تصویر بیگانگان در شعر مشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی)- قسمت …

در دورههای قبل نیز چه در ادبیات پیش از اسلام و پس از آن هم این تأثیرپذیریها وجود داشته است؛ برای نمونه تأثیر ایلیاد و اودیسه، مهابهاراتا و رامایانا، منشأ قصههایی چون هزار و یکشب و داستانهای کلیله و دمنه و مرزباننامه شده است که نشاندهنده تأثیرپذیری برخی آثار ادبی ایران از آثار دیگر ملل جهان است. هم چنین تأثیراتی که زبان و فرهنگ عربی بر زبان و ادبیات فارسی به جای گذاشته است فراتر از حد تصوّر است. در دورهی معاصر نیز در نتیجهی تحولات مختلف و ارتباط با کشور هایغربی، همین تأثیرپذیریها باعث شد تا گونههای جدیدی از انواع ادبی چون نمایشنامه، رمان، داستان کوتاه شکل گیرد و مهمتر از همه، تغییر در ساختار و محتوای شعر ایجاد شود و دنیای جدیدی را به روی شاعران و نویسندگان کشورمان باز نماید.
در تصاویر ارائه شده از سوی سه شاعر مردمی عصرمشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی) در برخورد با عوامل بیرونی و به ویژه با بیگانگان، با وجود به کار بردن مضامین مشترکی چون وطن، آزادی و مشروطه خواهی که مستقیماً تحت تأثیر جنبشهای آزادیخواهانهی کشورهای غربی شکل گرفت تفاوتهای فرهنگی و دینی باعث بروز رویکردهای متفاوت در ارائهی تصاویرشان شده است. از این حیث، سید اشرف الدین گیلانی را شاعری میدانند که حکومتی صددرصد دینی را برای ایران می پسندید(آژند،۱۳۶۳: ۳۳۷). میرزاده عشقی به نوعی افراط دچار بود و در پی ایران بزرگ (پان ایرانیسم) روزگار میگذراند و دین را از وطنخواهی جدا میدانست(آرین پور،۱۳۷۲: ۳۸۱). اما بزرگترین شاعر این دوره یعنی محمد تقی بهار وضعیتی متفاوت دارد. از مجموع آنچه دربارهی او نوشتهاند برمیآید که او را شاعری میهندوست قلمداد کردهاندکه متعادل است، نه چپ تندرو و نه مذهبی افراطی است. مختصر تمایلی به دمکراتها دارد و از بعضی آرمانهای ایشان حمایت و با خرافهپرستی در دین مبارزه میکرد. البته در مقالهای دربارهی او چنین آمده است: «در اندیشهی بهار، دین نقش محوری دارد و به نظر او ضرورت دین برای زندگی فردی و اجتماعی بشر امری بدیهی و غیرقابل انکار است. به همین دلیل نگرشهای لاییکی را از خطاهای بزرگ بشر قلمداد میکند و با جدایی دین از سیاست هم مخالف بود»(زرقانی،۱۳۸۳: ۴۷).
این نوع نگاه دینی در کنار جریانهای روشنفکری و آشنایی با مظاهر تمدن غرب و دموکراسیخواهی زمینهساز تحول اجتماعی و سیاسی بزرگی در ایران بود که نهضت مشروطه را شکل داد و در کنار آن باعث شد جریانهای ادبی همپای جریانات آزادیخواهانه و ضداستبدادی در مسیر تازهای هدایت شوند.
روشنفکران ایرانی که از اواخر دورهی صفوی تا حدّی با افکار و زندگی و آثار اروپاییان آشنا شده بودند به تدریج مضامین اشعار آنها در شعر شاعران این عصر نمایان شد و سبب شد تا شاعران به سمت مضامین اجتماعی روی آورند.
فصل سوم- شعر سیاسی و معرفی شاعران مشروطه
سید اشرف الدین گیلانی،
ملک الشعرای بهار و میرزاده عشقی
۳-۱- شعر سیاسی و کیفیت شعر شاعران مشروطه
اساساً ادبیات هر ملت، آینهی تمام نمای وضعیت اجتماعی آن ملت است و شعرا و نویسندگان بازگوکنندهی مسائل مختلف جامعهاند. با مراجعه به آثار ادبی شاعران و نویسندگان دوره های مختلف میتوان دغدغه های اصلی مردم هر عصر را مشاهده کرد. در عصر مشروطه نیز، بیان شاعرانه اوضاع سیاسی و اجتماعی جامعهی ایرانی موضوع اصلی آثار ادیبان بوده است. شعرایی که خود از میان مردم برخاسته بودند و صدای بلند دادخواهی این ملت از حکومت استبدادی و اقتدارگرا از زبان آنان شنیده میشد. این شعرا با تکیه بر احساس شاعرانه خود و تیزبینی هنرمندانهشان تصویری شفاف از جامعهشان ارائه کردندکه آیندگان با تکیه بر آن تصاویر میتوانند به بهترین شکل وضعیت جامعهی آن دوره را مجسم نمایند. جان مایهی اصلی اشعار این شعرا، با توجه به ویژگی زمانهشان عمدتاً بیان سیاستهای نابخرادانه حاکمان، اوضاع اجتماعی نابهسامان، بیدارکردن تودهی مردم و آشکارکردن توطئههای بیگانگان بوده است. شاعرانی که تحت تأثیر فضای انقلاب مشروطه، آرمانها و خواستههای سیاسی و انقلابی داشتهاند. مجموعهی همین مسائل سبب شد تا اکثر شاعران و نویسندگان عصر مشروطه به بیان مضامین سیاسی و اجتماعی روی آورند و شعر سیاسی به شکل گستردهای رواج یابد.
