جستجوی مقالات فارسی – تصویر بیگانگان در شعر مشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی)- قسمت …

پای جمهوری و دست انگلیس دزد آمد دزد آمد آی پلیس
(عشقی،۱۳۵۰: ۲۸۰)
محتوای اصلی « جمهوری نامه» توطئهی بیگانگان برای کسب منابع ملی ایران است.اشعار « جمهوری نامه» در آخرین شمارهی روزنامهی « قرن بیستم» نقل گردید. طبع این شماره « قرن بیستم» است که به قیمت جان عشقی تمام شد. در صفحهی اول همین روزنامه، کاریکاتور مرد خرسواری را نشان میدهد که خود را به پای خُم رسانیده و مشغول خوردن شیرهی است و در کنار کاریکاتور مزبور چنین نوشته شده: « جناب جنبول» بر خر جمهوری سوار شده، شیره ملت را مکیده و میخواهد به سر ما شیره بمالد». در پایان این حکایت نتیجه گرفته میشود که این داستان جمهوری، دنبالهی همان قرارداد ۱۹۱۹م. است، که حالا به صورتی دیگر نمودار شده است. در این حکایت ظاهراً خر، نماد رضاخان، دزد، نماد انگلستان و شیره، نماد دار و ندار ملت ایران است(فلاح – جعفری، ۱۳۸۷: ۱۲۸):
هرکه اندر خــــانه دارد مــایه ای هم چو یاســــی دارد او همســایه ای
یاسی ما هست ای یار عــــــزیز حضــــرت جمبــول یعنــــی انگلیز
آن که دایــــم کار یاســی میکند وز طــــــــریق دیپلماســــی میکند…
او گمان دارد که ایران بردنی است هم چو شیره، سرزمینی خوردنی است
دید هـــر چه مستقیمـــــاً میکند ملت آن را زود بــــر هـــم میزنـد
اندر این ره مـــدتی اندیشـه کرد تا که آخـــر کـــار یاسی پیشه کرد
گفت: جمهـــوری بیارم در میـان هم از آن بر دست خـــود گیرم عنان
خلق جمهوری طلب را خــرکنم زآنچه کــــردم بعد از این بدترکنم…
(عشقی، ۱۳۵۰: ۲۷۹-۲۸۰)
عشقی در این اشعار با تمثیلی، دسیسههای انگلیسیها را برای غارت منابع ایران برملا میسازد که چگونه در این راه، از افرادی چون رضاخان، بهرهگرفته اند.
او در « تصنیف جمهوری» نیز، تصویری از حمایت انگلستان برای اجرای طرح جمهوری رضاخانی در ایران، ارائه کرد. عشقی که کاملاً با جمهوری پیشنهادی انگلستان مخالف است، این جمهوری را نوعی استبداد تلقی میکند و بانیان آن را مسبّب غم و رنج، برای این ملت ستمدیده میداند:
تا تهیه در لندن، شد اساس جمهوری خودسری تدارک شد بر قیاس جمهوری…
(همان: ۲۹۸)
اما راهکار عشقی برای این میهمان ناخوانده، قیام و مبارزه علیه آنان است:
اگر به فکر خرابی خانه شد مهمان وظیفه ی تو دگر میهمان نوازی نیست
(همان: ۲۶۷)
۴-۳-۱-۱-۱- تصویرشناسی انگلیس
اگر مضامین اصلی اشعار عشقی را در ارتباط با انگلستان مرور کنیم، جز تصاویر ثابت و تکراری از یک کشور سلطهگر و توسعهطلب در آنها نخواهیم یافت. کشوری که به هر روش ممکن در اندیشهی کسب منافع خود است و در این راه از هیچ عملی حتی جنایت فروگذار نمیکند. او دزدی است قدرتمند و حیلهگر، که دار و ندار ملت ایران و دیگر جوامع شرقی را برده و همچنان در اندیشهی دستاندازیهای بیشتر است.
واژه هایی که عشقی برای بیان این تصاویر به کار میبرد متضمن همین تصاویر کلیشه ای ذکر شده است. واژههایی چون: استعمار، سلطه، تجاوز، غارت، خونریز، اجنبی، توطئه، روباه و … .
