز نیزه گذاران بادیـــــه جست آتشی به مکمن شیران نیستان
سالی دویست بر سر این آسیای دهر از خون بیگناهان شد جوی ها روان
ناگه به فر ایزدی از بیشه شـــد پدید یعقــوب لیث شیر بیــــابان سیستان
آزادی عجم را بنیان نهـــاد و کــرد سهم عـــرب برون ز دل قوم آریان
(همان:۳۲۲)
یا در شعر«آیینه ی عبرت» که بهار در نصیحت به محمدعلی شاه سرود و در آن از کردار سلاطین گذشته ایران یاد میکند برای اعراب با لحنی تحقیرآمیزصفت «عریان» را به کار برده و دلیل شکست ایرانیان از اعراب را اینگونه بیان کرده است :
خیل عریان عرب غالب نیامد در نبرد کاختلافات بزرگان کرد با ما هر چه کرد
(همان:۷۰)
۴-۲-۲-۳-۱- تصویرشناسی کشورهای عربی( اعراب)
اکثر کشورهای عربی نیز چون ایران، تحت سلطه و سیطرهی کشورهای استعماری قرار داشتند، مضامین و تصاویر شاعران و ادیبان آن کشورها و نگرش جمعی آنها، با نگرش ایرانیان بسیار نزدیک بود. از سویی دیگر اسلامی بودن این کشورها نیز دلیل دیگری بود بر اینکه کشورهای عربی نیز به همان چیزهایی ارج بنهند یا به ذم مسائلی بپردازنند که دغدغهی ایرانیان هم بوده است. الگوی قالبی ایرانیان از این کشورها، تصویری همراه با مشترکات فراوان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. مبارزه با استعمار، آزادیخواهی، استقلال طلبی و وطندوستی همان مضامین مشترک میان شاعران ایران و عرب است که بهار این الگوی قالبی را در اشعارش انعکاس داد است. او با وجود افتخار به ایران باستان، در اشعارش تصویری عربستیزبه شکل افراطی ارائه نمیکند و در قصاید خود اشعار فراوانی در مدح پیامبر اکرم(ص) و ائمهی اطهارآورده است. اعتقاد به دین مبین اسلام در کنار ایران دوستی، تصاویر ثابت و کلیشهای است که بارها در شعر بهار تکرار شده است.
۴-۲-۲-۴-پاکستان:
بهار در سال ۱۳۲۶ش. پس از استقلال دولت پاکستان، در قصیدهای، به افتخارات گذشتهی ایران و پاکستان اشاره میکند و از پاکستان و به طور کلی کشورهای شرقی، برای احیای افتخارات گذشته، یاری می طلبد:
شد سیه مست و بلاهوشیار تاکستان کجاست؟ پاکباز خفته شد بیدار پاکستـان کجاست
هند و ایران دیولاخ فتنه و آشــوب گشت رام چند دیو کش کو؟ رستم دستان کجاست
اهــل مشرق پیرو برنا یــــار و همدست هم اند همت یاران چه شد؟ اقدام همــدستان چه شد
(همان: ۵۸۱)
در قصیدهی «یادگار بهار به پاکستان»، بهار که نسبت به آن دیار دارای احساسات گرم و ایمانی بود این قصیده را پس از استقلای پاکستان سرود و در آن، وحدت نژاد و مذهب و مکارم اخلاقی و حس استقلالطلبی و مودت دو ملت را ستود و اندرزهای سودمندی برای ترقی و تعالی آیندهی پاکستان داده است.:
همیشه لطف خدا باد یار پاکستـــان به کین مباد فلک با دیار پاکستـان
سزد کراچی و لاهور، قبه‌الاســـلام که هست یاری اسلام کار پاکستان
ز فیض روح « محمد علی جناح» بود محمد و علی و آل، یار پاکستــان…
(همان: ۵۹۸)
۴-۲-۲-۴-۱- تصویرشناسی پاکستان
وحدت نژادی، دینی و ویژگیهای اجتماعی و مشترکات فرهنگی، همچنین نزدیکی دیدگاههای بین دو کشور ایران و پاکستان موجب شد تا نه تنها ملکالشعرای بهار، بلکه گروه وسیعی از ایرانیان نسبت به این کشور بیگانه، نگاهی مثبت همراه با احترام داشته باشند. بهار نیز این تصویر جمعی و قالبی را که خود نیز به آن معتقد بود و از علاقهی درونی او به آن سرزمین و ارزشهای حاکم بر آن جامعه ناشی میشد در اشعارش به نمایش گذاشته است.
۴-۲-۲-۵- هند
یکی از مفاهیم اصلی شعر بهار، آزادی است، او روشنفکری است که حضور بیگانگان را در ایران و کشورهای شرقی تحمل نمیکند و معتقد است که آزادی کشورهای شرقی از سویکشورهای اروپایی و غربی مورد حمله قرار گرفته است. بنابراین رهایی از یوغ استبداد داخلی و استعمار خارجی، در گرو اتحاد ملل شرقی است:
تا نرود از کفتان این گهر متّفقانـــه بفــــزایید ســـــر
تا رقبا دیگ هوس کم پزند مدعیان دست به دندان برند
( بهار، ۱۳۸۷: ۷۹۵)
او میگوید برای به دست آوردن آزادی، نیازمند تربیت و تغییر رفتار عمومی هستیم و بدون این تغییر، کسب آزادی غیر ممکن است:
بی تربیت آزادی و قانون نتوان داشت «سعفص» نتوان خواند، نخوانده «کلمن» را[۸]
( همان: ۵۹۲)

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.