اشعار وزین و پرصلابت ملک الشعرای بهار، صرف نظر از محتوای غنی سیاسی و اجتماعی، یادآور دوره های گذشتهی اعتلای ادبی جامعهی ایرانی است. در کلام عارف، عشقی و فرخی یزدی کمابیش با امیدها و آرزوهای بیسرانجام و حرمانها و نارضایتیها و شکوههای اقشار متوسط شهری جامعهی ایرانی آغاز قرن بیستم آشنا میشویم و در اشعار پارهای دیگر از شعرا مانند نسیم شمال بیشتر بیان معضلات و آرزوهای ظاهراً کوچک ولی تحقق ناپذیر و دردهای بی درمان تودههای بی نام و نشان فرودست شهری و روستاییان رعیت را مشاهده میکنیم(خارابی، ۱۳۷۶: ۱۲۰).
شعر و شاعری از دوران قرون وسطی نقش با اهمیتی را در حیات معنوی مردم کشور ما ایفا کرده است. گنجینهی غنی اشعار سخن پردازان دورهی کلاسیک ادبیات ایران همواره برای تمامی نسل های بعدی پر جاذبه و الهام بخش بود. شاید بتوان عرصهی شعر را مهمترین حیطهی هنری قابل دسترس، جهت ابراز وجود نخبگان فرهنگی شهری ایران محسوب داشت. با توجه به بیسوادی رایج در جامعهی ما که در دورهی انقلاب مشروطیت دامنگیر اکثریت چشمگیر مردم بود، اهمیت کلام منظوم، که به خاطر سپردن و نقل قول آن برای دیگران تا حدی میسُر بود، بیش از پیش آشکار میشود. پیداست که در اوضاع و احوال جدید، عرصهی شعر نمیتوانست از روند تغییرات اشاره شده برکنار بماند. این شاعران که به افکار و آرمانخواهیهای جدید گرویده بودند از سلاح شعر جهت تبلیغ نظریاتشان استفاده میکردند و شعر به پروانهی عبور دیدگاههای جدید سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. آنان خود به اهمیت نقش شعر در جامعهی ما و تأثیر آن در دلهای مردم عصر و زمان خود واقف بودند (همان، ۱۲۰- ۱۲۱).
از نقطه نظر علمی، مفاهیمی چون «وطن» و «ملت» به معنای کنونی آن محصول عصر انقلاب صنعتی و رواج صنعت و سرمایهداری است. برای مثال در جریان انقلاب فرانسه است که فرانسه به «وطن» تمامی فرانسویان تبدیل میشود. در ایران تا اواخر دوران سلطنت ناصرالدین شاه، متون و نیز در آثار منظوم، واژهی «وطن» و «ملت» به معنای و مفهوم کنونی آن به کار نمیرفت. در آستانه نهضت مشروطه است که این واژهها جایگاه خود را در اذهان باز میکنند. از گویندگان این دوره ، اشعار زیادی در مورد «وطن» در دست است که به «اشعار وطنی» و یا «وطنیه ها» معروف هستند( کسروی،۱۳۷۸: صص۴۶- ۴۷).
اشعار شاعران عصر مشروطه همواره متأثر از انقلابها و جریانات سیاسی و اجتماعی سایر کشورها به ویژه کشورهای اروپایی بوده است. صنعتی شدن و رشد شهرنشینی و عوامل دیگر سبب شد تا مضمون اشعار شعرای مشروطه را بتوان به طور کلی در دو بخش سیاسی و اجتماعی خلاصه کرد:
الف: موضوعات سیاسی
۱- نابهسامانی امور و نحوهی غلط ادارهی کشور، نبودن قانون، فقدان عدل و انصاف
۲- عقب ماندگی کشور و زبونی در مقابل بیگانگان و شکوه از مداخلات آنان
۳- تشویق مردم به وطن دوستی
۴- تلاش برای بیداری ملت و مدح آزادی
۵- توهّم در مورد نظام مشروطه که ظاهراً گرهگشای تمام مشکلات تصوّر میشد
۶- سرخوردگی از نظام جدید به سبب عدم تحقق آرزوها و آرمان ها، مقایسه مشروطه جدید با استبداد قدیم و …
ب: موضوعات اجتماعی
۱- نظام مالکیت اراضی و وضع روستاییان
۲- فقر و غنا و بیان نابرابرهای اجتماعی
۳- دستگاه اداری- کارمندان – رواج رشوه
۴- اشرافیت
۵- وضعیت زنان و … (همان، ۱۲۲-۱۳۱).