این تصاویر از نوع تصاویر بسته است زیرا به طور متداول تکرار میشوند و منشأ مشخصی ندارند. میرزاده عشقی از طریق همین واژهها و عبارات کلیشهای، که قبلاً بارها شنیده یا خوانده شده و معنای معینی دارند دیدگاه خود را به کوتاهترین شکل بیان میکند. این تصاویر همچنین، باور و نظر گروه وسیعی از جامعه، نسبت به این کشور بیگانه در آن دوران است.
۴-۳-۱-۲- روسیه
عشقی، هرگاه از اجنبی سخن میگوید بیشک منظور او، متجاوزان به خاک وطن یعنی روسیه و انگلیس است. این دو قدرت استعماری که ایران را از شمال و جنوب محاصره کرده بودند خشم و نفرت عشقی را بر میانگیختند. او در بسیاری از اشعار خود در کنار نام انگلستان، از روسیهی تزاری نیز نام میبرد که همچون انگلستان، اندیشهای جز غارت و تصرف خاک ایران نداشته است.
احساس حقارت از وضعیت نا بهسامان اجتماعی و شکستهای ایران در جنگهای پیدرپی به دلیل بیکفایتی حاکمان، از کشورهای بیگانه، حس وطندوستی شاعران مشروطه را تحریک میکرد و این حس به نحو بارز در اشعار این شعرا نمایان است.
عشقی نیز مانند دیگر شاعران عصر مشروطیت، علاقهی وافری به وطن و میهن خود داشت. او میهنپرستی بیریا و وطنخواهی بیچون و چرا بود( رنجبر، ۱۳۵۳: ۱۴۶).
شکست ایران در جنگهای ایران و روس، به ویژه تحمیل دو معاهدهی خفتآور« ترکمانچای» و « گلستان» و استمرار حضور روس در شمال کشور و انگلیسیها در جنوب، وضعیت حکومت مرکزی ایران در برابر آنان و از طرفی آشنایی ایرانیان با تمدن جدید مغرب زمین، اسباب حقارت در میان آنان شده بود. میرزاده عشقی از این احساس متأثر بود و برای غلبهی خود و مخاطبانش از این احساس، با تکیه بر ایران باستان، غیرمنصفانه به دشمنی با تمدن موجود مغرب زمین میپرداخت ( نیکوبخت، ۱۳۸۶: ۱۴۵).
میرزاده عشقی چکامهی « عشق وطن» را پس از اشغال ایران توسط روس و انگلیس در زمان جنگ جهانی اول سرود و در آن حس انتقام و کینهورزی حاصل از عملکرد تجاوزکارانهی بیگانگان را به نمایش گذاشته است؛ حسی که از عشق و علاقهی او نسبت به وطن لگدکوب شده، زیر چکمههای روس تزاری و انگلیس در ضمیر او ایجاد شده است:
خاکم به سر، ز غصه به سر خاک اگر کنم خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم…
جاییست آرزوی من ، ار من به آن رسـم از روی نعش لشکر دشمن گذر کنم
هر آن چه میکنی بکن ای دشمـن قـوی من نیز اگر قــوی شوم از تو بتر کنم
(عشقی، ۱۳۵۰: ۳۷۷)
عشقی با اشاره با اشغال خاک ایران، توجه ما را به وسعت این سرزمن در دورههای باستان جلب میکند و به اسارت و گرفتاریهای ایران در عصر مشروطه میپردازد و به مردم کشورش از زبان «داریوش » هشدار میدهد:
چین تا به رُمم بوده مسخر چو بمردم نصف کره ی خاک به اسلاف سپردم
کنون رفته به غارت گرفتار اسارت
حیف از این جهانگیر اقلیم لیک نماند از صد یکیش نیم
این خرابه قبرستان نه ایران ماست این خرابه ایران نیست، ایران کجاست؟

مطلب دیگر :  رابطه بین متغیرهای مدل کنسلیم و نرخ بازدهی سهام در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ...

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.