در واقع میتوان شعر عصر مشروطه را بیان ادیبانهی عناصر سیاسی و اجتماعی دانست که با وجود نقاط ضعف و قوت فراوان، تلاشی موثّر برای نهادینه کردن قانون، دموکراسی مبتنی بر غرب و رواج آزادی، در جامعهی سنتی ایران بوده است و از این حیث در شکل گیری انقلاب مشروطه، شاعران و نویسندگان وظیفهی خود را تا حد زیادی در این خصوص ایفا کردهاند.
۳-۲- زندگی سید اشرف الدین گیلانی
۳-۲-۱- نسب، تولد، کودکی و تحصیلات
از زندگانی سید اشرفالدین گیلانی، شاعر و روزنامه نگار دورهی مشروطیت که بعدها به سبب انتشار روزنامهای با عنوان نسیم شمال، به « نسیم شمال» معروف شد، اطلاع دقیقی در دست نیست. چنانکه خود گفته است: در سال ۱۲۸۸ ق/۱۸۷۱ م در قزوین زاده شد. نام پدرش را سیداحمد حسینی قزوینی گفتهاند(آرین پور،۱۳۵۷ :ج۲/۶۱). درشش ماهگی پدرش را از دست میدهد و یتیم میشود و در یتیمی ملک و خانهاش را غصب کردهاند و او دچار فقر و تنگ دستی شده است(همان:۶۱).
درجوانی رهسپار عتبات شد(همان:۶۱)پس از پنچ سال تحصیل فقه و اصول در کربلا، به قزوین بازگشت. بیشتر سرگذشتنویسان، سفر وی را به عتبات میان سالهای ۱۳۰۰- ۱۳۰۵ ق. نوشتهاند. اشرفالدین در بیستودو سالگی برای ادامه تحصیل رهسپار تبریز شد و نزد استادان آن دیار، صرف و نحو، هیأت، جغرافیا، هندسه، فقه، منطق و کلام آموخت و چنانکه خود میگوید: با « پیری روشن ضمیر» دیدار کرد که تأثیر به سزایی در حیات وی نهاد.
در ره تـبریز با شور و تعب خدمت پیری رسیــدم نیمه شب
آن قلندر چون مرا دیوانه دید مست از جام می جـــانانه دید
کرد تعـلیمم همه اســرار حق گشت روشن روحم از انوار حق
(گیلانی، ۱۳۶۳: ۲۰۸)
۳-۲-۲- وقایع جوانی و میانسالی و انتشار روزنامهی نسیم شمال
تحول اساسی در زندگی سیداشرفالدین، هنگاهی رخ داد که در سال ۱۳۲۴ ق. به رشت مهاجرت کرد (گیلانی، ۱۳۶۳ :۲۰۸) و مورد عنایت و مهربانیهای مردم رشت قرار گرفته، همانجا به سرودن شعر پرداخت. در همین شهر بود که بعد از اعلام مشروطیت و نه ماه قبل از به توپ بستن مجلس، نخستین شمارهی روزنامهی ادبی- فکاهی خود را تحت عنوان « نسیم شمال» به صورت هفتگی (نامرتب)، منتشر کرد( فخرایی، ۱۳۵۴ : ۲۶۸).
نزدیکی سید با برخی اعیان با نفوذ گیلان، چون سپهدار رشتی، سردار معتمد و سپهسالار محمد ولیخانتنکابنی، ( که سید اشرفالدین در شعری وی را ستوده )، سبب درگیری و مشاجرات قلمی او با برخی از روزنامهنگاران، چون افصحالمتکلمین، مدیر روزنامه خیرالکلام شد(باستانی، ۱۳۵۷: ۱۸۰-۱۸۱). اشرفالدین پس از بمبباران و انحلال مجلس، از بیم مأموران محمدعلیشاه با لباس مبدل از طریق روستاهای گیلان و قزوین به اشتهارد گریخت(فخرایی ،۱۳۵۴ : ۲۶۹). پس از فرار اشرفالدین از رشت، نسیم شمال نیز به مدت ۷ ماه توقیف شد. (نجف دری، ۱۳۶۳: ۱۸). در بازگشت به رشت، اشرفالدین به عضویت « کمیتهی ستار» که تنی چند از مبارزان گیلان تشکیل داده بودند، درآمد( فومنی، ۱۳۵۳: ۲۳۱- ۲۳۴). به نظر میرسد بسیاری از اندیشههای اجتماعی و سیاسی اشرفالدین در همین دوره و با حضور در این محفل، پایهریزی شده باشد (آرین پور۱۳۷۲:ج ۲/۶۲).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.